نوشته‌ها

13

پیشنهاد ما به شما…

  1. فاتح خرمشهر بعد از دفاع مقدس
  2. کتابشناسی شهید کاظمی
  3. مجموعه تصاویر دوران دفاع مقدس سردار شهیدکاظمی
  4. صد ساعت بیداری شهید احمد کاظمی
  5. حکایت عبا و انگشتری
  6. زیارت امام حسین (ع)
  7. آخرین ملاقات شهید کاظمی با امام خامنه ای + صوت
  8. خاکریز سرنوشت ساز
  9. صدای احمد کاظمی را هم شنیدم که گفت : آخ !
  10. دروازه ای به کربلا
  11. دیدار دویار
  12. آقا مهدی فرمانده منه !
  13. احمد یک قله بود
  14. ادب و راز نگه داری احمد
  15. نجوای شهید کاظمی با معبود خویش
  16. کلیپی زیبا و دیدنی از دیدار صمیمانه شهید حاج احمد کاظمی با سربازان خود
  17. خلوت حاج احمد با رفقای قدیمی خود+عکس
  18. من دوست داشتم در نیروی هایی شهید شوم
  19. نیمه پنهان ماه شهید حاج احمد کاظمی
  20. حق همسایگی
  21. یادیاران سفر کرده
  22.  اهمیت دادن به بیت المال
  23. اون ماهی نورانی همین احمدم بود
sh-kazemi-6

دلم می‌خواست که حتما بیاید، ولی عقلم می‌گفت،کلی کار دارد و تازه مریض هم هست . قول هم که نداد، گفته که اگر شد می‌آیم .

به بچه‌ها نگفتم که مهمان شب چه کسی است؛چون همان عقلم می‌گفت، بچه‌ها از تحویل گرفتن مسئولان خیرها دیده‌اند و می‌دانند کسی مثل سردار کاظمی، برای یک جمع ۵۰ تا ۱۰۰نفره، به پایگاه نخواهد آمد؛ مثل همه‌ ی آدم‌های بزرگ . با این‌ حال دلم روشن بود.

تا آخر شب منتظربودم. بالاخره عقلم برنده شد. سه روز بعد نامه ‌ای با امضای ایشان به ‌نام مسئول پایگاه و خطاب به همه ‌ی اعضا آمد. درآن،بابت نیامدنش معذرت‌ خواهی کرده بود. ظاهرا ًحالش بدشده بود و بستری هم شده بود .

عقلم گفت: من که گفتم او با همه فرق دارد.

shahidkazemi-1

عازم کربلا بودم . روز قبل از حرکت برای خداحافظی با شهید کاظمی تماس گرفتم. بعد از اظهار محبت برای این تماس ، گفت: چشمت به گنبد و بارگاه حضرت عباس (ع) که افتاد ، اگر یاد من بودی به آقا سلام برسان و بگو، تو می‌دانی که من چقدر تو را دوست دارم. من فقط از تو یک خواسته دارم؛ آن‌هم شهادت است. بگو، آقا نگذار همین ‌طوری ازبین بروم.

بعد گفت: این را هم به آقا بگو،اگرممکن است فقط به من کمی مهلت بدهید؛چندتا کار ناتمام دارم، تمام کنم. خودم تاریخش را اعلام میکنم .

بابا خیلی روی زیارت عاشورا تأکید داشت.همیشه به من و سعید می گفت:قبل از خوابیدن و بیرون رفتن از خانه،هر قدر که می توانیم قرآن بخوانیم.می گفت تأثیرش را در زندگی تان می بینید.قرآن خواندن و زیارت عاشورای خودش که ترک نمی شد.هر روز صبح در راه محل کارش زیارت عاشورا می خواند.صبح های جمعه هم چهار تایی دور هم می نشستیم در همین اتاق و سوره جمعه می خواندیم.

منبع : کتاب احمد ، بنی لوحی سید علی ، ص ۱۳۹

روایت محمد محهدی کاظمی

در آستانه روز سرباز فیلمی کمتر دیده شده از یکی ازسرداران شهید منتشر می‌شود تا الگویی باشد برای تمامی فرماندهان که سربازان را مانند فرزندان خود بدانند.

به گزارش  مشرق، در این فیلم، سردار شهید نورعلی شوشتری، در میان سربازان حضور پیدا کرده و بر دستان آنان بوسه می‌زند. سردار نورعلی شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرمانده قرارگاه قدس سپاه، مهرماه سال ۸۸ در شهرستان سرباز استان سیستان و بلوچستان در یک عملیات تروریستی به شهادت رسید.

سردار شهید شوشتری در فراق یار دیرینه اش شهید احمد کاظمی گفته بود : بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران تنها شده ام و به همین خاطر انتظار شهادت را می کشم

پایگاه اختصاصی شهید \”احمد کاظمی\” با پشتیبانی و همکاری پایگاه‌های \”بچه‌های قلم\” و \”انصار کلیپ\” به مناسبت سوم خرداد و سالروز آزادسازی خرمشهر قهرمان، مسابقه پیام کوتاه تحت عنوان \”فاتحان خرمشهر\” برگزار می‌کند.

علاقمندان به شرکت در این مسابقه می‌توانند با ارسال پاسخ صحیح به ۴ سوال مطرح شده به شماره ۳۰۰۰۸۹۰۰۱۹۱۰۸۴ یکی از برندگان این مسابقه باشند.

زمان: آخرین مهلت ارسال پیامک تا ساعت ۲۴ روز ۳ خرداد ۹۱ می‌باشد. (با توجه به استقبال کاربران سایت ، زمان ارسال پاسخ مسابقه تا ساعت ۲۴ روز جمعه ۵ خرداد ۹۱ تمدید شد)

جوایز: به ۲۰ نفر از افرادی که به تمامی ۴ سوال مطرح شده پاسخ صحیح داده باشند، هر نفر مبلغ پانصد هزار ریال به عنوان هدیه تعلق خواهد گرفت.

\"\"

سوالات مسابقه:

۱) در طول تاریخ، خرمشهر چندبار به تصرف اشغالگران در آمده است؟

۱- یک بار

۲- دو بار

۳- سه بار

۴- چهار بار

۲) فرماندهانی که مستقیماً در عملیات بیت‌المقدس شرکت داشتند چه کسانی بودند؟

۱- دکتر مصطفی چمران، سرلشکر فکوری، احمد متوسلیان، غلامعلی رشید

۲- احمد کاظمی، حسین خرازی، احمد متوسلیان، محمود شهبازی

۳- محمد جهان‌آرا، احمد کاظمی، سرلشکر فلاحی، احمد متوسلیان

۴- سرلشکر فکوری، احمد کاظمی، احمد متوسلیان، محمود شهبازی

۳) مرحله اول عملیات بیت‌المقدس در چه تاریخی انجام شد؟

۱- ۲ خرداد ۱۳۶۱

۲- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱

۳- ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۱

۴- ۳۰ خرداد ۱۳۶۱

۴) جمله \”خرمشهر را خدا آزاد کرد\” اولین بار توسط چه کسی به سرلشکر رشید گفته شد؟ *

۱- حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه)

۲- امام خامنه‌ای (مد ظله العالی)

۳- شهید احمد کاظمی

۴-احمد متوسلیان

* . (لینک دانلود از اینجا یا اینجا)کاربران محترم می‌توانید برای پاسخ به سوال چهارم از فایل صوتی مکالمه بی‌سیم فرماندهان در لحظات فتح خرمشهر استفاده نمایید.

چگونگی ارسال پاسخ: برای ارسال پاسخ نیاز به هیچ توضیح و متنی نیست. شما صرفاً باید به ترتیب، در هر خط، شماره پاسخ صحیح را به شماره ۳۰۰۰۸۹۰۰۱۹۱۰۸۴ ارسال نمایید. مثلا اگر فرض کنیم پاسخ صحیح تمامی سوالات گزینه ۱ باشد، شما به این صورت متن پیامک را تایپ و ارسال نمایید:

۱

۱

۱

۱

نکته‌ی مهم: پیامک‌هایی که دارای توضیحات اضافه باشند توسط سیستم خوانده نخواند شد.

ارسال شده توسط : ۲۵۸۲***۰۹۱۲

شهدارابه یادبسپاریم نه به خاک!سلام حاج احمد!حاجی میدونی چندوقته دیگه بهم سرنمی زنی؟میدونی چقددلم واست تنگ شده؟حاجی تاکی منتظربمونم؟

ارسال شده توسط : ۱۰۵۴***۰۹۱۹

شهید آوینی:کارتان رابرای خدانکنید،برای خداکارکنید تفاوت اینکه کسی کارش رابرای خدابکندیااین که برای خداکارکندفقط همین است که ممکن است امام حسین(ع)درصحرای  کربلاباشد تودرحال کسب علم برای رضای خدا.

————————————————————————————————-

ارسال شده توسط : ۸۷۸۳ *** ۰۹۱۳

مقام معظم رهبری:بنده تمام حوائجم را در طول سال جمع کرده و در ایام فاطمیه به مادرم زهرا (س) عرضه می کنم.التماس دعا

————————————————————————————————-

ارسال شده توسط : ۳۱۵۲***۰۹۱۳

چراشب غم ماراسحرنمی آید؟ چرازیوسف زهراخبرنمی آید؟ عزیزفاطم ه!یکدم بیابه محفل ما مگربه مجلس مادر،پسرنمی آید

————————————————————————————————-

ارسال شده توسط :۷۸۳۳***۰۹۱۲

مادر دوبخش است:\”ما\”و\”در\”… 
وقصه یتیمی ما ازکنار\”در\”شروع شد!
\”یازهرا\”

————————————————————————————————-

ارسال شده توسط :۰۲۵۵***۰۹۳۸

دلم خیلی گرفته… وقتی به حاج احمد فکر میکنم،میبینم که بین ایمان و اخلاق من باحاج احمد خیلی فاصله هست… با این که دوستای زیادی دارم ولی فکر میکنم خیلی تنهام،چون توی وجودم یه گمشده دارم و اون خداست… برام دعا کنید-لطف کنید تمام عکسا و فیلمای حاج احمد رو در صورت امکان روی سایت قرار بدید-با تشکر از سایت خوبتون…

