نوشته‌ها

درباره کتاب


عنوان: پرواز آخر/ یادداشت هایی درباره شهید احمد کاظمی
خاطره نگار: دکتر محمدمهدی بهداروند
انتشارات:‌ شهید کاظمی
شابک: ۲-۵۳-۸۸۵۷-۶۰۰-۹۷۸
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
نوبت چاپ: اول / ۱۳۹۷
تعداد صفحات: ۱۲۰ صفحه
شمارگان: ۱۰۰۰ نسخه

معرفی کتاب:
یادداشت‌هایی درباره فرمانده دلاور و عزیز هشت سال دفاع مقدس؛ شهید حاج احمد کاظمی. فرمانده‌ای که همه او را به مدیریت، اخلاق و رفاقت می‌شناسند. شهید کاظمی بر سر دنیا با هیچ‌کس، حتی خودش معامله نکرد و با رفتنش الگویی شد برای آنانی که او را ندیدند.
برشی از کتاب:
جنگ، با جوانی ما به دنیا آمد. نمی‌خواستیم بهار را به بهانه‌ی بودن به تماشا بنشینیم و بهار خویش را بی‌بهانه در جنگ به میدان فرستادیم.
باید برای پیشانی تب کرده وطن، دستمال نمناکی از غیرت می‌شدیم که شدیم و البته هنوز هم این دستمال نمناک، با ماست و ما هنوز هم به همان بهانه‌ها می‌توانیم بهار خویش را به میدان بفرستیم. جنگ آغاز شده بود و دیر یا زود باید به رسم جنگ، لباس خاکی می‌پوشیدیم و خود را در این آزمون ناخواسته محک می‌زدیم.

لینک خرید

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، امروز سالگرد شهادت سردار شهید حاج احمد کاظمی‌ از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. شهید کاظمی در ۲ مرداد ۱۳۳۷ در نجف آباد اصفهان متولد شد و در دوران جنگ تحمیلی بیش از ۸ سال لشکر زرهی ۸ نجف اشرف که یکی از لشکرهای قوی و مهم سپاه بود را فرماندهی کرد و در سال های پس از جنگ با فعالیت‌های مسلحانه گروه‌های تروریستی در غرب کشور به مبارزه پرداخت و در تأمین امنیت منطقه نقش بسزایی ایفا کرد.
سردار کاظمی پس از آن به سمت فرماندهی نیروی هوایی سپاه منصوب شد و اقدامات مؤثری نسبت به ارتقای سطح کیفی نیروی هوایی از جهت سازمان و ساختار انجام داد و پس از پنج سال جهاد از سوی فرمانده کل سپاه، به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد و به علت کفایت و شجاعت مقام معظم رهبری ۳ مدال فتح به وی اعطا نمود.
شهید کاظمی در ۱۹ دی سال ۱۳۸۴ در سانحه هوایی سقوط هواپیمای فالکن در نزدیکی ارومیه به درجه رفیع شهادت نائل شد و امروز سالگرد شهادت اوست.


