به گزارش سایت شهید کاظمی متن کامل وصیتنامه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی منتشر شد:

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت می‌دهم به اصول دین

اشهد أن  لا اله الا الله و اشهد أنّ محمداً  رسول الله و اشهد أنّ امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب و اولاده المعصومین اثنی‌عشر ائمّتنا و معصومیننا حجج الله.

شهادت می‌دهم که قیامت حق است، قرآن حق است، بهشت و جهنّم حق است، سؤال و جواب حق است، معاد، عدل، امامت، نبوت حق است.

خدایا! تو را سپاس می‌گویم به‌خاطر نعمتهایت.

خداوندا! تو را سپاس که مرا صلب به صلب، قرن به قرن، از صلبی به صلبی منتقل کردی و در زمانی اجازه ظهور و وجود دادی که امکان درک یکی از برجسته‌ترین اولیائت را که قرین و قریب معصومین است، عبد صالحت خمینی کبیر را درک کنم و سرباز رکاب او شوم. اگر توفیق صحابه رسول اعظمت محمد مصطفی را نداشتم و اگر بی‌بهره بودم از دوره مظلومیت علی‌بن ابی‌طالب و فرزندان معصوم و مظلومش، مرا در همان راهی قرار دادی که آنها در همان مسیر، جان خود را که جان جهان و خلقت بود، تقدیم کردند.

خداوندا ! تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز، مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیم امروز اسلام و تشیّع و ایران و جهان سیاسی اسلام است، خامنه‌ای عزیز ــ که جانم فدای جان او باد ــ قرار دادی.

پروردگارا ! تو را سپاس که مرا با بهترین بندگانت در هم آمیختی و درک بوسه بر گونه‌های بهشتی آنان و استشمام بوی عطر الهی آنان را ــ یعنی مجاهدین و شهدای این راه ــ به من ارزانی داشتی.

خداوندا! ای قادر عزیز و ای رحمان رزّاق، پیشانی شکر شرم بر آستانت می‌سایم که مرا در مسیر فاطمه اطهر و فرزندانش در مذهب تشیّع، عطر حقیقی اسلام، قرار دادی و مرا از اشک بر فرزندان علی‌بن ابی‌طالب و فاطمه اطهر بهره‌مند نمودی؛ چه نعمت عظمایی که بالاترین و ارزشمندترین نعمتهایت است؛ نعمتی که در آن نور است، معنویت، بیقراری که در درون خود بالاترین قرارها را دارد، غمی که آرامش و معنویت داد.

خداوندا، تو را سپاس که مرا از پدر و مادر فقیر، اما متدیّن و عاشق اهل‌بیت و پیوسته در مسیر پا کی بهره‌مند نمودی. از تو عاجزانه می‌خواهم آنها را در بهشتت و با اولیائت قرین کنی و مرا در عالم آخرت از درک محضرشان بهره‌مند فرما.

خدایا! به عفو تو امید دارم

ای خدای عزیز و ای خالق حکیم بی‌همتا ! دستم خالی است و کوله‌پشتی سفرم خالی، من بدون برگ و توشه‌ای به‌امید ضیافت عفو و کرم تو می‌آیم. من توشه‌ای برنگرفته‌ام؛ چون فقیر [را] در نزد کریم چه حاجتی است به توشه و برگ؟!

سارُق، چارُقم پر است از امید به تو و فضل و کرم تو؛ همراه خود دو چشم بسته آورده‌ام که ثروت آن در کنار همه ناپاکی‌ها، یک ذخیره ارزشمند دارد و آن گوهر اشک بر حسین فاطمه است؛ گوهر اشک بر اهل‌بیت است؛ گوهر اشک دفاع از مظلوم، یتیم، دفاع از محصورِ مظلوم در چنگ ظالم.

خداوندا! در دستان من چیزی نیست؛ نه برای عرضه [چیزی دارند] و نه قدرت دفاع دارند، اما در دستانم چیزی را ذخیره کرده‌ام که به این ذخیره امید دارم و آن روان بودن پیوسته به‌سمت تو است. وقتی آنها را به‌سمتت بلند کردم، وقتی آنها را برایت بر زمین و زانو گذاردم، وقتی سلاح را برای دفاع از دینت به دست گرفتم؛ اینها ثروتِ دست من است که امید دارم قبول کرده باشی. خداوندا! پاهایم سست است، رمق ندارد. جرأت عبور  از پلی که از جهنّم عبور می‌کند، ندارد. من در پل عادی هم پاهایم می‌لرزد، وای بر من و صراط تو که از مو نازک­تر است و از شمشیر بُرنده‌تر؛ اما یک امیدی به من نوید می‌دهد که ممکن است نلرزم، ممکن است نجات پیدا کنم. من با این پاها در حَرَمت پا گذارده‌ام دورِ خانه‌ات چرخیده‌ام و در حرم اولیائت در بین‌الحرمین حسین و عباست آنها را برهنه دواندم و این پاها را در سنگرهای طولانی، خمیده جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم، گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم. امید دارم آن جهیدن‌ها و خزیدن‌ها و به حُرمت آن حریم‌ها، آنها را ببخشی.

خداوندا! سر من، عقل من، لب من، گوش من، قلب من، همه اعضا و جوارحم در همین امید به‌سر می‌برند؛ یا ارحم الراحمین! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آن‌چنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمی‌خواهم، بهشت من جوار توست، یا الله!

خدایا! از کاروان دوستانم جامانده‌ام

خداوند، ای عزیز! من سال‌ها است از کاروانی به‌جا مانده‌ام و پیوسته کسانی را به‌سوی آن روانه می‌کنم، اما خود جا مانده‌ام، اما تو خود می‌دانی هرگز نتوانستم آنها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها، نام آنها، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند.

عزیز من! جسم من در حال علیل شدن است. چگونه ممکن [است] کسی که چهل سال بر درت ایستاده است را نپذیری؟ خالق من، محبوب من، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملو از عشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران.

عزیزم! من از بی‌جاقراری و رسوای ماندگی، سر به بیابان‌ها گذارده‌ام؛ من به‌امیدی از این شهر به آن شهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان می‌روم. کریم، حبیب، به کَرَمت دل بسته‌ام،  تو خود می‌دانی دوستت دارم. خوب می‌دانی جز تو را نمی‌خواهم. مرا به خودت متصل کن.

خدایا وحشت همه وجودم را فرا گرفته است. من قادر به مهار نفس خود نیستم، رسوایم نکن. مرا به‌حرمت کسانی که حرمتشان را بر خودت واجب کرده‌ای، قبل از شکستن حریمی که حرم آنها را خدشه‌دار می‌کند، مرا به قافله‌ای که به‌سویت آمدند، متصل کن.

معبود من، عشق من و معشوق من، دوستت دارم. بارها تو را دیدم و حس کردم، نمی‌توانم از تو جدا بمانم. بس است، بس. مرا بپذیر، اما آن‌چنان که شایسته تو باشم.

خطاب به برادران و خواهران مجاهدم…

خواهران و برادران مجاهدم در این عالم، ای کسانی که سرهای خود را برای خداوند عاریه داده‌اید و جان‌ها را بر کف دست گرفته و در بازار عشق‌بازی به سوق فروش آمده‌اید، عنایت کنید: جمهوری اسلامی، مرکز اسلام و تشیّع است.

امروز قرارگاه حسین‌بن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می‌مانند. ا گر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمی‌ماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی(ص).

برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل به و منصوب شرعی و فقهی معصوم. خوب می‌دانید منزّه‌ترین عالِم دین که جهان را تکان داد اسلام را احیا کرد، یعنی خمینی بزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجات‌بخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که به‌عنوان شیعه به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما به‌عنوان سنّی اعتقاد عقلی دارید، بدانید [باید] به‌دور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمه رسول‌الله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است، دور آن بچرخید. والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیت الله الحرام و مدینه حرم رسول الله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمی‌ماند؛ قرآن آسیب می‌بیند.

خطاب به برادران و خواهران ایرانی…

برادران و خواهران عزیز ایرانی من، مردم پرافتخار و سربلند که جان من و امثال من، هزاران بار فدای شما باد، کما اینکه شما صدها هزار جان را فدای اسلام و ایران کردید؛ از اصول مراقبت کنید، اصول یعنی ولیّ فقیه، خصوصاً این حکیم، مظلوم، وارسته در دین، فقه، عرفان، معرفت؛ خامنه‌ای عزیز را جان خود بدانید، حرمت او را مقدسات بدانید.

