نوشته‌ها

hajahmad-10

ایام و ذی الحجه است و کم کم به روز نیایش نزدیک می شویم روزی که روز موعود حاج احمد و یارانش بر فراز اسمان ارومیه بود ، روز عرفه …

تقدیم به ارواح طیبه شهدا علی الخصوص شهدای عرفه صلوات

\"\"

\"\"

\"\"

\"\"

\"\"

\"\"

مراسم صبحگاه مشترک یگانهای نظامی، انتظامی و بسیج استان خراسان شمالی، صبح امروز جمعه ۲۱ مهرماه ۹۱ با حضور حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده کل قوا درپادگان شهید نوری تیپ پیاده حضرت جواد الائمه سپاه پاسداران در بجنورد برگزار شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به پادگان تیپ پیاده حضرت جواد الائمه علیه السلام، در محل یادمان شهدا حضور یافتند و با قرائت فاتحه، علو درجات شهدای دفاع مقدس را مسئلت کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.
حضرت آیت الله خامنه ای در سخنانی در این مراسم، نیروهای مسلح را مایه امنیت خاطر ملت و مصونیت ساز در مقابل توهمات تجاوزکارانه بیگانگان دانستند و تأکید کردند: ملت ایران به پیروی از تعالیم اسلام اهل تجاوز و تعرض نیست اما در مقابل هیچ تجاوزی نیز کوتاه نخواهد آمد.
ایشان با تأکید بر اینکه انگیزه سلطه گران برای جنگ افروزی، فروش سلاح و رونق بخشیدن به صنایع نظامی وابسته به سرمایه داران است، افزودند: تنها عاملی که موجب تضعیف انگیزه جنگ افروزی قدرت طلبان و یا از بین رفتن این انگیزه می شود، آمادگی عمومی ملت و آمادگی دفاعی نیروهای مسلح است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: احساس آمادگی عمومی در ملت ایران بویژه جوانان، امروز بیش از هر زمان دیگر است و نیروهای مسلح نیز بسیار آماده تر و تواناتر از گذشته هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای یاد خدا و معنویت را عامل اصلی افزایش توانایی و قدرت بازدارندگی نیروهای مسلح دانستند و تأکید کردند: پیروزی رزمندگان اسلام در ۸ سال دفاع مقدس و شکست ارتش به ظاهر قدرتمند و مجهز و مدعی رژیم صهیونیستی در جنگ های ۳۳ روزه لبنان و ۲۲ روزه غزه بهترین نمونه ها از تأثیر معنویت در افزایش قدرت و توان دفاعی هستند.
ایشان افزودند: ملت ایران امروز بیش از هر زمان دیگر در مقابل دشمنان، احساس قدرت می کند و این احساس متکی بر واقعیات است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم حفظ و تقویت قدرت آمادگی ملت و نیروهای مسلح، خاطرنشان کردند: آمادگی و روحیه پای کار بودن ملت ایران و نیروهای مسلح، آنچنان هیبتی بوجود آورده است که اجازه گمان و توهم تجاوز را نیز به دشمن نخواهد داد.
پیش از سخنان فرمانده کل قوا، سردار سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به توانایی های نیروی مسلح بویژه نیروهای سپاه گفت: سپاه ضمن رصد دائمی تهدیدها، آمادگی دفاعی و بازدارندگی خود را با ترکیب نیروی حرفه ای زمینی و بسیج، گسترش برد موشکی و افزایش توان دفاعی و تهاجمی در دریا، بسیار افزایش داده و به سطح بازدارندگی راهبردی رسانده است.
در ادامه این مراسم سرود جمعی «قبله امید» اجرا شد.
در پایان مراسم یگانهای حاضر در میدان از مقابل فرمانده کل قوا رژه رفتند.

بخشی از پیام سید حسن نصرالله به مناسبت شهادت سردار سرلشکر پاسدار حاج احمد کاظمی:

شهادت حاج احمد کاظمی دل ما را به درد آورد و مصیبت بزرگی را در دلمان تکرار کرد. ما که از نزدیک حاج احمد کاظمی را می شناختیم اذعان می کنیم که او به حق فرماندهی نمونه و مجاهدی بزرگ و عبدی صالح و برادری وفادار برای ما بود. از خداوند متعال عاجزانه خواستاریم که حاج احمد کاظمی وشهدای همراه او را با حضرت امام حسین(ع) و اصحاب و یاران او محشور نماید.

