نوشته‌ها

به گزارش سایت شهید کاظمی و به نقل از خبرنگار صاحب نیوز، حجت‌الاسلام و المسلمین سید حسین مومنی عصر امروز در مراسم گرامیداشت بیست و هشتمین سالگرد شهادت فرمانده عاشورایی لشکر ۱۴ امام حسین (ع) شهید حاج حسین خرازی و شهدای عملیات کربلای ۴ و ۵ با بیان این مطلب افزود: حمایت و پشتیبانی از ولایت سیره سیاسی شهدا است. دشمن ولایت فقیه را هدف گرفته است، سیره سیاسی شهدا باید تبیین شود.

DSC_0061

وی با بیان اینکه مردم ما می‌فهمند و شعورشان بالا است و از بلوغ فوق العاده‌ای برخوردار هستند، اظهار داشت: بر طبق گفته‌های امام راحل، داشتم داشتم مهم نیست، میزان حال افراد است. متاسفانه برخی از مسئولین که سمت اجرایی دارند اکنون به ولایت نیش می‌زنند و این نیش، تیشه به انقلاب می‌زند، ولی جواب آنها را شهدا خواهند داد.

حجت الاسلام مومنی با بیان اینکه برخی از درک، شعور و فهم شهید و شهادت عاجزند، تصریح کرد: مقام شهادت، مقام تاسف نیست، مقام حسرت و غبطه است.
وی بیان کرد: افرادی که از قافله شهادت عقب افتاده‌اند، نسبت به مقام شهادت غبطه می‌خورند و انگشت حسرت بر دهان می گیرند.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به روایات و آیات قرآن شریفه تصریح کرد: بندگی، غایت و نهایتی است که از سلوک شهادت نصیب انسان می‌شود.
وی به آیات ۴ تا ۶ سوره محمد(ص) و آیه ۱۱۱ سوره توبه اشاره کرد و افزود: آیات متعدد قرآن کریم چون ۱۵۷ و ۱۵۸‌، ۱۷۷ و ۱۶۹ آل عمران بر ارج و قرب مقام شهادت اشاره کرده است و شهیدان را انسانی‌هایی بیان می‌کند که با خداوند معامله کرده‌اند.

حجت الاسلام مومنی با بیان اینکه از رهگذر شهادت، مردم به عبودیت و بندگی خداوند می‌رسند، اذعان داشت: عبودیت یعنی تمام سرمایه‌های مالی و جانی خود را در راه خداوند نثار کنی و دم بر نیاوری.

وی از برخی رسانه‌های مکتوب گلایه کرد و ادامه داد: برخی رسانه ها سخنانی گزاف و دور از ذهن با موضوع مقام شهادت و عاشورا می‌نویسند و قطعا اینها از درک، شعور و فهم شهید و شهادت عاجزند،

حجت الاسلام مومنی با اشاره به اینکه شهیدان با دل در راه خدا بودند، تاکید کرد: ترویج و تبیین سیره اخلاقی، عبادی و البته سیاسی شهدا در جامعه امروز برای نسل جوان ضروری است.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه شهدا عارف الی الله بودند و هرگز براثر احساسات قدمی برنداشته‌اند، ادامه داد: سیره سیاسی شهدا این است که متوجه باشیم شهدا از ما چه چیزی انتظار دارند و وظیفه امروز ما در قبال شهدا چیست؟!.

از سمت راست شهیدان مهدی زین الدین و حسین خرازی ،نفر چهارم شهید احمد کاظمی و نفر پنجم مرتضی قربانی

تارنمای اختصاصی سردار شهید حاج حسین خرازی با عنوان حسینیه مجازی شهید حاج حسین خرازی  و در آدرس  http://shahidkharrazi.com با موضوعات متنوع مذهبی توسط جمعی از علاقه مندان به این شهید بزرگوار راه اندازی شده است .

سایت شهید خرازی

در این سایت می توانید علاوه بر تصاویر ، خاطرات و زندگی نامه شهید خرازی به قالب وبلاگ ویژه این شهید ، سالنامه ۱۳۹۳ بصورت لایه باز با تصاویر شهید خرازی دسترسی داشته باشید .