به همین بهانه مروری داشتیم بر فعالیت‌ها و تلاش های انتشارات شهید کاظمی که برکت نام این شهید بزرگوار را همراه خود کرده و در حوزه کتاب فرهنگ کشورمان به خوبی پیشتازی می کند.
در سال ۱۳۸۵ و یک سال پس از شهادت شهید حاج احمدکاظمی به منظور حفظ یاد و نام آن شهید و نهادینه سازی فرهنگ جهاد و شهادت در بین اقشار جامعه بخصوص نسل جوان، موسسه‌ای از بین جوانان و ایثارگران با حمایت مسئولین در یک حرکت خود جوش و مردمی در زادگاه ایشان شهرستان نجف آباد تشکیل شد.
این موسسه دربرنامه ریزی اهداف و استراتژی‌های خود و با تکیه بر فرمایشات مقام معظم رهبری در ارتباط بین نسل جنگ و جوانان و بخصوص نخبگان در بستر مناسب فرهنگی و با هدف تربیت نیروهای کار آمد متعهد و متخصص برنامه هایی را اجرا کرد که منشاء خیرات و برکات و تحولات بسیاری شد.
نشر و پخش شهید کاظمی فعالیت خود را در قالب یک فروشگاه کتاب و محصولات فرهنگی در نجف آباد اصفهان از سال ۱۳۸۶ آغاز کرد و با ایجاد نشر و مرکز پخش شهید کاظمی در قم بصورت تخصصی از سال ۱۳۹۰ فعالیت های خود را گسترده تر کرد.
از جمله فعالیت‌های موسسه و نشر شهید کاظمی در حوزه چاپ و نشر و توزیع و ترویج فرهنگ کتابخوانی عبارتند از:
الف: حوزه چاپ و نشر کتاب:
اخذ مجوز انتشارات همچنین پروانه کسب و راه اندازی انتشارات در شهر مقدس قم در سال ۱۳۹۰.
چاپ و انتشار ۲۷۰ عنوان کتاب (از سال ۹۰ الی ۹۷).(حداقل تیراژدرهر نوبت از ۲هزارنسخه و حداکثر ۱۲۰ هزار نسخه تجدید چاپ). کل تیراژ کتاب تا پایان تیرماه۱۳۹۷ تعداد ۰۰۰/۱۲۵/۱ هزار نسخه تولید شده است.
تجدید چاپ ۵۰ اثر از عنوانهای منتشر شده(از دو چاپ تا چهل چاپ برای هرکتاب).
مراحل آماده سازی چاپ ۴۰ کتاب جدیدتا پایان سال۹۷.
طراحی لوگوی کاغذ ایرانی و چاپ کتابها بر روی کاغذ ایرانی.
معرفی بعنوان ناشر برگزیده سال ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ناشر تقدیر شده در کتاب سال دفاع مقدس.
جوایز متعدد کتابها (کتاب ملاصالح نامزده جشنواره جلال/کتابهای آیه های پرواز/سفر سرخ/دیدم که جانم می رود/هنر اهلبیت/عقیق و…. برگزیده کتاب سال دفاع مقدس) و همچنین انتشارات در زمان فعالیت.
ترجمه ۱۲ کتاب از زبانهای دیگر به فارسی و توزیع.
نفوذ در موساد/شکارشکارچی/اشک دشمن/سکوی پنهان/آل خلیفه/گواه میهن/رنج و امید/عطش/ زفرات/عبدالوهاب الحسین/از افغانستان تا لندستان/تاریخ آل سعود
ترجمه۱۳ کتاب از انتشارات به زبانهای عربی، اردو و انگلیسی.
کار باید تشکیلاتی باشد(ونظم امرکم)/سربلند(شامخ الحامه)/دیدم که جانم می رود/عشق فصل پایان/ملاصالح/ابووصال(ابو وصال)/چمروش(جمروش)/شهید عزیز(الشهید العزیز)/عباس برادرم(اخی عباس)/رفیق مثل رسول/از ام الرصال تا خان طومان/ماه در آینه/خداحافظ دنیا(ئداع ایتها الدنیا/
فعالیت تخصصی در تولید کتابهای تخصصی در موضوعات: مدافعان حرم(۲۸ عنوان)/استکبار ستیزی و جریان شناسی(۱۳ عنوان)/نقد مذاکرات هسته ای وبرجام(۱۱ عنوان) پایداری، مقاومت و بیانات رهبری(۲۱۸ عنوان)
