نوشته‌ها

برخی از روزها در تقویم جمهوری اسلامی‌ایران به گونه خاصی از اهمیت معنوی و ملی بسیاری برخوردار هستند. قیام‌های ۱۵ خرداد ۴۲ مردم ورامین، قیام خونین ۱۹ دی مردم قم و ۲۹ بهمن مردم تبریز در سال ۵۶ و روز ۲۱ بهمن ماه ۵۷ همدان که به «مرصاد انقلاب» معروف شد؛ فقط چند نمونه از روزهای حماسی ملت ایران هستند که هر کدام متأثر از یک واقعه تاریخی بودند.

روز «۲۵ آبان» سال ۱۳۶۱ مردم اصفهان نیز یکی دیگر از این وقایع تاریخی محسوب می‌شود که برگ زرینی از رشادت و شهادت‌طلبی مردم اصفهان را در خود جای داده است. در جریان عملیات «محرم» حدود ۴۵۰۰ نفر از رزمندگان شهید و مجروح شدند. ۷۵۰ رزمنده از اصفهان به شهادت رسیدند که در روز ۲۵ آبان مردم اصفهان همزمان پیکرهای ۳۷۰ شهید این عملیات را بر روی دستان خود تشییع کردند.

در همین رابطه سردار احمد موسوی توضیح می‌دهد: برای انجام عملیات محرم، ۱۵ گردان از لشکر ۱۴ امام حسین (ع) را آماده کردیم. البته تا پایان عملیات بعضی از گردان‌ها بیش از یک‌بار و بعضاً دو یا سه مرتبه عملیات داشتند. همچنین چهار یگان نیز مسئولیت خط‌شکنی را به عهده گرفته بودند و لشکر ۸نجف اشرف، ۲۵ کربلا، ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب همراه لشکر ۱۴ امام حسین(ع) در این عملیات شرکت داشتند.

۳۷۰ شهید اصفهان

در این عملیات مسئول اطلاعات عملیات آقای حسن عابدی بود و نفر دوم شهید عزیزالله بابایی و بنده به عنوان نفر سوم انجام وظیفه می‌کردم. قبل از هر چیز باید یادی از رشادت‌ها و از جان‌گذشتگی‌های شهدای عزیز بکنیم. در این عملیات هفت فرمانده گردان، پنج معاون فرمانده گردان، هشت فرمانده گروهان و ۱۰ طلبه شهید از لشکر ۱۴ امام حسین (ع) داشتیم.»

این یک حقیقت است

سردار مرتضی قربانی از رزمندگان و فرماندهان استان اصفهان در رابطه با روز ۲۵ آبان می‌گوید:«… ۲۵ آبان یک حماسه است و حماسه را ما آفریدیم، مردم ما آفریدند اسلام حماسه دارد، شهید داده دارد، مسلمان شدن شوخی نیست، امتحان دارد. ۲۵ آبان یک امتحان بود. این مردم ما سرآمد هستند .خدا می‌فرماید: «اِنْ تَنْصُرالله یَنْصُرْکُمْ .» امروز که بیداری اسلامی‌فراگیر شده از برکت همان حماسه است.اگر مردم اصفهان ۳۷۰ تا از ۱۲۵۰ شهید را در یک هفته نداشتند، قطعاً ما به پیروزی نمی‌رسیدیم . داستان که نیست ،قصه که نیست، حقیقت است. در عمل نشان دادند ما مسلمانیم و پای این مسلمانی‌مان باید مردانه بایستیم؛ همانطور که در ۲۵ آبان ایستادیم ..»