 

به بهانه ۸ اسفند ماه بیست و هفتمین سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی

مردی از تبار عاشورا

علمدار …

حاج حسین خرازی و عباس علی کمال پور نشسته بودند ، صحبتی راجع به نام و نامگذاری شد ، حاج حسین گفت:من خیلی از پدر و مادرم متشکرم که نام مرا حسین گذاشته اند ، آخه من در محرم بدنیا اومدم ، شهید کمال پور هم گفت:من هم در ماه محرم به دنیا اومدم اما نام مرا علی گذاشتند ، شهادتشان بسیار زیبا بود ، عباس در روز پنج شنبه ۶۵/۱۲/۷ و حسین در روز جمعه ۶۵/۱۲/۸ به شهادت رسیدند که اتفاقا واقعه ی تاسوعا روز پنج شنبه و واقعه ی عاشورا روز جمعه بود.

 

 

گلستان شهدای اصفهان  همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در میان تکایای شرقی مجموعه تخت فولاد شکل گرفت . این ارض مقدس که از متبرک ترین نقاط تخت فولاد می باشد مزار دلاور مردانی است که در برابر دشمن متجاوز از خاک ایران اسلامی دفاع کردند.

و این جمله ماندگار پیر و مراد شهیدان انقلاب و دفاع مقدس بر تارک همه گلزارها و گلستان های شهدا نقش بسته است :

« همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان ، عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود »

و اینجا قطعه شهدای عملیات کربلای ۵ مزار سرداران شهید ردانی پور ، حسین خرازی ، احمد کاظمی و رضا حبیب اللهی است .

\"tumbGolestan01\"

\"Golestan921016-2\"

شهیدان چمران ، خرازی و احمد کاظمی در یک قاب

در آستانه عید سعید غدیر خم ضمن تبریک این ایام سعید به همه مخاطبان این پایگاه یاد و خاطره دوهشهید را در یک قاب گرامی می داریم در این تصویر بترتیب از سمت راست سرداران  شهید حاج حسین خرازی ، حاج احمد کاظمی  دیده می شوند

\"725_448\"

همراه سردار رفته بودیم اصفهان، مأموریت. موقع برگشتن، بردمان تخت فولاد. به گلزار شهدا که رسیدیم، گفت: بچه‌ها، دوست دارین، دری از درهای بهشت رو به شما نشون بدم.

گفتیم: چی از این بهتر، سردار!

کفش‌هایش را درآورد، وارد گلزار شد. یک راست بردمان سر مزار شهید حسین خرازی. گفت، با یقین گفت: از این قبر مطهر، دری به بهشت باز می‌شه.

نشستیم. موقع فاتحه خواندن، حال و هوای سردار تماشایی بود. توی آن لحظه‌ها، هیچ کدام از ما نمی‌دانستیم که این حال و هوا، حال و هوای پرواز است؛ به ده روز نکشید که خبر آسمانی شدن خودش را هم شنیدیم. وصیت کرده بود که حتماً کنار شهید خرازی دفنش کنند. دفنش هم کردند. تازه آن روز فهمیدیم که بنا بوده از این جا، در دیگری هم به بهشت باز بشود!

آخرین جلسه‌ای که سردار گذاشت، جلسه‌ی فرهنگی بود؛ یک روز قبل از شهادتش. جلسه از ظهر شروع شد. من کنار سردار نشسته بودم. موضوع جلسه، نحوه‌ی پشتیبانی کاروان‌های راهیان نور بود. قبل از این که جلسه شروع بشود، یک کلیپ چند دقیقه‌ای از شهید خرازی گذاشتم. سردار، همین که چشمش به چهره‌ی نورانی و زیبای شهید خرازی افتاد، آهی از ته دل کشید. توی آن جلسه، سردار طرح‌هایی می‌داد و حرف‌هایی می‌زد که تا آن موقع برای حمایت از کاروان‌های راهیان نور، سابقه نداشت.

همین نشان می‌داد که چه دیدگاه بالایی نسبت به کارهای فرهنگی دارد. جلسه تا غروب طول کشید. غروب سردار آستین‌هایش را زد بالا که برود وضو بگیرد. یادم افتاد فیلمی از اوایل جنگ برای او آورده‌ام. فیلم مربوط می‌شد به جبهه‌ی فیاضیه که حاج احمد به همراه چند نفر دیگر در آن بودند. بیشترشان شهید شده بودند. سردار وقتی موضوع را فهمید، مشتاق شد فیلم را ببیند. دید هم. باز وقتی چشمش به چهره‌ی شهدا افتاد، از ته دل آه کشید.

