نوشته‌ها

 

مصاحبه با مسئول موسسه شهید کاظمی درباره #شهید_محسن_حججی

با توجه به اخبار ضد و نقیضی که در خصوص تشییع شهید محسن حججی منتشر می شود و جهت آشنایی بیشتر با این شهید عزیز، مصاحبه ای با برادر #حمید_خلیلی مدیر #موسسه_شهید_کاظمی در این خصوص انجام دادیم.

 

برادر خلیلی با سلام بفرمایید فرایند تشخیص هویت شهید حججی چگونه بوده و علت تاخیر در اننقال پیکر شهید به وطن چیست؟

 

بنام خدا و با سلام، یک مرحله تشخیص هویت از طریق آزمایشات ژنتیک انجام شد، در مراحل اولیه، هویت این شهید شناسایی شده و همانطور که می دانید آزمایشات ژنتیک همراه با احتمالات است و در آزمایش انجام شده از پیکر و تطبیق با کدهای ژنتیک والدین، تنها پنج تا ده درصد عدم قطعیت وجود داشت. در صورت وجود کوچکترین عدم قطعیت، امکان سوء استفاده بدخواهان و دشمنان در بهره برداری رسانه ای و جنگ روانی علیه ملت ایران پس از تدفین وجود دارد تا ادعا کنند که پیکر و یا عضوی از ان متعلق به شهید نبوده است. بنا بر تدبیر بجای فرماندهان عالی رتبه، باید تشخیص هویت به صورت قطعی گواهی شود.

این کار طبق اظهارات پزشکان متخصص نیاز به چند مرحله کار آزمایشگاهی دقیق دارد و معمولا یک ماه طول می کشد

 

ممکن است مشاهده و نظر خود درباره اخباری که درباره پیکر قطعه قطعه شده شهید شایع شده را بفرمایید؟

از پاسخ معذورم

 

چه کسی تصمیم گیر نهایی درباره انتقال شهید است؟

در شرایط فعلی همگان باید گوش به فرمان فرماندهان حاضر در منطقه باشیم. موضوع پیکر شهید حججی یک موضوع ساده نیست اکنون ابعاد #ملی و #فرا_ملی پیدا کرده و امریکا و داعش هنوز در موضوع فعال هستند. هر گونه تصمیم عجولانه و احساسی ممکن است برای کشور هزینه های سنگین ایجاد کند. همچنین فشار روانی در مورد زمان تشییع و جزییات، کار را بر همگان و مخصوصاً خانواده شهید سخت می کند و من از همه اصحاب رسانه و مردم خواهش می کنم اجازه بدهند موضوع با رعایت همه ملاحظات و مصالح امنیت ملی، مسیر منطقی خودش را طی کند و انشاءالله اگر خدا بخواهد #یار_سفر_کرده ما برگردد.

 

لطفا پیش بینی خود از زمان تایید یا رد هویت شهید بیان کنید.

همانطور که عرض کردم بنا به اظهار نظر پزشکان، اظهار نظر قطعی یک ماه زمان می برد با این حال امیدواریم کمتر از ده روز با تلاش متخصصان و رصد و تدبیر شرایط میدانی، این فرایند طی حداکثر ده روز آینده به نتیجه برسد. تا خدا چه بخواهد.

 

 

خب بفرمایید برنامه های موسسه برای تشییع و بخاک سپاری شهید چیست؟

بحمدالله ستادهایی در سطح ملی و منطقه ای ایجاد شده و تشکل های خودجوش مردمی و دولتی با جدیت و شور حماسی همچون دوران دفاع مقدس پیگیر برگزاری این مراسمات به بهترین نحو ممکن هستند. اعضای موسسه نیز اکنون داغدارند و در وسع خودشان سعی می کنند برای محسن عزیز کاری بکنند.

چند روز است در #نجف_آباد یک موکب ایجاد کرده ایم و اقدام به توزیع اقلام فرهنگی و پذیرایی می کنیم. و هر جایی که مسئولین نیاز به همکاری داشته باشند. همچنین اخبار صحیح مرتبط، یادداشت ها و آثار بجامانده از شهید و ارتباط با خانواده شهید را از طریق کانال تلگرامی و اینستاگرام و سایت شهید منتشر می کنیم.