ب: حوزه توزیع و ترویج فرهنگ کتابخوانی:
مدیریت کتابشهر ایران شعبه نجف اباد و فعالیت درتوزیع کتاب که ازبین ۴۲ فروشگاه کشور برتر شناخته شد(از سال ۱۳۸۵).
ایجاد دفتر پخش و توزیع در قم و اخذ نمایندگی ۵۰ ناشر معتبر جبهه فرهنگی انقلاب و توزیع حدود ۹۰۵۰۱۸ نسخه کتاب.
ایجاد شبکه توزیع در کشور با ۳۰ فروشگاه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی.
راه اندازی مرکز ترویجی نون والقلم با موضوع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در شهر نجف آباد.
راه اندازی مرکز تولید و توزیع محصولات فرهنگی و دفتر فنی ربیع در نجف آباد وقم.
ایجاد سایت و وبلاگ تخصصی کتاب و موارد مرتبط با آن
انتشارات موسسه: www.nashreshahidkzemi.ir
فروشگاه من و کتاب: www.manvaketab.ir
مرکز ترویجی نون والقلم موسسه: www.nunvalghalam.ir
انجام انواع فعالیت‌های ترویجی جدی در ۴۸ دبیرستان و برنامه های عمومی ترویجی، تبلیغی و توزیعی.
راه اندازی نرم افزار اندرویدی فروش کتاب.
چاپ فصلنامه و ویژه نامه کتاب بصورت مرتب و توزیع بین اعضاء موسسه شهید کاظمی با ۳۲۰۰ عضو.
پی گیری اجرای چند طرح ملی در خصوص تولید و توزیع کتاب و محصولات فرهنگی.
عضویت در خوشه، مجمع ناشران انقلاب اسلامی و مجمع ناشران دفاع مقدس.
توزیع گسترده و موفق کتابهای مسابقات کتاب و زندگی و روشنا)۶۸۴۹۳ نسخه).
برگزاری ده مورد مسابقه و پویش کتابخوانی در سطح منطقه ای.
برگزاری و شرکت در نمایشگاههای استانی، منطقه ای و ملی.
اولین گروه مبلغ کتاب درتریبون نماز جمعه.
انتشارات شهید کاظمی تا کنون کتاب‌های ارزشمند و موثری را در حوزه فرهنگ و ادبیات کشور نشر داده است که پرفروش‌های آن از ۱۳۹۲ الی ۱۳۹۶ عبارتند از:
«یادت باشد» که (در کمتر از یک سال)
«سربلند» (در کمتر از ۴ ماه)
«تاریخ مستطاب آمریکا»، «کار باید تشکیلاتی باشد»، «دیدم که جانم می‌رود»، « توقف ممنوع(۱)»،
«حوزه باید انقلابی بماند»، «ملاصالح»، «نفوذ»، «سیزده ساله‌ها»، «پرنیان»، «زندگی به سبک جهادی»، «ابووصال»، «اخراجی‌ها»، «راه و رسم دانشجویی».
همچنین پرفروش‌ترین‌های انتشارات شهید کاظمی در سال ۹۷ عبارتند از:
«یادت باشد»، «سربلند»، «مربع‌های قرمز»، «ابووصال»، «از حاج‌ ابراهیم تا خان‌طومان»، «ردپای نور/سه جلدی»، «توقف ممنوع (۲)»، «رفیق مثل رسول»، «شهید عزیز»، «آخرین نخست‌وزیر»، «۵۷ریشتر»، «چشم روشنی».
موسسه و نشر شهید کاظمی در حال حاضر دارای اعضایی از برترین‌های اشخاص علمی و فرهنگی، قرآنی، ورزشی، هنری و… است. از تربیت شدگان این موسسه می توان از شهید محسن حججی نام برد و دو تن دیگر از شهدای این موسسه شهید عباسعلی جوزی(شهید منا) و شهید محمد عابدینی(فعال فرهنگی) هستند.
گفتنی است انتشارات شهید کاظمی یک نشر کاملا خصوصی و جهادی است که با بیش از دویست عنوان کتاب، به جهاد فرهنگی در این حوزه مشغول است و کلیه در آمد حاصل از این انتشارات را صرف اردوهای جهادی و برنامه های فرهنگی موسسه شهید کاظمی می کند.