لبیک مردم اصفهان در همه عملیات‌ها حرف اول را می‌زد

همچنین سردار علی ردانی‌پور برادر روحانی شهید مصطفی ردانی‌پور نیز روایت می‌کند:«…روز ۲۵ آبان را به عنوان روز حماسه رزمندگان اصفهان یا حماسه اصفهانی‌ها نامیدند. اگر عملیات محرم سال ۱۳۶۱ شمسی را با محرم ۶۰ قمری و جریان عاشورا مقایسه کنیم، شهدای این عملیات عظیم، همیشه در نظر و اذهان مردم جاوید و زنده می‌مانند. با توجه به اینکه ما در منطقه بودیم و بعدها از طریق فیلم و گزارش آن صحنه عظیم تشییع جنازه شهدای عظیم‌القدر عملیات محرم را دیدیم بسیار تکان دهنده بود. در مقابل خیل عظیم ملت در این مراسم امام امت پیام دادند و مردم لبیک گفتند و لبیک مردم اصفهان در همه عملیات‌ها حرف اول را می‌زد؛ در سخت‌ترین عملیات‌ها و شرایط، رزمندگان اصفهان برای عملیات انتخاب می‌شدند و بلا استثناء در همه عملیات‌ها اصفهانی‌ها درخشیدند و از شجاع ترین و مؤمن ترین رزمندگان جنگ بودند…»

با حضور فرمانده کل سپاه پاسداران برگزار شد؛

مراسم سالگرد شهادت سردار شهید حاج احمد کاظمی‌و هفتمین روز شهادت شهید مدافع امنیت شهید سجاد شاهسنایی بعد از ظهر باحضور سردار سرلشکر عزیز جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران برگزار شد

 

به گزارش سایت شهید کاظمی مراسم دوازدهمین سالگرد شهادت سردار شهید حاج احمد کاظمی‌و هفتمین روز شهادت شهید مدافع انقلاب شهید سجاد شاهسنایی بعد از ظهر پنج شنبه ۹۶/۱۰/۲۱ باحضور مردم شهید پرور اصفهان و مسئولان استانی و کشوری برگزار شد.

سردار سرلشکر جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران مهمان ویژه این مراسم بود و سردار حاج علی فضلی در این مراسم به سخنرانی پرداخت.

به گزارش سایت شهید کاظمی‌دوازدهمین سالگرد شهادت سردار شهید حاج احمد کاظمی‌در اصفهان و نجف آباد به شرح زیر برگزار می‌گردد:

سه شنبه ۹۶/۱۰/۱۹ از ساعت ۱۱ الی ۱۳ گلستان شهدای اصفهان به میزبانی لشکر عملیاتی ۸ نجف اشرف

پنج شنبه ۹۶/۱۰/۲۱ از ساعت ۱۵الی ۱۷ در گلستان شهدای اصفهان همراه با مراسم یادبود هفتمین روز شهادت شهید مدافع امنیت سجاد شاه سنایی به میزبانی سپاه صاحب الزمان (عج) و با حضور سردار علی فضلی؛ جانشین سازمان بسیج مستضعفین برگزار می‌شود.

پنج شنبه ۹۶/۱۰/۲۱ از ساعت ۱۸ سالن شهروند فرهنگسرای خارون نجف آباد به میزبانی لشکر عملیاتی ۸ نجف اشرف

سی‌امین سالگرد شهادت حاج حسین خرازی طی مراسمی‌با حضور اقشار مختلف مردم پنجشنبه هفته جاری از ساعت ۱۵ الی ۱۷ در خیمه حسینی گلستان شهدای اصفهان برگزار گردید.

گفتنی است در این مراسم حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدمهدی ماندگاری یه ایراد سخنرانی پرداخت.

شهید بزرگوار حسین خرازی به سال ۱۳۳۶ ه.ش. در کوی کلم اصفهان متولد شد. از همان آغاز، کودکی باهوش و مؤدب بود. در دوران کودکی به دلیل مداومت پدر بر حضور در نماز جماعت و مراسم دینی، او نیز به این مجالس راه پیدا کرد. ازآنجاکه والدین او برای تربیت فرزندان اهتمام زیادی داشتند، او را به دبستانی فرستادند که معلمانش افرادی متعهد، پایبند و مراقب امور دینی و اخلاقی بچه‌ها بودند. علاوه بر آن، اکثر اوقات پس از خاتمه تکالیف مدرسه، به همراه پدر به مسجد محله – معروف به مسجد سید – می‌رفت و به خاطر صدای صاف و پرطنینی که داشت، اذان‌گو و مکبر مسجد شد.

