نوشته‌ها

پیشواز و آوای انتظار شهید کاظمی به مناسبت سوم خرداد سالروز ازادی سازی خرمشهر قهرمان منتشر شد .

این پیشوازها که با عنوان های \”خرمشهر ۱ \” و \”خرمشهر ۲\” می باشند برگرفته از مکالمات بیسیم لحظه آزادسازی خرمشهر است بین شهید حاج احمد کاظمی و سردارغلامعلی رشید [که در آن زمان فرمانده قرار‌گاه فتح بودند] می‌باشد.

قضیه ازاین قرار است که همه منتظر شروع عملیات هستند.

حاج حسین خرازی پشت خاکریزی که منتهی میشه به خرمشهر همراه با تیپ امام حسین(ع) مستقر شده و منتظر هماهنگی و رسیدن بقیه نیروها هستش.

اما حاج احمد کاظمی با تیپ نجف زده به شهر و وارد خرمشهر شده و وقتی سردار غلامعلی رشید با بیسیم باهاش تماس می‌گیره، حاج احمد اعلام می‌کنه که وارد شهر شده و ۶۰۰۰ نفر هم اسیر گرفته.

باور این موضوع برای سردار رشید سخت است اما به هر حال اتفاق افتاده است .

اینجا حاج احمد کاظمی از پشت بیسیم با لهجه شیرین نجف آبادی اش اعلام می‌کند

\”خداوند خرمشهر رو آزادش کرد \”

نام

پخش آنلاین

دانلود

همراه اول

ایرانسل

خرمشهر ۱

 

دانلود

۵۶۵۴۹

۴۴۱۸۱۱۳

خرمشهر ۲

 

دانلود

۵۶۵۵۱

۴۴۱۸۱۱۲

فاتح خرمشهر

 Shahidkazemi.ir-(54)

          گفتن از او سخت است.چرا که هیچوقت از خودش نگفت. وقتی از او پرسیدند شما درعملیات فتح المبین چه کردید؟ در بیت المقدس و در بدر و خیبر و کربلای ۵ و والفجر هشت کجا بودی؟فرماندهان جنگ از تو و دلاوری هایت بسیار گفته اند. خاطره ای بگو،حرفی بزن.

 اما گفت من هیچ کاری نکردم. هرچه کردند بسیجیان دریا دل کردند.من از همه رزمندگان اسلام سرافنکده ترم.من لیاقت شهادت نداشتم و در فراق یاران شهیدم می سوزم.خدایا شهادت را نصیبم بفرما.آری رسم بزرگان این چنین است که از خود نگویند. مردان بزرگ همیشه در گمنامی بوده اند و تاریخ خود فریاد میزند مظلومیت آنان را.

           سوم خرداد ماه یاد آور حماسه ای بزرگ است. حماسه ای که بزرگی اش مدیون مردان و زنانی است که ایستادند. جانانه هم ایستادند.آری همه ایران، خرمشهر شده بود. حالا این خرمشهر بود که ۳۶ میلیون جمعیت داشت و همانند فرزندی که از آغوش مادر جدا افتاده و بی تاب و بیقرار انتظار می کشید که آن روز برسد که بازهم در کنار هم باشند.

      وقتی  احمد پس از عروجش در نوزدهم دی ماه هشتاد چهار در ارومیه، زادگاه یار صمیمی و هم رزم دیرینه اش مهدی باکری، از سقوط هواپیما صعود کرد به افلاک،ستاره ای شد از ستاره های جاودان آسمان راه رستگاری. آنگاه تاریخ سازان حماسه های پرشور جنگ لب گشودند و با چشمانی پر از اشک و گلوئی پر از بغض برایمان از او گفتند. گفتند همه جا بود.گفتند او برای قله های کردستان و خاک سوزان جنوب آشناتر بود تا مردمان این سرزمین. در آغاز برادراحمد! با یک گروه بیست نفره اعزامی از سپاه نجف آباد و بعدها سرلشگر احمد کاظمی فرمانده لشگر زرهی هشت نجف اشرف و فرمانده نیروی زمینی سپاه .