فردا وقتی خبر شهادت سردار را شنیدم، تازه فهمیدم آن آه، آه تمنا بوده است؛ تمنای شهادت!

\"shahid

در صبح دل انگیز اول شهریور

عطر سیب،عطر شلمچه،عطر شهید می آید ،

عطر تولد حاج حسین خرازی می آید …

تولدش مبارک
شهید خرازی در اول شهریور ماه ۱۳۳۶ در محله کوی کلم اصفهان چشم به جهان گشود .

در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی هم می‌پرداخت. به تدریج به مسائل سیاسی آشنایی پیدا کرد و بدان علاقمند شد. در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتب اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵پس از اخذ دیپلم طبیعی به سربازی در مشهد اعزام شد. در آنجا فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی مبادرت داشت. پس از مدتی بالاجبار وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار (عمان) فرستادند. وی این سفر را معصیت می‌دانست و نمازهایش را کامل می‌خواند. در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان خمینیمبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، او به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کردند. در این مدت، وی دائماً در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل درتماس بود.

شهید خرازی در شروع جنگ در کردستانحضور داشت. پس از یک سال فعالیت در کردستان راهی منطقه جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان-اهواز در منطقه دارخوینتشکیل شده بود و بعداً درمیان سربازان ایران، به «خط شیر» معروف شد؛ منصوب گشت. این خط نه ماه در برابر سربازان عراقی دفاع کرد، در حالی که از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی در مضیقه بودند.

فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین از افتخاراتو برگ زرنیی در کارنامه زندگی شهید خرازی است .

وی فرماندهی عملیات کربلای ۵ را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم از کنار اروندرود تا جنوب کانال ماهی ادامه داشت شکست سنگینی به عراقی‌ها وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود که در کنار هم قرار داشتند.

\"golestan\"

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. این شهید در قطعه شهدای کربلای۵ در منتهی الیه شمال غربی گلستان شهدا اصفهان دفن گردید. در طرفین قبرش دو قطعه سنگ یادبود از حاج رضا حبیب اللهی و مصطفی ردانی پور(که جنازه شان پیدا نشده) وجود داشت که نهایتا پس از شهادت شهید احمد کاظمی که وصیت کرده در کنار مزار شهید خرازی به خاک سپرده شود هم اکنون این دو یار دیرین در جوار هم آرمیده اند .

به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس(توانا) سردار قاسم سلیمانی در یادواره فرماندهان شهید گردان و واحد مسئول لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) که شب گذشته در تالار وزارت کشور برگزار شد، اظهار داشت: لشکر ۲۷ یکی از پر افتخارترین، بزرگترین و ماندگارترین لشکرهای دوران دفاع مقدس است که شهدای زنده و خانواده معظم شهدای این لشکر در مراسم حضور دارند.

وی ادامه داد: شاید بعد از انقلاب مجموعه‌ای جامع‌تر در معرفی اسلام، حقیقت اسلام و فرهنگ تشیع در همه ابعاد، صحنه‌ای همانند صحنه دفاع مقدس نداشته باشیم، که بخواهد حقیقت را با این گستردگی در بعد جمعیت و زمان معرفی کند. این حقیقت را می‌توان در همه ابعاد ثابت کرد، جنگ یک حقیقت کامل اسلام را معرفی کرد، جنگ به معنای انسان‌های موجود بر مبنای یک فرهنگ جمع شدند، جنگیدند و به شهادت رسیدند، مجموعه افکار، اعمال، مدیریت، اقدامات و رفتار آنها حقیقت اسلام را در صحنه تداعی کرد.

فرمانده نیروی قدس سپاه یادآور شد: هیچ چیز جنگ دروغی نبود، یعنی عرفان حقیقی، معنویت حقیقی، اسلام‌شناسی حقیقی، انسان‌سازی حقیقی، اسلام ناب حقیقی، تبعیت و ولایت‌پذیری حقیقی در تمام ابعاد ساری و جاری بود؛ شاید در بین تمام مشخصه‌های جنگ، چند مشخصه جامع‌تر بودند که این مشخصه‌ها، ویژگی‌های دیگر جنگ را تحت تأثیر خود قرار داده بود.