در عملیات کربلای ۵، زمانی مه در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشکل مواجه شده بود، خود پیگیر جدی این کار شد، که در همان حال خمپاره‌ای در نزدیکی‌اش منفجر شد و روح عاشورایی او به ملکوت اعلی پرواز کرد و این سردار بزرگ در روز هشتم اسفندماه ۱۳۶۵ در جوار قرب الهی مأوا گزید.

سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی
 
سالگرد شهادت سردار شهید حاج حسین خرازی

به گزارش سایت شهید کاظمی‌۱۹ دی ماه نهمین سالگرد و آئین گرامیداشت شهدای عرفه بطور همزمان در شهرهای تهران ، اصفهان ، مشهد و ارومیه برگزار شد .

گوشه‌هایی از این مراسم که بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد سید اصفهان و با سخنرانی دکتر محسن رضایی و با حضور خانواده محترم شهید کاظمی‌برگزار گردید را می‌توانید در گزارش تصویری زیر مشاهده نمائید .

به گزارش سایت شهید کاظمی امروز بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء همزمان با چهار استان دیگر مراسم گرامیداشت نهمین سالگرد شهادت شهدای عرفه و بخصوص سرداران شهید حاج احمد کاظمی‌، غلامرضا یزدانی و نبی الله شاهمرادی  با سخنرانی دکتر محسن رضایی و با حضور خانواده محترم شهید کاظمی‌، مردم و مسئولین شهر شهید پرور اصفهان و جمعی از همرزمان این شهیدان در مسجد سید اصفهان برگزار شد.

دکتر محسن رضایی ضمن تبریک میلاد پیامبر عظیم الشأن اسلام و امام جعفر صادق ع به بیان خصوصیات و ویژگی‌های شهید احمد کاظمی‌پرداخت و گفت: امثال احمد کاظمی‌هنوز هم هستند و شهیدانی همچون کاظمی‌و یزدانی و شاهمرادی نیازی به برگزاری مراسم و بیان خاطره ندارند ، آن‌ها رهرو می‌خواهند .

وی یادآور شد : شهید کاظمی‌از جمله فرماندهانی بود که بدون هیچ گونه امکانات اولیه تیپ زرهی نجف اشرف را از تانک‌های غنیمتی دشمن تشکیل داد و غرش توپ‌ها و تانک‌های آن در عملیات بیت المقدس راهشگای فتح خونین شهر بود .

ایشان با اشاره به اینکه جبهه یک دانشگاه بود بر اصل یادگیری متقابل تأکید نمود و گفت : در دوران دفاع مقدس من نکاتی را به حسین خرازی و دیگر فرماندهان یاد می‌دادم و آن‌ها هم نکاتی را به من و یادگیری و آموزش امری متقابل بود و حقیقتا انسان از جنبه‌های مختلف پرورش و ساخته می‌شد و یک کارگاه انسان سازی بود .

این فرمانده دفاع مقدس ضمن بیان جزئیاتی از واقعیات هشت سال دفاع مقدس اضافه نمود : اینکه در برخی مقاطع مختلف بیان می‌شود که عده ای روی مین می‌رفتند و به بقیه می‌گفتند از روی ما رد بشوید حرف صحیحی نیست و واقعیت ندارد ، شاید در طول دفاع مقدس کمتر از تعداد انگشتان دست چنین اتفاقی رخ داده باشد اما همه چیز با برنامه بوده و از شب قبل از عملیات معبر‌های میدان مین توسط تخریب چی‌ها باز می‌شد و سپس عملیات آغاز می‌شد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن یادآور شدن پوشیدن لباس سبز سپاه بدون درجه در مراسم راهپیمایی روز قدس امسال عنوان نمود: علت این امر همان طور که قبلا نیز اشاره کرده ام این بود که ما باید برگردیم به ارزش‌های انقلاب، برگردیم به صفا و صداقتِ روزهای آزادی خرمشهر، برگردیم به برادری­‌ها، برگردیم به فضای رفع محرومیت، برگردیم به سلامت اقتصادی روزهای اول انقلاب.

