کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس

خاطرات

محسن رضایی: می‌خواهم راز دجله را بگویم

به گزارش مشرق، با حضور حجت‌الاسلام آل‌هاشم رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش، سردار حسین علایی از فرماندهان دوران دفاع مقدس و سردار امین شریعتی فرماند لشکر ۳۱ عاشورا در دوران دفاع مقدس، مراسم گرامیداشت یاد شهیدان حمید و مهدی باکری در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار شد. در این مراسم دکتر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس با اشاره به ویژگی‌های زندگی شهید مهدی باکری توضیح داد: او یک انقلابی به تمام معنا بود و در آذربایجان از جمله ارومیه و تبریز بسیار موثر فعالیت انقلابی انجام می‌داد. اگرچه فعالیت‌هایش را از دانشگاه تبریز آغاز کرد اما در کوچه‌ها نیز به اشکال گوناگون فعالیت داشت و حتی از طریق «اکراد» ارومیه …

توضیحات بیشتر »

به محض این که روزنه ای باز بشود، پرواز می‌کنیم

روایت داستانی لحظات قبل از عروج – ۱۹ دی ماه ۱۳۸۴ رئیس ستاد ما را ! این جا چه کار می‌کنی تو؟! برزگر کمی‌آشفته شد. دعوتم نمی‌کنی به دفترت؟! سردار لبخند زد. چرا! چای هم می‌دهیم بهت، حالا که آمدی با هم برویم فرودگاه، و رو کرد به محمود: اوضاع چطور است؟ محمود فقط یک کلمه گفت: بد! بد؟! محمود خواست توضیح بدهد اما چنان صدای آسمان قرومبه ای بلند شد که به نظر رسید شیشه‌ها خواهند ریخت. یک آن مات شان برد و سکوت کردند و گوش سپردند به صدا و نا خواسته چشم دوختند به پنجره تا شاید نور تندر را هم ببینند، بعد سردار رو کرد به محمود. تو به این می‌گویی بد؟! و با دست اشاره …

توضیحات بیشتر »

روایت باقری از عملیات احمدکاظمی‌در سال ۷۵

معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به عملیات سپاه در عمق۱۵۰ کیلومتری خاک عراق علیه ضدانقلاب در سال ۷۵، گفت: این اقدام جسورانه شهید کاظمی مانند آبی بر آتش ضدانقلاب در منطقه غرب بود. سردار سرلشکر محمد باقری معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح در خصوص ویژگی‌ها و خصوصیات شهدای عرفه سپاه با تاکید بر اینکه قطعا تک تک این شهدا ستارگان درخشانی در تاریخ انقلاب اسلامی بودند، گفت:‌ البته شاید به دلیل تلالو خورشید بزرگی مانند احمد کاظمی، قدری وجهه نورانی این عزیزان کمتر دیده شده باشد. باقری با اشاره به سابقه آشنایی خود با تعدادی از این شهدای بزرگوار گفت: واقعیت این است که این عزیزان همگی جزء نخبگان، بزرگان و مهمترین عناصر و فداکاران ملت …

توضیحات بیشتر »

تعهد حاج احمد

حاج احمد کاظمی‌در سال ۱۳۷۱ فرمانده قرارگاه حمزه سید الشهدا شده بود و زمانی بود که آمریکا به عراق آمده بود،ضد انقلاب در شمال عراق مستقر شده بود و تشکیلاتی برای خودش درست کرده بود،تابستان و پاییز وارد کشور می‌شد، اذیت می‌کرد، پول زور از مردم می‌گرفت و هر کاری دلش می‌خواست انجام می‌داد.حاج احمد در آن زمان گفت که تنها راه حل، ورود به خاک عراق است که من با مقام معظم رهبری مطرح کردم و ایشان موافقت کردند، بلافاصله شهید کاظمی‌با ۶۰۰ کامیون و ۵۰ قبضه توپ وارد عراق شد و منطقه آنها را که در ۱۰۰ کیلومتری مرز عراق بود محاصره کرد و با شلیک توپ بالای سر آنها، از آنها تعهد کتبی گرفت تا سلاح را …

توضیحات بیشتر »

ماجرای گفت‌و‌گوی حاج احمد کاظمی‌با اسیر عراقی در عملیات بیت المقدس

به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس از شهرکرد، \”عزیزالله علیاری\” رزمنده دوران جنگ تحمیلی اظهار داشت: اولین حضورم در جبهه در سن ۲۱ سالگی در عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر بود که داوطلبانه و به عنوان نیروی مردمی‌حضور داشتم. علیاری بیان کرد: ما با باورها، اعتقادات و آرمانهایی که داشتیم جنگ را اداره کردیم. حق مداری، ولایتمداری رمز موفقیت ما در دفاع مقدس است. وی تاکید کرد: مقاومت و صبر و هدایت رهبری حکیمانه امام خمینی(ره) عامل پیروزی ما بود در حالی که ما در بدترین شرایط و انواع و اقسام تحریم و کمبودها در برابر دشمنی که چندین کشور از او حمایت می‌کردند، جنگیدیم و پیروز شدیم. علیاری تصریح کرد: ملت ایران با تاسی به آموزه‌های دینی و اسلامی‌هرگز تسلیم شرایط سخت و …