برادران و خواهران، پدران و مادران، عزیزان من!

جمهوری اسلامی، امروز سربلندترین دوره خود را طی می‌کند. بدانید مهم نیست که دشمن چه نگاهی به شما دارد، دشمن به پیامبر شما چه نگاهی داشت و [دشمنان‌] چگونه با پیامبر خدا و اولادش عمل کردند، چه اتهاماتی به او زدند، چگونه با فرزندان مطهر او عمل کردند؟ مذمت دشمنان و شماتت آنها و فشار آنها، شما را دچار تفرقه نکند.

بدانید که می‌دانید مهمترین هنر خمینی عزیز این بود که اول اسلام را به پشتوانه ایران آورد و سپس ایران را در خدمت اسلام قرار داد. اگر اسلام نبود و اگر روح اسلامی بر این ملت حاکم نبود، صدام چون گرگ درنده‌ای این کشور را می‌درید؛ آمریکا چون سگ هاری همین عمل را می‌کرد، اما هنر امام این بود که اسلام را پشتوانه آورد؛ عاشورا و محرّم، صفر و فاطمیه را به پشتوانه این ملت آورد، انقلاب‌هایی در انقلاب  ایجاد کرد، به این دلیل در هر دوره هزاران فداکار جان خود را سپر شما و ملت ایران و خاک ایران و اسلام نموده‌اند و بزرگترین قدرت‌های مادی را ذلیل خود نموده‌اند. عزیزانم، در اصول اختلاف نکنید.

شهدا، محور عزّت و کرامت همه ما هستند؛ نه برای امروز، بلکه همیشه اینها به دریای واسعه خداوند سبحان اتصال یافته‌اند. آنها را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همان‌گونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید. به فرزندان شهدا که یتیمان همه شما هستند، به‌چشم ادب و احترام بنگرید. به همسران و پدران و مادران آنان احترام کنید، همان‌گونه که از فرزندان خود با اغماض می‌گذرید، آنها را در نبود پدران، مادران، همسران و فرزندان خود توجه خاص کنید.

نیروهای مسلّح خود را که امروز ولی فقیه فرمانده آنان است، برای دفاع از خودتان، مذهبتان، اسلام و کشور احترام کنید و نیروهای مسلح می‌بایست همانند دفاع از خانه خود، از ملت و نوامیس و ارضِ آن حفاظت و حمایت و ادب و احترام کنند و نسبت به ملت همان‌گونه که امیرالمؤمنین مولای متقیان فرمود، نیروهای مسلح می‌بایست منشأ عزت ملت باشد و قلعه و پناهگاه مستضعفین و مردم باشد و زینت کشورش باشد.

خطاب به مردم عزیز کرمان…

نکته‌ای هم خطاب به مردم عزیز کرمان دارم؛ مردمی که دوست‌داشتنی‌اند و در طول ۸ سال دفاع مقدس بالاترین فداکاری‌ها را انجام دادند و سرداران و مجاهدین بسیار والامقامی را تقدیم اسلام نمودند. من همیشه شرمنده آنها هستم. هشت سال به‌خاطر اسلام به من اعتماد کردند؛ فرزندان خود را در قتلگاه‌ها و جنگ‌های شدیدی چون کربلای۵، والفجر۸، طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس و… روانه کردند و لشکری بزرگ و ارزشمند را به نام و به عشق امام مظلوم حسین‌بن علی به نام ثارالله، بنیانگذاری کردند. این لشکر همچون شمشیری برنده، بارها قلب ملت‌مان و مسلمان‌ها را شاد نمود و غم را از چهره آنها زدود. عزیزان! من بنا به تقدیر الهی امروز از میان شما رفته‌ام. من شما را از پدر و مادرم و فرزندان و خواهران و برادران خود بیشتر دوست دارم، چون با شما بیشتر از آنها بودم؛ ضمن اینکه من پاره‌تن آنها بودم و آنها پاره وجود من، اما آنها هم قبول کردند من وجودم را نذر وجود شما و ملت ایران کنم.

دوست دارم کرمان همیشه و تا آخر با ولایت بماند. این ولایت، ولایت علی‌بن ابی‌طالب است و خیمه او خیمه حسین فاطمه است، دور آن بگردید. با همه شما هستم. می‌دانید در زندگی به انسانیت و عاطفه‌ها و فطرت‌ها بیشتر از رنگ‌های سیاسی توجه کردم. خطاب من به همه شما است که مرا از خود می‌دانید، برادر خود و فرزند خود می‌دانید.

وصیت می‌کنم اسلام را در این برهه که تداعی‌یافته در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است، تنها نگذارید. دفاع از اسلام نیازمند هوشمندی و توجه خاص است. در مسائل سیاسی آنجا که بحث اسلام، جمهوری اسلامی، مقدسات و ولایت فقیه مطرح می‌شود، اینها رنگ خدا هستند؛ رنگ خدا را بر هر رنگی ترجیح دهید.

خطاب به خانواده شهدا…

فرزندانم، دختران و پسرانم، فرزندان شهدا، پدران و مادران باقی‌مانده از شهدا، ای چراغ‌های فروزان کشور ما، خواهران و برادران و همسران وفادار و متدینه شهدا! در این عالم، صوتی که روزانه من می‌شنیدم و مأنوس با آن بودم و همچون صوت قرآن به من آرامش می‌داد و بزرگترین پشتوانه معنوی خود می‌دانستم، صدای فرزندان شهدا بود که بعضاً روزانه با آن مأنوس بودم؛ صدای پدر و مادر شهدا بود که وجود مادر و پدرم را در وجودشان احساس می‌کردم.

عزیزانم! تا پیشکسوتان این ملتید، قدر خودتان را بدانید. شهیدتان را در خودتان جلوه‌گر کنید، به‌طوری که هر کس شما را می‌بیند، پدر شهید یا فرزند شهید را، بعینه خوِد شهید را احساس کند، با همان معنویت، صلابت و خصوصیت.

خواهش می‌کنم مرا حلال کنید و عفو نمایید. من نتوانستم حق لازم را پیرامون خیلی از شماها و حتی فرزندان شهیدتان ادا کنم، هم استغفار می‌کنم و هم طلب عفو دارم.

دوست دارم جنازه‌ام را فرزندان شهدا بر دوش گیرند، شاید به‌برکت اصابت دستان پاک آنها بر جسدم، خداوند مرا مورد عنایت قرار دهد.

خطاب به سیاسیون کشور…

نکته‌ای کوتاه خطاب به سیاسیون کشور دارم: چه آنهایی [که] اصلاح‌طلب خود را می‌نامند و چه آنهایی که اصولگرا. آنچه پیوسته در رنج بودم این‌که عموماً ما در دو مقطع، خدا و قرآن و ارزش‌ها را فراموش می‌کنیم، بلکه فدا می‌کنیم. عزیزان، هر رقابتی با هم می‌کنید و هر جدلی  با هم دارید، اما اگر عمل شما و کلام شما یا مناظره‌هایتان به‌نحوی تضعیف‌کننده دین و انقلاب بود، بدانید شما مغضوب نبی مکرم اسلام و شهدای این راه هستید؛ مرزها را تفکیک کنید. اگر می‌خواهید با هم باشید، شرط با هم بودن، توافق و بیان صریح حول اصول است. اصول، مطوّل و مفصّل نیست. اصول عبارت از چند اصل مهم است:

اول آنها، اعتقاد عملی به ولایت فقیه است؛ یعنی این که نصیحت او را بشنوید، با جان و دل به توصیه و تذکرات او به‌عنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی، عمل کنید. کسی که در جمهوری اسلامی می‌خواهد مسئولیتی را احراز کند، شرط اساسی آن [این است که] اعتقاد حقیقی و عمل به ولایت فقیه داشته باشد. من نه می‌گویم ولایت تنوری و نه می‌گویم ولایت قانونی؛ هیچ یک از این دو، مشکل وحدت را حل نمی‌کند؛ ولایت قانونی، خاصّ عامه مردم اعم از مسلم و غیرمسلمان است، اما ولایت عملی مخصوص مسئولین است که می‌خواهند بار مهم کشور را بر دوش بگیرند، آن هم کشور اسلامی با این همه شهید!

اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است؛ از اخلاق و ارزش‌ها تا مسئولیت‌ها؛ چه مسئولیت در قبال ملت و چه در قبال اسلام.
به‌کارگیری افراد پاکدست و معتقد و خدمتگزاری به ملّت، نه افرادی که حتی اگر به میز یک دهستان هم برسند خاطره‌ خان‌های سابق را تداعی می‌کنند.

مقابله با فساد و دوری از فساد و تجمّلات را شیوه خود قرار دهند.

در دوره حکومت و حاکمیت خود در هر مسئولیتی، احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بدانند و خود خدمتگزار واقعی، توسعه‌گر ارزش‌ها باشند، نه با توجیهات واهی، ارزشها را بایکوت کنند.

مسئولین همانند پدران جامعه می‌بایست به مسئولیت خود پیرامون تربیت و حراست از جامعه توجه کنند، نه با بی‌مبالاتی و به‌خاطر احساسات و جلب برخی از آرای احساسی زودگذر، از اخلاقیاتی حمایت کنند که طلاق و فساد را در جامعه توسعه دهد و خانواده‌ها را از هم بپاشاند. حکومت‌ها عامل اصلی در استحکام خانواده و از طرف دیگر عامل مهم از هم پاشیدن خانواده هستند. اگر به اصول عمل شد، آن وقت همه در مسیر رهبر و انقلاب و جمهوری اسلامی هستند و یک رقابت صحیح بر پایه همین اصول برای انتخاب اصلح صورت می‌گیرد.

خطاب به برادران سپاهی و ارتشی…

کلامی کوتاه خطاب به برادران سپاهی عزیز و فداکار و ارتشی‌های سپاهی دارم: ملاک مسئولیت‌ها را برای انتخاب فرماندهان، شجاعت و قدرت اداره بحران قرار دهید. طبیعی است به ولایت اشاره نمی‌کنم، چون ولایت در نیروهای مسلح جزء نیست، بلکه اساس بقای نیروهای مسلح است، این شرط خلل‌ناپذیر می‌باشد.

نکته دیگر، شناخت بموقع از دشمن و اهداف و سیاست‌های او و اخذ تصمیم بموقع و عمل بموقع؛ هر یک از اینها اگر در غیر وقت خود صورت گیرد، بر پیروزی شما اثر جدّی دارد.

خطاب به علما و مراجع معظم…

سخنی کوتاه از یک سرباز ۴۰ساله در میدان، به علمای عظیم‌الشأن و مراجع گران‌قدر که موجب روشنایی جامعه و سبب زدودن تاریکی مراجع عظام تقلید؛ سربازتان از یک برج دیده‌بانی دید که اگر این نظام آسیب ببیند، دین و آنچه از ارزش‌های آن [که] شما در حوزه‌ها استخوان خُرد کرده‌اید و زحمت کشیده‌اید، از بین می‌رود.

این دوره‌ها با همه دوره‌ها متفاوت است، این بار اگر مسلّط شدند، از اسلام چیزی باقی‌نمی‌ماند. راه صحیح، حمایت بدون هرگونه ملاحظه از انقلاب، جمهوری اسلامی و ولی فقیه است.

نباید در حوادث، دیگران شما را که امید اسلام هستید به ملاحظه بیندازند. همه شما امام را دوست داشتید و معتقد به راه او بودید. راه امام مبارزه با آمریکا و حمایت از جمهوری اسلامی و مسلمانان تحت ستم استکبار، تحت پرچم ولی فقیه است.

من با عقل ناقص خود می‌دیدم برخی خنّاسان سعی داشتند و دارند که مراجع و علمای مؤثر در جامعه را با سخنان خود و حالت حق‌به‌جانبی به سکوت و ملاحظه بکشانند. حق واضح است؛ جمهوری اسلامی و ارزش‌ها و ولایت فقیه میراث امام خمینی (رحمه الله علیه) هستند و می‌بایست مورد حمایت جدی قرار گیرند. من حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای را خیلی مظلوم و تنها می‌بینم. او نیازمند همراهی و کمک شماست و شما حضرات با بیانتان و دیدارهای‌تان و حمایت‌های‌تان با ایشان می‌بایست جامعه را جهت دهید. اگر این انقلاب آسیب دید، حتی زمان شاه ملعون هم نخواهد بود، بلکه سعی استکبار بر الحادگری محض و انحراف عمیق غیر قابل برگشت خواهد بود.

دست مبارکتان را می‌بوسم و عذرخواهی می‌کنم از این بیان، اما دوست داشتم در شرف‌یابی‌های حضوری به محضرتان عرض کنم که توفیق حاصل نشد.

 سربازتان و دست‌بوستان

از همه طلب عفو دارم

از همسایگانم و دوستانم و همکارانم طلب بخشش و عفو دارم. از رزمندگان لشکر ثارالله و نیروی باعظمت قدس که خار چشم دشمن و سدّ راه او است، طلب بخشش و عفو دارم؛ خصوصاً از کسانی که برادرانه به من کمک کردند.

 نمی‌توانم از حسین پورجعفری نام نبرم که خیرخواهانه و برادرانه مرا مثل فرزندی کمک می‌کرد و مثل برادرانم دوستش داشتم. از خانواده ایشان و همه برادران رزمنده و مجاهدم که به زحمت انداختمشان عذرخواهی می‌کنم. البته همه برادران نیروی قدس به من محبّت برادرانه داشته و کمک کردند و دوست عزیزم سردارقاآنی که با صبر و متانت مرا تحمل کردند.

برای دریافت فایل پی دی اف حاوی وصیت‌نامه سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی به همراه تصاویر منتشرنشده اینجا را کلیک کنید.

لینک خرید از انتشارات شهید کاظمی

بغل گشوده برایش دوباره حاج احمد …
🌷روایت جدید مداح اهل بیت از اقدام عجیب سردار سلیمانی در فاطمیه سال گذشته در کرمان

رهبر انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه‌ی ۲۷ دی ماه ۱۳۹۸ با اشاره به پاسخ موشکی سپاه پاسداران به آمریکایی‌ها در پی ترور سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمودند: «این ضربه‌ی به آمریکا بود. البتّه ضربه‌ی نظامی بود، ضربه‌ی مؤثّر نظامی بود امّا مهم‌تر و بالاتر از ضربه‌ی نظامی، ضربه‌ی حیثیّتی بود، ضربه‌ به هیبت ابرقدرتیِ آمریکا بود.»
پایگاه اطلاه‌رسانی KHAMENEI.IR ابعاد و زوایای این فراز از سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را در یادداشتی به قلم آقای دکتر محمد عبداللهی پژوهشگر و تحلیل‌گر سیاسی مورد واکاوی و تحلیل قرار داده است.

*

 رهبر انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه ۲۷ دی یک کلان روایت بسیار جامع از وقایعی که طی مدت دو هفته‌ی اخیر بر کشور گذشته بود را بیان کردند تا اذهان را از جزئی‌ نگری به کل‌ نگری و از تاکتیک به راهبرد متمرکز کنند.
برای آن که بتوانیم به مختصات اثربخشی آنچه که رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه تهران بیان کردند پی ببریم لازم است با نگاهی واقع‌بینانه شرایط ایران، منطقه و جهان را در دوهفته‌ی گذشته بازخوانی کنیم.