وی در بررسی شرایط وضعیت کنونی کشور با اشاره به اوضاع اقتصادی امروز عنوان نمود : در شرایط کنونی ما با صادر کردن یک میلیون بشکه نفت در روز و به ازاء هر بشکه ۱۰۰ دلار درآمد نفتی داریم و بر فرض اینکه تحریم‌ها را هم بردارند و بخواهند روزی ۲ میلیون بشکه نفت صادرات داشته باشیم ولی قیمت نفت را به بشکه ای ۵۰ دلار پایین بیاورند این دو با یک محاسبه ساده ریاضی هیچ تفاوتی با هم ندارد و هیچ تأثیر مثبتی بر اقتصاد کشور نخواهد گذاشت .

این مراسم با مولودی خوانی مداح اهل بیت برادر حاج محمد یزدخواستی پایان یافت.

سایت شهید کاظمی‌به بهانه نهمین سالگرد شهادت شهدای عرفه با گزارشی تصویری حال و هوای بین الطلوعین روضه مقدس شهدای عرفه را در نخستین ساعات روز ۱۹ دی ماه ۱۳۹۳ و مصادف با ۱۷ ربیع الاول و ولادت پیامبر اعظم و امام صادق علیه السلام برای علاقه مندان به تصویر کشیده است .
یقینا سحرگاه و بین الطلوعین این مکان مقدس حال و هوایی وصف ناشدنی دارد که در قاب هیچ دوربینی جای نخواهد گرفت …

[Not a valid template]

بیست و پنجم آبان روز حماسه  و ایثار استان اصفهان، انگیزه ای شد تا در فاصله ای سی ساله به بازکاوی عملیات محرم بپردازیم. عملیاتی که در منطقه زمانی خاصی به وقوع پیوست .یعنی هنگامی‌که ایران  به  ظاهر در عملیات رمضان به اهداف خود دست نیافت و دشمن به جهت سرپوش نهادن بر پیروزی‌های بزرگ فتح المبین (فروردین ۱۳۶۱) و بیت المقدس(خرداد ۱۳۶۱) به تبلیغات جهانی خود دامن می‌زد تا ایران را از ادامه ی نبرد ناتوان جلوه دهد وعملیات محرم مهر باطلی بود بر تمام فرافکنی‌های عراق و اربابانش و ضرب شصت دیگری بود از سوی رزمندگان سخت کوش تا بار دیگر همه جهان سر در لاک خود فرو ببرند .

منبع : shohada-esf.ir

زنی از جنس دا
اربعین بود. پیش از ظهر در گلستان شهداء؛ با اینکه مراسم اربعین حسینی در منطقه دیگری از شهر متمرکز شده بود، قشرهای مختلف مردم با طمأنینه و آرامش خاصی بین مزار قطعه بندی شده شهیدان عملیات‌های مختلف، پراکنده بودند. من هم طبق عادت بعد از زیارت قبور حاج حسین خرازی و حاج احمد کاظمی‌بسمت مزار شهید شاهزیدی که در قطعه شهدای تازه تدفین شده قرار داشت و در اردوی جهادی سال ۸۷ حین خدمت برای محرومیت زدایی از مناطق دورافتاده پر کشیده بود، به راه افتادم. فاتحه را که خواندم نیم خیز شده بودم که در یک ردیف جلوتر چشمم به مادر شهیدی افتاد که روی صندلی تاشوی کوچکش و کنار قبر پسرش نشسته بود. ناخودآگاه برای عرض تسلیت و تسلی دلش خودم را کنار  مزار فرزند شهیدش رساندم. دستی بر سنگ زدم و ایستادم و فاتحه ای خواندم. پشت سرم هم خانمی‌مسن که آثار شکستگی به وضوح در چهره اش نمایان بود با ادب خاصی ایستاده بود (بعدا فهمیدم خواهر شهید است)، سینی سیبی را تعارف کرد سیب زردی برداشتم و قصد رفتن کردم اما همینطور که سیب را در دستم می‌چرخاندم نمی‌دانم چه شد که پاهایم برای رفتن یاریم نمی‌کردند. در این حالت گذار و بینابینی بودم که خواهر بزرگوار شهید ابراهیم مقصودی، قدمی‌جلو گذاشت و شروع به گفتن از ابراهیم کرد. چند لحظه ای از شرح زندگی ابراهیم نگذشته بود که فهمیدم ابراهیم بیش از یک برادر برای او یک \”الگو\”ست. آنچنان با حرارت و منسجم، سخن می‌گفت که خودم را کنار ابراهیم احساس می‌کردم البته خاطره گویی‌ها که جلوتر رفت معلوم شد خود ایشان هم در وسط معرکه جنگ بوده اند و در نهایت به این جمع بندی رسیدم که خود ایشان هم دست کمی‌از روای کتاب دا ندارند… شیرزنی از سرزمینی پُر دا.

