نوشته‌ها

سی‌امین سالگرد شهادت حاج حسین خرازی طی مراسمی با حضور اقشار مختلف مردم پنجشنبه هفته جاری از ساعت ۱۵ الی ۱۷ در خیمه حسینی گلستان شهدای اصفهان برگزار گردید.

گفتنی است در این مراسم حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدمهدی ماندگاری یه ایراد سخنرانی پرداخت.

شهید بزرگوار حسین خرازی به سال ۱۳۳۶ ه.ش. در کوی کلم اصفهان متولد شد. از همان آغاز، کودکی باهوش و مؤدب بود. در دوران کودکی به دلیل مداومت پدر بر حضور در نماز جماعت و مراسم دینی، او نیز به این مجالس راه پیدا کرد. ازآنجاکه والدین او برای تربیت فرزندان اهتمام زیادی داشتند، او را به دبستانی فرستادند که معلمانش افرادی متعهد، پایبند و مراقب امور دینی و اخلاقی بچه‌ها بودند. علاوه بر آن، اکثر اوقات پس از خاتمه تکالیف مدرسه، به همراه پدر به مسجد محله – معروف به مسجد سید – می‌رفت و به خاطر صدای صاف و پرطنینی که داشت، اذان‌گو و مکبر مسجد شد.

در عملیات کربلای ۵، زمانی مه در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشکل مواجه شده بود، خود پیگیر جدی این کار شد، که در همان حال خمپاره‌ای در نزدیکی‌اش منفجر شد و روح عاشورایی او به ملکوت اعلی پرواز کرد و این سردار بزرگ در روز هشتم اسفندماه ۱۳۶۵ در جوار قرب الهی مأوا گزید.

سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی

Pic 10 shahidkazemi (1)

Picture 1 of 7

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید محمدصادق ابطحی عصر امروز در دهمین آیین بزرگداشت شهدای عرفه در خیمه حسینی گلستان شهدا اصفهان گفت: شهید کاظمی معنای واقعی اقتدا، اقتدار، اخلاص و امنیت بود، در لحظه‌لحظه برنامه‌های ایشان و در تمام مسئولیت‌هایشان، اقتدا و پیروی از ولایت یکی از شاخصه‌های بارز این عزیز بود.

IMG_3118

نماینده سابق ولی‌فقیه در سپاه بابیان اینکه شهید کاظمی نیرویی مخلص، دلاور، متعهد و متدین بود، ادامه داد: اقتدار، صلابت و امنیت آفرینی از دیگر شاخصه‌های شهید احمد کاظمی بود، ذره‌ای خودنمایی در وجود این شخصیت حضور نداشت با نیروهای زیرمجموعه خود تعامل داشت و از آن‌ها دلجویی و سرکشی می‌کرد.

وی حرکت استکباری به سردمداری آمریکای جنایتکار را در تقابل با حرکت ارزشی جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد و افزود: برای پیروزی در جنگ حق علیه باطل باید راه و منش شهیدان را در میان خود زنده نگه‌داریم، زیرا که استکبار با تمام وجود به مقابله با جبهه حق قد علم کرده است.

کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: بعد از مذاکرات هسته‌ای و مسئله برجام و شرایط امروز جامعه، دشمن طمع کرده است و پیگیر گسترش فرهنگ منحط غربی در جامعه ماست.

حجت‌الاسلام ابطحی تضعیف پایه‌های اعتقادی و مبانی دینی مردم با هجمه فرهنگی و جنگ نرم، تضعیف جایگاه رهبری در نظام اسلامی را از حرکات دشمن عنوان کرد و ادامه داد: نباید غفلت کنیم، با نگاه به حرکت‌های بین‌المللی متوجه می‌شویم، دشمن برای ضربه زدن به اصل ولایت‌فقیه چه هزینه‌های هنگفتی می‌کند، آن‌ها با همکاری خائنین داخلی در فتنه ۷۸ و ۸۸ به دنبال زدن رکن رکین نظام بودند.