وی با اشاره به یکی از مشخصه‌های جنگ گفت: یکی از مشخصه‌ها مذهبی بودن جنگ ما بود؛ این مشخصه بنابر فلسفه طایفه‌ای که یک طرف سنی و و یک طرف شیعه باشد، نبود؛ در واقع گرایش مذهبی و دلیل هویت مذهبی که بر جنگ حاکم شده بود، به دلیل تفکرات طایفه‌ای و صرفاً مذهبی در مقابل یک مذهب نبود، بلکه به دلیل حاکمیت حاکم در جنگ ما بود که مهمترین آن خود امام(ره) بود.

سردار سلیمانی بیان داشت: جنگ به تمام معنا یک حقیقت مذهبی داشت؛ این حقیقت در رفتارها، مدیریت‌ها و رفتار با دشمن این رفتار مذهبی حاکم بود؛ به عنوان مثال در عملیات «والفجر ۸» در یکی از لشکرهای کنار ما، یک خلبان عراقی که بمباران کرده بود، خودش با چتر از هواپیما پرتاب کرده بود پایین، آمد؛ یکی از بسیجیان برای تنبیه آن خلبان عراقی را سیلی زد؛ دیدم فرمانده لشکری که به خاطر سیلی زدن بسیجی به اسیر عراقی، با آن بسیجی برخورد کرد و آن لحظه او را از صحنه جنگ محروم کرد؛ صحنه‌ای دیگر که در فیلم‌های تلویزیون مشاهده شد، خلبان‌های ما برای بمباران رفتند، وقتی روی پل عابر پیاده‌ای را دیدند که درحال حرکت است، به خاطر عابر پیاده از بمباران پل خودداری کردند؛ بنابراین رفتار مذهبی در همه شئون جنگ حاکم بود؛ در ملاک‌های انتخاب فرماندهی هم یکی از ویژگی‌ها و برجستگی‌های دفاع مقدس مذهبیت بود.

وی گفت: نکته دوم که از نکات برجسته و اساسی دفاع مقدس، تأثیرگذاری درونی و بیرونی جنگ بود؛ لذا بخش عظیمی از تحولی که در جامعه ما به سرعت بعد از انقلاب حادث شد و یکی از کانون‌های اصلی تأثیرگذاری انقلابی، معنوی و مذهبی ما جنگ بود؛ خیل بسیجی‌ها که از داخل جامعه به جبهه می‌آمدند و از داخل جبهه به جامعه برمی‌گشتند، تحول عظیمی در جامعه ما به وجود آمد و تا حال یکی از عوامل بسیار مؤثر در موضوعات مختلف جامعه خود جنگ بوده؛ شاید هیچ کانونی به اندازه جنگ تأثیر در تطهیر جامعه ما به سمت کمال و معنویت نداشته است.

سردار سلیمانی اظهار داشت: نکته سوم تأثیرگذار در جنگ، تغییر ملاک‌ها بود. بر خلاف تمام جنگ‌ها، یکی از اتفاقات و نقاط قوت در جنگ که باعث شد بخش اعظمی از بن‌بست‌ها شکسته شود، نابرابری در جنگ بود؛ به رغم اینکه ما با دشمن‌مان تفاوت بسیار زیادی در امکانات داشتیم؛ یعنی به اندازه عدد افراد که به میدان می‌آوردیم، او در مقابل تانک می‌آورد؛ به عنوان مثال در عملیات «کربلای ۵» که لشکر ۲۷ و حاج‌آقا کوثری در غرب کانال ماهیگیری کنار ما بود، از آنجا زمین را که نگاه می‌کردیم، به جای اینکه نفر عراقی ببینیم، تانک می‌دیدیم، حجم وسیعی بود؛ یا اینکه وقتی دشمن شروع می‌کرد به آتش ریختن آن قدر حجم آتش بالا بود  که شاید هیچ متری از زمین وجود نداشت که گلوله‌ای در آنجا فرود نیامده باشد؛ تمام زمین آماج گلوله‌های سنگین توپ و خمپاره‌ای که در زمین فرود آمده بود و بعضاً گلوله بر جای گلوله دیگر فرود می‌آمد.

