کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس

خاطرات

روایتی متفاوت از پنج سال زندگی مشترک با شهید حججی از زبان همسر شهید

گروه جهاد و مقاومت مشرق – شنبه بیست و یکم مرداد نودوشش؛ آفتاب هنوز در آسمان است که به نجف‌آباد می‌رسیم. اینجا دیواری نیست که عکس «محسن» بر روی آن نباشد؛ اصلا انگار همه کوچه‌ها و خیابان‌ها را با نگاه نافذش قُرُق کرده‌ است! وجب به وجب این شهر او را فریاد می‌زند. از قلب‌های مردمانش بگیر تا شیشه خودروها! آنقدر با «سر»ش دلنوازی کرده است که حالا حالاها نامش از سرزبان مردمان این دیار نمی‌افتد! به خانه‌شان که می‌رسیم جمعیت پشت جمعیت نشسته است. گروهی می‌روند و گروهی تازه از راه می‌رسند. صدای آقا محسن هم از بلندگوهای داخل حیات به گوش می‌رسد: «سلام علی آقا، سلام باباجان، سلام پسر گلم ….» گوشه به گوشه نشانه‌ای از قهرمان این خانه …

توضیحات بیشتر »

ناگفته‌های زندگی شهید حججی | از ازدواج تا شهادت حججی

  ناگفته‌های زندگی شهید حججی | محسن حججی راه شهادت را برگزیده بود، سالها پیش از آن که گذرش به عراق و سوریه بیفتد، راهش روشن بود. یکی از دوستان نزدیک شهید حججی حمید خلیلی مدیر مؤسسه حاج احمد کاظمی‌است. او از ناگفته‌های زندگی محسن حججی از ازدواج تا شهادت می‌گوید… حمید خلیلی مدیر مؤسسه سردار شهید حاج احمد کاظمی‌ناگفته‌هایی از زندگی شهید مدافع حرم بی سر «محسن حججی» را بیان می‌کند. حمید خلیلی مدیر مؤسسه سردار شهید حاج احمد کاظمی‌که سال‌های متمادی یا شهید مدافع حرم «محسن حججی» ارتباط داشت و رابطه صمیمی‌میانشان وجود داشت در گفت‌و‌گو با تسنیم در خصوص این مؤسسه و ورود شهید حججی به مؤسسه شهید کاظمی‌ می‌گوید: مؤسسه شهید احمد کاظمی‌یک مؤسسه فرهنگی تربیتی …

توضیحات بیشتر »

مدیریت و فرماندهی شهید کاظمی‌۳

بزرگ‌ترین تنبیه برای نیروها و مسئولان، نارضایتی حاجی و بهترین تشویق برای آن‌ها، لبخند رضایتش بود؛ اگرچه خیلی دیر از کاری ابراز رضایت می‌کرد. همه می‌دانستند در تخلف‌ها با کسی عقد برادری نبسته است و هیچ‌کس حاشیه امنی در تخلفات نداشت. در یک کلام، کسی می‌توانست در برابر او دوام بیاورد که بسیار منضبط جدی و مصمم و متعهد و مطیع باشد. تشویق، توجه و تقدیرش، لذت دنیا را داشت. همین که کسی می‌فهمید، حاجی او را زیر نظر دارد و از کارش رضایت دارد، برایش بس بود. کسی را سراغ ندارم که مدتی زیر دست حاج احمد کاظمی بوده باشد، (حتی با چند واسطه) و به این زیردستی افتخار نکند، حتی اگر مورد تنبیه واقع شده باشد. این استحکام …

توضیحات بیشتر »

سرآغاز راهیان نور و شهید کاظمی

حاج احمد با همان استواری همیشگی‌اش گفت: «این‌جا همان جایی است که سه ماه پیش با عزیزانی که الآن خانواده‌هایشان با ما هستند، می‌جنگیدیم. دوستان و برادران عزیزی از ما همین جا روی همین خاک‌ها در خون خود غلطیدند و شهید شدند…»   زمزمه‌های آرام به ناله‌های بلند تبدیل شده بود. حاجی هم گریه می‌کرد، اشک‌هایش آرام‌آرام سرازیر شده بود.   «ای کاش وساطت ما را هم کرده بودند، ولی ضعف ما بود یا وظیفه و تکلیف امروز. الآن ما مانده‌ایم و جنگ تمام شده است. باید حافظ این خون‌ها بود. وظیفه‌ی الآن خیلی سنگین‌تر از زمان جنگ است. دیری نمی‌گذرد که…»   جمع خانواده‌های فرماند‌هان شهید و فرمانده‌هان لشکر ۸ نجف اشرف در خرمشهر بود و به گمانم این …

توضیحات بیشتر »

مرخصی چند ساعته و عملیات بیت المقدس

فاصله‌ی عملیات «فتح‌المبین» تا «بیت‌المقدس» کم‌تر از یک ماه بود و نیروها خسته شده بودند. از حاج احمد خواستیم نیروها پیش از آماده‌سازی و سازماندهی مجدد برای انجام عملیات، به مرخصی بروند. اصرار کم‌کم نتیجه داد و حاجی راضی شد تا نیروها به مرخصی بروند؛ به‌شرطی که او هم همراه آنان باشد. همه‌ی گردان سوار اتوبوس شدند و حاجی هم همراه‌شان بود. تا این‌که به منطقه‌ی گلف در نزدیکی اهواز رسیدیم. حاجی ابتدا نیروها را به حمام فرستاد و سپس برای هر نفر یک آلاسکا خرید و گفت: مرخصی تمام شد! برمی‌گردیم منطقه. این فرصت چند ساعته تمام مرخصی گردان بود، در فاصله سه ماه و دو عملیات بزرگ.

