بایگانی برچسب: شهید کاظمی

روز عاشورا

بعد از عملیات خیبر زمانی که جاده بغداد – بصره را از دست دادیم و فقط جزایر برای ما باقی ماند، حضرت امام اعلام فرمودند که جزایر به هر قیمتی باید حفظ شود که من بلافاصله به شهید کاظمی‌فرمانده پد غربی، شهید باکری و زین الدین در پد وسط و حاج همت در پد شرقی اطلاع دادم. از همه مهمتر به دلیل وجود چاه‌ها‌ی نفت پد غربی بود که مانند ابر انبوه، گلوله،خمپاره و بمب از آسمان بر آن می‌بارید. شهید کاظمی‌در آن موقعیت، مقاومت بی سابقه‌ای از خود نشان داد، انگشتش قطع شد و وقتی برگشت سر و صورتش خاکی، سیاه و دودی بود و چند شبانه روز بود که نخوابیده بود. وقتی به او خسته نباشید گفتم و …

ادامه نوشته »

محرم و شهید کاظمی

حاجی حواسش به همه چیزبود؛ ازمحتوای سخنرانی و مداحی‌ها و نماز جماعت‌های ظهرعاشورا و تاسوعا گرفته ، تا گذاشتن چند نفر مأمور جهت جفت کردن کفش‌های عزاداران و گرفتن اسفند دم در و دقت در توزیع صبحانه وغذا ی ظهرعاشورا و تاسوعا که به بهترین شکل انجام شوند . برگزاری هیأت ومراسم عزاداری در دهه اول محرم، برایش از اهم واجبات به شمارمی‌آمد وسنگ تمام می‌گذاشت، اما کیفیت اجرای آن برایش خیلی مهم‌ تر بود. طوریکه می‌توان ازهیأت عاشقان ثارالله (ع)، لشکر «۸ نجف اشرف» ، به‌عنوان یک الگوی نمونه عزاداری نام برد. از چند وقت پیش بزرگ ‌ترها و معتمدین خود را در لشکر خبر می‌کرد؛ چندتا بسیجی و یکی،دوتا پیرغلام امام حسین(ع) . بعدهم تقسیم کارمی‌کرد. «حاج حسین …

ادامه نوشته »

اولین ربات یک شهید در تلگرام

یقینا ضرورت بکارگیری و استفاده همه جانبه از تکنولوژی‌های روز در همه عرصه‌ها امری بدیهی است و این رسالت در عرصه ایثار و شهادت ضرورتی دو چندان دارد. از این رو تارنمای اختصاصی سردار شهید حاج احمد کاظمی‌در جهت  استفاده کافی و هرچه بهتر از فضای شبکه‌های اجتماعی در معرفی این شهید بزرگوار با پشتیبانی و همکاری وبلاگ آخرین منجی اقدام به طراحی و ساخت ربات سایت شهید کاظمی‌نموده تا کاربران با اضافه نمودن این ربات به گروه‌های خود از تصاویر ، خاطرات ، و آخرین کدهای آوای انتظار و پیشواز این شهید استفاده نمایند. کلیه کاربران شبکه اجتماعی تلگرام می‌توانند با اضافه نمودن این ربات با شناسه @shahidkazemi_bot از امکانات این ربات استفاده نمایند. لازم به ذکر است علی رغم …

ادامه نوشته »

عکسی دیدنی از سردار شهید احمد کاظمی

احمد کاظمی‌به تاریخ دوم مرداد ۱۳۳۷ در شهر «نجف آباد» اصفهان متولد شد. وی، با شروع جنگ ایران و عراق، با یک گروه ۵۰ نفره در جبهه‌های آبادان حضور یافت و نبرد با متجاوزان را آغاز کرد. چندی بعد، این گروه ۵۰ نفره به یکی از یگان‌های قدرتمند سپاه یعنی «لشکر زرهی ۸ نجف اشرف» (یگان ویژه رزمندگان شهرستان نجف آباد) به فرماندهی «احمد کاظمی» تبدیل شد. وی در سال ‪ ۱۳۷۲‬ به عنوان فرمانده سپاه «منطقه شمال غرب» منصوب شد و به سال ‪ ۱۳۷۹‬سکان فرماندهی «نیروی هوایی سپاه» را به دست گرفت. ‪ پنج‬ سال بعد، «احمد کاظمی» حکم فرماندهی «نیروی زمینی سپاه» را از مقام معظم رهبری دریافت کرد و سه ماه بعد، به هنگام مأموریتی نظامی، …

ادامه نوشته »

“آمریکا غلط کرد” جدیدترین آوای انتظار با صدای شهید کاظمی

آوای انتظار و پیشواز‌های تلفن‌های همراه  راهی برای انتقال فرهنگ‌های تأثیرگذار در جامعه است . سایت شهید کاظمی‌مفتخر است که برای اولین بار در کشور در ابتکاری نو صدای یک شهید را برای این کار آماده و پیاده سازی نمود . یقینا صحبت‌های پر مغز و رهنمود‌های شهدا می‌تواند خطی شاخص برای جلوگیری از انحرافات جامعه امروزه باشد و اهتمام مسئولین ما به این رهنمود‌ها و قطعا بی تأثیر نخواهد بود . قطعه‌های انتخاب شده در جدیدترین سری آوای انتظار و پیشواز‌های صحبت شهید کاظمی‌علی رغم گذشت ۱۰ سال هنوز تازگی خود را دارد و متناسب با وقایع امروز جامعه خصوصا گزینه‌های روی میز آمریکاست . در قطعه برتر این پیشواز‌ها با عنوان  “آمریکا غلط کرد”  که مربوط به سخنرانی شهید …

ادامه نوشته »

خرازی: زمان جنگ با‌هاشمی‌و روحانی روی دریا میگو خوردیم اما رزمندگان نان و ماست می‌خوردند

به گزارش جهان، صادق خرازی در گفتگو با سالنامه روزنامه اعتماد با بیان اینکه تشریفات در زمان جنگ هم در اوج بود، گفت: یادم می‌آید اولین باری که میگو خوردم با اینکه من از خانواده متمولی بودم میگوهایی بود که روی دریای عمان در هنگام مانور با آقای‌هاشمی‌و روحانی خوردیم. عکس‌هایش هم هست. در حالی که من می‌دیدم که بچه‌های جنگ و فرماندهان سپاهی جنگ در‌‌ همان جلسات و ضیافت‌ها حضور داشتند اما نان و ماست می‌خوردند و امساک می‌کردند که خیلی درس‌آموز بود. وی افزود: خاطره‌ای از شهید کاظمی‌برایتان می‌گویم. جلسه‌ای بود که احمد کاظمی، باقر قالیباف، قاسم سلیمانی و همه رفقا بودند. من دیدم که شهید کاظمی‌گفت گرسنه‌ام چرا غذا نمی‌دهند، جلسه هم خیلی مهم بود، وقتی برای …

ادامه نوشته »