 Shahidkazemi.ir-(73)

        حالا  در آستانه سوم خرداد و سالروز آزاد سازی خونین شهر پای صحبت سرداران و فرماندهان دفاع مقدس وگلچین خاطراتشان، چند خطی را بر روی کاغذ می آوریم شاید روزی رسد که مظلومیت تو را آن کوهای سر به فلک کشیده کردستان و آن ریگ های داغ و سوزان خاک خوزستان فریاد کنند.

           ۱) محسن رضائی(دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام) :” در مرحله سوم عملیات بیت المقدس وقتی که ما خرمشهر را تقریبا” دور زده و به نزدیکی جاده شلمچه به خرمشهر رسیدیم ، نیروهایمان تحلیل رفته بودند. بیشتر مناطق را گرفته بودیم و بیش از پنج هزار کیلومتر را آزاد کرده بودیم ولی برای انجام هدف اصلی که آزاد سازی خود شهر بود نیروهایمان کم بود. من احمد و حسین (خرازی فرمانده لشکر چهارده امام حسین (ع)) را صدا زدم و گفتم هر طور شده باید نیرو جمع آوری کنید تا شهر را فتح کنیم.آن دو نفر واقعا” شاهکار کردند و تا صبح نیروها را جمع آوری کرده و به شهر زدند و پس از بازکردن دروازه خرمشهر، شهر آزاد شد. من هیچ عملیاتی را به یاد ندارم که شهید کاظمی پذیرفته باشد و با نیروی ایمان و شجاعت و ابتکار از آن سربلند بیرون نیامده باشد.حاج احمد فرماندهی بود برخاسته از دل جنگ.

 Shahidkazemi.ir-(111)

۲سرلشگر حاج قاسم سلیمانی (فرمانده  سپاه قدس):

 من تصورم این بود که وقتی خبر شهادت احمد گفته شد، حداقل تیتر همهء روزنامه های ما باید این جمله باشد که “فاتح خرمشهر شهید شد”. همان طوری که وقتی بزرگی از ما در ادبیات ، در هنر و در هرچیزی که از بین ما میرود بلافاصله تیتر میزنیم “پدر علم ریاضی” ایران از دنیا رفت.  فکر میکنم حقی که احمد به گردن ملت ایران داشت از حقی که دیگر اندیشمندان مختلفی که مورد تجلیل هستند دارند، کمتر نباشد. ما در مرحله اول جنگ یعنی در آن سلسله عملیات های اصلی جنگ که دشمن را در داخل خاک خودمان شکست دادیم، بر میخوریم به چهره های محدودی که اینها محور اصلی جنگ بودند و مشهور هم هستند بین اهل جبهه، اما شاید در جامعه ما غریب باشند. از جمله کسانی که غریب بود شهید کاظمی بود،خب شهید کاظمی محور چندین فتح بزرگ بود،                      می توانم بگویم شاه کلید فتوحات جنگ او بود. یکی از برجستگیهای شهید کاظمی هم همین بود.یعنی اگر گفته بشود که زیرک ترین فرمانده ما در جنگ احمد بود حتما سخن گزافی گفته نشده است.

من یادم هست توی عملیات بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر شد  فکر می کنم روز پانزدهم، شانزدهم بودکه تقریبا” جبهه شمالی رسیده بود به کوشک. جبهه میانی از سمت دارخوئین رسیده بود به ایستگاه حسینیه و از طرف مرز به پاسگاه زید.یعنی محدوده خرمشهر کامل باقی مانده بود.

 Shahidkazemi.ir-(104)

اما دشمن عقبه اش از دو جهت وصل بود، هم از سمت شلمچه وصل بود، هم از سمت اروند و می توانست بیاید داخل شهر و آنجا تردد کند. در آن نقطه هم عرض رودخانه اروند سیصد،الی چارصد متر بیشتر نیست.خب همه خسته شده بودند. چون تقریبا” شانزده روز هیچ کس پلک نزده بود.بچه ها شبانه روز درگیر جنگ بودند. احساس می شد که نیاز به تجدید قوا دارند.