\"\"سید حسن نصرالله در منزل شهید کاظمی

منبع : رجا نیوز

برخی از فعالان سایبری سوری، عکسی از کارت‌های ادعایی که مخالفان مسلح در سوریه آن را مدرکی دال بر عضویت ایرانیان غیرنظامی در سپاه تلقی می‌کنند را منتشر کرده است؛ این کارت متعلق به سردار شهید حاج احمد کاظمی است که در سال ۱۳۸۴ به شهادت رسید.

\"\"

موج تبلیغات غرض ورزانه علیه ایران از سوی مخالفان وابسته سوریه و تروریست های مسلح که از سوی رسانه های وابسته به محور غربی-عربی همچون الجزیره، العربیه و فرانس ۲۴ حمایت می شوند، از آغاز این اغتشاشات جزو  آیتم های خبری روزانه بوده است.

دستگیری تک تیراندازان ایرانی، حضور نیروهای ایرانی در سرکوب‌های سوریه و کمک‌های تسلیحاتی ایرانی از جمله این اتهامات بوده است.

در این میان شاید بارها ادعا شده است که گروهک های مسلح سوری موفق به کشف و دستگیری ایرانیان در آشوب شده و کارت هایی نیز از این اشخاص منتشر کرده است.

در این میان برخی از فعالان سایبری سوری، عکسی از یکی از این کارتها که ادعا می‌شود برای ایرانیان عضو سپاه است را منتشر کرده است. جالب اینجاست که این کارت متعلق به سردار شهید حاج احمد کاظمی است که در سال ۸۴ در سانحه سقوط هواپیما به شهادت رسید. این عکس به خوبی جعلی بودن ادعای این چنینی علیه ایران را در رابطه با امور سوریه را نشان می‌دهد.

طرح گرافیکی بک گراند بسیار زیبا از شهید حاج احمد کاظمی و سردار جعفری تحت عنوان سپاه عشق

تصویر زیر توسط تارنمای شیعه والپیپر طراحی شده است . جهت مشاهده تصویر در اندازه اصلی روی آن کلیک کنید .

\"سپاه

ابعاد :۲۸۸۰ × ۱۶۲۰

کیفیت : عالی

منبع : شیعه والپیپر و گردان ۱۸۸

تدابیر نظامی شهید حاج احمد کاظمی به روایت حاج قاسم سلیمانی ۸

احمد یک قله بود

 ما تا این روزی که احمد شهید شد، نمی دانستیم که احمد این قدر مجروح شده، والله یک بار احمد نگفت که ترکش به سرم خورده، به صورتم خورده، یک بار نیامد بگوید که مجروح شدم. من که نزدیک ترین فرد به احمد بودم، نمی دانستم احمد این قدر زخمی شده، هیچ وقت نگفت، خدا شاهد است هیچ وقت بر زبان جاری نکرد. احمد خیلی خصلت ها داشت، همیشه از بریدگی از دنیا می گفت واقعا انسان عجیبی بود یعنی هر چه آدم از او فاصله می گیرد، احساس می کند که احمد یک قله ای بود، واقعا یک قله ای بود، متفاوت بود، خیلی فضیلت داشت، برای همین می گویم احمد واقعا خلاصه ای از شخصیت امام خمینی (ره) بود در ابعاد مختلفی.

احمد درهمه ی عملیات ها واقعا یک نقشی داشت که روی تمام محورهای دیگر تاثیر مثبت می گذاشت و این لطف خداست که شامل بعضی ها می شود.

به هر حال عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر تاریخی است که در ذهن مردم تا ابد می ماند. ممکن است فتح المبین از ذهنشان برود، شکست حصر آبادان برود، حتی فتح فاو، حتی والفجر ۱۰ ولی خرمشهر فراموش شدنی نیست. اما این چطور بود که ما قرعه هم نزدیم بین این بیست نفر فرمانده لشکر، ولی اوضاع کل عملیات در آخر این طور رقم خورد که حسین و احمد رفتند در شهر، یعنی در حقیقت کلید فتح این شهر را خدا به احمد و حسین داد و این دو فاتح خرمشهر بودند. یعنی ما دو نفر فرمانده لشکر داشتیم که رفتند در خرمشهر و آن هم همین دو نفر بودند. حالا چطور شد این وضعیت عملیات که در پایان عملیات این دو تا فرمانده باید بروند در این شهر تا ابد خواهند ماند که این دو بزگوار فاتح خرمشهر بودند یکی احمد یکی حسین. تا زمانی که حسین زنده بود هرگز نگفت و تا زمانی که احمد هم زنده بود هرگز بیان نکرد. هیچ وقت دیگران که از او تعریف کردند ما نشنیدیم و خودش هم هیچ وقت چیزی از خودش نگفت. مثلا بگوید در خرمشهر من بودم که این کار را کردم! هرگز!