توضیحات بیشتر »

روایت سردار فدوی از شهید کاظمی

برایمان از شهید کاظمی‌و تیپ ۸ نجف بگویید، خاطره ای از آن روزها یادتان هست؟ تیپ نجف مصداق همان حرفی بود که امام(ره) می‌گفتند: اگر صد وبیست و چهار هزار پیامبر(ص) یک جا جمع شوند و با هم کار کنند، باز هم مشکلی پیش نمی‌آید. ارتباط این‌ها با فرمانده‌شان و با هم ارتباط رئیس و مرئوس نبود. همه فکر می‌کردند که این کار باید برای خدا انجام شود، باید این جاده صاف شود، پس هر چه از دستم بربیاید، باید انجام بدهم، کسی به مقامش، به موقعیتش فکر نمی‌کرد و این وسط، اخلاق شهید کاظمی‌و روحیه بزرگ منشانه‌اش هم بی تاثیر نبود. همین بود که این تیپ از نظر نظم حرف نداشت. از نظر تاکتیک و تکنیک معروف بود. همین …

توضیحات بیشتر »

پرداخت پول کپی

گفتم شما فرمانده ی لشکرید، اختیار همه ی امور را دارید. چند کپی که در راستای کارهای لشکر هم هست که دیگه شخصی حساب نمی‌شه. گفت: بگو چقدر می‌شه، بیت المال، فرمانده لشکر یا نیروی عادی نمی‌شناسه. از من اصرار از نگرفتن پول، از او اصرار به پرداخت. بالاخره کوتاه آمدم، پول کپی‌ها را داد البته دو برابر. به نقل از برادر غلامرضا شفیعی

توضیحات بیشتر »

چهار تصویر هک شده از شهید کاظمی‌در ذهن آقا عزیز

به بهانه ایام نهمین سالگرد شهادت سردار شهید حاج احمد کاظمی‌برآن شدیم تا برگی نو و روایتی متفاوت از چهار تصویری که  از این شهید در ذهن فرمانده کل سپاه نقش بسته است مرور کنیم . تصویر اول: مرحله دوم عملیات بیت المقدس است. دشمن با تمام قوا و نیرو سایه‌ی کینه انداخته است روی سر بچه‌ها. خط یک لحظه آرام نمی‌گیرد و از شدت آتش سنگین دشمن زمین به لرزش افتاده و تمامی‌فضا پر است از خاک و دود و بوی مشمئزکننده باروت و خون همه جا را گرفته است. نیروها چاره ای ندارند جز اینکه فشار دشمن را تحمل کنند و دم بر نیارند. قرارگاه، مقاوم ترین نیروها را برای حفظ خط انتخاب کرده است و البته احمد و …

توضیحات بیشتر »

شهید کاظمی‌و اسارت یک تیپ کامل از ارتش عراق در عملیات محرم

عملیات محرم در سال‌های ابتدای جنگ به مورد اجرا گذاشته شد . لشکر هشت نجف اشرف در این عملیات یک تیپ کامل از ارتش عراق را به اسارت گرفت. فرمانده تیپ عراقی چنان غافلگیر شده بود که باور نمی‌کرد که اسیر شده است . احمد به او گفت سوار جیپ من شو تا با هم برویم و تیپ تو را خلع سلاح کنیم. افسر عراقی به احمد گفت تو کی هستی که به من دستور می‌دهی ؟ وقتی احمد کاظمی‌به او گفته بود که من فرمانده لشکر هستم ، آن نامرد به احمد توهین کرده و گفته بود تو آشپز من هم نیستی! طرف عراقی باور نمی‌کرد که یک جوان ۲۳ ساله فرمانده لشکری باشد که تیپ او را برق …

توضیحات بیشتر »

حاج احمد! ما شما را رها نخواهیم کرد و حتی تا بهشت هم دنبال تان خواهیم آمد.

حاج حسن  طهرانی مقدم  سعی اش را کرد که نشان مان دهد حاج احمد کاظمی‌یک مدیر بود. او شروع کرد برای مان از صفات حاج احمد در کار گفت و خواست که صاحب نظرها بیایند و تحقیق کنند شاید یک کتاب ناطق، قدری این نظام خسته مدیریتی کشور را تکان بدهد، حتی بعد از شهادتش. او برای مان توضیح داد که حاجی یک نقطه نبوده، بلکه یک جریان بوده، یعنی در غیابش توانسته کارهایش را به ثمر برساند. سردار مقدم برای مان یک داستان تعریف کرد و گفت: در یکی از عملیات‌ها که علیه منافقین بود، قرار شد منطقه ای را با موشک هدف قرار بدهیم. می‌گفت، من موشک‌ها را آماده کرده بودم، سوخت زده با سیستم برنامه ریزی شده. موشک‌ها …

توضیحات بیشتر »