فکر می کنم بدون استثنا همه ی فرماندهان در سطح عالی زخمی شده بودند.

 یعنی حسین خرازی زخمی شده بود.خود احمد زخمی شده بود.متوسلیان زخمی شده بود که با برانکارد توی آمبولانس عملیات را هدایت می کرد.جنگ سختی بود.توی این موقعیت،  شب همه جمع شده بودند توی قرارگاه فتح. بحث اصلی این بود که ما نیاز به تجدید قوا داریم و باید بنشینیم تصمیم بگیریم و یکی دوهفته استراحت بکنیم و بعضی هم می گفتند عملیات طول نکشد و سریعا” انجام بدیم.باید نیروهای جدید بیایند تا بتوانیم آزادسازی خرمشهر را تمام کنیم.چون تمام قدرت و مقاومت دشمن برای حفظ خرمشهر بود و هم این که برای دشمن حیثییتی بود و هم در واقع از نظر نظامی اهمیت داشت.آن جا خدا رحمت کند شهید حسن باقری یک سخنرانی معروف کرد.            همه نشسته بودند، بلند شد و گفت:”ما به مردم قول دادیم و هی گفتیم خرمشهر در محاصره است و مردم ما تصورشان این بود که امروز و فردا خرمشهر را آزاد می کنیم ما مگر می توانیم برگردیم پشت جبهه تا این که بتوانیم تجدید قوا کنیم؟” و شروع کرد به استدلال کردن.

        Shahidkazemi.ir-(96)

صحبت حسن بر همه تاثیر گذاشت و تصمیم گرفتند ادامه عملیات انجام شود.آن جا سه لشگر برای فتح خرمشهر انتخاب شدند که یکی شان تیپ ۸ نجف اشرف بود و شهید کاظمی فرمانده آن بود.در فتح خرمشهراحمد در واقع محوری را انتخاب می کرد که سخت ترین محور بود.

احمد فلشی را انتخاب کرد که هم برای خودش خطرناک بود و هم این که یک ضربه مهلکی بر دشمن بود. او می توانست بیاید و عقبه ی خودش را بدهد به جبهه ی خودمان که حداقل اگر گیر افتاد برگردد عقب و از روبه رو به دشمن بزند. یا این که محوری بگیرد که اصلا” از کنار جاده برود جلو اما این کار را نکرد. آمد بین دشمن و در نزدیکی خرمشهر مستقر شد و عقبه ی دشمن در شرق شلمچه که وصل می شد به بصره  را، که راه خشکی دشمن برای رسیدن به خرمشهر بود را یک شکاف ایجاد کرد و آمد از همین شکاف باریک وارد شد و از کنار نهر عرایض رفت به طرف خرمشهر.

شهررا کامل دور زد و اولین فرمانده ای که وارد شهر شد، احمد بود و خرمشهر را فتح کرد. فاتح خرمشهر به معنای واقعی شهید کاظمی بود.

۳) سر لشگر غلامعلی رشید(جانشین ستاد کل نیروهای مسلح):

              احمد کاظمی و حسین خرازی به یک معنایی فاتح خرمشهر بودند و ملت ایران  در نوزدهم دی ماه سال هشتاد و چهار فاتح خرمشهر را ازدست داد. دو  فرمانده لشگر اول از همه وارد خرمشهر شدند حسین خرازی و احمد کاظمی. حسین خرازی تا زنده بود هرگز نگفت من فاتح خرمشهر هستم و احمد کاظمی هم تا زنده بود هرگز این حرف را نزد ولی بنده در آن موقع فرمانده قرارگاه فتح بودم و بر این دو یگان و یگان ۲۵ کربلا فرماندهی می کردم.ساعت ده صبح سوم خرداد احمد کاظمی با من تماس گرفت و گفت وارد خرمشهر شدیم  به یک معنایی در حقیقت احمد کاظمی و حسین خرازی فاتح خرمشهر بودند.