 

افراد و موسساتی که بخواهند در مراسم استقبال و تشییع و خاکسپاری شهید کمک کنند چکار باید بکنند؟

در تهران یک ستاد اصلی و یک ستاد دانشجویی راه اندازی شده؛ دفتر ستاد نجف آباد هم در فرمانداری است که علاقمندان می توانند مراجعه کنند.

البته جریانی را که محسن ایجاد نمود آتش به اختیاری بود که الحمدلله شاهدیم در تمام کشور بصورت خودجوش هر فردی دارد فعالیت می کند بعنوان مثال امروز صحبتی که با مسئول اسکان نجف آباد داشتم گفتند تعداد زیادی از مردم نجف آباد مراجعه نموده و اعلام امادگی کردند جهت در اختیار قرار دادن منازل مسکونی خود به مهمانانی که برای تشییع شهید به این شهر شهیدپرور می آیند.

شهید حججی متعلق به فرد و گروه خاصی نیست.

 

لطفا برای نوجوانان و جوانانی که علاقمند شهید حججی هستند، چند ویژگی که باعث اوج گرفتن و تعالی او بود را بیان کنید.

محسن کارهای خاصی انجام نمیداد بلکه کارهای کوچک را که خیلی از ماها اهمیت نمیدهیم به بهترین نحوه ممکن انجام میداد. مهم ترینش احترام ویژه و خاص به پدر مادر بود. به مسائلی همچون‌ نماز اول وقت شرکت مستمر در هیات و مجالس عزاداری، نهضت کتاب و کتابخوانی و شرکت در اردوهای جهادی برایش بسیار مهم و اولویت دار بود.

 

آیا برنامه ای برای معرفی مفصل و عمیق تر از شهید حججی دارید؟

یک گروه تشکیل شده جهت جمع آوری خاطرات شهید؛ همچنین تألیف کتاب ویژه این شهید در نشر شهید کاظمی آغاز شده که بزودی انشاءالله به ثمر برسد. یک فیلم مستند داستانی نیز توسط دوستان شهید در دست تهیه است.

همچنین انشاءالله بزودی در کانال رسمی شهید، خاطرات ناب و جذابی منتشر خواهد شد.

 

نکته پایانی دارید؟

بله، باید بگویم شهید محسن حججی متعلق به فرد و گروه خاصی نیست. او یک قهرمان ملی است که با اقتدای به قهرمان بزرگ ملی ما #سردار_شهید_احمد_کاظمی قدم در راه تعالی معنوی و خودسازی خود گذاشت و تلاش کرد تا با تبعیت از دستورات اسلام ناب و رهبر معظم انقلاب، بنده خوبی برای خداوند باشد. اکنون او یک الگو و سرمشق برای همه نوجوانان ما است.

همه کسانی که علاقمند به شهید حججی هستند می توانند با شناخت او درس زندگی بگیرند و به او شبیه بشوند.

منبع: کانال رسمی شهید محسن حججی در شبکه تلگرام

 
ناگفته های زندگی شهید حججی | محسن حججی راه شهادت را برگزیده بود، سالها پیش از آن که گذرش به عراق و سوریه بیفتد، راهش روشن بود. یکی از دوستان نزدیک شهید حججی حمید خلیلی مدیر مؤسسه حاج احمد کاظمی است. او از ناگفته های زندگی محسن حججی از ازدواج تا شهادت می گوید…
حمید خلیلی مدیر مؤسسه سردار شهید حاج احمد کاظمی ناگفته‌هایی از زندگی شهید مدافع حرم بی سر «محسن حججی» را بیان می‌کند.

حمید خلیلی مدیر مؤسسه سردار شهید حاج احمد کاظمی که سال‌های متمادی یا شهید مدافع حرم «محسن حججی» ارتباط داشت و رابطه صمیمی میانشان وجود داشت در گفت‌و‌گو با تسنیم در خصوص این مؤسسه و ورود شهید حججی به مؤسسه شهید کاظمی‌ می‌گوید: مؤسسه شهید احمد کاظمی یک مؤسسه فرهنگی تربیتی با جامعه مخاطب دانش آموزان نخبه است و در بخش های مختلفی اعم از علمی, ورزشی, گروه های جهادی, کتاب و فرهنگ کتابخوانی فعالیت می‌کند. شهید محسن حججی از سال ۸۵ وارد این مؤسسه شد و در ابتدا گروه ورزشی را انتخاب کرده بود اما بعداً شاخه جهادی و کتاب و کتاب خوانی را انتخاب کرد.

