کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس

بایگانی برچسب: شهید احمد کاظمی،دوران دفاع مقدس

می‌دانید بوی عشق چیست ؟

احمد وقتی از یاران شهید خود سخن می‌گوید بی تاب می‌شود و گریه می‌کند . آن کلاه پشمی‌را که کلی خاک بر آن نشسته , می‌کشد روی پیشانی اش تا ابروها و بعد از ته دل آهی می‌کشد که دل را آتش می‌زند . به چشم‌های او که نگاه می‌کنی بوی عشق می‌دهد . می‌دانید بوی عشق چیست ؟ بوی عشق , بوی بدن‌های سوخته در معبر مین عملیات رمضان است . بوی بدن‌های تاول زده از شیمیایی‌های دشمن در کربلای ۸ است . بوی تند کافور در سالن سپنتاست که بیش از ده هزار شهید را در خود دیده است . بوی عشق , بوی بهشتی بچه‌های عملیات قادر است . این است که احمد نمیتواند جبهه ای نباشد …

توضیحات بیشتر »

البته که جبهه دانشگاه بود , اول دانشگاه آدم سازی …

البته که جبهه دانشگاه بود , اول دانشگاه آدم سازی و بعد , آن سرزمین مقدس بروبچه‌هایی را در خود پرورش داد که بزرگترین مراکز نظامی‌دنیا هم قادر به ساختن چنین نیروهایی نیستند. پس از یک سال حضور در جبهه , احمد به قول خودش رعیت بود و به جبهه آمد , آنقدر چیز یاد گرفت و همه فن حریف شد که بتواند در عالی سطوح تصمیم گیری برای دفاع مقدس شرکت نماید . بعدها با اینکه جنگ سخت شد و حضور در آن تحملی خدایی می‌طلبید باز احمد جبهه را بهتر از همه جای دنیا می‌دانست . او در یکی از جلسات مهم تصمیم گیری برای ادامه عملیات در شرایط سخت , خطاب به فرماندهان حاضر در جلسه می‌گوید …

توضیحات بیشتر »

پیشنهاد ما برای شما در ایام هفتمین سالگرد شهدای عرفه در سایت شهید کاظمی

13

پیشنهاد ما به شما… فاتح خرمشهر بعد از دفاع مقدس کتابشناسی شهید کاظمی مجموعه تصاویر دوران دفاع مقدس سردار شهیدکاظمی صد ساعت بیداری شهید احمد کاظمی حکایت عبا و انگشتری زیارت امام حسین (ع) آخرین ملاقات شهید کاظمی‌با امام خامنه ای + صوت خاکریز سرنوشت ساز صدای احمد کاظمی‌را هم شنیدم که گفت : آخ ! دروازه ای به کربلا دیدار دویار آقا مهدی فرمانده منه ! احمد یک قله بود ادب و راز نگه داری احمد نجوای شهید کاظمی‌با معبود خویش کلیپی زیبا و دیدنی از دیدار صمیمانه شهید حاج احمد کاظمی‌با سربازان خود خلوت حاج احمد با رفقای قدیمی‌خود+عکس من دوست داشتم در نیروی‌هایی شهید شوم نیمه پنهان ماه شهید حاج احمد کاظمی حق همسایگی یادیاران سفر کرده …

توضیحات بیشتر »

آزادسازی خرمشهر( قسمت سوم )

تصور اینکه در عملیات بیت المقدس ابتدا از رودخانه کارون عبور شود وسپس ۳۰ کیلومتر به سمت خرمشهر حرکت صورت گیرد و از پشت نهر عرایض طی سه مرحله دشمن کاملا محاصره شود،فکر ابلهانه ای به نظر می رسید. دشمن هرگز تصور نمی کرد که از پشت محور جاده شلمچه دور خورده وغافلگیر شود.چگونه این اتفاق بزرگ رخ داد؟دو تیپ نجف اشرف وامام حسین (ع) که محور اصلی عملیات را در اختیار داشتند، چنین کردند واولین نیروهایی که وارد خرمشهر شدند، نیروهای این دو تیپ بودند.دیگر تیپ‌ها ومحورها وهمه فرماندهان عملیات بیت المقدس به این دلگرمی داشتند که محور اصلی عملیات دردست حسین خرازی واحمد کاظمی است واین دو کنار هم هستند. سرلشکر عزیز جعفری منبع : http://hajahmad.blogfa.com

توضیحات بیشتر »

آزادسازی خرمشهر ( قسمت دوم )

در عملیات آزاد سازی خرمشهر و روزهای مقدماتی آن شرایط بسیار سخت وحساسی به وجود آمد، طوری که نیروها وتجهیزات کاملا خسته واز کار افتاده شدند وخطایی کوچک کافی بود تا کل عملیات را تحت تاثیر قرار دهد. در چنین وضعیتی محور متعلق به احمد کاظمی یه را بلد حرفه ای وشجاع لازم داشت تا روزهای پر خطر مرحله دوم و سوم عملیات را بررسی وترسیم کند.چنین کسی پیدا نشد، جز اینکه خود احمد مطمئن ترین ومسلط ترین فرد برای این مهم بود. او در متن کامل عملیات حضور داست. سردار مقدم منبع : http://hajahmad.blogfa.com

توضیحات بیشتر »

آزادسازی خرمشهر( قسمت اول)

تیپ امام حسین(ع) وتیپ نجف اشرف برای دیده بانی در منطقه خرمشهر دکلی مشترک نزدیک دارخوین داشتند.  یکی از روزهای نزدیک به عملیات بیت المقدس که در حال سازماندهی وبرگزاری مانور بودیم، من واحمد کاظمی برای بررسی منطقه و دیده بانی به سمت دارخوین رفتیم. احمد از من خواست به بالای دکل بروم وگزارشی از وضعیت دشمن در منطقه ارائه دهم. زمانی که به بالای دکل رسیدم، احمد کاظمی از من پرسید چه می بینی؟ ومن که بهت زده بودم، گفتم: یک دشت پر از تانک و او گفت:غصه نخور ما هم تانک داریم ! من خواستم تا تعداد تانکهای خودی را بدانم واحمد گفت : ۱۰ – ۱۲ تا تانک داریم ومن در دل گفتم: یک تیپ زرهی با …

توضیحات بیشتر »