وی تصریح کرد: چه در خارج و چه در داخل افراد مغرض و منافق، در انتخابات به دنبال تخریب جایگاه رهبری هستند و مسئله شورای رهبری یا شورای فقهایی را مطرح می‌کنند، این‌گونه بحث‌ها و بحث نفوذ برخی از افراد در خبرگان، از مطالب انحرافی است که دشمنان به دنبال آن هستند؛ آمریکایی‌ها اذعان می‌کنند از فرصت انتخابات می‌خواهند استفاده بکنند، ما باید بصیر و آگاه باشیم و بیانات رهبری را پیش چشمان خود نگه‌داریم.

نماینده سابق ولی‌فقیه در سپاه، از دیگر حرکات دشمن برای مقابله با اسلام را حذف چهره‌های متعهد و کارآمد همچون شیخ زکزاکی در نیجریه، شهید شیخ نمر در حجاز، علمای بحرین و … عنوان کرد و افزود: ملت‌های مسلمان در این حوادث اخیر به میدان آمدند و جنایات آل سعود و استکبار جهانی را محکوم کردند.

حجت‌الاسلام ابطحی تیزهوشی و بصیرت را لازمه این زمانه بیان و تأکید کرد: متأسفانه امروز بانام امام (ره) به نبرد با امام آمده‌اند و به دنبال حذف امام هستند، همچنان که در سال ۸۸ دشمن و عناصر خودفروخته داخلی باهم همگام شده و به تخریب چهره رهبر فرزانه انقلاب تلاش کردند، برای انتخابات پیش رو هم نقشه‌هایی کشیده‌اند، امروز نااهلان به دنبال نفوذ در مراکز اصلی نظام هستند.

وی وابسته کردن نظام و مردم به غرب و آمریکا را یکی دیگر از راهبردهای دشمن عنوان کرد و گفت: امروز بعضی‌ها به دنبال شکستن قبح رابطه با آمریکا هستند، آمریکایی که در کنگره‌اش هرروز به بهانه‌های واهی در حال صدور تحریم‌هایی جدید علیه جمهوری اسلامی ایران هستند، امروز دولتمردان ما بسیاری از تعهدات را انجام داده‌اند و در مقابل آمریکا دبه کرده است.

کارشناس مسائل سیاسی دو رویکرد دیگر نظام سلطه علیه انقلاب اسلامی ایران را تضعیف ارگان‌های انقلابی همچون شکستن جایگاه شورای نگهبان و سرخورده کردن مردم اظهار کرد و بیان داشت: برخی‌ها می‌خواهند از شرایط امروز جامعه سوءاستفاده کنند تا مردم را نسبت به‌نظام بی‌تفاوت و دلسرد کنند.

حجت‌الاسلام ابطحی گفت: ما برای شکست برنامه‌های دشمن باید حضور حداکثری در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان داشته باشیم.

سرلشکر پاسدار شهید حاج احمد کاظمی و ده نفر از همرزمانش ازجمله سرداران شاهمرادی (حنیف)، غلامرضا یزدانی در ۱۹ دی‌ماه ۱۳۸۴ براثر سقوط یک فروند هواپیمایی نظامی (جت فالکون) به دیدار حق شتافتند و از آن‌ها با ‌عنوان شهدای عرفه یاد می‌کنند.

در صبح دل انگیز اول شهریور

عطر سیب،عطر شلمچه،عطر شهید می آید ،

عطر تولد حاج حسین خرازی می آید …

تولدش مبارک

حاج-حسین-خرازی

علمدار جبهه ها سردار شهید حاج حسین خرازی

شهید خرازی در اول شهریور ماه ۱۳۳۶ در محله کوی کلم اصفهان چشم به جهان گشود .

در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی هم می‌پرداخت. به تدریج به مسائل سیاسی آشنایی پیدا کرد و بدان علاقمند شد. در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتب اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵پس از اخذ دیپلم طبیعی به سربازی در مشهد اعزام شد. در آنجا فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی مبادرت داشت. پس از مدتی بالاجبار وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار (عمان) فرستادند. وی این سفر را معصیت می‌دانست و نمازهایش را کامل می‌خواند. در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان خمینیمبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، او به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کردند. در این مدت، وی دائماً در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل درتماس بود.