به گزارش سایت شهید کاظمی فائضه غفار حدادی که کتابی را با عنوان «خط مقدم» و با محوریت زندگی شهید حسن طهرانی مقدم نوشته، در مطلبی یادآور شد؛

روزی که تهران از رفتن «حسن آقای طهرانی مقدم» به خودش لرزید، من تهران نبودم. حتی ایران هم نبودم. خبر را با چند روز تاخیر خواندم و چون ایشان را نمی شناختم، فاتحه ای فرستادم و رد شدم.

چند ماه بعد که برگشتم ایران دست روزگار مرا کشاند و به دامان این شهید بزرگوار انداخت. شاید برای نوشتن زندگینامه ای کوتاه که در اولین سالگرد شهید چاپ و توزیع شود. اما ماجرا تازه شروع شده بود.

هر دوشنبه که مهمان خانواده طهرانی مقدم می شدم و هر روز که مصاحبه های انجام شده با دوستان و همرزمان را می خواندم، بیش تر به این نتیجه می رسیدم که من و حسن آقا حالا حالاها با هم کار داریم و کاری هم به سالگرد و این ها نداریم!

برای جمع آوری اطلاعات و انجام مصاحبه ها، جناب آقای پیکانی نه سال زمان گذاشته بود. بی انصافانه ترین کار همین بود که من به عجله و شتاب قلم را به نمی از این دریا خیس کنم و روی کاغذ بکشم. لذا نافرمانی پیشه کردم و ماجرای سالگرد را بی خیال شدم و برای اینکه ذهن خواننده را با روایت تمام عمر ۵۲ ساله و پربرکت حسن آقا به نسیمی از وجود ایشان مهمان نکنم، فقط دو سال از زندگی اش را انتخاب کردم. شاید که بتوانم دست خواننده ام را بگیرم و نزدیک تر ببرم تا با هم در ساحل این زندگی قدم بزنیم. آن قدر نزدیک بشویم که گاهی موج های بلندش پاهای تفکر و تصمیم مان را هم خیس کند.

کتاب را که نوشتم دیدم که فقط دو سال از زندگی یک نفر نیست. داستانی است واقعی از تلاشی دسته جمعی و جهادی در روزهای ناامیدی و بحران. نسخه ای که برای همه اعصار و همه ملت ها قابل استفاده است.

کتاب را سال ۹۳ روانه کردم اما دست ناشر خوبی نرسید و به بدترین شکل ممکن توزیع شد. بعد از منتخب شدنش در “هفدهمین دوره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس” و قد کشیدنش، تصمیم بر این شد که دوباره عروسش کنیم! خواستگاران زیادی آمدند و رفتند. دست آخر انتشارات شهید کاظمی را به جهت سبقه کار جهادی و خوبش در این زمینه انتخاب کردیم.

دستی به سر و روی کتاب کشیدیم. دوباره خریدارانه نگاهش کردیم. اشکالاتی که در این مدت چندساله خوانندگان تیزبین کتاب مطرح کرده بودند برطرف کردیم و با سلام و صلوات بدرقه اش کردیم.

باشد که خانه جدید سکوی پرتاب خوبی شود و بنشید به جان مخاطبانی که ای کاش اگر جایی پای تفکر و تصمیمشان خیس شد, ما را هم از دعا بی نصیب نگذارند.

منبع: مشرق

به گزارش سایت شهید کاظمی ، یک‌سال و اندی بعد از شهادت و تشییع محسن حججی حالا کتاب زندگی وی با عنوان «سربلند» توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر و روانه بازار نشر شد.

اواسط مرداد۹۶ بود که خبر رسید داعش با کمک نیروهای آمریکایی به منطقه التنف در مرز سوریه و عراق حمله کرده و گروهی از مجاهدین عراقی و ایرانی را به شهادت رسانده است. 

در این میان فرمانده آن جمع حسین قمی هم شهید شد اما یک تصویر مردم ایران را دگرگون کرد. تصویر جوانی که استوار و راسخ در دستان داعش اسیر است اما برق نگاهش ممصم بود. چیدمان و میزانس صحنه با آتش و دود و خیمه طوری بود که در میان مردم صحنه‌های کربلا تداعی می‌شد.شور و حالی به پا خواست و روزها و هفته‌ها محسن حججی جوان اول ایران بود. به فاصله چند ماه جنازه بی‌سر محسن حججی برگشت و مراسم تشیع پیکر وی در تهران و اصفهان و نجف آباد روزهای بی‌بدیلی را به یادگار گذاشت. محسن حججی از فعالان فرهنگی حوزه کتاب بود و در مؤسسه شهید احمد کاظمی فعالیت داشت. او در کنار فعالیت‌های فرهنگی به اردوهای جهادی زیادی هم می‌رفت و شهادتش هم باعث شور و حالی در میان اقشار مردم شد.