پرستاری خوانده بود و فن بیان خوبی داشت، شنونده و مخاطب جذب گفته‌هایش می‌شد. مثل دلاوری که تازه از میدان نبرد برگشته باشد فضا را شرح می‌داد و افتخارات و مختصات برادر شهیدش را یک به یک می‌شکافت حتی خیلی از جملات ابراهیم را از بر بود. این روحیه را در آخرین دیداری که با پدر شهید احمدی روشن داشتم هم دیدم (بتازگی از سفر حج آمده بود و سوغاتش برای ما یک چفیه ایرانی متبرک شده در مکه بود، البته آن زمان از یکی از خواص دوران کارگزارانی‌ها که خانواده شهداء هسته ای را به حضور طلبیده بود شکایت داشت و به همین خاطر در آن جلسه نرفته بود و می‌گفت حضرت آقا با آن عظمت تشریف آوردند منزل شهداء و حالا…)، پرصلابت و قابل تکیه و زبانی گویا و رسالتی بر دوش برای نشر آرمانهای شهیدش؛ و همسر شهید احمدی روشن هم اینگونه بود. مادر شهید خرازی هم دوستانی که توفیق حضور خدمت ایشان را داشتند می‌گفتند خودش یک پا انقلابی است و اهل معرفت و بیان.

\"\"

سلام بر ابراهیم
خانم مقصودی مژه‌هایش سفید شده بود، پوششی شبیه به زنان خوزستانی داشت، ایستاده بود و کتاب دعای در دستش را بست و اینطور شرح ماوقع را روایت کرد؛ ابراهیم زبان انگلیسی اش خیلی خوب بود و از بچگی به پرواز علاقه داشت و حتی با خودکار روی لباسهایش آرم و نشان خلبانها را می‌کشید. وقتی شد یک جوان رعنا و رشید با دوست صمیمی‌اش مسعود (هردو در یک روز ازدواج و در یک روز شهید شدند) که هنوز مفقودالاثر است رفتند تهران برای دوره خلبانی و من که پرستاری خوانده بودم داوطلبانه اعزام شدم و در بیمارستان اهواز مشغول شدم اما یک روز دوتایی با لباس نظامی‌آمدند درب بیمارستان. گفتند آمدیم جبهه! پیش خودمان گفتیم تو که یک زن هستی در وسط میدانی و ما در تهران باشیم؟! این شد که دانشکده پرواز را رها کردند و به دانشگاه جبهه آمدند.
حرف‌هایش را اینطور ادامه داد که در مقطعی از جنگ همه خانواده یعنی پدر و دو برادر و خودم در خطوط مختلف نبرد بودیم و فقط مادرم در شهر مانده بود و من مجبور شدم به پشت جبهه برگردم. یک خانواده مجاهد تمام عیار بودند و البته هستند چون خانم مقصودی در قامت زینب(س) برای برادر شهیدش، پیام رسانی می‌کند و چه عمیق و هنرمندانه راوی مجاهدت‌ها و پایمردی‌های شیربسیجی‌های خمینی عزیز هستند.
یک دفعه مجروح شد و سه تیر مستقیم از فاصله نزدیک به زانو، ران و شکمش اصابت کرد. تیرها در محل خروجشان شکاف‌های بزرگی را ایجاد کرده بودند، میان تنه اش تقریبا متلاشی بود. خودم بالای سرش بودم و ازش پرستاری می‌کردم. پزشکان ازش قطع امید کردند. ابراهیم را با هواپیمای پهن پیکر سی۱۳۰ به تهران فرستادند اما بعد از بهبودی نسبی دوباره برگشت جبهه. بعد از دوران مجروحیتش مسئول بنیاد شهید تماس گرفت و گفت ابراهیم…با قاطعیت گفتم اگر شهید شده بگید نترسید من روزانه با ده‌ها پیکر شهید سروکار دارم! ماجرا که به اینجا رسید مادر شهید که تا این لحظه جز سکوت چیزی نگفته بود و مرتب چشمانش رو بخاطر خشک شدن مجاری اشکی اش روی هم می‌فشرد، گفت کاش همان موقع و در جراحت اول شهید شده بود تا ۲۸ سال انتظار… انتظار خیلی سخت است. این را گفت و دوباره زل زد به قبر ابراهیم… خانم مقصودی دوباره رشته سخن را در دست گرفت و گفت: گفتند در عملیات خیبر ۶۲ با مسعود شهید شده اما پیکرشان را پیدا نکردند. تا تبادل اسرا امید به برگشتش داشتیم اما بعد از آن با خاطراتش زندگی می‌کردیم تا سال۹۰؛ ۲۸ سال چشم انتظاری تمام شد، اسفند۶۲ رفت اسفند ۹۰ برگشت. ۲۲ ساله بود که خود را به قافله رفقای شهیدش رساند. دختر ۸ماهه اش حالا دکتر شده و در یکی از بیمارستان‌های شهر طبابت می‌کند البته ابراهیم هم الان طبابت می‌کند روح را جلا می‌دهد و دستت را می‌گیرد و می‌برد آن بالا بالا‌ها.