۴) محمد باقر قالیباف(شهردار تهران):

       یکی از ویژگیهای شهید کاظمی در عملیات ها این گونه بود که در مجموع عملیات هایی که در جنگ داشتیم ایشان و شهید خرازی و شهید باکری فرماندهانی بودند که روحیه شان و نوع تصمیم گیریهایشان و نوع طراحی هایشان که انجام می دادند از ویژگی های برجسته شان بود. در آزادسازی خرمشهر که انصافا” باید گفت احمد مابین فرماندهان مهمترین نقش را در آزادی خرمشهر داشت.

       احمد کاظمی بود که از محور دژ بالای شلمچه عمل کرد به سمت پل عرایض و پل نو و شهرک ولیعصر(ع) که عقبهء عراقی ها را به سمت شلمچه و به سمت خودشان بست و اگر بگوئیم شهید کاظمی فاتح خرمشهر بود، هرگز حرف گزافی نگفته ایم.

فرازهایی از آخرین سخنرانی شهید احمد کاظمی در جمع فرماندهان نیروی زمینی سپاه به تاریخ بیست و نهم آذر ماه سال هشتاد و چهار:

….خدا اخلاص را در ما می دید و به ما در بیت المقدس پیروزی داد.اما اگر بخواهیم کارهایمان را توجیه کنیم و بار خود را بر دوش دیگران انداختیم هیچ رافتی برای ما باقی نخواهدماند.

معامله ما با خدا جائی خواهد بود که خودمون رو فدا بکنیم.فدای راه خدا و اون مسوولیتی که  پذیرفته ایم. این را بدانید که هیچگاه تکلیف از ما ساقط نمی شود.

تهیه و گردآوری : وحید سلیمانی

منبع: فاتح خرمشهر- موسسه فرهنگی هنری جنات فکه – چاپ اول ۱۳۸۷

مکالمه بی‌سیم سرداران شهید خرازی و احمد کاظمی با سردار رشید در لحظه آزادی خرمشهر + دانلود

حسین حسین رشید: حسین جان ببین، ‌ببین، شما الان داخل خود شهرید؟

رشید رشید حسین: چی؟ کی؟ پیام شما مفهوم نیست رشید جان دوباره بگید؟

حسین جان: شما، شما رو می‌گم خودتون، کجائید الان داخل شهرید؟

رشید رشید حسین: ببین رشید جان ما داریم می‌ریم جلو شما با احمد کاظمی هماهنگ کنید مفهومه؟ ما تو شهر نیستیم مفهومه؟

احمد احمد رشید: احمد ببین الان حسین منتظر هماهنگی شماست تا کارشونو شروع کنند و عملیاتو با هماهنگی اجرا کنید شما کجائید الان؟

رشید رشید احمد: آقا جان، ما داخل خود شهریم، و اینا که تو شهرن اومدن پناهنده شدن مفهوم شد!!!

احمد احمد رشید: احمد جان قطع و وصل می‌شه! دوباره بگو؟ چی گفتی؟

رشید رشید احمد: رشید با اون یکی دستگاه صحبت کن مفهوم شد؟

باشه احمد همین الان… همی الان.

رشید رشید احمد: آقا ما تو شهریم بهش بگو، به حسین بگو ما تو شهریم، ما تو شهریم و پنج شش هزار نفرم اومدن پناهنده شدن، ما تو شهریم، ما داریم اونارو تخلیه می‌کنیم، ما تو شهریم و تمام نیروهامون تو خود شهرن!!!