شهید خرازی در شروع جنگ در کردستانحضور داشت. پس از یک سال فعالیت در کردستان راهی منطقه جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان-اهواز در منطقه دارخوینتشکیل شده بود و بعداً درمیان سربازان ایران، به «خط شیر» معروف شد؛ منصوب گشت. این خط نه ماه در برابر سربازان عراقی دفاع کرد، در حالی که از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی در مضیقه بودند.

فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین از افتخاراتو برگ زرنیی در کارنامه زندگی شهید خرازی است .

وی فرماندهی عملیات کربلای ۵ را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم از کنار اروندرود تا جنوب کانال ماهی ادامه داشت شکست سنگینی به عراقی‌ها وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود که در کنار هم قرار داشتند.

IMG_2365

گلستان شهدا – قطعه شهدای عملیات کربلای ۵

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. این شهید در قطعه شهدای کربلای۵ در منتهی الیه شمال غربی گلستان شهدا اصفهان دفن گردید. در طرفین قبرش دو قطعه سنگ یادبود از حاج رضا حبیب اللهی و مصطفی ردانی پور(که پیکرشانپیدا نشده) وجود داشت که نهایتا پس از شهادت شهید احمد کاظمی که وصیت کرده بود در کنار مزار شهید خرازی به خاک سپرده شود این دو یار دیرین در جوار هم آرمیدند

آخرین پنج شنبه سال ۹۳ و حضور خانواده های معظم شهدا بر سر مزار عزیزانشان حال و هوای دیگری به گلستان شهدای اصفهان بخشیده بود .

بوی عطر گلهای معطر سنبل و لاله با عطر شهدا در آمیخته بودند و فضایی معنوی بر این تکه از بهشت موجود در کره خاکی حاکم شده بود .

در قطعه شهدای کربلای پنج حضور خانواده شهید خرازی ، فرزندان شهید کاظمی و پدر شهید شیروانیان حال و هوای این قطعه را دو چندان نموده بود .

گزارش تصویری زیر بخش کوچکی از فضای حاکم بر این فضا را در قاب تصویر کشیده است.

IMG_1527

بابا خیلی روی زیارت عاشورا تأکید داشت.همیشه به من و سعید می گفت:قبل از خوابیدن و بیرون رفتن از خانه،هر قدر که می توانیم قرآن بخوانیم.می گفت تأثیرش را در زندگی تان می بینید.قرآن خواندن و زیارت عاشورای خودش که ترک نمی شد.هر روز صبح در راه محل کارش زیارت عاشورا می خواند.صبح های جمعه هم چهار تایی دور هم می نشستیم در همین اتاق و سوره جمعه می خواندیم.

منبع : کتاب احمد ، بنی لوحی سید علی ، ص ۱۳۹

سایت شهید کاظمی به تأسی از سنت حسنه این شهید طرح ختم خانوادگی سوره جمعه در آخرین جمعه سال ارائه نموده است. 

امید است در قرائت این سوره ضمن نیابت از شهید کاظمی و همه شهدا این سنت حسنه را در خانواده های خود در سال ۹۴ تثبیت نمائیم .

سایت شهید کاظمی به بهانه نهمین سالگرد شهادت شهدای عرفه با گزارشی تصویری حال و هوای بین الطلوعین روضه مقدس شهدای عرفه را در نخستین ساعات روز ۱۹ دی ماه ۱۳۹۳ و مصادف با ۱۷ ربیع الاول و ولادت پیامبر اعظم و امام صادق علیه السلام برای علاقه مندان به تصویر کشیده است .
یقینا سحرگاه و بین الطلوعین این مکان مقدس حال و هوایی وصف ناشدنی دارد که در قاب هیچ دوربینی جای نخواهد گرفت …

[Not a valid template]