وعده انتقام فرمانده سپاه قدس
حاج قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران در همان روزهای نخست شهادت محسن حججی در پیامی برای شهادت وی نوشت: «پس از شکست‌های پی‌درپی گروه‌های تکفیری-وهابی وابسته به استکبار جهانی در برابر رزمندگان اسلام در جبهه‌های مختلف، گروه ترویستی داعش مرتکب جنایتی فجیع و غیرانسانی شد که در هیچ قاعده و قانون اسلامی و حتی انسانی نمی‌گنجد. مردم دلاور و امت حزب‌الله خصوصاً خانواده شهید محسن حججی مطمئن باشند که فرزندان دلیر شما انتقام این اقدام ددمنشانه را با تصمیمی قاطعانه که همانا ریشه‌کن کردن شجره خبیثه وهابیت و تروریسم از جهان اسلام است، خواهند گرفت. این نوع جنایت‌ها که تاکنون هزاران مورد آن به‌همین شکل در عراق و سوریه بر ضد امت مسلمان اعم از شیعه و سنی به وقوع پیوسته تنها نتیجه‌ای که در برخواهد داشت اتحاد و آگاهی بیشتر عالم اسلامی نسبت به هویت و خباثت این خوارج زمان است و ما را در پاک کردن سرزمین اسلامی از لوث وجود آنان مصمم‌تر و قدرتمندتر خواهد نمود. به حلقوم بریده این شهید عزیز و تمامی شهیدان راه اباعبدالله علیه السلام سوگند یاد می‌کنیم که از تعقیب این شجره ملعونه و نابودی این غده خطرناک برآمده در پیکر جهان اسلام تا آخرین نفرشان از پای نخواهیم نشست.

ما از ابتدا مصمم و به دور از تردید در این راه گام برداشتیم اما ارتکاب این جنایت‌ها عزم و اراده ما را جزم‌تر و جدی‌تر نمود تا جای جای اراضی اسلامی را از وجود بی‌وجود پلیدشان تطهیر نماییم. اینجانب به پدر، مادر، همسر و فرزند مقاوم این شهید بزرگوار که فرزندشان مانند سالار شهیدان امام حسین علیه السلام و با همان شیوه ظالمانه به شهادت رسید، تبریک عرض می‌کنم. زیرا نام خانواده شهید پرورتان با خاندان سید و سرور شهیدان همنام و قرین گردید و شهید شما و ما سند افتخار ایران اسلامی و سپاه ولایت است. ایران اسلامی در راه آزادی و شریعت و برای نجات دین مبین اسلام چنین قربانیان ارزشمندی را تقدیم می‌کند و از خدای سبحان عاجزانه طلب می‌کنیم که حسن عاقبت با مرگی همچون شهید محسن حججی عزیز برای مقرر فرماید.هنیئا لک و لکم و عظم الله اجورنا و اجورکم»

 

شهیدی که در جوانی نشانه شد!
حالا کتاب زندگینامه وی با عنوان «سربلند» منتشر شده است. سربلند؛ روایت زندگیِ زمینیِ یک جوانِ ۲۷‌ساله است که در ابتدای جوانی بر ترس و غفلت چیره شد؛ او که راهی به روزنه‌های غیب عالم یافت تا خود را به آسمان رساند. 
محسن را شاید دیده باشی و شاید هم با او زیسته باشی! شاید در مدرسه و کوچه و مسجد کنارت نشسته باشد و لحظاتی را با او سر کرده باشی. محسن در زندگی زمینی‌اش آدم خاصی نبود؛ بچه‌ای بود شرّ و شور. از آن‌ها که می‌خواهند همه چیز را تجربه کنند؛ از آن‌ها که می‌خواهند همه چیز را بدانند. آنچه محسن را خاص می‌کند، تجربه آخر زندگی‌اش در این دنیاست! 
او برگزیده است که برگزیده باشد؛ او برگزیده است که انتخاب شود و همه زندگی دنیا در این انتخاب خلاصه می‌شود؛ انتخابی که سرنوشت تو را نیز رقم می‌زند. ما آن‌گونه می‌میریم که انتخاب و زیسته باشیم و محسن آن‌گونه رفت که برگزید و زیست.«سربلـــند» روایتی است از انتخاب‌های محسن در زندگی زمینی‌اش که او را به آنچه می‌خواست، رساند. 
روایتی به زبان آن‌ها که چندصباحی را با محسن بوده‌اند و در کنار محسن زیسته‌اند و با اشک‌ها و لبخندهایش گریسته یا خندیده‌اند.رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال گذشته (۱۱مهر۱۳۹۶)،
 این شهید والامقام را نشانه و حجت خدا و سخنگوی شهدای مظلوم و سر جدا خواندند و با اشاره به حضور باشکوه و کم‌نظیر مردم در تشییع آن شهید، خاطرنشان کردند: «خداوند به واسطه مجاهدت محسن عزیز، ملت ایران را عزیز و «سربلــند» کرد و او را نماد نسل جوان انقلابی و معجزه جاری انقلاب اسلامی قرار داد».این کتاب پیشکش به آستانِ آن شهید که در جوانی‌اش نشانه شد! «سربلــند» روایت زندگی شهید حججی به قلم نویسنده کتاب «عمار حلب»؛ محمدعلی جعفری، در ۳۶۰‌صفحه و قیمت پشت جلد ۲۳۰۰۰‌تومان توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار نشر شد. علاقه‌مندان جهت تهیه کتاب می‌توانند از طریق سایت manvaketab.ir و یا از طریق ارسال نام کتاب به سامانه پیام کوتاه ۳۰۰۰۱۴۱۴۴۱ کتاب را با پست رایگان دریافت کنند.