 ۱. دنیای امروز هژمونی مسلط آمریکا را در مقام ابرقدرتی بلامنازع آنچنان پذیرفته است که اندک مخالفتی با سیاست رسمی آمریکا از سوی دولت‌های جهان را حتی در قاب خیال تحلیل‌گران سپهر سیاست نمی‌نشاند. کشوری که بزرگ‌ترین نیروی نظامی جهان را از نظر تعداد نیرو، امکانات و بودجه داراست. بودجه نظامی آمریکا با مبلغ ۷۳۰ میلیارد دلار نه تنها در صدر بودجه‌های نظامی دنیاست؛ بلکه ۴۳ درصد کل هزینه‌های نظامی جهان محسوب می‌شود. با این پیش فرض، کشوری به خود اجازه بدهد که ورای صدور بیانیه یا نطق آتشین اعتراضی، در عرصه‌ی عمل پا به میدان تنازع بگذارد و ۱۳ موشک را به قلب مهم‌ترین پایگاه آمریکا در منطقه فرود آورد بیشتر به افسانه می‌ماند تا واقعیت. اهمیت این موضوع را هم با جستجویی ساده در میزان بهت رسانه‌های غربی و عربی در دوهفته‌ی اخیر می‌توان مشاهده کرد. اما اینکه سیاست بایکوت بر پوشش اخبار میدانی از عین‌الاسد در دستور کار آمریکایی‌ها قرار گرفته نیز شاهد دیگری بر این ماجرا و هراس آمریکایی‌ها از این رسوایی است. اگرچه برخی رسانه‌ها مجبور به اعتراف به شکست سهمگین آمریکا در عین‌الاسد شدند. چنانچه پایگاه میدل‌ایست آی در همان ساعات اولیه نوشت: “پایگاه نظامی عین‌الاسد عراق به صورت کامل نابود شده است.”
 ۲. ایالات متحده‌ی آمریکا با ۷ تریلیون دلار هزینه‌ی نظامی در منطقه طی چند سال اخیر یقینا قدرت نظامی لازم برای پاسخ به حمله‌ی موشکی سپاه را داشت اما اینکه این پاسخ با تأخیری چند ساعته و محدود به یک نطق پرحاشیه و از سر وادادگی از سوی رییس‌جمهور آمریکا به نمایش گذاشته می‌شود، یعنی آمریکایی‌ها نه توان و نه امکان ورود به یک جنگ بی‌انتها با جمهوری اسلامی ایران را ندارند. برای تحلیل ابعاد این مسأله باید به تاریخ تجاوزات آمریکا نگاهی بیندازیم. کشوری که در طول ۲۵۰ سال، آغازگر بیش از ۲۰۰ جنگ بوده و به یک معنا تقریبا هر سال را با تجاوز به خاک کشوری پشت سر گذاشته، چگونه است که در برابر حمله‌ی سهمگین ایران به حریم نظامیش ترجیح را نه در پاسخ متقابل که در سخنرانی رییس‌جمهورش و دادن وعده‌ی تحریم اقتصادی بیشتر می‌بیند؟ آیا اینها جز به معنی فروریختن هیبت و هژمونی آمریکا نیست؟
 ۳. آمریکا سال‌هاست که به‌دنبال پیاده‌سازی طرح خاورمیانه‌ی بزرگ و تغییر زیرساخت سیاسی منطقه‌ی غرب‌آسیا است. این طرح بیش از هر چیز تأمین امنیت رژیم‌صهیونیستی را دنبال می‌کند. در این چند سال محور مقاومت با سکانداری و فرماندهی سردارِ شهید حاج قاسم سلیمانی مهم‌ترین مانع برای تحقق طرح آمریکا در منطقه بوده است. واقعیت مهم‌تر این است که با تضعیف موقعیت آمریکا در منطقه و تصویب طرح اخراج نیروهای نظامی آمریکایی از عراق حال و روز آمریکا و متحدان منطقه‌ایش به‌هیچ‌وجه مناسب نیست. حکایت امروز آمریکا در منطقه‌ی ما حکایت همان «پادشاه لخت» است که اقتدار فروریخته‌اش را حتی کودکان نابالغ هم می‌بینند و فریاد می‌زنند.

 ۴. طرح‌های آمریکا در ایران و سرمایه‌گذاری برای ورشکستگی اقتصادی کشور نیز نتوانسته به ثمر بنشیند. به اعتراف مقامات آمریکا بیشترین تحریم‌های اقتصادی تاریخ قرن اخیر در این چند سال بر ایران تحمیل شده و بنا بوده که این تحریم‌ها منجر به فروپاشی اقتصادی، شورش اجتماعی و بی‌ثباتی سیاسی و در نهایت به براندازی و انقلاب ختم بشود. اما آیا اینچنین شده است؟ بسیاری از سیاست‌مداران آمریکایی به بی‌تأثیر بودن فشارها اعتراف کرده‌اند. کریس مورفی، سناتور دموکرات آمریکایی می‌نویسد: «دولت [آمریکا] باید بپذیرد که سیاست تشدید تنش به شدت شکست خورده و باید مسیر را تغییر دهد.» حتی با وجود شبکه‌ی سازمان یافته‌ی نفوذ غرب‌گراها در ایران، مجدداً میزان وفاداری مردم به نظام و نمایش وحدت ملی بعد از ترور شهید سلیمانی کاری می‌کند که برای آمریکا و متحدان داخلی و خارجی آن صحنه‌ای از اعجاز توأم با یأس و خشم را رقم می‌زند که به تعبیر قرآن کریم ” فبهت الذی کفر” است.

 ۵. رفراندوم ده‌ها میلیونیِ تشییع عصاره و فرمانده‌ی منطقِ مقاومت پیام واضحی برای غرب‌گرایان داخلی و کانون‌های تفکر جهانی داشته و دارد؛ اینکه مردم از نظام خسته نیستند؛ هر چند از فشارها و بی‌تدبیری‌های دولت و مجلس دل آزرده و رنجیده خاطرند. این یعنی بزرگ‌ترین مصیبت برای آمریکا و اروپایی‌ها که همه‌ی توان مادی و معنوی خود را برای جداسازی مردم از انقلاب و به صفر رساندن سرمایه‌ی اجتماعی آن در این سال‌ها هزینه کرده‌اند. آری! رهبر انقلاب در مقام توصیف پیروزی بزرگ در نمازجمعه خطبه خواندند که شاید ما از عُمق و گستره‌ی آن غافلیم. درگیر شدن به خطوط انحرافی برآمده از پروژه‌های روانی-رسانه‌ای دشمن علیه ما آفتی است که از دیدن برکات عظیم و اتفاقات شگفت‌آور این روزها محروم‌مان کرده است و رهبر انقلاب خطبه‌هایشان را در مسیر تبیین این راهبرد و موفقیت‌های بزرگی که ورای همه غبارهای موجود باید دید، تعریف کردند.

به گزارش سایت شهید کاظمی به نقل از  صاحب نیوز؛ حجت الاسلام علی سعیدی شاهرودی عصر امروز در آیین بزرگداشت شهادت سپهبد حاج قاسم سلیمانی و چهاردهمین سالگرد شهادت سردار شهید حاج احمد کاظمی با اشاره به پیوند دیرینه سردار کاظمی و سردار سلیمانی اظهار کرد: اخلاص، تواضع، فروتنی، مردمی بودن، وارستگی و توجه نکردن به زر و زیور دنیا و روحیه شهادت طلبی از ویژگی های فردی مشترک این دو شهید است.

رئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا ادامه داد: کسی که به زندگی آن دنیا باور دارد، از استقبال مرگ و شهادت نمی ترسد؛ هم شهید کاظمی و هم شهید سلیمانی دارای این ویژگی شهادت طلبی و اعتقاد به معاد بودند.

وی با اشاره به ابعاد و خصوصیات مدیریتی این دو شهید، عنوان کرد: اولین ویژگی مشترک این دو شهید ولایت مداری است، سردمداران شرک و کفر مدام در حال قهرمان سازی و چهره سازی هستند و فلسفه این ورزش ها و مسابقات همین چهره سازی است که این ساخته دست بشر است؛ اما خداوند قهرمانی می سازد که با شهادت خود ۸۰ میلیون انسان را داغ دار و متاثر می کند.

ولایت مداری بزرگ ترین وجه شباهت سردار سلیمانی و قمربنی هاشم(ع)

حجت الاسلام سعیدی با بیان اینکه شباهت های زیادی بین سردار سلیمانی و قمربنی هاشم(ع) است، خاطرنشان کرد: مهم ترین شباهت سردار سلیمانی و حضرت عباس(ع)، ولایت مداری و ولایت فهمی است.

وی ادامه داد: در این چهار دهه از عمر انقلاب که بسیاری ریزش کردند، آقای سلیمانی مثل کوه ایستاد و لحظه ای از ارادت وی به ولایت کم نشد.

وی مدیریت جهادی را دومین ویژگی شهید سلیمانی عنوان کرد و گفت: مدیریت جهادی در مقابل مدیریت بوروکراتیک است؛ این دو شهید لحظه ای آرام و قرار نداشت و در تمام عمر خود در حال تلاش بود.