این دو تصویر مربوط به امروز چهارشنبه ۷ اسفند ماه ۹۲ و یک روز قبل از بیست و هفتمین سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی است …

و مزار پاکش اینگونه آراسته قدوم عاشقانش در فرداست …

\"گلستان \"گلستان

زنی از جنس دا
اربعین بود. پیش از ظهر در گلستان شهداء؛ با اینکه مراسم اربعین حسینی در منطقه دیگری از شهر متمرکز شده بود، قشرهای مختلف مردم با طمأنینه و آرامش خاصی بین مزار قطعه بندی شده شهیدان عملیات های مختلف، پراکنده بودند. من هم طبق عادت بعد از زیارت قبور حاج حسین خرازی و حاج احمد کاظمی بسمت مزار شهید شاهزیدی که در قطعه شهدای تازه تدفین شده قرار داشت و در اردوی جهادی سال ۸۷ حین خدمت برای محرومیت زدایی از مناطق دورافتاده پر کشیده بود، به راه افتادم. فاتحه را که خواندم نیم خیز شده بودم که در یک ردیف جلوتر چشمم به مادر شهیدی افتاد که روی صندلی تاشوی کوچکش و کنار قبر پسرش نشسته بود. ناخودآگاه برای عرض تسلیت و تسلی دلش خودم را کنار  مزار فرزند شهیدش رساندم. دستی بر سنگ زدم و ایستادم و فاتحه ای خواندم. پشت سرم هم خانمی مسن که آثار شکستگی به وضوح در چهره اش نمایان بود با ادب خاصی ایستاده بود (بعدا فهمیدم خواهر شهید است)، سینی سیبی را تعارف کرد سیب زردی برداشتم و قصد رفتن کردم اما همینطور که سیب را در دستم می چرخاندم نمی دانم چه شد که پاهایم برای رفتن یاریم نمی کردند. در این حالت گذار و بینابینی بودم که خواهر بزرگوار شهید ابراهیم مقصودی، قدمی جلو گذاشت و شروع به گفتن از ابراهیم کرد. چند لحظه ای از شرح زندگی ابراهیم نگذشته بود که فهمیدم ابراهیم بیش از یک برادر برای او یک \”الگو\”ست. آنچنان با حرارت و منسجم، سخن می گفت که خودم را کنار ابراهیم احساس می کردم البته خاطره گویی ها که جلوتر رفت معلوم شد خود ایشان هم در وسط معرکه جنگ بوده اند و در نهایت به این جمع بندی رسیدم که خود ایشان هم دست کمی از روای کتاب دا ندارند… شیرزنی از سرزمینی پُر دا.

پرستاری خوانده بود و فن بیان خوبی داشت، شنونده و مخاطب جذب گفته هایش می شد. مثل دلاوری که تازه از میدان نبرد برگشته باشد فضا را شرح می داد و افتخارات و مختصات برادر شهیدش را یک به یک می شکافت حتی خیلی از جملات ابراهیم را از بر بود. این روحیه را در آخرین دیداری که با پدر شهید احمدی روشن داشتم هم دیدم (بتازگی از سفر حج آمده بود و سوغاتش برای ما یک چفیه ایرانی متبرک شده در مکه بود، البته آن زمان از یکی از خواص دوران کارگزارانی ها که خانواده شهداء هسته ای را به حضور طلبیده بود شکایت داشت و به همین خاطر در آن جلسه نرفته بود و می گفت حضرت آقا با آن عظمت تشریف آوردند منزل شهداء و حالا…)، پرصلابت و قابل تکیه و زبانی گویا و رسالتی بر دوش برای نشر آرمانهای شهیدش؛ و همسر شهید احمدی روشن هم اینگونه بود. مادر شهید خرازی هم دوستانی که توفیق حضور خدمت ایشان را داشتند می گفتند خودش یک پا انقلابی است و اهل معرفت و بیان.