 

خلیلی ادامه می‌دهد: زمانی که شهید حججی در بخش کتاب وارد شد، اهتمام زیادی به نوشتن داشت و تمامی خاطرات خود را می‌نوشت. همچنین محسن در بحث ترویج کتاب و کتابخوانی بسیار تلاش می‌کرد. در ماه رمضان با هماهنگی با امام جماعت مساجد نمایشگاه کتاب برگزار می‌کرد و با اصرار مردم را به خرید کتاب تشویق می‌کرد.

 

*اولین هدیه ای که به همسرش داد کتاب بود

 

مدیر مؤسسه شهید کاظمی از اهتمام و علاقه شهید حججی به ترویج فرهنگ کتاب خوانی می‌گوید و می‌افزاید: علاقه و اهتمام او  تا آنجا بود که اولین هدیه‌ای که به همسرش داد کتاب بود و هرگاه به مهمانی می رفت به دوستان و اقوام کتاب معرفی می کرد و به آنها کتاب هدیه می‌داد. به همسرش ماهانه یک کتاب هدیه می‌داد و برای ترغیب او  به خواندن کتاب از آنچه که از آن کتاب خوانده بود امتحان می‌گرفت و به او هدیه ای دیگر می‌داد. حتی در مراسم عقدش هم چند کتاب مانند کتاب سلام بر ابراهیم و چند کتاب دیگر به همسرش هدیه داده بود.

 

وی می‌افزاید: در زندگی اش هرگاه با  مشکل مواجه می‌شد با کتاب آن مشکل را بر طرف می‌کرد. یکی از تأسفاتی که همیشه می خورد و جالب بود این بود که می گفت من از سال ۸۵ که وارد مؤسسه شدم دنیای جدیدی به روی من باز شد و پشیمان هستم که چرا از بچگی کتابخوان نبودم.  محسن حتی در گروه‌هایی که در فضای مجازی به ترویج تفکرات تشیع انگلیسی و تکفیری مشغول هستند عضو بود, شبهات و مسائلی که در گروه مطرح می‌شد را می نوشت بعد می‌رفت مطالعه می‌کرد و پاسخ آن شبهات را پیدا می‌کرد و در آن گروه ها مطرح می کرد.

 

خلیلی می‌گوید: محسن بعد از آنکه وارد سپاه شد عصرها به کتابفروشی می‌آمد و پولی که از قِبَل این کار به دست می‌آورد را  برای اردوهای جهادی کنار می‌گذاشت. رشته تحصیلی محسن برق ساختمان بود و برق کشی ساختمان ها را نیز انجام می‌داد و  پول دستمزدش را در قُلَّکی که برای این کار کنار گذاشته بود نگه می‌داشت و هر دفعه که به اردوی جهادی می رفتیم ۴-۳ میلیونی که جمع کرده بود را خرج اردو می‌کرد.

 

*محسن به گونه ای عطش شهادت داشت که با هیچ چیز دیگری سیراب نمی شد

 

خلیلی اظهار می‌کند: محسن به گونه ای عطش شهادت داشت که با هیچ چیز دیگری سیراب نمیشد. همچنین عطش خادمی اهل بیت را داشت و به غیر از هیئت مؤسسه در هیئت‌هایی که در اصفهان بود حاضر می‌شد و در آنجا خادمی می‌کرد. الآن که محسن به شهادت رسیده دوستانی می‌آیند و می‌گویند محسن می‌آمده و در هیئت به ما کمک می‌کرده و خادمی اهل بیت و به قول خودش نوکری اهل بیت را می‌کرده و ما او را نمی شناختیم و الان او را شناختیم. محسن همیشه می‌گفت اوج این خادمی و نوکری شهادت در راه دفاع از حرم و اهل بیت است که خدا هم این لطف را شامل حالش کرد.

 

وی از ارتباط نزدیک شهید حججی با سردار شهید حاج احمد کاظمی می‌گوید و اظهار می‌کند: محسن ارتباطی مستحکم و قوی با شهید کاظمی داشت و همه‌این فعالیت ها و کارها که انجام می‌داد ناشی از ارتباط معنوی با شهید کاظمی بود و سر سفره شهید کاظمی نشست و شهید کاظمی او را راهبری کرده و به این مقام و این مقطع رساند. محسن خیلی مقید بود و هر هفته دو سه شب یکبار سر مزار حاج احمد می‌رفت و در هر مسئله ای با او  مشورت می‌کند. می‌گویند رفیق شهید شهیدت می کند اما محسن با عمق وجودش شهید را درک کرده بود و  شهید کاظمی باعث شد که محسن به آرزویش برسد.