سعیدی با بیان این که مهم ترین ویژگی شهید سلیمانی، مدیریت بحران بود، عنوان کرد: شهید سلیمانی متخصص در مدیریت بحران بود و  جنگ ترکیبی را در شرایطی مدیریت می کرد که اداره آن بسیار سخت بود.

رئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا افزود: بنا بر تعبیر رهبر معظم انقلاب او هم شجاعت و هم تدبیر را با یکدیگر داشت.

وی با بیان اینکه ۲۰ سال آینده تاریخ شیوه های مدیریتی این شهید را که امروز قابل بیان نیست، بیان خواهند کرد؛ عنوان کرد: برخی در مقوله امنیت فقط شهر خود را می بینند، اما یک مدیر استراتژیک امنیت را به صورت منطقه ای می بیند.

سعیدی با بیان اینکه بسیاری می گفتند که ما در سوریه و لبنان چه می کنیم، اذعان کرد: این فهم استراتژیک حاج قاسم بود که امنیت را در این سطح می دید و مدیریت می کرد.

رئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا تاکید کرد: این استراتژیک سردار سلیمانی به عنوان دکترین دفاع و مدیریت بحران در دانشگاه های کشور تدریس شود.

اگر بغداد و دمشق سقوط می کرد، مشخص نبود امروز امنیت ما در چه سطحی قرار داشت

وی در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به اقدامات حاج قاسم سلیمانی، عنوان کرد: اولین اقدام او امنیت برای ایران است؛ ذهن استراتژیک می گوید اگر می خواهید امنیت را به کشور خود بیاورید باید جنگ را به خارج از کشور خود ببرید، عقل می گوید از مرزهای خود به بیرون برویم تا از کشور خود دفاع کنیم.

سعیدی با بیان اینکه چندی پیش دمشق، بغداد و نجف در حال سقوط بودند، خاطر نشان کرد: اگر بغداد و دمشق سقوط می کرد، امروز امنیت ما در چه سطحی قرار داشت؟

رئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا یکی دیگر از اقدامات سردار سلیمانی را دفع شر شرورترین اشرار عالم از سر کشور بیان کرد و گفت: به گفته خودِ رزمندگان بسیج مردمی عراق، سه عامل مانع سقوط عراق شد که اولین عامل آن جمهوری اسلامی و حاج قاسم بود.

حاج قاسم مانع تجزیه منطقه و اجرای طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا در خاورمیانه شد

وی با اشاره به اقدام این شهید والامقام در جلوگیری از سقوط بغداد و دمشق هم خاطر نشان کرد: یکی از دستاوردهای سردار سلیمانی جلوگیری از تجزیه عراق و سوریه بود؛ طرح جو بایدن این بود که عراق را به چهار منطقه تقسیم کنند و در سوریه هم مشابه این طرح را داشتند، اما سردار سلیمانی جلوی این تجزیه را گرفت.

حجت الاسلام سعیدی با بیان اینکه این طرح ها بافت منطقه را تغییر می داد، گفت: امثال سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس جلوی طرح خاورمیانه بزرگ امریکا را گرفتند؛ آمریکایی ها کمر همت بسته بودند سوریه را از محور مقاومت جدا کنند و حاج قاسم جلوی این تلاش ایستاد.

رئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا افزود: حاج قاسم از حریم اهل بیت(ع) در منطقه دفاع کرد.

وی با اشاره به پیام این شهدا به مردم ایران عنوان کرد: اولین نکته ای که این شهدا از ما می خواهند، ایستادگی همه جانبه در برابر آمریکاست؛ راهبرد آمریکا تسلیم است، معاذ الله که مردم ایران دست از مقاومت بردارند.

سعیدی با بیان اینکه دفع امید از اروپا و آمریکا پیام دیگر این شهدا به مردم است، عنوان کرد: هیچ کدام از سه کشور اروپایی، انگلیس، فرانسه و آلمان این جنایت آمریکا را محکوم نکردند؛ این کشورها در سخت ترین شرایط هم پشت آمریکا هستند و نباید به آن ها دل بست.

انتهای پیام/

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، مرکز اصفهان؛ ” از خدا این را می خواهم که هر چه سریعتر مرا به او ملحق کند” این آرزوی دیرینه سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی بود که با  اشک و بی قراری از پروردگار طلب می کرد تا دوباره با یار قدیمی اش سردار شهید حاج احمد کاظمی همنشین و همراه شود. سردارِ دلها ، اسوه جهاد در خطوط مقدم را این گونه توصیف کرده بود: «فکر می‌کنید ما هر ۲۰۰سال یک کسی مثل احمد را می‌توانیم داشته باشیم؟ امکان ندارد که شما فکر کنید دانشگاه‌های ما، دانشکده‌های ما بتوانند چنین افرادی را تحویل جامعه بدهند، نه! احمد عصاره یک شخص بود و آن شخص هم هر چند قرن یک بار می‌آید، او آمد و یک چنین دستاوردی داشت، تمام شد و رفت». اسطوره‌ای به نام حاج احمد

دیدارِ  دو یارِ قدیمی پس از  14سال انتظار

در جنوب شرقی شهر اصفهان، وادی مقدسی است با گنجینه ای آسمانی که عرش را میهمان فرش کرده؛ میعادگاه دلدادگان راه سرخ عشق:گلستان شهدا. در این سرزمین نورانی  بعد از مزار شهید خرازی، کنار یادبود مصطفی ردانی پور، پیکر دلاورد مرد بی ادعا  سردار شهید احمد کاظمی آرمیده است.او  سال ۱۳۳۷ در نجف آباد اصفهان دیده به جهان گشود سرداری که  از کودکی مشق تقوا، ایمان و  عشق به  اهل بیت(ع) را آموخته بود  با شروع موج  توفنده انقلاب اسلامی در این حرکت الهی قدم برداشت و در همه صحنه های مبارزه با رژیم ستم شاهی، حضوری تأثیرگذار داشت.سردار کاظمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران جزو اولین کسانی بود که به سپاه پاسداران پیوست و از فرماندهان آن محسوب می‌شد.او دوران جوانی خود را با لذت حضور در جبهه‌های نبرد از کردستان گرفته تا جای جای جبهه‌های جنوب در صف مقدم مبارزه با متجاوزان بعثی  گذراند و سمت‌هایی همچون دو سال فرماندهی جبهه فیاضیه آبادان، شش سال فرماندهی لشکر ۸ نجف، یک سال 

دیدارِ  دو یارِ قدیمی پس از  14سال انتظار

فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین(ع)، هفت سال فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) و قرارگاه رمضان و پنج سال فرماندهی نیروی  هوایی سپاه را بر عهده داشت .سردار کاظمی ۲۹ مرداد ۱۳۸۴ از سوی فرمانده کل سپاه، به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد و  با  کفایت و شجاعتی که از خود نشان داد ،رهبر معظم انقلاب  ،سه  مدال فتح به وی اعطا کرد.در روزی که برای فرماندهی زمینی سپاه معرفی شده بود ، از دلتنگی اش برای شهادت گفت و گفت: «من دلم می خواست در سپاه هوایی شهید شوم اما نشد »و با بغض تضرع از همرزمانش خواست” دعا کنند در نیروی زمینی شهید شود”.او در مدت سه ماه فعالیت شبانه‌روزی، بیش از  100 سفر به تمامی‌یگان‌های نیروی زمینی داشت و وضع  یگان‌های نیروی زمینی را از نزدیک بررسی کرد.”حاج احمد” اما مردِ پست و مقام نبود  معنویت و ایمان حرف اولِ او بود چه در جبهه ها و چه در دوران پس از جنگ ؛ روضه‌های محرم وفاطمیه وی ترک شدنی نبود در هر ارگانی بود خیمه‌ها را برافراشته می‌کرد تا روضه‌ها برقرار شود.سردار شهید کاظمی  مردِ  مردم و  اخلاص بود و نمونه اش  را در حادثه بم نظاره گر بودیم  که  در کمال گمنامی ‌و تواضع میدان دار اصلی امداد ونجات در چهار روز نخست زلزله بم بود: صد ساعت بیداری و خدمت رسانی. سردارِ فاتح خرمشهر، دلاومرد روزهایِ جنگسردار احمد کاظمی، با آغاز  جنگ تحمیلی، با یک گروه ۵۰ نفره در جبهه‌های آبادان حضور یافت و در پایان جنگ تحمیلی همان گروه را   تبدیل به یکی از لشکرهای قوی و مهم سپاه (لشکر زرهی ۸ نجف اشرف) کرد و لشکر را با سلاح‌های به غنیمت گرفته شده از عراقی‌ها به یک لشکر زرهی با صدها تانک و نفربر و توپخانه و ماشین آلات، تحویل نظام داد.