\"\"

سلام بر ابراهیم
خانم مقصودی مژه هایش سفید شده بود، پوششی شبیه به زنان خوزستانی داشت، ایستاده بود و کتاب دعای در دستش را بست و اینطور شرح ماوقع را روایت کرد؛ ابراهیم زبان انگلیسی اش خیلی خوب بود و از بچگی به پرواز علاقه داشت و حتی با خودکار روی لباسهایش آرم و نشان خلبانها را می کشید. وقتی شد یک جوان رعنا و رشید با دوست صمیمی اش مسعود (هردو در یک روز ازدواج و در یک روز شهید شدند) که هنوز مفقودالاثر است رفتند تهران برای دوره خلبانی و من که پرستاری خوانده بودم داوطلبانه اعزام شدم و در بیمارستان اهواز مشغول شدم اما یک روز دوتایی با لباس نظامی آمدند درب بیمارستان. گفتند آمدیم جبهه! پیش خودمان گفتیم تو که یک زن هستی در وسط میدانی و ما در تهران باشیم؟! این شد که دانشکده پرواز را رها کردند و به دانشگاه جبهه آمدند.
حرف هایش را اینطور ادامه داد که در مقطعی از جنگ همه خانواده یعنی پدر و دو برادر و خودم در خطوط مختلف نبرد بودیم و فقط مادرم در شهر مانده بود و من مجبور شدم به پشت جبهه برگردم. یک خانواده مجاهد تمام عیار بودند و البته هستند چون خانم مقصودی در قامت زینب(س) برای برادر شهیدش، پیام رسانی می کند و چه عمیق و هنرمندانه راوی مجاهدت ها و پایمردی های شیربسیجی های خمینی عزیز هستند.
یک دفعه مجروح شد و سه تیر مستقیم از فاصله نزدیک به زانو، ران و شکمش اصابت کرد. تیرها در محل خروجشان شکاف های بزرگی را ایجاد کرده بودند، میان تنه اش تقریبا متلاشی بود. خودم بالای سرش بودم و ازش پرستاری می کردم. پزشکان ازش قطع امید کردند. ابراهیم را با هواپیمای پهن پیکر سی۱۳۰ به تهران فرستادند اما بعد از بهبودی نسبی دوباره برگشت جبهه. بعد از دوران مجروحیتش مسئول بنیاد شهید تماس گرفت و گفت ابراهیم…با قاطعیت گفتم اگر شهید شده بگید نترسید من روزانه با ده ها پیکر شهید سروکار دارم! ماجرا که به اینجا رسید مادر شهید که تا این لحظه جز سکوت چیزی نگفته بود و مرتب چشمانش رو بخاطر خشک شدن مجاری اشکی اش روی هم می فشرد، گفت کاش همان موقع و در جراحت اول شهید شده بود تا ۲۸ سال انتظار… انتظار خیلی سخت است. این را گفت و دوباره زل زد به قبر ابراهیم… خانم مقصودی دوباره رشته سخن را در دست گرفت و گفت: گفتند در عملیات خیبر ۶۲ با مسعود شهید شده اما پیکرشان را پیدا نکردند. تا تبادل اسرا امید به برگشتش داشتیم اما بعد از آن با خاطراتش زندگی می کردیم تا سال۹۰؛ ۲۸ سال چشم انتظاری تمام شد، اسفند۶۲ رفت اسفند ۹۰ برگشت. ۲۲ ساله بود که خود را به قافله رفقای شهیدش رساند. دختر ۸ماهه اش حالا دکتر شده و در یکی از بیمارستان های شهر طبابت می کند البته ابراهیم هم الان طبابت می کند روح را جلا می دهد و دستت را می گیرد و می برد آن بالا بالا ها.