رشید رشید احمد: رشید جان مفهوم شد؟

احمد احمد رشید: قابل فهم نبود! شما کجائید احمد؟!! ببین اگه یه پستی در مسیر راه صدای شمارو رله کنه من صداتونو متوجه می‌شم و به محسن پیامتونو می‌گم، به محسن پیامتونو می‌گم…

رشید رشید احمد: رشید جان می‌گم من تو شهرم و همه نیرو‌ها تو شهر اومدن اسیر و پناهنده شدن، مفهوم شد؟

احمد جان! بله بله من فهمیدم چی گفتید می‌گید من تو شهرم و کلیه نیرو‌ها پناهنده شدن!! ببین برادر احمد مراعاتم کنید چوبی، چیزی نخوریدا.

رشید رشید: بابا نترس، نترس الان بیش از شش هزار نفر به ما پناهنده شدن، بیش از شش هزار نفر، مفهوم شد رشید جان؟

احمد جان: چقد؟ نفهمیدم دوباره بگو چند هزار نفر؟

رشید: بابا گفتم بیش از شش هزار نفر شش هزار نفر مفهوم شد؟ و دارن هی زیاد می‌شن. مفهوم شد؟

احمد احمد رشید: بیش از شش هزار نفر؟ بله؟ خدا اجرت بده مفهوم شد بله فهمیدم.

رشید رشید احمد: رشید جان بله بله تو شهر خرمشهر تا چند لحظه پیش تظاهرات بود، تظاهرات بود، و کلیه اسرا یا حسین می‌گفتند والله اکبر و تسلیم می‌شدن. خوب مفهوم شد؟

احمد جان: این یه قسمت حرفت نا‌مفهوم بود دوباره تکرار کن؟

رشید رشید احمد: می‌گم تو شهر خرمشهر تا چند لحظه پیش تظاهرات بود و کلیه اسرای عراقی الله اکبر و یا حسین می‌گفتنو تسلیم می‌شدن.

احمد احمد رشید: بله بله، مام اینجا فهمیدیم تشکر آقا الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر همه چیو فهمیدیم.

رشید رشید احمد: رشید جان خداوند خرمشهرو آزادش کرد. آزادش کرد….

احمد پیام تو کاملا دریافت شد به امید پیروزی واقعی بر استکبار جهانی.

+ لینک دانلود

+ پخش آنلاین

 

پیشواز و آوای انتظار شهید کاظمی به مناسبت سوم خرداد سالروز ازادی سازی خرمشهر قهرمان منتشر شد .

این پیشوازها که با عنوان های \”خرمشهر ۱ \” و \”خرمشهر ۲\” می باشند برگرفته از مکالمات بیسیم لحظه آزادسازی خرمشهر است بین شهید حاج احمد کاظمی و سردارغلامعلی رشید [که در آن زمان فرمانده قرار‌گاه فتح بودند] می‌باشد.

قضیه ازاین قرار است که همه منتظر شروع عملیات هستند.

حاج حسین خرازی پشت خاکریزی که منتهی میشه به خرمشهر همراه با تیپ امام حسین(ع) مستقر شده و منتظر هماهنگی و رسیدن بقیه نیروها هستش.

اما حاج احمد کاظمی با تیپ نجف زده به شهر و وارد خرمشهر شده و وقتی سردار غلامعلی رشید با بیسیم باهاش تماس می‌گیره، حاج احمد اعلام می‌کنه که وارد شهر شده و ۶۰۰۰ نفر هم اسیر گرفته.

باور این موضوع برای سردار رشید سخت است اما به هر حال اتفاق افتاده است .

اینجا حاج احمد کاظمی از پشت بیسیم با لهجه شیرین نجف آبادی اش اعلام می‌کند

\”خداوند خرمشهر رو آزادش کرد \”

نام

پخش آنلاین

دانلود

همراه اول

ایرانسل

خرمشهر ۱

 

دانلود

۵۶۵۴۹

۴۴۱۸۱۱۳

خرمشهر ۲

 

دانلود

۵۶۵۵۱

۴۴۱۸۱۱۲

shahidkazemi-ir-104

مکالمه تاریخی بی سیم شهید کاظمی با سردار رشید در زمان فتح خرمشهر ۳ خرداد ۶۱

این فایل صوتی مکالمه بیسیم بین شهید حاج احمد کاظمی و سردارغلامعلی رشید [که در آن زمان فرمانده قرار‌گاه فتح بودند] می‌باشد.