سردار شهید کاظمی اولین فرماندهی بود که خبر آزادسازی خرمشهر را در سوم خرداد ۱۳۶۱ از طریق بی سیم اعلام کرد تا  فاتح خرمشهر لقب بگیرد.

او در جبهه با موتورسیکلت اش به همه سر می زد و  رزمندگان علاوه بر   رشادت‌  و شجاعت‌  این دلاور زمان از پشت کارش برای ادامه تحصیل و اخلاق نیکویش می گفتند چرا که در همان دوران، کارشناسی خود را در رشته جغرافیا و کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت دفاعی گذراند و موفق شد دانشجوی دکتری در رشته دفاع ملی شود.سردار شهید کاظمی اولین فرماندهی بود که خبر آزادسازی خرمشهر را در سوم خرداد ۱۳۶۱ از طریق بی سیم اعلام کرد تا  فاتح خرمشهر لقب بگیرد. به گفته محسن رضایی فرمانده وقت سپاه، ایشان توانستند با کمک شهید حسین خرازی آخرین مرحله عملیات آزادسازی خرمشهر را انجام دهند و این شهر تا ابد، مرهون رشادت شهید کاظمی است.

دیدارِ  دو یارِ قدیمی پس از  14سال انتظار

سردار ِ شهید  قاسم سلیمانی که آن روزها  فرمانده وقت لشگر ثارالله بود از نقش بی نظیر او  در این عملیات مهم گفته بود :«شهید کاظمی توانست با کمک شهیدخرازی آخرین مرحله عملیات آزادسازی خرمشهر را انجام دهد. ایشان نیروهای عراقی را در خرمشهر محاصره و شهر را آزاد کردند، با دو لشکر خرمشهر را تصرف کردند هر کدام با پنج گردان یعنی سه هزار نفر در مقابل بیست هزار نفر دشمن، لشکرهای ۸نجف و ۱۴ امام حسین تحت فرماندهی احمد و حسین بودند». و این گونه بود که در همه عملیات‌ها تا پایان جنگ، سردار شهید کاظمی بدون استثنا نقش فعال و موفقی داشت. از سقوط تا عروج 

دیدارِ  دو یارِ قدیمی پس از  14سال انتظار

سردار کاظمی  همیشه تشنه شهادت بود، همرزمانش می گویند در دوران دفاع مقدس همه از بس ناله‌های او را شنیده بودند برای رفتن ، با این که علاقه ای زیادی به او داشتند برایش آرزوی شهادت می‌کردند؛ این اشتیاق را آنجا می‌توان فهمید که رهبر معظم انقلاب  فرمودند : “شوق شهادت در دل ایشان شعله می‌کشید” اما قهرمان روزهای نبرد، پس از گذشت سالیانی از جنگ همچنان شوق واشتیاقش  برای شهادت افزون تر می شد؛ شب شهادتش نشستی با کارکنان نیروی زمینی داشت، نشستی که در آن سردار از آرزویش که همان شهادت گفت و حسرت اینکه از کاروان شهدا جامانده  و همان جا به آنان سفارش کرد،«شهدا خیلی به گردن ما حق دارند، باید تلاش زیادی کنیم»صبح روز نوزدهم دی ماه سال ۸۴  و سالروز آغاز عملیات کربلای۵، عازم منطقه شمال غرب کشور شد حدود ساعت ۱۱:۳۰ همهمه ای در کشور ایجاد شد که خبر از حادثه ای تلخ می داد:سقوط یک فروند هواپیمایی تا اینکه در خبرها اعلام شد: “صبح امروز یک فروند هواپیمای نظامی (جت فالکون) حامل سردار شهید حاج احمد کاظمی فرمانده‌ی نیروی زمینی سپاه  در حوالی ارومیه، سقوط کرد و همه‌ی ‌۱۲ سرنشین آن به شهادت رسیدند.”فیلم و صوت آخرین لحظات حیات شهدای نیروی زمینی و هوایی سپاه در این حادثه تلخ به یادگار ماند  و صدای دلنشین سردار شهید کاظمی: “بسم ا… الرحمن الرحیم، حدود یک ساعت و سی دقیقه است رو آسمونیم، موتور نداریم و با سلام و صلوات ایشالا می ریم می شینیم ارومیه و ایشاالله که به خیر بگذره، اشهد أن لا اله الا الله و اشهد أن محمد رسول اله. “یکی از حاضرین: “صلوات بفرستین (صلوات دسته جمعی) اللهم صلی علی محمد و آل محمد.”

دیدارِ  دو یارِ قدیمی پس از  14سال انتظار

و در نهایت  صدای حاج احمد بود که   با ذکر” یا علی ابن ابی طالب، یا علی ابن ابی طالب، یا حسین” عاشقانه به دیدار یاران شهیدش پیوست و در شهر مهدی باکری اجر تلاش‌های بی‌وقفه خود را از پروردگار  گرفت.او  به همراه ۱۱ تن از همرزمانش در ایام عرفه به شهادت رسیدند و به شهدای عرفه معروف شدند.در لحظه خاکسپاری اش  رهبر معظم انقلاب فرمودند:«دو هفته پیش شهید کاظمى پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یکى این‌که دعا کنید من روسفید بشوم، دوم این‌که دعا کنید من شهید بشوم. گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهاى مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛شماها همه‌تان باید شهید شوید؛ ولیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. » یادِ سرخِ یارِ شهیدنسیم می‌وزد و نغمه سرخ حماسه را در گوش مردم شهر  نجوا می‌کند در گوش مردمی که گاهی پرواز آلاله‌ها را در نیزار‌های دل به فراموشی می‌سپارند  اما امروز  نوای رشادت مردِ بی ادعای دیروز ِشهر نجف آباد  به گوش می رسد.قهرمانی بی نظیر که سردار دلها شهید حاج قاسم  سلیمانی در غم فراقش  گریه می کرد و دلتنگ سخن می‌گفت :”دیگر کسی نیست جای حاجی را برایمان پر کند حاجی تداعی رفتارهای جنگ بود ،تداعی خلوص ،صفا  و صداقت”  .و امروز کنار مزارش در گلستان شهدای اصفهان حالِ یارِ قدیمی اش “حاج قاسم” را پرسیدیم؛ مزاری که چند روز پیش سرلشکر رحیم صفوی مشاور عالی رهبر معظم انقلاب در اجتماع مردم اصفهان در سوگ شهید سردار قاسم سلیمانی  گفته بود :حاج قاسم هم رزم و دوست سرداران شهید اصفهان، همچون سرلشکر احمد کاظمی و حسین خرازی بود و بنا به گفته سردار استکی، قاسم سلیمانی هرماه 

دیدارِ  دو یارِ قدیمی پس از  14سال انتظار

به اصفهان می آمد و بر سر مزار شهید حسین خرازی و حاج احمد کاظمی اشک می‌ریخت.حجت الاسلام و المسلمین علی سعیدی، رییس عقیدتی-سیاسی دفتر فرماندهی کل قوا  هم امروز   در آیین گرامیداشت این سردارِ بزرگ در  گلستان شهدای شهر اصفهان  از ثبات قدم و  تبعیت از رهبری ایشان گفت: در چهار دهه گذشته برخی از افراد در نظام اسلامی ریزش کردند، اما سرداران شهید سلیمانی و احمد کاظمی تا آخرین قطره خون ،مانندکوه پشت آرمان های انقلاب و رهبری ایستادند و الگوی جوانان در ولایت مداری  شدند .