تدابیر نظامی شهید حاج احمد کاظمی به روایت حاج قاسم سلیمانی ۷

ادب و راز نگه داری احمد

 خصوصیت بعدی احمد شجاعت و جسارت او بود که هر چند در جنگ عمومیت داشت، لکن احمد در حد اعلای آن قرار داشت. اما بعد از جنگ دو تا مشخصه احمد که به نظر من اینها خیلی از مشخصه های معنوی احمد را رشد، دادند، یکی ادب احمد بود و دیگری راز نگهداری او بود. من خیلی کم در جمع ها می دیدم که کسی چنین خصلت هایی داشته باشد. برای فرمانده نظامی چنین خصلتی سخت است و اینکه می گویم احمد خلاصه ای از امام بود واقعا این طوری بود. حالا به آقا رشید هم عرض کردم، فرماندهان ما در جنگ به ویژه آنها که شهید شدند، نفوذشان خیلی زیاد بود، درجه هم نداشتند، هیچ کس هم نیامد بگوید که من از احمد کاظمی یا از فلانی حمایت می کنم.

شما نگاه بکنید اگر حسین خرازی پیراهنش روی شلوار بود، ۹۹ درصد از لشکر امام حسین(ع) پیراهنشان روی شلوارشان بود.تن صدای حسین، ذکر حسین، راه رفتن حسین را تقلید می کردند، احمد هم همین طور. از اینها تقلید می کردند. واقعا الگو و نمونه بودند و تاثیر زیادی بر دیگران داشتند.

ادب احمد فوق العاده بود، این ادب احمد به نظر من شاه کلید همه چیز بود و به خیلی چیزها رشد داد. نمونه ای از تواضع احمد این بود که در مراسم های مختلف مثلا در هفته جنگ که فرماندهان را دعوت می کنند یا یک روز ستاد کل دعوت می کند. به جلسه ای، ترتیب چیدن صندلی ها به نسبت درجه و رتبه و جایگاه است و هر کس جای مشخصی دارد. یکی از علت هایی که من امنتناع داشتم از شرکت در مراسم ها به خاطر اخلاق و برخورد متواضعانه ی احمد بود، یک معرکه ای داشتیم در جایگاه، احمد همه را به هم می ریخت و جابه جا می کرد تا خودش آخر بایستند، امکان نداشت که این جوری نباشد. یک روز به آقا رحیم گفتم که شما فکر می کنید که ما به احمد خط می دهیم؟ احمد را ما نمی شناسیم؟ احمدی که در جنگ وقتی تصمیم می گرفت که بگوید نه، همه می گفتند حریف احمد نمی شویم آن وقت این ادب احمد است؛مسافرت می خواستیم برویم اگر سه تا ماشین بودیم، اینقدر می ایستاد تا ماشین ها جلو بروند و او آخرین ماشین باشد. حتی در تردد، ادب او فوق العاده بود، شما بگردید در بین دوستان احمد، کسی را پیدا نمی کنید که احمد بدگویی او را بگوید و غیبت کسی را بکند.اگر مخالفت داشت کوتاه یک چیزی می گفت و زیاد به این موضوع نمی پرداخت. همه را بر خودش ترجیح می داد.البته ممکن است کسی احمد کاظمی را در جنگ دیده باشد و از نزدیک با او آشنا نباشد و بگوید احمد یک آدم لجبازی است، اما او اینجوری نبود و این قضاوت صحیحی نیست.

و اما درباره راز نگهداری احمد. چند نفر ما می دانیم که در لشکر نجف که بینانگذارش احمد کاظمی بود آمدند سخنرانی کردند، گفتند احمد کاظمی این است، احمد کاظمی آن است، چند نفرمان اینها را می دانیم، چند نفرمان می دانیم احمد به خاطر دفاع از ولایت همه سرمایه هایش را دچار مشکل کرد.چند نفرمان این را می دانیم؟ چند جا این را گفت؟ و خیلی اتفاق های دیگر.