\"\"

یک یادگاری
خواهرش از تأکیدات ابراهیم برای زیارت قبور شهداء گمنام می گفت و از آرزویش برای گمنامی. می گفت نمی دانم حالا چرا پس از ۲۸ سال برگشته اما دوست و همرزمش که حالا معلم است وقتی پیکر ابراهیم را برای تدفین آوردند نظرش این بود که ما اصحاب کهف بودیم و در خواب خوش دنیایی خودمان غوطه ور؛ ابراهیم آمد تا ما را بیدار کند. دستخط ابراهیم را که اول کتاب دعایش چاپ شده بود به من نشان داد که در نوجوانی روی کارت پستالی که به دوست معلمش هدیه داده بود در مورد توجه و تدبر و عمل به قرآن گفته بود.
خانم مقصودی یک دنیا گفتنی داشت. می گفت چندین بار خودم و دوستانش که باقی مانده اند خواستیم برایش بنویسیم اما وقتی به صفحه ۵ می رسیم می مانیم و دست از قلم می کشیم شاید ابراهیم راضی نیست.
وجه اشتراک ابراهیم و همه این شهداء این بود که افرادی اثرگذار و خودساخته بودند و بعد بسراغ جامعه سازی و روشن سازی محیط خود رفتند و به مقابله با طوفان هجوم تبلیغات مرئی و نامرئی دشمن شتافتند.
در من کششی برای شنیدن در مورد آقا ابراهیم و در خواهر ایشان کوششی برای ترسیم \”سبک زیستن\” ابراهیم موج می زد و این شده بود که حدود ۱ ساعت این گفتگو که بیشترش یکطرفه (مونولوگ) بود طول کشید؛ بیشتر گوش بودم تا زبان. هرچه از ابراهیم بیشتر می شنیدم، او را بزرگ تر و خود را حقیرتر و و خردتر می دیدم.
براستی در این برهه تاریخی و طلایی هشت ساله، مراد و امام ما خمینی عزیز چه اکسیری بر دل و جان این جوانان ریخت که پروانه وار بر گرد شمع اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی چرخیدند. معدن جنگ سرشار از اصول و رموز و ناگفته ها و ناشنیده ها و درس ها و عبرت هایی است که برای ساختن یک نسل همه جانبه و راه بلد و کاربلد و تمدن ساز، کافی است.
علیرغم میل باطنی با هر سختی که بود از ابراهیم و خانواده مجاهد و انقلابی اش خداحافظی کردم. کمی جلوتر از قطعه شهدای تازه تدفین شده، قطعه شهداء جاویدالاثر بود همین طور که از ابراهیم دور می شدم به مادران منتظر شهیدی نگاه می کردم که پای سنگ قبرهای نمادین، با فرزندان دلبندشان درد دل می گفتند. پشت هر سنگ و هر عکس شهید یک داستان و یک سبک و شیوه و سبیل برای زندگانی آنطور که خدا می خواهد، هست. شیوه هایی از زندگی که دنیا و آخرت را با هم می سازد آنطور که اسلام ناب محمدی(ص) در هدف خلقت ما ترسیم نموده است. در پس هر قاب عکس شهید، یک ابراهیم هست، ابراهیم هایی که اسماعیل های وجودشان را در میدان نفس، سر بریدند. جبهه های انسان ساز، دردانه هایش را از کف کوچه خیابانهای همین شهرها جمع کرد شهر ما اکنون هم پر از ابراهیم مقصودی هاست.

سبک زندگی شهداء؛ الگوی زیست مسلمان انقلابی
استانسفیلد ترنر (رئیس سازمان CIA در زمان کارتر) در یکی از کتابهایش از قول رئیس سیا در دهه۴۰ میلادی جمله ای را نقل می کند که برای رفتارشناسی و کشف اهداف و آرمان بلندمدت آمریکایی ها می توان درباره اش چندین رساله و پایان نامه نوشت. او می گوید بمب اتم تضمینی است برای حفظ و ترویج \”سبک زندگی آمریکایی\” (American life style)در دنیا.
تولیدات رسانه ای و کارکرد اصلی هالیوود هم در همین راستاست. فرید زکریا مجری مشهور و صاحب نام آمریکایی در یکی از مقالاتش تصریح می کند؛ در تبلیغ لیبرال دموکراسی روی ترویج لیبرالیسم (سبک زندگی اباحه گری غربی) تاکید کنید تا تبلیغ  دموکراسی، چون هرجا دموکراسی برپا شده، جناح هایی برخلاف خواسته های ما روی کار آمده اند.
نگارنده از شرح و بسط دو نقل قول مضمونی بالا خودداری می کند چراکه از هدف این یادداشت به دور است اما به همین میزان بایستی متنبه شد که جبهه استکبار برای توسعه سلطه گری خود در جهان، از ابزاری به نام \”ترویج سبک زندگی آمریکایی در دهکده جهانی\” استفاده کرده و کارکرد اصلی بمب اتم را نهادینه سازی فکر و عمل آنطور که آمریکا می خواهد، در اسناد بالادستی و استراتژی های استثماری خود معرفی می نمایند.