دیدارِ  دو یارِ قدیمی پس از  14سال انتظار

در مراسم بزرگداشت  شهادت سردار حاج احمد کاظمی در  نجف‌آباد  هم سردار علی فدوی جانشین فرمانده‌کل سپاه ‌پاسداران‌ از  رشادت‌ها و مجاهدت‌های رزمندگان اسلام از جمله این شهید بزگوار گفت، کسی که دلدادگان بسیاری داشت از جمله سردار حاج قاسم سلیمانی. سردار علی فدوی  از این دلدادگی گفت : شهید سلیمانی وقتی راجع به شهید کاظمی صحبت می‌کرد در عین اینکه در دلش شادی بود اشک شوق نیز می‌ریخت چون دلداده شهید کاظمی بود. او بعد از شهید کاظمی همان روش وی را پیش گرفت تا جایی که یک ملت و امام امت شیفته او شد.آری “حاج احمد” و حاج احمد ها و ” حاج قاسم ” و “حاج قاسم ها”  قهرمانان و دلاورمردان  راه آزادگی و مقاومت بودند و غایتشان تداوم انقلاب  و نظام اسلامی با پیروی از ولایت فقیه بود ، شهیدانی که تمام  عمر خود را وقف جهاد کردند و قطعا  از ما نیز این گونه می خواهند جهادگونه در راه تداوم انقلاب و پیروی از ولایت فیه گام برداریم…..نگارنده:مرضیه قاسمی

مرکز مأوا به مناسبت سالروز شهادت حاج احمد کاظمی؛ یار صمیمی و دیرین سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی، نماهنگ جدید خود را به نام «رفیق» منتشر کرد.

نماهنگ زیبای «رفیق» در سالروز شهادت شهید احمد کاظمی منتشر شد+ فیلم

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، ۱۹ دی ماه؛ سالروز عروج آسمانی سردار رشید اسلام؛ شهید حاج احمد کاظمی است؛ سردار مجاهدی که یار دیرین و همراه همیشگی سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی بود.

به همین مناسبت مرکز مأوا نماهنگ جدید خود را به نام «رفیق» تولید و منتشر کرد.

دیگر عوامل تولید این نماهنگ عبارتند از: اجرا: گروه محراب، موسیقی: نیما علامه، شاعر: روزبه بمانی.

به گزارش سایت شهید کاظمی به نقل از خبرگزاری تسنیم از اصفهان، همزمان با شهادت حضرت زهرا (س) نخستین شهید ولایت، بزرگداشت هفتمین روز شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی و چهاردهمین سالگرد شهادت سردار حاج احمد کاظمی در اصفهان برگزار می‌شود.

این مراسم با عنوان «برای قاسم، به یاد احمد، به نام مادر» فردا پنجشنبه ۱۹ دی ماه از ساعت ۱۴:۳۰ در خیمه حسینی گلستان شهدای اصفهان برگزار می‌شود.

همچنین مراسمی به همین مناسبت در روز چهارشنبه ۱۸ دی ماه ۹۸ همراه با نماز مغرب و عشاء با سخنرانی سردار فدوی جاشین فرمانده کل سپاه و با مداحی حاج صادق آهنگران در حسینیه فاطمه الزهراء سلام الله علیها نجف آباد با میزبانی لشکر ۸ نجف اشرف برگزار می گردد.

نماز لیله الدفن برای شهید حاج قاسم سلیمانی
🌴این نماز از نماز‌های مستحب موکد است که در اولین شب خاکسپاری مومنان قرائت می‌شود.

این نماز دو رکعت است که در رکعت اول سوره مبارکه حمد و آیت الکرسی و در رکعت دوم، سوره مبارکه حمد و ۱۰ مرتبه سوره مبارکه قدر خوانده می‌شود.

در پایان بعد از سلام نماز، می‌گوییم: “اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ وَ آلِ مُحمّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها اِلی قَبرِ قاسم بن حسن.”

 ( برای دریافت پوستر در ابعاد و کیفیت اصلی کلیک کنید )

پوستر سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی

فرمانده دلاور نیروی قدس سپاه

علمدار جبهه مقاومت


زندگینامه
سردار شهید قاسم سلیمانی، در ۱۲ سالگی، پس از پایان تحصیلات دوره ابتدایی، زادگاه خود را ترک کرد و مشغول به کار بنایی در کرمان شد و چندی بعد نیز به عنوان پیمانکار در سازمان آب مشغول به کار شد و در همان سال‌ها نیز فعالیت‌های انقلابی خود را آغاز کرد. وی پس از پیروزی انقلاب، به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. او در ابتدای جنگ فرماندهی دو گردان از نیروهای کرمانی را برعهده داشت تا اینکه با پیشنهاد شفاهی سردار شهید حسن باقری، تیپ جدیدی از نیروهای کرمان را تشکیل داد که اندکی بعد در زمستان سال ۶۱ به لشکر ۴۱ ثارالله ارتقا یافت که شامل نیروهایی از کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان می‌شد. وی در طول دوران دفاع مقدس، با لشکر تحت‌ امر خود در عملیات‌های زیادی از جمله، والفجر ۸، کربلای ۴، کربلای ۵ و تک شلمچه حضور موثر داشت. لشکر ۴۱ ثارالله را باید جزو لشکرهای خط شکن سپاه در سال‌های دفاع مقدس نامید که نیروهای آن نقش بسزایی در عملیات‌های بزرگی مثل والفجر۸، کربلای۵ و… داشتند. اگر برای بسیاری از همرزمان قاسم سلیمانی، جنگ در تابستان سال ۶۷ به پایان رسید، ولی برای او آغاز دوران جدیدی در میادین نبرد بود. وی به واسطه حضور در مرزهای شرقی و سابقه مبارزه با اشرا و باندهای مواد مخدر در مرزهای ایران و افغانستان، در سال ۱۳۷۶ از سوی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فرماندهی کل قوا از کرمان به تهران فراخوانده و مسئولیت نیروی قدس سپاه به او سپرده شد. از جمله نقاط درخشان فرماندهی سردار سلیمانی بر نیروی قدس، تقویت حزب‌الله لبنان و گروه‌های مبارز فلسطینی بود که نمود عینی آن را در نبردهای متعددی ازجمله جنگ ۳۳روزه حزب‌الله لبنان و رژیم صهیونیستی و پیروزی مبارزان فلسطینی در جنگ ۲۲ روزه غزه علیه ارتش مجهز اسرائیل دیدیم. در واقع قاسم سلیمانی توانسته بود استراتژی جمهوری اسلامی یعنی کمک به گروه های مبارز علیه اسرائیل را به خوبی دنبال کرده و هر روز در این مسیر گام های دیگری بردارد. قاسم سلیمانی در سال ۱۳۸۹ با حکم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا با یک درجه ارتقا به درجه سرلشکری نائل آمد اما هنوز هم در افکار عمومی همه او را «حاج قاسم» می‌خوانند. اما این پایان ماجرا نبود. با توطئه جدید غرب و پشتیبانی مالی کشورهایی مانند عربستان سعودی، که به شکل‌گیری گروهک‌های تروریستی تکفیری اعم از داعش و جبهه‌النصره در منطقه انجامید، قاسم سلیمانی ماموریتی تازه یافت و آن هم مقابله با این تهدیدات در دو کشور عراق و سوریه بود. سلیمانی در عراق «حشد الشعبی» و در سوریه «بسیج مردمی» (قوات دفاع وطنی) را شکل داد و با کمک آنها و هدایت و مشاوره نیروی قدس سپاه، طی ۶ سال، بساط تروریست‌ها در این دو کشور تقریبا جمع شد. در واقع باید این طور گفت که او و نیروهایش که با درخواست رسمی دولت‌های سوریه و عراق، به این دو کشور رفتند، مانع سقوط دمشق و بغداد شدند و هم او بود که با سفر به مسکو، نقش بسزایی در همراه کردن روسیه و پوتین برای ورود به میدان نبرد سوریه داشت. شاید یکی از اهداف اصلی دشمنان برای سقوط سوریه، قطع کردن ارتباط ایران و حزب‌الله لبنان بود ولی با شکست داعش و نقش آفرینی نیروی قدس در سوریه و عراق، یک حلقه مستحکم به نام حلقه مقاومت تشکیل شد و زنجیره ایران، عراق، سوریه و لبنان و فلسطین را به هم متصل کرد. جای تردید نیست که این موضوع خلاف خواست آمریکا و اسرائیل است ولی با فرماندهی «قاسم سلیمانی» در عمق میدان و تشکیل بسیج مردمی در سوریه و عراق این موضوع به واقعیت بدل گشت و اتحادی از جنس پاسداران، فاطمیون، زینبیون، حیدریون و… ایجاد کرد. نقش بی‌بدیل سردار سلیمانی در مدیریت منطقه و مقابله با دشمنان، القابی چون «شبح فرمانده»، «قدرتمندترین فرد خاورمیانه» و «کابوس اسرائیل» را از سوی آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها، برای او به دنبال داشته است. حضور موثر حاج قاسم در صحنه مبارزه با داعش و شکست این توطئه‌ صهیونیستی در منطقه باعث شد تا در اسفندماه ۱۳۹۷ نشان ذوالفقار بعنوان عالی‌ترین نشان نظامی ایران از سوی فرمانده معظم کل قوا به سردار سلیمانی اهدا شود. سرانجام این فرمانده خستگی‌ناپذیر جبهه‌های حق علیه باطل سحرگاه امروز (۱۳ دی‌ماه) در حمله بالگردهای آمریکایی به خودروی حامل وی در اطراف فرودگاه بغداد، شهد شیرین شهادت را سر کشید و به یاران شهیدش پیوست.