قضیه ازاین قرار است که همه منتظر شروع عملیات هستند.

حاج حسین خرازی پشت خاکریزی که منتهی میشه به خرمشهر همراه با تیپ امام حسین(ع) مستقر شده و منتظر هماهنگی و رسیدن بقیه نیروها هستش.

اما حاج احمد کاظمی با تیپ نجف زده به شهر و وارد خرمشهر شده و وقتی سردار غلامعلی رشید با بیسیم باهاش تماس می‌گیره، حاج احمد اعلام می‌کنه که وارد شهر شده و ۶۰۰۰ نفر هم اسیر گرفته.

باور این موضوع برای سردار رشید سخته ولی کاریست که شده.

\"ahmadkazemi-22\"

اینجا برای اولین بار است که حاج احمد کاظمی از پشت بیسیم اعلام می‌کنه که خداوند خرمشهر را آزاد کرد.

حسین حسین رشید : حسین جان ببین ،‌ ببین ، شما الان داخل خود شهرید؟

رشید رشید حسین : چی ؟ کی؟ پیام شما مفهوم نیست رشید جان دوباره بگید؟

حسین جان : شما شمارو میگم خودتون ، کجائید الان داخل شهرید؟

رشید رشید حسین : ببین رشید جان ما داریم می ریم جلوشما با احمد کاظمی هماهنگ کنید مفهومه ؟ ما تو شهر نیستیم مفهومه؟

احمد احمد رشید:احمد ببین الان حسین منتظر هماهنگی شماست تا کارشونو شروع کنند و عملیاتو با هماهنگی اجرا کنید شما کجائیدالان؟

رشید رشید احمد : آقا جان ، ما داخل خود شهریم ، واینا که تو شهرن اومدن پناهنده شدن مفهوم شد!!!

احمد احمد رشید: احمد جان قطع و وصل می شه ! دوباره بگو؟ چی گفتی؟

رشید رشید احمد : رشید با اون یکی دستگاه صحبت کن مفهوم شد؟

باشه احمد همین الان… همی الان.

رشید رشید احمد : آقا ما تو شهریم بهش بگو ، به محسن بگو ما تو شهریم ، ما تو شهریم و پنج شش هزارنفرم اومدن پناهنده شدن ما تو شهریم ما داریم اونارو تخلیه می کنیم ما تو شهریم و تمام نیروهامون تو خود شهرن !!!

رشید رشید احمد : رشید جان مفهوم شد؟

 احمد احمد رشید: قابل فهم نبود ! شما کجائید احمد ؟!! ببین اگه یه پستی در مسیر راه صدای شمارو رله کنه من صداتونو متوجه می شم و به محسن پیامتونو می گم ، به محسن پیامتونو می گم …

رشید رشید احمد: رشید جان می گم من تو شهرم و همه نیروها تو شهر اومدن اسیر و پناهنده شدن مفهوم شد؟

احمد جان ! بله بله من فهمیدم چی گفتید می گید من تو شهرم و کلیه نیروها پناهنده شدن !! ببین برادر احمد مراعاتم کنید چوبی ، چیزی نخوریدا .

رشید رشید: بابا نترس ، نترس الان بیش از شش هزار نفربه ما پناهنده شدن بیش ازشش هزار نفر مفهوم شد رشید جان ؟

احمد جان : چقد ؟ نفهمیدم دوباره بگو چند هزار نفر؟

رشید: بابا گفتم بیش از شش هزار نفر شش هزار نفر مفهوم شد؟ ودارن هی زیاد می شن. مفهوم شد؟

احمد احمد رشید : بیش از شش هزار نفر؟ بله ؟ خدا اجرت بده مفهوم شد بله فهمیدم .

