معمولا خودش دم درب می‌ایستاد وهمه چیر را با دقت و با کمال آرامش کنترل می‌کرد البته مدیریتش هم اینگونه بود که همه می‌دانستند کارشان را باید به نحو احسن انجام دهند و نیازی به تذکر مجدد نبود و کمتر مراجعه ای به ایشان می‌شد، و یا می‌دیدی آخر مجلس نشسته است، یاد گریه‌هایش بخیر که همیشه چنان شانه‌هایش می‌لرزید که آدم یادش به گریه‌های حضرت امام (ره) می‌افتاد.

3 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *