مهدی زین‌الدین سال ۱۳۳۸ هجری شمسی در تهران متولد شد. مادرش که بانویی مأنوس با قرآن و آشنای با دین و مذهب بود برای تربیت فرزندش کوشش فراوانی کرد. نبوغ و استعداد مهدی باعث شد که او در اوان کودکی قرآن را بدون معلم و استاد یاد بگیرد و بر قرائت مستمر آن تلاش کند. پس از ورود به دبستان در اوقات بیکاری به پدرش که کتابفروشی داشت، کمک می‌کرد و به عنوان یک فرزند، پدر و مادر را در امور زندگی یاری می‌داد.

از خصوصیات بارز او شجاعت و شهامت بود. خط شکنی شب‌های عملیات و جنگیدن با دشمن در روز و مقاومت در برابر سخت‌ترین پاتکها به خاطر این روحیه بود. روحیه‌ای که اساس و بنیان آن بر ایمان و اعتقاد به خدا استوار بود. مجاهدت دائمی او برای خدا بود و هیچگاه اثر خستگی روحی در وجودش دیده نمی‌شد.

زین‌الدین در کنار تلاش بی‌وقفه‌اش، از مستحبات غافل نبود. اعقتاد داشت که جبهه‌های نبرد، مکانی مقدس است و انسان در این مکان، به خدا تقرب پیدا می‌کند. همیشه به رزمندگان سفارش می‌کرد که به تزکیه نفس و جهاد اکبر بپردازند. او همواره سعی می‌کرد که با وضو باشد. به دیگران نیز تاکید می‌کرد که همیشه با وضو باشند. به نماز اول وقت توجه بسیار داشت و با قرآن مجید مانوس بود و به حفظ آیات آن می‌پرداخت.

به دلیل اهمیتی که برای مسائل معنوی قائل بود نماز را به تانی و خلوص مخصوصی به پا می‌داشت. فردی سراپا تسلیم بود و توجه به دعا، نماز و جلسات مذهبی از همان دوران کودکی در زندگی مهدی متجلی بود. با علاقه خاصی به بسیجی‌ها توجه می‌کرد. محبت این عناصر مخلص در دل او جایگاه ویژه‌ای داشت. برای رسیدگی به وضعیت نیروها و مطلع شدن از احوال برادران رزمنده خود به واحدها، یگان‌ها و مقرهای لشکر سرکشی و به مشکلات آنان رسیدگی می‌کرد. همواره به برادران سفارش می‌کرد نسبت به رزمندگان احترام قائل شوند و همیشه خودشان را نسبت به آنها بدهکار بدانند و یقین داشته باشند که آنها حق بزرگی بر گردن ما دارند.

شیفتگی و محبت ویژه‌ای به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) داشت. با شناختی که از ولایت فقیه داشت از صمیم قلب به امام خمینی(ره) عشق می‌ورزید. با قبلی مملو از اخلاص، ایمان و علاقه از دستورات و فرامین آن حضرت تبعیت می‌کرد. به دقت پیام‌ها و سخنرانی‌های ایشان را گوش می‌داد و سعی می‌کرد که همان را ملاک عمل خود قرار دهد و از حدود تعیین شده به هیچ وجه تجاوز نکند. می‌گفت: ما چشم و گوشمان به رهبر است، تا ببینیم از آن کانون و مرکز فرماندهی چه دستوری می‌رسد، یک جان که سهل است، ای کاش صدها جان می‌داشتیم و در راه امام فدا می‌کردیم.

او در سخت‌ترین مراحل جنگ با عمل به گفته‌های حضرت امام خمینی(ره) خدمات بزرگی به جبهه‌ها کرد.

اهمیت دادن به حفظ اموال بیت‌المال

حفظ اموال بیت‌المال برای زین‌الدین از اهمیت خاصی برخوردار بود. همواره در مسئولیت و جایگاهی که قرار داشت نهایت دقت خود را به کار می‌برد تا اسراف و تبذیر نشود. بارها می‌گفت: در مقابل بیت‌المال مسئول هستیم. در استفاده از نعمت‌های الهی و حتی غذای روزمره میانه‌روی می‌کرد. خود را آماده رفتن کرده بود و همواره برای کم کردن تعلقات مادی تلاش می‌کرد. ایثار و فداکاری او در تمام زمینه‌ها، بیانگر این ویژگی و خصوصیتش بود. برای اخلاص و تعهد آن شهید کمتر مشابهی می‌توان یافت. او جز به اسلام و انجام تکلیف الهی خود نمی‌اندیشید. در مناجات و راز و نیازهایش این جمله را بارها تکرار می‌کرد: ای خدا! این جان ناقابل را از ما قبول بفرما و در عوض آن، فقط اسلام را پیروز کن.

از آنجا که برادران، او را به عنوان الگویی برای خود قرار داده بودند، سعی می‌کردند اخلاق و رفتارشان مثل ایشان باشد. شخصیتی چند بعدی داشت: شخصیتی پرورش یافته در مکتب انسان ساز اسلام. خیلی‌ها شیفته اخلاق، رفتار، مدیریت و فرماندهی او بودند و او را یک برادر بزرگتر و معلم اخلاق می‌دانستند. زیرا او قبل از آنکه لشکر را بسازد، خود را ساخته بود. اخلاق و رفتار او باتوجه به اقتضای مسئولیت‌های نظامی‌اش که دارای صلابت و قدرت خاصی بود، زمانی که با بسیجیان مواجه می‌شد برادری صمیمی و دلسوز برای آنها بود.

مهدی زین‌الدین در زمینه تربیت کادرهای پرتوان برای مسئولیت‌های مختلف لشکر به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بود که در واحدهای مختلف، حداقل سه نفر در رأس امور و در جریان کارها باشند. می‌گفت: من خیالم از لشکر راحت است. اگر چند ماه هم در لشکر نباشم مطمئنم که هیچ مسئله‌ای به وجود نخواهد آمد. در کنار این بزرگوار صدها انسان ساخته شدند، زیرا رفتار و صحبت‌هایش در عمق جان نیروهای رزمنده می‌نشست. بارها پس از سخنرانی، او را در آغوش خویش می‌کشیدند و بر بالای دستهایشان بلند می‌کردند.

او یکی از فرماندهان محبوب جبهه‌ها به شمار می‌آمد. فرماندهی که نور معرفت، تقوا، صبر و استقامت سراسر وجودش را فراگرفته بود و این نورانیت به اطرافیان نیز سرایت کرده بود. چنانچه گفته می‌شود: ۷۰ درصد نیروهای پاسدار و بسیجی آن لشکر، نماز شب می‌خواندند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جزو اولین کسانی بود که جذب نهاد مقدس جهادسازندگی شد و با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قم، برای انجام وظیفه شرعی و اجتماعی خود و حفظ و حراست از دستاوردهای خونین انقلاب، به این نهاد مقدس پیوست. ابتدا در قسمت پذیرش و پس از آن به عنوان مسئول واحد اطلاعات سپاه قم انجام وظیفه کرد.

زین‌الدین در زمان مسئولیت خود در واحد اطلاعات (که همزمان با غائله خلق مسلمان و توطئه‌های پیچیده ضدانقلاب در شهر خونین و قیام قم بود) با ابراز نقش فعال خود و با برخورداری از بینش عمیق سیاسی، در خنثی کردن حرکت‌های انحرافی و ضدانقلابی گروهک‌های آمریکایی نقش به سزایی داشت.

پس از مدتی مسئول شناسایی یگان‌های رزمی شد و بعد از آن نیز مسئول اطلاعات – عملیات سپاه دزفول و سوسنگرد شد. در این مسئولیت‌ها با شجاعت، ایمان و قوت قلب، ‌تا عمق مواضع دشمن نفوذ می‌کرد و با شناسایی دقیق و هدایت رزمندگان اسلام، ضربات کوبنده‌ای بر پیکر لشکریان صدام وارد می‌آورد. بخشی از موفقیتهای بدست آمده توسط رزمندگان اسلام در عملیات فتح‌المبین، مرهون تلاش و زحمات ایشان و همکارانش در زمان تصدی مسئولیت اطلاعات – عملیات سپاه دزفول و محورهای عملیاتی بود.

 

آغاز جنگ تحمیلی

با آغاز تهاجم دشمن بعثی به مرزهای میهن اسلامی، زین‌الدین بی‌درنگ پس از گذراندن آموزش کوتاه مدت نظامی، به همراه یک گروه ۱۰۰نفره خود را به جبهه رساند و به نبرد بی‌امان علیه کفار بعثی پرداخت.

 

زین‌الدین در عملیات بیت‌المقدس مسئولیت اطلاعات – عملیات «قرارگاه نصر» را برعهده داشت و بخاطر لیاقت، ایمان، خلوص، استعداد رزمی و شجاعت فراوان، در عملیات رمضان به عنوان فرمانده تیپ علی‌بن ابیطالب(ع) – که بعدها به لشکر تبدیل شد – انتخاب شد.

در عملیات رمضان، تیپ علی‌بن ابیطالب(ع) جزو یگان‌های مانوری و خط ‌شکن بود و با قدرت فرماندهی و هدایت ایشان – در بکارگیری صحیح نیروها و موفقیت آن یگان در این عملیات – بعدها این تیپ، به لشکر تبدیل شد.

لشکر علی‌بن ابیطالب(ع) در تمام صحنه‌های نبرد سپاهیان اسلام (عملیات محرم، والفجرمقدماتی، والفجر ۳ و والفجر ۴) خط شکن و به عنوان یکی از یگان‌های همیشه موفق، نقش حساس و تعیین کننده‌ای را برعهده داشت.

صبر، استقامت، مقاومت جانانه و به یادماندنی این یگان، همگام با سایر یگان‌ها در عملیات پیروزمندانه خیبر بسیار مشهور است. هنگامی که دشمن از هوا و زمین و با انواع جنگ‌افزارها و هواپیماهای توپولوف و میگ و بمبهای شیمیایی و پرتاب یک میلیون و ۲۰۰ هزار گلوله توپ و خمپاره، جزایر مجنون را آماج حملات خویش قرار داده بود، او و یگان تحت امرش مردانه و تا آخرین نفس جنگیدند و دشمن زبون را به عقب راندند و جزایر را حفظ کردند.

نحوه شهادت

در ۲۹آبان سال ۱۳۶۳ زین‌الدین به همراه برادرش مجید (که مسئول اطلاعات و عملیات تیپ ۲ لشکر علی‌بن ابیطالب(ع) بود) جهت شناسایی منطقه عملیاتی از باختران به سمت سردشت حرکت می‌کنند. در آنجا به برادران می‌گوید: من چند ساعت پیش خواب دیدم که خودم و برادرم شهید شدیم. موقعی که عازم منطقه می‌شوند، راننده‌شان را پیاده کرده و می‌گویند:خودمان می‌رویم. حتی در مقابل درخواست یکی از برادران، مبنی بر همراه شدن با آنها، برادر مهدی به او می‌گوید: تو اگر شهید بشوی، جواب عمویت را نمی‌توانیم بدهیم، اما ما دو برادر اگر شهید بشویم جواب پدرمان را می‌توانیم بدهیم.

فرمانده محبوب بسیجی‌ها، سرانجام پس از سالیان طولانی دفاع در جبهه‌ها و شرکت در عملیات و صحنه‌های افتخارآفرین، در درگیری با ضدانقلاب شربت شهادت نوشید و روح بلندش را از این جسم خاکی به پرواز درآمد تا در نزد پروردگارش ماوی گزیند.

همان طور که برادران را توصیه می‌کرد که ما باید حسین‌وار بجنگیم، حسین‌وار جنگیدن یعنی مقاومت تا آخرین لحظه، حسین‌وار جنگیدن یعنی دست از همه چیز کشیدن در زندگی، ای کاش جانها می‌داشتیم و در راه امام حسین(ع) فدا می‌کردیم؛ از همرزمانش سبقت گرفت و صادقانه به آنچه معتقد بود و می‌گفت عمل کرد و عاشقانه به دیدار حق شتافت.

برخی از روزها در تقویم جمهوری اسلامی ایران به گونه خاصی از اهمیت معنوی و ملی بسیاری برخوردار هستند. قیام‌های ۱۵ خرداد ۴۲ مردم ورامین، قیام خونین ۱۹ دی مردم قم و ۲۹ بهمن مردم تبریز در سال ۵۶ و روز ۲۱ بهمن ماه ۵۷ همدان که به «مرصاد انقلاب» معروف شد؛ فقط چند نمونه از روزهای حماسی ملت ایران هستند که هر کدام متأثر از یک واقعه تاریخی بودند.

روز «۲۵ آبان» سال ۱۳۶۱ مردم اصفهان نیز یکی دیگر از این وقایع تاریخی محسوب می‌شود که برگ زرینی از رشادت و شهادت‌طلبی مردم اصفهان را در خود جای داده است. در جریان عملیات «محرم» حدود ۴۵۰۰ نفر از رزمندگان شهید و مجروح شدند. ۷۵۰ رزمنده از اصفهان به شهادت رسیدند که در روز ۲۵ آبان مردم اصفهان همزمان پیکرهای ۳۷۰ شهید این عملیات را بر روی دستان خود تشییع کردند.

در همین رابطه سردار احمد موسوی توضیح می‌دهد: برای انجام عملیات محرم، ۱۵ گردان از لشکر ۱۴ امام حسین (ع) را آماده کردیم. البته تا پایان عملیات بعضی از گردان‌ها بیش از یک‌بار و بعضاً دو یا سه مرتبه عملیات داشتند. همچنین چهار یگان نیز مسئولیت خط‌شکنی را به عهده گرفته بودند و لشکر ۸نجف اشرف، ۲۵ کربلا، ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب همراه لشکر ۱۴ امام حسین(ع) در این عملیات شرکت داشتند.

۳۷۰ شهید اصفهان

در این عملیات مسئول اطلاعات عملیات آقای حسن عابدی بود و نفر دوم شهید عزیزالله بابایی و بنده به عنوان نفر سوم انجام وظیفه می‌کردم. قبل از هر چیز باید یادی از رشادت‌ها و از جان‌گذشتگی‌های شهدای عزیز بکنیم. در این عملیات هفت فرمانده گردان، پنج معاون فرمانده گردان، هشت فرمانده گروهان و ۱۰ طلبه شهید از لشکر ۱۴ امام حسین (ع) داشتیم.»

این یک حقیقت است

سردار مرتضی قربانی از رزمندگان و فرماندهان استان اصفهان در رابطه با روز ۲۵ آبان می‌گوید:«… ۲۵ آبان یک حماسه است و حماسه را ما آفریدیم، مردم ما آفریدند اسلام حماسه دارد، شهید داده دارد، مسلمان شدن شوخی نیست، امتحان دارد. ۲۵ آبان یک امتحان بود. این مردم ما سرآمد هستند .خدا می فرماید: «اِنْ تَنْصُرالله یَنْصُرْکُمْ .» امروز که بیداری اسلامی فراگیر شده از برکت همان حماسه است.اگر مردم اصفهان ۳۷۰ تا از ۱۲۵۰ شهید را در یک هفته نداشتند، قطعاً ما به پیروزی نمی‌رسیدیم . داستان که نیست ،قصه که نیست، حقیقت است. در عمل نشان دادند ما مسلمانیم و پای این مسلمانی‌مان باید مردانه بایستیم؛ همانطور که در ۲۵ آبان ایستادیم ..»