توضیحات بیشتر »

مدیریت و فرماندهی شهید کاظمی‌۲

بازدیدهایش اغلب سرزده و بدون اطلاع و زمان مشخصی بود؛ طوری‌که همه حضورش را حس می‌کردند و هر لحظه آماده رسیدنش بودند. حتی سرباز راننده‌اش، تنهایی هم که بود، جرأت تخلف نداشت و همه‌ی دستورالعمل‌های او را رعایت می‌کرد؛ زیرا احتمال می‌داد که حاجی مطلع شود.

توضیحات بیشتر »

مدیریت و فرماندهی شهید کاظمی

مسئولیت‌های مهم از نظر او مسئولیت‌هایی بود که با بیت‌المال سر و کار داشت. به‌شدت با تخلف‌های فرماندهان و مسئولان برخورد می‌کرد. به‌هیچ وجه اجازه نمی‌داد از بیت‌المالی که در اختیارش بود، کوچک‌ترین سوءاستفاده‌یی شود.   تشویق‌هایش هم روی دو اصل بود؛ اول حفظ بیت‌المال و نگهداری؛ دوم انجام درست وظایف محوله. آن هم بیش‌تر برای نیروهای جزء بود و سخت‌گیری‌ها و تنبیه‌ها برای مسئولان.   از تمام ریز مسائل هم اطلاع داشت و هم وارد می‌شد. چون خود در جنگ و در صحنه عملیات‌ها از نزدیک حضور داشت، به همه‌ی جزئیات امور اشراف داشت و زحماتی که کشیده می‌شد را به‌خوبی شناسایی می‌کرد و به آن ارج می‌نهاد. هیچ نیازی به گزارش مکتوب نداشت؛ با یک بازدید به همه‌ی …

توضیحات بیشتر »

آقا مهدی فرمانده تیپ عاشورا

توی مقر تیپ یک سنگر کوچکی بود که سنگر فرماندهی محسوب می‏شد، کوچک بود و کم ارتفاع. کنارش دو تا چادر هم سرپا بود. شنیده بودیم که فرمانده تیپ احمد کاظمی است و معاونش هم مهدی باکری؛ ولی هیچ کدام از اینها را نمی‏شناختیم. وارد سنگر فرماندهی شدیم، سقف سنگر پایین بود و مجبور شدیم از همان اول بنشینیم. خودمان را معرفی کردیم؛ گفتیم که از تبریز آمده‏ایم و…  یکی از آنهایی که توی سنگر بود، داشت با بی‏سیم حرف می‏زد. تا ما خودمان را معرفی کردیم برگشت به یکی از برادرانی که توی سنگر بود، گفت: همشهری‏های آقا مهدی اومده سریع راهنمایی کنین چادرشان.  باز سرگرم صحبت با بی‏سیم شد. در تکاپو بود و آرام و قرار نداشت. از …

توضیحات بیشتر »

او با همه فرق دارد …

دلم می‌خواست که حتما بیاید، ولی عقلم می‌گفت، کلی کار دارد و تازه مریض هم هست. قول هم که نداد، گفته که اگر شد می‌آیم. به بچه‌ها نگفتم که مهمان شب چه کسی است؛ چون همان عقلم می‌گفت، بچه‌ها از تحویل گرفتن مسئولان خیرها دیده‌اند و می‌دانند کسی مثل سردار کاظمی، برای یک جمع ۵۰ تا ۱۰۰نفره، به پایگاه نخواهد آمد؛ مثل همه‌ی آدم‌های بزرگ. بااین‌حال دلم روشن بود. تا آخر شب منتظر بودم. بالاخره عقلم برنده شد. سه روز بعد نامه‌ای با امضای ایشان به‌نام مسئول پایگاه و خطاب به همه‌ی اعضا آمد. در آن، بابت نیامدنش معذرت‌خواهی کرده بود. ظاهراً حالش بد شده بود و بستری هم شده بود. عقلم گفت: من که گفتم او با همه فرق …

توضیحات بیشتر »

شهید حسن شاطری و احمد کاظمی‌در یک قاب

به گزارش سایت شهید کاظمی‌« احمد کاظمی» و «حسن شاطری»، دو سردار بزرگ دوران دفاع مقدس و انقلاب اسلامی‌محسوب می‏شوند که همواره خدمات شایانی را به ملت ایران و جهان اسلام ارائه دادند و دست آخر، هر دو به خیل عظیم هم‏رزمان شهیدشان پیوستند.   هر دوی این یادگاران جنگ تحمیلی و سال‏های مبارزه و دفاع مقدس در طول جنگ تحمیلی در میدان نبرد با دشمن بعثی حضوری فعال داشتند و با تمام وجود در حوزه فرماندهی و مهندسی جنگ که بسیار مهم بود، فعالیت می‏کردند.     احمد کاظمی‌در سن ۱۸ سالگی، پس از تحصیلات دوره دبیرستان در به مبارزان جبهه‌های جنوب لبنان پیوست و شهید شاطری نیز در همین خطه متبرک به شهادت رسید.   وی با شروع جنگ …

توضیحات بیشتر »