تدابیر نظامی شهید حاج احمد کاظمی به روایت حاج قاسم سلیمانی ۶

 احمد برای همه چیز انضباط درست کرده بود

خصوصیت دیگر، انضباط احمد بود، این انضباط را در کلان که مقررات بود، شماه نگاه کنید به زمانی که احمد در نیروی هوایی بود می بینید برای همه چیز انضباط را تعریف کرده است. هر جا که می روی آرایش دارد. شما در نیروی هوایی یک جای مخروبه پیدا نمی کنید. در پادگانی که حضور می یافت به آن انضباط می داد ولو اینکه یک ساختمان قدیمی و تخریبی بود اما به آن ساختار و سازمان می داد و این کار را می کرد.

میدان صبحگاهش بهترین میدان صبحگاه است، مقبره ای که برای شهدا درست کرده، زیباترین مقبره است. هر کاری که انجام می دهد و به هر پایگاه اش که می روید همین طور است. پایگاه نیروی هوایی ما چند سال از آن می گذرد؟ ۵۰ سال می گذرد، بروید نگاه کنید، این هم از پایگاه درست کردن احمد، بهترین پایگاه با همین امکاناتی که داشته است. در زمان جنگ، خط احمد کاظمی تمیزترین خط بود خاکریز آن بیشترین ارتفاع را داشت، غذای آن بهترین غذا بود، انضباط در همه جا به چشم می خورد، در آرایش سنگرها، در چیدن سلاح ها، و …شما در خاطرات آقا نگاه می کنید، می گویند وقتی که از لشکر نجف بازدید کردم، اولین لشکری که برای تانک ها چک لیست نوشته بود احمد کاظمی بود. برای همه کس و همه چیز برنامه داشت و یک انضباط خاصی در تمام کارهایش حاکم بود، نه اینکه انضباط خشک داشت، نه. همه چیز دقیق سرجای خودش بود و هزینه ای که انجام می داد هزینه درستی بود.

تدابیر نظامی شهید حاج احمد کاظمی به روایت حاج قاسم سلیمانی ۵

استفاده احمد از فرصت ها در تاکتیک و استراتژی

 یکی دیگر از خصوصیات احمد استفاده از فرصت در بعد تاکتیکی و در بعد استراتژی بود. در بعد تاکتیکی وقتی که به دشمن می زد متوقف نمی شد تا نقطه ای که باید نتیجه می گرفت.همه عملیات هایش را نگاه کنید همین را می بینید مگر جایی بالاجبار متوقف شده، هر جا راه باز بوده فشار آورده تا نقطه ای که نقطه اتکاء عمل بوده برسد. تمام عملیاتهایش همین است. شما سراغ ندارید که مثلا زیر ارتفاعات لری متوقف بشود، مرحله دوم برود وسطش، یکسره رفته دور زده و لری را گرفته و کار را در یک مرحله تمام کرده است. یعنی ما کمتر عملیاتی داریم که احمد مرحله ای رفته باشد به جز عملیات های بزرگ که احمد آن مرحله ای را که برایش پیش بینی شده و با یک حرکت گرفته است، تمام عملیات ها بدین گونه بود.

شما ببنید حتی عملیات بدر همین طور که می رود، مستقیم حرکت می کند تا می رسد به رودخانه دجله، از دجله عبور می کند می رود کنار جاده عماره بصره آنجا می ایستد، تمام منطقه روطه را دور می زند تا کانال سوئیب.

استفاده از فرصتش در تاکتیک و استراتژی همین بود. احمد وقتی آمد در نیروی زمینی به وقت خودش شلاق می زد. من همیشه می گفتم احمد تو چقدر کار می کنی؟ وقتی نیروی هوایی بود شما مقطع عمر احمد را نیروی هوایی جمع بزنید، نمی خواهم خدای نکرده دیگران را تضعیف کنم، ولی تمام دوره های دیگر منهای دوره آقای قالیباف را جمع بزنید می بینید یک جهش داده است. در نیروی زمینی در همان مقطع می دوید مثل کسی که فرصت ندارد و باید آن را به یک نقطه برساند و نتیجه استراتژیک بگیرد. احمد در این موارد واقعا منحصر به فرد بود. این نکته را هم بگویم که احمد فرصت ها را محدود می دانست از نظر زمانی، چه در تاکتیک و چه در استراتژی، همیشه محدود می دانست، مثل کسی که وقت ندارد، این طوری به موضوع نگاه می کرد.