رشید رشید احمد : رشید جان بله بله تو شهر خرمشهر تا چند لحظه پیش تظاهرات بود ، تظاهرات بود،وکلیه اسرا یا حسین می گفتند والله اکبر و تسلیم می شدن. خوب مفهوم شد؟

 احمد جان : این یه قسمت حرفت نا مفهوم بود دوباره تکرار کن ؟

رشید رشید احمد: می گم تو شهر خرمشهر تا چند لحظه پیش تظاهرات بود وکلیه اسرای عراقی الله اکبر و یا حسین می گفتنو تسلیم می شدن.

احمد احمد رشید: بله بله ، مام اینجا فهمیدیم تشکر آقا الله اکبر،الله اکبر، الله اکبر همه چیو فهمیدیم.

رشید رشید احمد : رشید جان خداوند خرمشهر و آزادش کرد. آزادش کرد….

احمد پیام توکاملا دریافت شد به امید پیروزی واقعی بر استکبار جهانی.

پخش آنلاین

 

دانلود

جهت دریافت این فایل صوتی می توانید با کلیک بر روی لینک مستقیم از اینجا آن را دریافت نمائید .

ahmadkazemi-29

در عملیات بیت المقدس دو تا از فرمانده های تیپ های سپاه اسم کوچکشان \”احمد\” بود . احمد کاظمی و احمد متوسلیان . معرف هر دو در شبکه ی بی سیم قرارگاه احمد بود.

تماس که می گرفتند از لهچه شان می فهمیدیم که کدام است .

گاهی هم دو احمد با هم کار داشتند . احمد کاظمی ، متوسلیان را این طوری صدا می زد : \” احمَد،احمَد،احمِد\”.

یادگاران – کتاب احمد کاظمی – نیازی ، یحیی- روایت فتح – ص ۳۲

تدابیر نظامی شهید حاج احمد کاظمی به روایت حاج قاسم سلیمانی ۸

احمد یک قله بود

 ما تا این روزی که احمد شهید شد، نمی دانستیم که احمد این قدر مجروح شده، والله یک بار احمد نگفت که ترکش به سرم خورده، به صورتم خورده، یک بار نیامد بگوید که مجروح شدم. من که نزدیک ترین فرد به احمد بودم، نمی دانستم احمد این قدر زخمی شده، هیچ وقت نگفت، خدا شاهد است هیچ وقت بر زبان جاری نکرد. احمد خیلی خصلت ها داشت، همیشه از بریدگی از دنیا می گفت واقعا انسان عجیبی بود یعنی هر چه آدم از او فاصله می گیرد، احساس می کند که احمد یک قله ای بود، واقعا یک قله ای بود، متفاوت بود، خیلی فضیلت داشت، برای همین می گویم احمد واقعا خلاصه ای از شخصیت امام خمینی (ره) بود در ابعاد مختلفی.

احمد درهمه ی عملیات ها واقعا یک نقشی داشت که روی تمام محورهای دیگر تاثیر مثبت می گذاشت و این لطف خداست که شامل بعضی ها می شود.

به هر حال عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر تاریخی است که در ذهن مردم تا ابد می ماند. ممکن است فتح المبین از ذهنشان برود، شکست حصر آبادان برود، حتی فتح فاو، حتی والفجر ۱۰ ولی خرمشهر فراموش شدنی نیست. اما این چطور بود که ما قرعه هم نزدیم بین این بیست نفر فرمانده لشکر، ولی اوضاع کل عملیات در آخر این طور رقم خورد که حسین و احمد رفتند در شهر، یعنی در حقیقت کلید فتح این شهر را خدا به احمد و حسین داد و این دو فاتح خرمشهر بودند. یعنی ما دو نفر فرمانده لشکر داشتیم که رفتند در خرمشهر و آن هم همین دو نفر بودند. حالا چطور شد این وضعیت عملیات که در پایان عملیات این دو تا فرمانده باید بروند در این شهر تا ابد خواهند ماند که این دو بزگوار فاتح خرمشهر بودند یکی احمد یکی حسین. تا زمانی که حسین زنده بود هرگز نگفت و تا زمانی که احمد هم زنده بود هرگز بیان نکرد. هیچ وقت دیگران که از او تعریف کردند ما نشنیدیم و خودش هم هیچ وقت چیزی از خودش نگفت. مثلا بگوید در خرمشهر من بودم که این کار را کردم! هرگز!