وی یادآور شد: بعد از جنگ که صدام سقوط کرد، کشورهای عربی که طلب خودشان را از صدام می‌کنند، معلوم شده که حجم حمایت دنیا بدون ما به ازاء از صدام انجام دادند، مثلاً حمایت عربستان، چندین برابر هزینه کل جنگ ما بوده است. جنگ ما جنگ کاملاً نابرابر بود؛ حتی در بسیج نیروی انسانی هم این نابرابری وجود داشت، آن طرف سربازهایی با طول و عرض کذا اما این طرف سرباز ۸، ۱۰ ساله؛ سرباز‌های عراقی کهنه‌سرباز و نیروهای متخصص بودند اما نیروهای ما عموماً نیرویی با  آموزش ۴۵ روزه تا ۳ ماهه بودند.

فرمانده نیروی قدس سپاه گفت: در دوران جنگ، دشمن یک و نیم برابر نیروی ما را با اجبار وارد جنگ کرده و در صحنه نگه داشته بود؛ در حالی که محور اصلی ما نیرویی از سپاه تازه تأسیس بودند؛ کسانی که شهید شدند، مؤسس لشکر بودند، فرمانده گردان نه تنها فرمانده گردان بود، بلکه خودش مؤسس گردان، مسئول بسیج و حفظ نیرو هم در همان گردان بود.

وی یادآور شد: یکی از ویژگی‌های جنگ ما که نابرابری‌ها را کنار زد، ابتکاراتی بود که در صحنه دفاع مقدس اتفاق افتاد؛ فرق ما با ارتش‌های کلاسیک دنیا در یک کلمه بود؛ اگر بخواهیم فرق حاج احمدمتوسلیان، حاج‌همت، فرماندهان گردان شهید را با یک فرمانده کلاسیک ارتش دنیا را علاوه بر موضوعات معنوی و رفتاری بدانیم، کلمه «بیا و برو» بود؛ یعنی فرمانده ما در صحنه جنگ می‌ایستادند جلو و می‌گفت: «بیا» اما فرمانده کلاسیک می‌ایستاد، عقب و می‌گفت: «برو».

سردار سلیمانی بیان داشت: می ایستاد جلو و می گفت «بیا» تأثیرات زیادی داشت و فداکاری‌های بزرگی را آورد؛ لذا حجم شهدای فرمانده ما با هیچ جنگی قابل مقایسه نیست؛ در دوران جنگ تحمیلی ۱۲ لشکر تازه تأسیس داشتیم؛ از ۱۲ لشکر تأسیسی زمان جنگ، ۷ فرمانده لشکر، لشکرها شهید شدند؛ از لشکر ۲۷ چهار فرمانده لشکر پشت سر هم به شهادت رسیدند؛ یعنی بعد از حاج احمد متوسلیان، شهید چراغی، شهید همت، شهید حاج عباس کریمی، شهید غلامرضا صالحی و بعد هم رسید به حاج آقا کوثری که شهید زنده هستند؛ در فرمانده گردان‌ها نزدیک به ۸۰ درصد شهید شدند؛ اگر خط شکنی و جلو ایستادن نبود، این اتفاق نمی‌افتاد؛ وقتی فرمانده می‌گفت: «بیا»؛ نقش آن فرمانده مانند یک ملکه زنبور عسل بود لذا تمام زنبور‌های عسل دور او جمع می‌شدند.

وی خاطر نشان کرد: امروز شهید همت فقط اسوه و محبوب بچه‌های تهران نیست، او بیش از یک مرجع تقلید در کل کشور محبوب و مورد توجه است؛ دو عامل مهم برای تحول عمده در صحنه جنگ که باعث شد، این جنگ به حقیقت اسلام تبدیل شود و جنگ را تبدیل به یک مدرسه و مکتب کند، عوامل مبنایی و میدانی بود. عامل مبنایی آن اسلام بود، در طول جنگ هم تمام تلاش امام این بود که همه توجه‌ها را اسلام کند؛ لذا در شکست‌ها و پیروزی‌ها موضوع مورد تأکید امام، اسلام بود؛ همه مقصد ما اسلام است؛  وقتی هم که خرمشهر آزاد شد، ایشان فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد» لذا موضوع حاکمیت مکتب در جنگ ما تأثیر مبنایی داشت.