تدابیر نظامی شهید حاج احمد کاظمی به روایت حاج قاسم سلیمانی ۴

تدابیر احمد در نیروی هوایی سپاه

نکته دیگر دوراندیشی احمد بود، این دوراندیشی در اواخر جنگ و بعد از جنگ بیشتر آشکار شد. شما ببینید مدیریت الان احمد هم دقیقا مثل زمان جنگ بود. زمان جنگ آقا محسن و شورای فرماندهی می نشستند منطقه عملیات را انتخاب می کردند اما طراحی عملیات که چگونه از منطقه استفاده شود دیگر کار احمد و بقیه بود .احمد از مدیریت بهره گیری می کرد و برای این موضوع دوراندیشی می کرد. یعنی وقتی که در نیروی هوایی بود، احساس می کرد که ما حتما روزی درگیر چنین وضعیتی می شویم، با یک جایی درگیر یک جنگی می شویم فراتر از جنگ ایران و عراق.

شما وقتی نیروی هوایی می روید، می بینید که احمد نوع توجه اش به سیستم موشکی سپاه است. نقش آقای شمخانی را نمی خواهم کم کنم اما کسی که سیستم قدرت دفاعی را تکان داد احمد بود. آقا رشید می دانند، برای موشک شهاب ۳ با بردهای گوناگون شبانه روز وقت گذاشت و در موضوعات دیگر، جلوی ایشان را گرفتند و گرنه در موارد دیگر مثلا در هلی کوپتری، احمد اصرار می کرد که یک سیستم هلی کوپتری جدیدی را وارد کند که بن بست های آن زمان را بشکند، اصرار می کرد روی یک هواپیمای کم پرواز با برد کم اما موثر برای جبهه، یعنی در آن زمان هم دوراندیشی داشت.

یک وقتی آقا محسن، من و احمد و مرتضی را خواست در قرارگاه شهید بروجردی برای عملیات نصر ۴ در منطقه شمال غرب، ما در فاو بودیم که قرار بود عملیات کربلای ۱۰ را اجرا کنیم و برویم خط ۲۰۰۰ را از عراقی ها بگیریم و این جبهه را یک مقدار توسعه بدهیم همه کارها را آماده کردیم. شب آقارحیم آمد در فاو به ما گفت که عملیات در اینجا لو رفته . اصرار کردیم که لو نرفته، اما از ترکیب ارتش عراق به این نتیجه رسیده بودند که عملیات لو رفته است لذا عملیات متوقف شد. من و احمد و مرتضی با هم رفتیم قرارگاه شهید بروجردی نزد آقا محسن، احوالپرسی کردیم و آقا محسن به شوخی گفت: آنجا خوش می گذرد! بعد گفت بروید پیش آقای عزیزجعفری و بازدیدی از جبهه بکنید بیاید اینجا من کار دارم. ما سه نفری رفتیم در ارتفاعات قمیش والاغلو و… که لشکر عاشورا هم زیر ارتفاعات الاغلو گیر کرده بود، با خود گفتیم اگر شده سینه خیز در جنوب عملیات کنیم زیر بار نرویم، آنجا وقتی صحنه را از نزدیک دیدیم، برای ما یقین شد که نباید زیر بار این عملیات برویم.

برگشتیم نزد آقا محسن، گفت دیدید؟ گفتیم بله. آقا محسن گفت یا می روید آنجا عملیات می کنید یا می روید پیش آقای دانش یار در مریوان. هرچه گفتیم آقا محسن گفت: نه.

یکی از آن چیزهایی که در مورد احمد می گفتم همین والفجر ۱۰ بود، فلش عملیاتی احمد را نگاه کنید (اشاره به نقشه منطقه) کنار \”دریاچه سد دربندیخان \” آمد حلبچه را دور زد، تمام منطقه مقابل احمد، ارتفاعات ریشن، همه اینها سقوط کرد. ما هم مقابل همه یگان داشتیم، همه اینها سقوط کرد. لذا در بحث های میدانی و بحث های بعدی، احمد دوراندیشی فوق العاده ای داشت.