پایگاه اختصاصی شهید \”احمد کاظمی\” با پشتیبانی و همکاری پایگاه‌های \”بچه‌های قلم\” و \”انصار کلیپ\” به مناسبت سوم خرداد و سالروز آزادسازی خرمشهر قهرمان، مسابقه پیام کوتاه تحت عنوان \”فاتحان خرمشهر\” برگزار می‌کند.

علاقمندان به شرکت در این مسابقه می‌توانند با ارسال پاسخ صحیح به ۴ سوال مطرح شده به شماره ۳۰۰۰۸۹۰۰۱۹۱۰۸۴ یکی از برندگان این مسابقه باشند.

زمان: آخرین مهلت ارسال پیامک تا ساعت ۲۴ روز ۳ خرداد ۹۱ می‌باشد. (با توجه به استقبال کاربران سایت ، زمان ارسال پاسخ مسابقه تا ساعت ۲۴ روز جمعه ۵ خرداد ۹۱ تمدید شد)

جوایز: به ۲۰ نفر از افرادی که به تمامی ۴ سوال مطرح شده پاسخ صحیح داده باشند، هر نفر مبلغ پانصد هزار ریال به عنوان هدیه تعلق خواهد گرفت.

\"\"

سوالات مسابقه:

۱) در طول تاریخ، خرمشهر چندبار به تصرف اشغالگران در آمده است؟

۱- یک بار

۲- دو بار

۳- سه بار

۴- چهار بار

۲) فرماندهانی که مستقیماً در عملیات بیت‌المقدس شرکت داشتند چه کسانی بودند؟

۱- دکتر مصطفی چمران، سرلشکر فکوری، احمد متوسلیان، غلامعلی رشید

۲- احمد کاظمی، حسین خرازی، احمد متوسلیان، محمود شهبازی

۳- محمد جهان‌آرا، احمد کاظمی، سرلشکر فلاحی، احمد متوسلیان

۴- سرلشکر فکوری، احمد کاظمی، احمد متوسلیان، محمود شهبازی

۳) مرحله اول عملیات بیت‌المقدس در چه تاریخی انجام شد؟

۱- ۲ خرداد ۱۳۶۱

۲- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱

۳- ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۱

۴- ۳۰ خرداد ۱۳۶۱

۴) جمله \”خرمشهر را خدا آزاد کرد\” اولین بار توسط چه کسی به سرلشکر رشید گفته شد؟ *

۱- حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه)

۲- امام خامنه‌ای (مد ظله العالی)

۳- شهید احمد کاظمی

۴-احمد متوسلیان

* . (لینک دانلود از اینجا یا اینجا)کاربران محترم می‌توانید برای پاسخ به سوال چهارم از فایل صوتی مکالمه بی‌سیم فرماندهان در لحظات فتح خرمشهر استفاده نمایید.

چگونگی ارسال پاسخ: برای ارسال پاسخ نیاز به هیچ توضیح و متنی نیست. شما صرفاً باید به ترتیب، در هر خط، شماره پاسخ صحیح را به شماره ۳۰۰۰۸۹۰۰۱۹۱۰۸۴ ارسال نمایید. مثلا اگر فرض کنیم پاسخ صحیح تمامی سوالات گزینه ۱ باشد، شما به این صورت متن پیامک را تایپ و ارسال نمایید:

۱

۱

۱

۱

نکته‌ی مهم: پیامک‌هایی که دارای توضیحات اضافه باشند توسط سیستم خوانده نخواند شد.