برشی از کتاب سربلند

برگشتم به حاج سعید گفتم: «آخه من چطور این بدن ارباً اربا رو شناسایی کنم؟ رفتم سمت آن داعشی. یک متر رفت عقب و اسلحه‌اش را کشید طرفم. سرش داد زدم: «شما مگه مسلمون نیستید؟» به کاور اشاره کردم که مگر او مسلمان نبود؟ پس سرش کو؟ چرا این بلا را سرش آوردید؟ حاج سعید تند، تند حرف‌هایم را ترجمه می‌کرد. آن داعشی خودش را تبرئه کرد که این کار ما نبوده و باید از کسانی که او را برده‌اند «القائم» بپرسید. فهمیدم می‌خواهد خودش را از این مخمصه نجات دهد. دوباره فریاد زدم که کجای اسلام می‌گوید اسیرتان را این‌طور شکنجه کنید؟ نماینده داعش گفت: «تقصیر خودش بوده!» پرسیدم به چه جرمی؟ بریده‌بریده، جواب می‌داد و حاج سعید ترجمه می‌کرد: «از بس حرصمون رو درآورد؛ نه اطلاعاتی به ما داد، نه اظهار پشیمونی کرد، نه التماس کرد! تقصیر خودش بود…!»… وارد قرارگاه حزب‌الله شدیم، فرمانده‌شان، مالک، آمد به استقبال‌مان. با خوشحالی و اهلاً وسهلا ما را چسباند تنگ سینه‌اش معلوم بود که او هم چشمش آب نمی‌خورد که زنده برگردیم. نشستیم و سیر تا پیاز ماجرا را برایش تعریف کردیم؛ از وضعیت پیکری که دیدیم و قابل شناسایی نبود. سریع گوشی را برداشت و تماس گرفت. مو به موی حرف‌هایی را که از ما شنیده بود، منتقل کرد. با آن طرف خط به حالت نیروی تحت امر، به عربی صحبت کرد. لابه‌لای صحبت‌های‌شان زیاد از «سیدی علی عینی» استفاده می‌کرد. به حاج سعید چشمک زدم که با چه کسی صحبت می‌کند. گفت: «سیدحسن نصرالله !» مالک حاج سعید را صدا زد که بیا گوشی را بگیر. حاج سعید به فارسی شروع کرد حرف زدن. بعد هم به من اشاره کرد که حاج قاسم است. تازه متوجه شدم که حاج قاسم و سید حسن نصرالله از توی بیروت این عملیات را هدایت می‌کردند. به حاج سعید گفتم ماجرای استخوان را بگو. تا این موضوع را گفت، صدای حاج قاسم را از پشت خط شنیدم که پرسید: «جدی میگی؟!» سریع گوشی را قطع کرد که زود تماس می‌گیرم. دو، سه دقیقه هم نشد. گوشی زنگ خورد. مالک جواب داد. تند،تند حرف‌هایی زد و بعد خداحافظی کرد. به من گفت: «سریع استخون رو بیارا» رفتم از داخل ماشین استخوان را آوردم. مالک در همان فرصت یکی از نیروهایش را به خط کرد که بنزین بزند و راه بیفتد سمت طرابلس»، می‌خواستند استخوان را برسانند برای آزمایش دی‌ان ای. آن طور که من متوجه شدم، شرایط مهیا نبود برای ارسال به ایران. موقع خداحافظی مالک باز ما را در آغوش گرفت و پیغام سیدحسن نصرالله را به ما رساند: «خیلی از آن‌ها تشکر کنید بهشان بگویید آن‌ها پهلوانان مقاومت هستند » همان شب برگشتیم مقر زرهی. حالی برایم نمانده بود؛ نه روحی، نه جسمی. صبح باخبر شدم که جواب آزمایش مثبت بوده و تبادل انجام شده است.