\"\"

حالا چند سوال و سوزن به خودمان بزنیم؛ جایگاه سبک زندگی شهداء و سبک زندگی بسیجی در زندگی امروز ما کجاست؟ اصلا چقدر در مراکز علمی ما تلاش شده است تا مولفه ها و مختصات الگوی زندگی شهداء که به حق فضای متفاوتی از نحوه زیست را در دوران خود بوجود آوردند، استخراج و طبقه بندی و تبلیغ و بکارگیری شود؟ در جامعه شناسی جنگ چه شد که مردمانی با روحیات مختلف و از صنوف بالا و پایین جامعه در یک سنگر و در کنار هم به دور از تعارضات رایج قرار گرفتند؟ چه شد که جوانان و نوجوانان و سربازان روح الله یک شبه ره صدساله در عرفان و سیر و سلوک رفتند و خود را ساختند؟ چه شد که نوآوری های نظامی و فنی و مهندسی جوانان جنگ ندیده و دوره ندیده ما موجب تعجب استراتژیست های برجسته جهانی شد؟ ویژگی های آنان در رفتارهای بین انسانی در محیط خانه و در فضای کار چه بود؟ شیوه های مدیریتی فرماندهان و سرادان جبهه های جنگ چگونه بود که اینگونه نیروهایشان دور شمع وجوشان می چرخیدند آیا امکان جاری سازی این الگو در ادارات وجود ندارد؟ باید پلی بزنیم از اروند دیروز به اروند امروز؛ چه جریانی در کار بود که این رشد جمعی و همه جانبه در این تنگناهایی که هرکدامش یک کشور بزرگ را از پا در می آورد، شکل گرفت؟ و ده ها مورد دیگر که جای کار دارد و در سیستم آموزش عالی و آموزش و پرورش به فراموشی سپرده شده است. نظامات آموزشی و صدا و سیما باید ارزش های سبک زندگی شهداء را که همه نیازهای بی پاسخ امروز خانواده های در حال تهدید کشور را پوشش می دهد، در جامعه تزریق کنند. دانشکده های فنی و مهندسی ما باید روی نوآوری های مهندسی و ابتکارات علمی، دانشکده های مدیریت و روانشناسی روی خلاقیت، قدرت سازماندهی و روحیه های فردی و جمعی رزمندگان ما کار کنند و خروجی های این پژوهش ها در قالب \”سبک زندگی\” را تدریس و در دسترس جامعه قرار دهند. در غیر اینصورت اوضاع نابسامان و متزلزل نهاد خانواده و در یطحی وسیع تر کلیت جامعه غرب، به اجتماعات مردمی ما نیز سرایت خواهد کرد. در جوامع غربی وضعیت بقدری متعفن شده است که اندیشمندان و مصلحان فرانسوی در اعتراض به تصویب قانون همجنسگرایی در این کشور خودکشی می کنند چراکه از اصلاح امور نا امید شده اند و بلاد غربی بر لبه پرتگاه نیستی مشغول خانه سازی هستند و سعی بر تحمیل این الگوی از پیش باخته بر سایر ممالک هستند و اگر کشوری خود الگوی بومی و منطبق بر نیازهای واقعی خود را طراحی و اجرا ننماید خواه ناخواه جامعه بسمت الگوی تهاجمی و نامطلوب و مخرب متمایل خواهد شد. تهدید ارزش ها منتج به قیام هایی همچون ۹دی و حرکت های تاریخ سازی مثل جنگ پر گنج هشت ساله شد، شهداء بر هم زننده تحلیل های دو دوتا چهارتایی و دنیایی هستند. ایمن سازی و مصون سازی جامعه تا زمانی که ملت در همان خطی که بخاطرش سختی های انقلاب و جنگ را بر خود هموار کردند قرار گرفته باشند، ادامه خواهد داشت و تیرهای زهرآگین فرهنگی و سیاسی بر تن روئین شده ایران اسلامی اثر نخواهد کرد، بازدارندگی واقعی انقلاب اسلامی از توان نظامی و موشکی و اس۳۰۰ها نیست بلکه خون شهیدان انقلاب اسلامی و زنده نگهداشتن یاد و خاطره آنها در کنار \”سبک زندگی ایرانی-اسلامی\” آنها، بقاء و دوام ارزش های ملی ما را ضمانت می نماید.