فرمانده نیروی قدس سپاه اضافه کرد: تأثیر میدانی آن هم مربوط به فرماندهان شهید است؛ یکی از آنها نقش فرماندهان در پیروزی‌های جنگ و توسعه معنویت در فضای جنگ بود؛ اگر از فرماندهان شهید زنده در لشکر ۲۷ و فرماندهانی که شهید شدند و ظاهراً در جمع ما نیستند اما حقیقتاً وجود دارند، سؤال کنید که در ابعاد، رفتار، دین، معنویت، شجاعت و صبر چه کسی قله شما بود؟ می‌گویند: «همت بود، قبل از او متوسلیان و بعد از او کریمی، بعد چراغی»؛ بنابراین تأثیر یک انسان صالح در رأس یک ساختار، یک تأثیر اساسی به وجود آورد.

وی یادآور شد: اگر در انقلاب ما، انسان صالحی مانند امام خمینی(ره) و امروز رهبر معظم انقلاب در رأس این نظام نبودند، هیچ وقت حجم این ارزش‌هایی که در درون نظام شکل گرفت، به وجود نمی‌آمد.

سردار سلیمانی با یادآوری هم‌نشینی خود با حمید باکری در یکی از جزیره‌های جنوبی‌، گفت:‌ ‌در آن روز حاج همت و حاج عباس کریمی‌فرماندهانی بودند که تقریباً ۴۰ نفر نیرو داشتند و با همان تعداد به مواضع دشمن حمله کردند اما وقتی دشمن  عملیات پاسخ را شروع کرد، بلافاصله‌ به یکی از بچه‌ها به نام میرافضلی گفتم که برو و یک گردان نیرو از رزمندگان چاه نفت در جزیره جنوبی را در اختیار شهید همت قرار بده‌ اما در آن عملیات هم حاج همت و هم عباس کریمی‌به شهادت رسیدند و حتی پیکر شهید همت تا چند ساعت در آنجا افتاده بود و کسی از آن اطلاع نداشت.

“در جنگ شهیدان با هم عهد می‌بستند که اگر یکی شهید شد، دیگری نیز زودتر شهید شود تا با هم به بهشت بروند. به عنوان مثال شهید مهدی باکری و شهید احمد کاظمی ‌با هم صحبت‌های عجیبی داشتند. وقتی مهدی به غرب رودخانه دجله رفت و در کنار یک گروهان ماند، نوار صدای او در‌حالی‌که مجروح بود، آرامش و طمأنینه ‌خاصی داشت که واقعاً شنیدنی است که در کمتر از ۲۰ دقیقه بعد در محاصره کامل و بدون نیرو در غرب رودخانه دجله به شهادت رسید.”

فرمانده نیروی قدس سپاه اضافه کرد: احمد کاظمی‌اصرار داشت که باکری حتماً به عقب برگردد اما وی می‌گفت احمد بیا اینجا که اگر بیایی من چیزی را می‌بینم که تا ابد از هم جدا نخواهیم شد و بعد باکری به شهادت رسید که تاکنون نیز مفقو‌د‌الجسد است.

سردار سلیمانی یادآور شد: اکنون اگر در بین مجاهدین عالم نگاه کنید، هیچ کجا مشابه صحنه‌های دفاع مقدس را پیدا نمی‌کنید، به رغم اینکه آنها برای خداوند عمل کنند و در حال جهاد هستند، با آمریکا و اسرائیل می‌جنگند، اما با سرچشمه تفاوت‌های اساسی دارند.

وی با اشاره به مشکل کشور سوریه گفت: اگر کشور و دولت سوریه یک حاج همت، یک حسین خرازی و یک کاظمی از خودشان مثل اینها داشت، این کشور بیمه بود؛ هیچ یک از تهاجم‌ها در آن تأثیر نداشت اما حلقه مفقوده وجود چنین انسان‌هایی است که در دوران‌ دفاع مقدس ما به وجود آمد و منجر به تحولات بسیار متحیر کننده اساسی در ابعاد مختلف اخلاقی و رفتاری شد؛ به طوری که بعضی از نوجوانان به جایی رسیدند که علمای بزرگ ما حقیقتاً به حال آنها حسرت می‌خوردند.