 

*می‌گفت اگر وارد سپاه شوم بسیار سریع می‌توانم مسیر رسیدن به شهادت را طی کنم

خلیلی در خصوص دلیل ورود شهید حججی به سپاه می‌گوید: محسن برای ورود به سپاه بسیار تلاش و اصرار داشت.یک موقع پیش من آمد گفت «حاجی من این مسیر را که می روم شاید در نهایت به شهادت ختم شود اما در کوتاه مدت اگر وارد سپاه شوم بسیار سریع می‌توانم این مسیر را طی کنم» به همین خاطر اصرار زیادی داشت و اضطراب و پیگیری های زیاد داشت تا وارد سپاه شود .همیشه می گفت «اگر مسیر شهادت من در طی ۲۰ سال طول بکشد با ورود به  سپاه ۲ ساله این مسیر را طی میکنم» و همیشه این ۲۲ را به من و با همین ادبیات می گفت و ما به او می‌گفتیم احساسی فکر می‌کنی اما نیت او خالص بود.

 

وی می‌افزاید: محسن قبل  از ورود به سپاه سربازی رفت و می توانست در سپاه و در شهر خودش خدمت کند اما گفت که می خواهم در ارتش  و در مرز با سخت ترین شرایط خدمت کنم که این کار را هم کرد. در انتخاب ورود به سپاه هم گفت کجا می‌توانم سخت ترین کار را داشته باشم و پس از تحقیق یگان زرهی را انتخاب کرد و مشغول به خدمت شد.

 

*همیشه سخت‌ترین کارها را انتخاب می‌کرد و می‌گفت «چون سخت تره رضایت خدا و اهل بیت بیشتره»

 

خلیلی در خصوص دلیل این همه سختی کشیدن شهید حججی می‌گوید: همیشه می گفت «چون سخت تره رضایت خدا و اهل بیت بیشتره». یک سالی من فرستادمش اصفهان یک پولی را برای اردوی جهادی بگیرد. بعد از چند ساعت بهش زنگ زدم که چرا محسن نرفتی؟ گفت «من هر چه فکر کردم  گفتم می روم چندی روز برق کشی ساختمان انجام می دهم  پولش را به اردو می دهم و این لذت بیشتری دارد تا اینکه یک سازمان  پول اردو را بدهد» با اینکه پول حق ما بود اما او این طرز فکر را داشت.

 

مدیر مؤسسه شهید کاظمی می‌گوید: محسن در خادمی و نوکری و بحث انتظار و ظهور خیلی جدی بود مثلا بار اولی که به سوریه رفت گفت «من به آن چیزی که می‌خواستم نرسیدم» و نذر کرده بود که ۴۰ هفته هر هفته به جمکران برود. او هر هفته از اصفهان  به قم می‌آمد و بعد با پای پیاده می‌آمد جمکران و پیاده به حرم حضرت معصومه می‌رفت و بعد به اصفهان بر می‌گشت و هر هفته کارش این بود.

 

*محسن به این راحتی به این مسیر و مقام نرسید و سختی و زحمت زیادی متحمل شد
خلیلی اظهار می‌کند: محسن پرورش یافته مسیر اهل بیت و ولایت بود و عمق حرف امام(ره) و حضرت آقا و شهدا را فهمید. محسن به این راحتی به این مسیر و مقام نرسید و در این راه بسیار سختی و زحمت متحمل شد. مثلا در اردوهای جهادی نذر می‌کرد و روزه می‌گرفت. البته در یک اردوی جهادی که دو سال پیش بود و بعد از آن رفت سوریه همه بچه ها می گویند در اردوی جهادی یک اتفاقی افتاد و محسن به گونه دیگری شد.

مدیر مؤسسه شهید کاظمی به ارتباط نزدیک و صمیمی با شهید حججی اشاره می‌کند و می‌گوید: محسن  آن‌قدر با همه صمیمی بود و دوستانش با اینکه می‌دانستند محسن یک روزی شهید می شود اما اکنون باورشان نمی شود که او از بینشان رفته است.