پی نوشت
یکممطالعه کتاب \”جاده های آتش\” خاطرات موریس فونبور (استاد دانشگاه فرانسوی) و یکی از حاضران در جنگ جهانی دوم را به تازگی تمام کرده ام. با مقایسه ای تطبیقی میان رزمندگان جبهه ایران در سال های ابتدایی دهه۸۰ میلادی و نیروهای فرانسوی در اواخر دهه ۳۰ میلادی(یک بازه و فاصله زمانی تقریبا ۵۰ ساله) به عظمت رفتاری-اخلاقی و دیدگاهی-عملکردی گنجینه های موجود در جنگ تحمیلی هشت ساله، پی خواهیم برد. شاید در آینده نزدیک بخش های منتخب این کتاب را روی خروجی عبرت قرار دهم.

\"\"

شناسنامه کتاب:

\"\"

این هم پشت جلد کتاب که توضیحاتی درباره کتاب دارد:

\"\"

خط کلی:کتاب جاده های آتش نوشته موریس فونبور استاد دانشگاه، نویسنده و شاعر فرانسوی هست که در قالب نیروهای ذخیره در آستانه جنگ جهانی دوم به جبهه فراخوانده می شود و بغض ها و اندوه های اولیه و ماجراهای بعدی که خود فونبور آنها رو پوست کنده روایت می کند. خود نویسنده آدم طنازی است و بشدت اهل تمسخر همقطارهایش! البته صراحت لهجه زیادی هم دارد و بخاطر همین با اینکه استاد دانشگاست اما در حد گروهبان نگه داشتخه شده است!
موریس فونبور بیشتر به زیر پوست جنگ میپردازد تا اصل جنگ و نقادی هایی از جنس جملات زیر به وفور در این کتاب به چشم می خورد: 

از اتاق های مجلل فرماندهان می گوید و انبارهای کاهی که برای سربازان مهیا شده و سبک زندگی عمومی یک سرباز غربی و تعارضات زیاد بین سلسله مراتب.

دوم۲۱دی سالروز راه اندازی وبلاگ عبرت در سال ۱۳۸۶ و شش سالگی اش است. \"\" همین!

منبع : وبلاگ ارزشی – تحلیلی عبرت

گلستان شهدای اصفهان  همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در میان تکایای شرقی مجموعه تخت فولاد شکل گرفت . این ارض مقدس که از متبرک ترین نقاط تخت فولاد می باشد مزار دلاور مردانی است که در برابر دشمن متجاوز از خاک ایران اسلامی دفاع کردند.

و این جمله ماندگار پیر و مراد شهیدان انقلاب و دفاع مقدس بر تارک همه گلزارها و گلستان های شهدا نقش بسته است :

« همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان ، عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود »

و اینجا قطعه شهدای عملیات کربلای ۵ مزار سرداران شهید ردانی پور ، حسین خرازی ، احمد کاظمی و رضا حبیب اللهی است .

\"tumbGolestan01\"

\"Golestan921016-2\"