————————————————————————————————-

 

 

خیلی کم پیش می آمد که بچه هایش را همراه خود بیاورد.آنروز ظاهرا خانواده حاجی جایی رفته بودند و او مجبور شده بود محمّد مهدی را همراه خود بیاورد.از صبح که آمد خودش رفت جلسه و محمّد مهدی را پیش ما گذاشت.جلسه که تمام شد مقداری موز اضافه آمده بود.یکی را به محمّد مهدی دادم تا لااقل از او نیز پذیرایی کرده باشم.نمی دانم چه کاری داشت که مرا احضار کرد.محمّد مهدی هم پشت سر من وارد دفتر شد.وقتی بچه اش را دید چهره اش بر بر افروخته شد،طوری که تا حالا اینقدر او را عصبانی ندیده بودم.با صدای بلند گفت:کی به شما گفت به او موز بدهید.گفتم:حاجی این بچه صبح تا حالا هیچ نخورده یه موز که به او بیشتر نداده ایم تازه از سهم خودم هم بوده.نگذاشت صحبتم نمام شود دست در جیبش کرد و هزار تومان به من داد و گفت:همین الان می روی و جای آن موز را می خری و می گذاری.  البته به جای یک موز یک کیلو.

منبع : کتاب احمد – بنی لوحی سید علی – ص ۱۳۷

منبع ۲ : ویژه نامه جمهوری اسلامی ، دی ماه ۱۳۸۵ ، ص ۵

احمد با قلبی آکنده از دوستان شهیدش،بیش از هفت سال فرمانده ی شمال غرب کشور شد.جایی که صد ها نفر از شهیدانمان در ارتفاعات غرب پیرانشهر مانده بودند و این فرمانده ی دلسوز که مسؤو لیت بسیجی ماندن را هم بر شانه ها حمل می کند،شبهای زیادی را به یاد آنها گریسته است،در این دوره ی نسبتا طولانی که فرزندان احمد دوران رشد و شکوفایی خود را طی می کنند و بیش از هر زمانی به حضور پدر نیاز دارند،این مادر است که آن بار سنگین را تحمّل می کند و مانند همه ی دوران مشترک زندگی،خانه به دوش،مسؤولیت نبودن احمد را به انجام می رساند.و چه زیباست،در چنین شرایطی که لحظه  لحظه ی آن بوی شهادت می دهد و  هیچ شبی از آن بدون دلهره و اظطراب   نمی کذرد،وقتی احمد با بدنی خسته از مسؤولیتی سنگین به خانه باز می گردد یکی دو ساعت که نه،همان لحظه ی ورود،همه ی خستگی ها از بدن او برطرف می شود و این صفا و محبّت هدیه ی بانوی نمونه ای است که حضرت  صدیقه ی طاهره سلام الله علیها را الگو ی خود ساخته است.به اعتقاد من \”بزرگترین راز\”زندگی احمد را در اینجا باید جستجو کرد،اینکه تو بیش از هر کس دیگری به زندگی خود با همسرت عشق بورزی اما دنبال چیز دیگری باشی.شاید از این گنجینه ی نهفته در دل هایی که خودرا به کمتر از بهشت نفروخته اند در \”صحرای محشر \”رو نمایی می شود.

کتاب احمد – بنی لوحی سید علی – ص ۱۳۳

احمد که از غرب بازگشت آنقدر کارنامه اش درخشان بود که فرمانده کل قوا حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در فرازی از حکم انتصاب او نوشتند:

\”فرماندهی نیروی هوایی جوان و پر نشاط سپاه پاسداران را به شما که از سرداران کار آمد و پر توان و شجاع و برخوردار از سوابق درخشان در دوران دفاع مقدس و پس از آن می باشید می سپارم\”

حضور احمد کاضمی تحولی عظیم در نیروی هوایی بوجود آورد و از آنجا که او تحلیلی صحیح از شرایط سیاسی و نظامی و تهدیدات آینده داشت تمام توان خود را در تقویت بنیه ی موشکی جمهوری اسلامی ایران معطوف داشت که موفقیت تولید و آزمایش موشک شهاب۳ نمادی از این اراده فولادین است.در همین دوره بود که زلزله ای ویرانگر،شهر  بم را با خاک یکسان کرد.حضور احمد در همان ساعات اولیه و بسیج کلیه ی امکانات نیرو ی هوایی به منطقه و انتقال بیش از ۳۰ هزار مجروح به تهران،در کمتر از یک هفته،صفحه ی درخشان دیگری بر کارنامه ی افتخار آمیز احمد افزود.   نگارنده در آنجا شاهد بودم که او بدون خواب و خوراک و در ساده ترین صورت ممکن فرماندهی بزرگترین عملیات حمل و نقل هوایی را بر عهده گرفت در حالی که همه می گفتند:

احمد بیش از صد ساعت می شود که خواب را به چشمان خود حرام کرده است.

منبع : کتاب احمد ، بنی لوحی سید علی ، ص ۱۳۵