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی شهادت سردار سلیمانی


بسم الله الرحمن الرحیم

ملت عزیز ایران!

سردار بزرگ و پرافتخار اسلام آسمانی شد. دیشب ارواح طیبه‌ی شهیدان، روح مطهر قاسم سلیمانی را در آغوش گرفتند. سالها مجاهدت مخلصانه و شجاعانه در میدانهای مبارزه با شیاطین و اشرار عالم، و سالها آرزوی شهادت در راه خدا، سرانجام سلیمانی عزیز را به این مقام والا رسانید و خون پاک او به دست شقی‌ترین آحاد بشر بر زمین ریخت.

این شهادت بزرگ را به پیشگاه حضرت بقیه‌الله‌ ارواحنا فداه و به روح مطهر خود او تبریک و به ملت ایران تسلیت عرض میکنم.

او نمونه‌ی برجسته‌ای از تربیت‌شدگان اسلام و مکتب امام خمینی بود، او همه‌ی عمر خود را به جهاد در راه خدا گذرانید.

شهادت پاداش تلاش بی‌وقفه‌ی او در همه‌ی این سالیان بود، با رفتن او به حول و قوه‌ی الهی کار او و راه او متوقف و بسته نخواهد شد، ولی انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او و دیگر شهدای حادثه‌ی دیشب آلودند.

شهید سلیمانی چهره‌ی بین‌المللی مقاومت است و همه‌ی دلبستگان مقاومت خونخواه اویند. همه‌ی دوستان -‌ و نیز همه‌ی دشمنان – بدانند خط جهاد مقاومت با انگیزه‌ی مضاعف ادامه خواهد یافت و پیروزی قطعی در انتظار مجاهدان این راه مبارک است، فقدان سردار فداکار و عزیز ما تلخ است ولی ادامه مبارزه و دست یافتن به پیروزی نهایی کام قاتلان و جنایتکاران را تلخ‌تر خواهد کرد.

ملت ایران یاد و نام شهید عالی مقام سردار سپهبد قاسم سلیمانی و شهدای همراه او بویژه مجاهد بزرگ اسلام جناب آقای ابومهدی المهندس را بزرگ خواهد داشت و اینجانب سه روز عزای عمومی در کشور اعلام میکنم و به همسر گرامی و فرزندان عزیز و دیگر بستگان ایشان تبریک و تسلیت می‌گویم.

سیدعلی خامنه‌ای

۱۳دیماه ۱۳۹۸

منبع : shohada-esf.ir

“شهید حاج قاسم سلیمانی” می‌گوید: کسی هر وقت یک عزیزی را از دست می دهد، یکسال، دوسال یا چهل روز به یادش هست، ازش اسم می برد، کمتر اتفاق می افتد یک مدت طولانی آدم درگیر کسی بشود که از دست می دهد، ۱۹ سال احمد (شهیداحمدکاظمی)، حسین حسین می‌کرد به یاد شهید خرازی. هیچ جلسه‌ای، هیچ خلوتی، جلسه رسمی، جلسه دوستانه، جلسه خانوادگی، مسافرتی وجود نداشت که او یاد باکری و خرازی و همت و این شهدا را نکند.

هیچ نمازی ندیدم، که احمد بخواند و در قنوت یا در پایان نماز گریه نکند وپیوسته این ذکر: «یا رب الشهدا، یا رب الحسین، یا رب المهدی » ورد زبان احمد بود و بعد گریه می کرد.

عجیب بود هر کس به دلایلی در غم احمد ناراحت است، یک کسی می گوید: «حیف شد این شخصیت با این جایگاه، با این تأثیرش، از بین ما رفت»، یک کسی وابستگی دوستی، فامیلی و غیره داشت، به هر صورت غم احمد همه را غمگین کرد و از دست دادن احمد همه را ناراحت کرد، اما آن چیزی که بچه های جبهه با احمد دلخوش بودند و با رفتن او غمگین شدند این بود که، احمد تداعی رفتارهای جنگ بود، تداعی خلوص، صفا، پاکی، صداقت بود.

 

وقت سخن با احمد ناخودآگاه آدم را به یاد خرازی می انداخت، به یاد همت می انداخت، حیای احمد آدم را به یاد آن انسان پر از حیای جنگ می انداخت، لذا امروز که احمد را از دست دادیم انگار یک یادگار از همه یادگاران جنگ را از دست داده ایم، آن کسی که از همه ارزشهای جنگ نشانه ای در خود داشت از دست داده ایم، به همین دلیل هم پیوسته خودش را محاسبه می کرد، پیوسته خودش را سرزنش می کرد، پیوسته بی قرار بود،  در مسئولیت با لبخند و گل استقبال شد و هر کجا از مسئولیت خارج شد (در سنگری به سنگری) با اشک بدرقه شد، لشکر ۸ نجف را ترک کرد و مردم کردنشین کردستان را از انزوا خارج ساخت، پس از آن  به نیروی هوایی رفت، وقتیکه می خواست خارج شود، شما دیدید  تکه هایی از این فیلم را با اشک و غم دوستانش بدرقه شد، آمد نیروی زمینی، یک امید بزرگی برای سپاه در نیروی زمینی ایجاد کرد، هیچ کس نیست قضاوت کند که هر یک از این مقامها احمد را بالا برد، به احمد افتخار داد، بالعکس بود، فرماندهی لشکر نجف اشرف به احمد چیزی نیفزود که حال که او بنیانگذار لشکر نجف اشرف بود، بلکه لشکر نجف اشرف به این دلیل پر افتخار بود که احمد فرمانده اش بود، فرمانده نیروی هوایی شدن او به نیروی هوایی افتخار داد، نه نیروی هوایی به احمد افتخار ، فرمانده نیروی زمینی شدن، مقام کمی نیست، بلکه در بین نیروهای مسلح در سپاه پاسداران بالاترین پست، فرمانده نیروی زمینی است و ارشد همه فرماندهان سپاه بعد از فرمانده کل سپاه است.

اما احمد به نیروی زمینی مقام داد نه نیروی زمینی به احمد. لذا در هر کجا قرار می گرفت او تأثیرات معنوی اش، تأثیرات رفتاری واخلاقی اش بی نظیر بود، ما در تاریخ انسانها کمتر داریم آدم به این خوبی جامع باشد، آدمهای جامع نادرند، اینطوری نیست که ما فکر می کنیم جامعه ما پر از احمد است و کسانی جای این خلأ ها را پر می کنند، نه اینطور نیست، امکان ندارد که این خلأها به سادگی پرشود، طول می کشد در جامعه بشری کسانی مثل احمد متولد شوند. سیصد سال، پانصد سال طول کشید که یک فردی مثل امام خمینی(ره) در جامعه ظهور کرد، به سادگی نمی تواند مثل امام خمینی(ره) متولد شود.

هر پانصد سالی، هر چهارصد سالی و هر دویست سالی جامعه یک چنین انسانی را تحویل می گیرد. اینها چیزهایی نیست که ما فکر کنیم به سادگی قابل بدست آوردن است، قابل جایگزین شدن هستند، نه اینجوری نیست.