لبیک مردم اصفهان در همه عملیات‌ها حرف اول را می‌زد

همچنین سردار علی ردانی‌پور برادر روحانی شهید مصطفی ردانی‌پور نیز روایت می‌کند:«…روز ۲۵ آبان را به عنوان روز حماسه رزمندگان اصفهان یا حماسه اصفهانی‌ها نامیدند. اگر عملیات محرم سال ۱۳۶۱ شمسی را با محرم ۶۰ قمری و جریان عاشورا مقایسه کنیم، شهدای این عملیات عظیم، همیشه در نظر و اذهان مردم جاوید و زنده می‌مانند. با توجه به اینکه ما در منطقه بودیم و بعدها از طریق فیلم و گزارش آن صحنه عظیم تشییع جنازه شهدای عظیم‌القدر عملیات محرم را دیدیم بسیار تکان دهنده بود. در مقابل خیل عظیم ملت در این مراسم امام امت پیام دادند و مردم لبیک گفتند و لبیک مردم اصفهان در همه عملیات‌ها حرف اول را می‌زد؛ در سخت‌ترین عملیات‌ها و شرایط، رزمندگان اصفهان برای عملیات انتخاب می‌شدند و بلا استثناء در همه عملیات‌ها اصفهانی‌ها درخشیدند و از شجاع ترین و مؤمن ترین رزمندگان جنگ بودند…»

به گزارش سایت شهید کاظمی فائضه غفار حدادی که کتابی را با عنوان «خط مقدم» و با محوریت زندگی شهید حسن طهرانی مقدم نوشته، در مطلبی یادآور شد؛

روزی که تهران از رفتن «حسن آقای طهرانی مقدم» به خودش لرزید، من تهران نبودم. حتی ایران هم نبودم. خبر را با چند روز تاخیر خواندم و چون ایشان را نمی شناختم، فاتحه ای فرستادم و رد شدم.

چند ماه بعد که برگشتم ایران دست روزگار مرا کشاند و به دامان این شهید بزرگوار انداخت. شاید برای نوشتن زندگینامه ای کوتاه که در اولین سالگرد شهید چاپ و توزیع شود. اما ماجرا تازه شروع شده بود.

هر دوشنبه که مهمان خانواده طهرانی مقدم می شدم و هر روز که مصاحبه های انجام شده با دوستان و همرزمان را می خواندم، بیش تر به این نتیجه می رسیدم که من و حسن آقا حالا حالاها با هم کار داریم و کاری هم به سالگرد و این ها نداریم!

برای جمع آوری اطلاعات و انجام مصاحبه ها، جناب آقای پیکانی نه سال زمان گذاشته بود. بی انصافانه ترین کار همین بود که من به عجله و شتاب قلم را به نمی از این دریا خیس کنم و روی کاغذ بکشم. لذا نافرمانی پیشه کردم و ماجرای سالگرد را بی خیال شدم و برای اینکه ذهن خواننده را با روایت تمام عمر ۵۲ ساله و پربرکت حسن آقا به نسیمی از وجود ایشان مهمان نکنم، فقط دو سال از زندگی اش را انتخاب کردم. شاید که بتوانم دست خواننده ام را بگیرم و نزدیک تر ببرم تا با هم در ساحل این زندگی قدم بزنیم. آن قدر نزدیک بشویم که گاهی موج های بلندش پاهای تفکر و تصمیم مان را هم خیس کند.

کتاب را که نوشتم دیدم که فقط دو سال از زندگی یک نفر نیست. داستانی است واقعی از تلاشی دسته جمعی و جهادی در روزهای ناامیدی و بحران. نسخه ای که برای همه اعصار و همه ملت ها قابل استفاده است.

کتاب را سال ۹۳ روانه کردم اما دست ناشر خوبی نرسید و به بدترین شکل ممکن توزیع شد. بعد از منتخب شدنش در “هفدهمین دوره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس” و قد کشیدنش، تصمیم بر این شد که دوباره عروسش کنیم! خواستگاران زیادی آمدند و رفتند. دست آخر انتشارات شهید کاظمی را به جهت سبقه کار جهادی و خوبش در این زمینه انتخاب کردیم.

دستی به سر و روی کتاب کشیدیم. دوباره خریدارانه نگاهش کردیم. اشکالاتی که در این مدت چندساله خوانندگان تیزبین کتاب مطرح کرده بودند برطرف کردیم و با سلام و صلوات بدرقه اش کردیم.

باشد که خانه جدید سکوی پرتاب خوبی شود و بنشید به جان مخاطبانی که ای کاش اگر جایی پای تفکر و تصمیمشان خیس شد, ما را هم از دعا بی نصیب نگذارند.

منبع: مشرق

امسال نیز خیل بسیاری از مشتاقان زیارت اربعین به این کنگره عظیم جهانی پیوستند و در طریق الحسین گام نهادند، امسال نیز عده ای قدم هایشان را به نیابت از شهدا بر می داشتند حال بعضی در نیت هایشان برخی با پیکسل های متصل به کوله هایشان و برخی با نصب تصاویر بر پشت کوله پشتی ها و عده ای با گرفتن تصاویر شهدا در کنار عمودها و حرم های مقدس عتبه عالیات در عراق.

شهید کاظمی هم امسال از این خیل عظیم مستثنی نبود و همگام با عشاق اربعین از نجف تا کربلا را قدم می زد، تصاویر ارسالی از زائران اباعبدالله الحسین علیه السلام گویای این همراهی شهداست.

کاربران شبکه های مختلف  می توانند تصاویر خود را با برچسب های زیر در فضای مجازی منتشر کنند.

 #شهید_احمد_کاظمی

#الحسین_یجمعنا
#اربعین۹۷
#اربعینی_ها
#موکب_مجازی 
#شهید_کاظمی
#منو_حاج_احمد

 

شهید کاظمی اربعین ۹۷

شهید کاظمی اربعین ۹۷

شهید کاظمی اربعین ۹۷

شهید کاظمی اربعین ۹۷

شهید کاظمی اربعین ۹۷

شهید کاظمی اربعین ۹۷

سایت شهید کاظمی به مناسبت هفته دفاع مقدس مسابقه پیامکی فاتحان خرمشهر۲ را در فضای مجازی برگزار نمود. ضمن تشکر از حضور کلیه شرکت کنندگان در این مسابقه پاسخ صحیح این مسابقه گزینه ۳۳۱۴۲ بود که از میان ۱۵۸۱نفر شرکت کننده تعداد ۱۱۰۶ نفر پاسخ صحیح را ارسال کرده بودند که به قید قرعه به ۱۲ نفر هدایای زیر تعلق می گیرد.

نحوه دریافت حوایز:

نفرات اول تا ششم از خطی که به عنوان برنده در جدول زیر عنوان شده است یک شماره کارت ۱۶ رقمی به همراه نام و نام خانوادگی خود به سامانه پیامکی سایت شهید کاظمی ۶۶۰۰۰۹۹۷۸۲ ارسال نمایند تا مبلغ به حساب ایشان انتقال داده شود.

نفرات هفتم تا دوازدهم نیز با ارسال آدرس و کدپستی ۱۰ رقمی به همراه نام و نام خانوادگی به سامانه پیامکی سایت شهید کاظمی 6600099782 در اولین فرصت منتظر دریافت کتاب سربلند (داستان زندگی شهید محسن حججی) باشند.

نتایج این قرعه کشی از طریق سامانه پیام کوتاه نیز به برندگان اطلاع رسانی خواهد شد.

ردیف

شماره همراه هدیه
۱ ۰۹۳۳***۶۴۹۴ کارت هدیه به مبلغ ۵۰۰۰۰۰ ریال
۲ ۰۹۱۱***۷۴۹۷ کارت هدیه به مبلغ ۵۰۰۰۰۰ ریال
۳ ۰۹۱۵***۰۲۵۴ کارت هدیه به مبلغ ۵۰۰۰۰۰ ریال
۴ ۰۹۳۳***۵۴۵۳ کارت هدیه به مبلغ ۵۰۰۰۰۰ ریال
۵ ۰۹۹۰***۴۶۷۹ کارت هدیه به مبلغ ۵۰۰۰۰۰ ریال
۶ ۰۹۳۹***۲۶۱۲ کارت هدیه به مبلغ ۵۰۰۰۰۰ ریال
۷ ۰۹۳۸***۸۲۲۵ یک جلد کتاب سربلند (داستان زندگی شهید حججی)
۸ ۰۹۱۰***۸۵۰۶ یک جلد کتاب سربلند (داستان زندگی شهید حججی)
۹ ۰۹۰۱***۰۵۴۴ یک جلد کتاب سربلند (داستان زندگی شهید حججی)
۱۰ ۰۹۳۳***۱۳۷۲ یک جلد کتاب سربلند (داستان زندگی شهید حججی)
۱۱ ۰۹۱۸***۵۵۸۵ یک جلد کتاب سربلند (داستان زندگی شهید حججی)
۱۲ ۰۹۰۳***۱۱۵۶ یک جلد کتاب سربلند (داستان زندگی شهید حججی)

به گزارش سایت شهید کاظمی ، یک‌سال و اندی بعد از شهادت و تشییع محسن حججی حالا کتاب زندگی وی با عنوان «سربلند» توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر و روانه بازار نشر شد.

اواسط مرداد۹۶ بود که خبر رسید داعش با کمک نیروهای آمریکایی به منطقه التنف در مرز سوریه و عراق حمله کرده و گروهی از مجاهدین عراقی و ایرانی را به شهادت رسانده است. 

در این میان فرمانده آن جمع حسین قمی هم شهید شد اما یک تصویر مردم ایران را دگرگون کرد. تصویر جوانی که استوار و راسخ در دستان داعش اسیر است اما برق نگاهش ممصم بود. چیدمان و میزانس صحنه با آتش و دود و خیمه طوری بود که در میان مردم صحنه‌های کربلا تداعی می‌شد.شور و حالی به پا خواست و روزها و هفته‌ها محسن حججی جوان اول ایران بود. به فاصله چند ماه جنازه بی‌سر محسن حججی برگشت و مراسم تشیع پیکر وی در تهران و اصفهان و نجف آباد روزهای بی‌بدیلی را به یادگار گذاشت. محسن حججی از فعالان فرهنگی حوزه کتاب بود و در مؤسسه شهید احمد کاظمی فعالیت داشت. او در کنار فعالیت‌های فرهنگی به اردوهای جهادی زیادی هم می‌رفت و شهادتش هم باعث شور و حالی در میان اقشار مردم شد.

وعده انتقام فرمانده سپاه قدس
حاج قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران در همان روزهای نخست شهادت محسن حججی در پیامی برای شهادت وی نوشت: «پس از شکست‌های پی‌درپی گروه‌های تکفیری-وهابی وابسته به استکبار جهانی در برابر رزمندگان اسلام در جبهه‌های مختلف، گروه ترویستی داعش مرتکب جنایتی فجیع و غیرانسانی شد که در هیچ قاعده و قانون اسلامی و حتی انسانی نمی‌گنجد. مردم دلاور و امت حزب‌الله خصوصاً خانواده شهید محسن حججی مطمئن باشند که فرزندان دلیر شما انتقام این اقدام ددمنشانه را با تصمیمی قاطعانه که همانا ریشه‌کن کردن شجره خبیثه وهابیت و تروریسم از جهان اسلام است، خواهند گرفت. این نوع جنایت‌ها که تاکنون هزاران مورد آن به‌همین شکل در عراق و سوریه بر ضد امت مسلمان اعم از شیعه و سنی به وقوع پیوسته تنها نتیجه‌ای که در برخواهد داشت اتحاد و آگاهی بیشتر عالم اسلامی نسبت به هویت و خباثت این خوارج زمان است و ما را در پاک کردن سرزمین اسلامی از لوث وجود آنان مصمم‌تر و قدرتمندتر خواهد نمود. به حلقوم بریده این شهید عزیز و تمامی شهیدان راه اباعبدالله علیه السلام سوگند یاد می‌کنیم که از تعقیب این شجره ملعونه و نابودی این غده خطرناک برآمده در پیکر جهان اسلام تا آخرین نفرشان از پای نخواهیم نشست.

ما از ابتدا مصمم و به دور از تردید در این راه گام برداشتیم اما ارتکاب این جنایت‌ها عزم و اراده ما را جزم‌تر و جدی‌تر نمود تا جای جای اراضی اسلامی را از وجود بی‌وجود پلیدشان تطهیر نماییم. اینجانب به پدر، مادر، همسر و فرزند مقاوم این شهید بزرگوار که فرزندشان مانند سالار شهیدان امام حسین علیه السلام و با همان شیوه ظالمانه به شهادت رسید، تبریک عرض می‌کنم. زیرا نام خانواده شهید پرورتان با خاندان سید و سرور شهیدان همنام و قرین گردید و شهید شما و ما سند افتخار ایران اسلامی و سپاه ولایت است. ایران اسلامی در راه آزادی و شریعت و برای نجات دین مبین اسلام چنین قربانیان ارزشمندی را تقدیم می‌کند و از خدای سبحان عاجزانه طلب می‌کنیم که حسن عاقبت با مرگی همچون شهید محسن حججی عزیز برای مقرر فرماید.هنیئا لک و لکم و عظم الله اجورنا و اجورکم»

 

شهیدی که در جوانی نشانه شد!
حالا کتاب زندگینامه وی با عنوان «سربلند» منتشر شده است. سربلند؛ روایت زندگیِ زمینیِ یک جوانِ ۲۷‌ساله است که در ابتدای جوانی بر ترس و غفلت چیره شد؛ او که راهی به روزنه‌های غیب عالم یافت تا خود را به آسمان رساند. 
محسن را شاید دیده باشی و شاید هم با او زیسته باشی! شاید در مدرسه و کوچه و مسجد کنارت نشسته باشد و لحظاتی را با او سر کرده باشی. محسن در زندگی زمینی‌اش آدم خاصی نبود؛ بچه‌ای بود شرّ و شور. از آن‌ها که می‌خواهند همه چیز را تجربه کنند؛ از آن‌ها که می‌خواهند همه چیز را بدانند. آنچه محسن را خاص می‌کند، تجربه آخر زندگی‌اش در این دنیاست! 
او برگزیده است که برگزیده باشد؛ او برگزیده است که انتخاب شود و همه زندگی دنیا در این انتخاب خلاصه می‌شود؛ انتخابی که سرنوشت تو را نیز رقم می‌زند. ما آن‌گونه می‌میریم که انتخاب و زیسته باشیم و محسن آن‌گونه رفت که برگزید و زیست.«سربلـــند» روایتی است از انتخاب‌های محسن در زندگی زمینی‌اش که او را به آنچه می‌خواست، رساند. 
روایتی به زبان آن‌ها که چندصباحی را با محسن بوده‌اند و در کنار محسن زیسته‌اند و با اشک‌ها و لبخندهایش گریسته یا خندیده‌اند.رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال گذشته (۱۱مهر۱۳۹۶)،
 این شهید والامقام را نشانه و حجت خدا و سخنگوی شهدای مظلوم و سر جدا خواندند و با اشاره به حضور باشکوه و کم‌نظیر مردم در تشییع آن شهید، خاطرنشان کردند: «خداوند به واسطه مجاهدت محسن عزیز، ملت ایران را عزیز و «سربلــند» کرد و او را نماد نسل جوان انقلابی و معجزه جاری انقلاب اسلامی قرار داد».این کتاب پیشکش به آستانِ آن شهید که در جوانی‌اش نشانه شد! «سربلــند» روایت زندگی شهید حججی به قلم نویسنده کتاب «عمار حلب»؛ محمدعلی جعفری، در ۳۶۰‌صفحه و قیمت پشت جلد ۲۳۰۰۰‌تومان توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار نشر شد. علاقه‌مندان جهت تهیه کتاب می‌توانند از طریق سایت manvaketab.ir و یا از طریق ارسال نام کتاب به سامانه پیام کوتاه ۳۰۰۰۱۴۱۴۴۱ کتاب را با پست رایگان دریافت کنند.

برشی از کتاب سربلند

برگشتم به حاج سعید گفتم: «آخه من چطور این بدن ارباً اربا رو شناسایی کنم؟ رفتم سمت آن داعشی. یک متر رفت عقب و اسلحه‌اش را کشید طرفم. سرش داد زدم: «شما مگه مسلمون نیستید؟» به کاور اشاره کردم که مگر او مسلمان نبود؟ پس سرش کو؟ چرا این بلا را سرش آوردید؟ حاج سعید تند، تند حرف‌هایم را ترجمه می‌کرد. آن داعشی خودش را تبرئه کرد که این کار ما نبوده و باید از کسانی که او را برده‌اند «القائم» بپرسید. فهمیدم می‌خواهد خودش را از این مخمصه نجات دهد. دوباره فریاد زدم که کجای اسلام می‌گوید اسیرتان را این‌طور شکنجه کنید؟ نماینده داعش گفت: «تقصیر خودش بوده!» پرسیدم به چه جرمی؟ بریده‌بریده، جواب می‌داد و حاج سعید ترجمه می‌کرد: «از بس حرصمون رو درآورد؛ نه اطلاعاتی به ما داد، نه اظهار پشیمونی کرد، نه التماس کرد! تقصیر خودش بود…!»… وارد قرارگاه حزب‌الله شدیم، فرمانده‌شان، مالک، آمد به استقبال‌مان. با خوشحالی و اهلاً وسهلا ما را چسباند تنگ سینه‌اش معلوم بود که او هم چشمش آب نمی‌خورد که زنده برگردیم. نشستیم و سیر تا پیاز ماجرا را برایش تعریف کردیم؛ از وضعیت پیکری که دیدیم و قابل شناسایی نبود. سریع گوشی را برداشت و تماس گرفت. مو به موی حرف‌هایی را که از ما شنیده بود، منتقل کرد. با آن طرف خط به حالت نیروی تحت امر، به عربی صحبت کرد. لابه‌لای صحبت‌های‌شان زیاد از «سیدی علی عینی» استفاده می‌کرد. به حاج سعید چشمک زدم که با چه کسی صحبت می‌کند. گفت: «سیدحسن نصرالله !» مالک حاج سعید را صدا زد که بیا گوشی را بگیر. حاج سعید به فارسی شروع کرد حرف زدن. بعد هم به من اشاره کرد که حاج قاسم است. تازه متوجه شدم که حاج قاسم و سید حسن نصرالله از توی بیروت این عملیات را هدایت می‌کردند. به حاج سعید گفتم ماجرای استخوان را بگو. تا این موضوع را گفت، صدای حاج قاسم را از پشت خط شنیدم که پرسید: «جدی میگی؟!» سریع گوشی را قطع کرد که زود تماس می‌گیرم. دو، سه دقیقه هم نشد. گوشی زنگ خورد. مالک جواب داد. تند،تند حرف‌هایی زد و بعد خداحافظی کرد. به من گفت: «سریع استخون رو بیارا» رفتم از داخل ماشین استخوان را آوردم. مالک در همان فرصت یکی از نیروهایش را به خط کرد که بنزین بزند و راه بیفتد سمت طرابلس»، می‌خواستند استخوان را برسانند برای آزمایش دی‌ان ای. آن طور که من متوجه شدم، شرایط مهیا نبود برای ارسال به ایران. موقع خداحافظی مالک باز ما را در آغوش گرفت و پیغام سیدحسن نصرالله را به ما رساند: «خیلی از آن‌ها تشکر کنید بهشان بگویید آن‌ها پهلوانان مقاومت هستند » همان شب برگشتیم مقر زرهی. حالی برایم نمانده بود؛ نه روحی، نه جسمی. صبح باخبر شدم که جواب آزمایش مثبت بوده و تبادل انجام شده است.

 همزمان با هفته دفاع مقدس مستند «روز آزادی» روایتی از فتح خرمشهر در سال ۱۳۶۱ روی آنتن شبکه افق می‌رود.

در این مستند شاهد بیان ناگفته‌های عملیات «الی بیت‌المقدس» از زبان رزمندگان حاضر در ماجرا و نیز گفت‌وگو‌هایی با شهید احمد کاظمی خواهیم بود.

در این مستند ابتدا به شرایط پس از حمله نیرو‌های عراقی به خرمشهر اشاره می‌شود، زمانی که جمعی از نیرو‌های داوطلب از خرمشهر، اصفهان و تهران به مدت ۶ ماه خانه به خانه در مقابل نیرو‌های عراقی مقاومت کردند، ولی سرانجام این شهر سقوط کرد، در ادامه به عملیات الی بیت المقدس اشاره می‌شود که در جریان آن حدود ۱۶ هزار نیروی عراقی کشته و زخمی شدند و ۱۹ هزار نفر نیروی عراقی به اسارت نیرو‌های ایرانی درآمدند.

«روز آزادی» را می‌توانید دوشنبه ۲ مهرماه ساعت ۲۱:۳۰ و تکرار آن را ساعت‌های ۱:۳۰ و ۹ روز بعد از شبکه افق ببینید.

علاقه مندان می توانند این مستند را از لینک زیر دریافت نمایند.

لینک دانلود مستند روز آزادی

مسابقه پیامکی فاتحان خرمشهر۲

سایت شهید “ حاج احمد کاظمی” به مناسبت هفته دفاع مقدس، مسابقه پیام کوتاه تحت عنوان “فاتحان خرمشهر۲” را برگزار می نماید.

علاقمندان به شرکت در این مسابقه می‌توانند با ارسال پاسخ صحیح به ۵ سوال طرح شده یکی از برندگان این مسابقه باشند.

زمان: آخرین مهلت ارسال پیامک تا ساعت ۲۴ روز ۱۰ مهرماه ۹۷ می‌باشد.

نتایج مسابقه از طریق سایت شهید کاظمی  اطلاع رسانی خواهد شد.

 

سوالات مسابقه:

۱) در عبارت”خرمشهرها در پیش است” که از طرف رهبر معظم انقلاب بیان شده است منظور کدام یک از عرصه های پیش روی کشور می باشد که باید فتح شود؟

۱- میدان جنگ نظامی

۲- میدان پیشرفت های علمی

۳- میدانی که از جنگ نظامی سخت تر است

۴- میدان پیشرفت های نظامی کشور

 

۲) در بیانات مقام معظم رهبری “جهاد کبیر” به چه معناست؟

۱- مبارزه با نفس

۲- همان جهاد اکبر است

۳- ایستادگی و تبعیت نکردن از جبهه استکبار

۴- دفاع مقدس

 

۳) مستند کوی سنجق در ارتباط با کدام یک از گزینه های زیر می باشد؟

۱- عملیات بیت المقدس ۴ – شهید احمد کاظمی

۲-عملیات بیت المقدس – احمد متوسلیان

۳- عملیات بیت المقدس – محمود شهبازی

۴- عملیات بیت المقدس ۳ – شهید ناصر کاظمی

 

۴) در بیانات مقام معظم رهبری کدام یک از افراد زیر جز خواص ساکت در واقعه عاشورا بودند؟

۱- عبدالله بن جعفر

۲-عبدالله بن زبیر

۳- عبدالله بن عمر

۴- هر سه گزینه

 

۵) جمله  ” باید در تاریخ ثبت کرد …” اشاره به کدام یک از وقایع زیر از نظر مقام معظم رهبری در کتاب “یادت باشد…” دارد؟

۱- روایت زندگی شهید حمید سیاهکلی مرادی

۲- نذر سه روز روزه عروس و داماد برای برگزاری عروسی بدون گناه 

۳- عدم توجه رزمنده مدافع حرم به گریه همسر در وقت اعزام 

۴- جمله همسر شهید مدافع حرم : “نمیخواهم از آن زنهایی باشم که در روز قیامت پیش فاطمه‌ی زهرا سرافکنده باشم! 

 

چگونگی ارسال پاسخ:

شما صرفاً باید به صورت یک عدد ۵ رقمی، شماره پاسخ صحیح را به شماره ۶۶۰۰۰۹۹۷۸۲ ارسال نمایید.

نکته‌ی مهم: پیامک‌هایی که دارای توضیحات اضافه باشند توسط سیستم خوانده نخواهد شد.

روضه خوان مجالس حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در هیئت عاشقان ثارالله لشکر هشت نجف اشرف که شهید کاظمی بانی آن بود حجت الاسلام سید ابوالحسن مهدوی بود، تصویری ناب از همراهی شهید کاظمی با ایشان را به بهانه ماه محرم در صبح روز هشتم محرم در غدیریه اصفهان محضر ایشان تقدیم کردیم، با دیدن قاب عکس ایشان لبخندی زدند و گفتند: یادش بخیر و از ایشان به نیکی یاد کردند

در متن این قاب که مزین به یکی از صحبت های شهید کاظمی است آمده است:

باید تلاش کرد به کمال رسید. باید تلاش کرد روح را بزرگ کرد. باید تلاش کرد قلب را گسترده کرد. باید تلاش کرد به نور نزدیک شد. باید تلاش کرد یک رابطه قلبی بزرگ با امام حسین(ع) برقرار کرد. باید خودمان را خالص خالص کنیم. بگیم ما سربازان امام زمانیم. 

۵ مرداد ۱۳۷۵، حدود ۲۰۰ خودرو ایرانی به همراه ۲ هزار نیروی مسلح از مرز ایران و عراق در منطقه پنجوین گذشتند و به سوی کوی سنجق در منطقه اربیل در شمال کردستان عراق حرکت کردند؛ در سحرگاه روز ۷ مرداد ، آنها بر منطقه و کمپ‌های حزب دموکرات کردستان ایران و همچنین مراکز اداری و مرکز کوی سنجق، مسلط شدند و آنجا را محاصره کردند و به این ترتیب، بیش از سه هزار نفر از پناهندگان و پیشمرگ‌های کُرد در محاصره نیروهای احمد کاظمی، از قرارگاه حمزه سیدالشهدا، قرار گرفتند.

احمد کاظمی پیامی خطاب به سران این قرارگاه صادر و در آن اعلام کرد که سلاح خود را زمین بگذارند و اگر به دنبال مبارزه سیاسی هستند همان مسیر را ادامه دهند وگرنه آماده جنگ باشند؛ بعد از آن بود که بدون هیچ گونه درگیری، نیروهای ایرانی منطقه را ترک کردند و یک توافقنامه سیاسی ـ نظامی با رهبران کردهای اردوگاه کوی سنجق به امضا رسید مبنی بر اینکه آنها اسلحه‌هایشان را کنار بگذارند و دیگر عملیات نظامی انجام ندهند و تنها به فعالیت سیاسی روی آورند و در مقابل، ایران هم از اقدام مسلحانه علیه آنها خودداری کند.

این مستند در دو کیفیت بالا و متوسط  از طریق لینک های زیر قابل دریافت می باشد.

لینک دانلود مستند کوی سنجق با حجم ۳۰۰ MB از شبکه مستند

لینک دانلود مستند کوی سنجق با حجم ۶۸ MB  بزودی