\"\"

یک یادگاری
خواهرش از تأکیدات ابراهیم برای زیارت قبور شهداء گمنام می‌گفت و از آرزویش برای گمنامی. می‌گفت نمی‌دانم حالا چرا پس از ۲۸ سال برگشته اما دوست و همرزمش که حالا معلم است وقتی پیکر ابراهیم را برای تدفین آوردند نظرش این بود که ما اصحاب کهف بودیم و در خواب خوش دنیایی خودمان غوطه ور؛ ابراهیم آمد تا ما را بیدار کند. دستخط ابراهیم را که اول کتاب دعایش چاپ شده بود به من نشان داد که در نوجوانی روی کارت پستالی که به دوست معلمش هدیه داده بود در مورد توجه و تدبر و عمل به قرآن گفته بود.
خانم مقصودی یک دنیا گفتنی داشت. می‌گفت چندین بار خودم و دوستانش که باقی مانده اند خواستیم برایش بنویسیم اما وقتی به صفحه ۵ می‌رسیم می‌مانیم و دست از قلم می‌کشیم شاید ابراهیم راضی نیست.
وجه اشتراک ابراهیم و همه این شهداء این بود که افرادی اثرگذار و خودساخته بودند و بعد بسراغ جامعه سازی و روشن سازی محیط خود رفتند و به مقابله با طوفان هجوم تبلیغات مرئی و نامرئی دشمن شتافتند.
در من کششی برای شنیدن در مورد آقا ابراهیم و در خواهر ایشان کوششی برای ترسیم \”سبک زیستن\” ابراهیم موج می‌زد و این شده بود که حدود ۱ ساعت این گفتگو که بیشترش یکطرفه (مونولوگ) بود طول کشید؛ بیشتر گوش بودم تا زبان. هرچه از ابراهیم بیشتر می‌شنیدم، او را بزرگ تر و خود را حقیرتر و و خردتر می‌دیدم.
براستی در این برهه تاریخی و طلایی هشت ساله، مراد و امام ما خمینی عزیز چه اکسیری بر دل و جان این جوانان ریخت که پروانه وار بر گرد شمع اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی‌چرخیدند. معدن جنگ سرشار از اصول و رموز و ناگفته‌ها و ناشنیده‌ها و درس‌ها و عبرت‌هایی است که برای ساختن یک نسل همه جانبه و راه بلد و کاربلد و تمدن ساز، کافی است.
علیرغم میل باطنی با هر سختی که بود از ابراهیم و خانواده مجاهد و انقلابی اش خداحافظی کردم. کمی‌جلوتر از قطعه شهدای تازه تدفین شده، قطعه شهداء جاویدالاثر بود همین طور که از ابراهیم دور می‌شدم به مادران منتظر شهیدی نگاه می‌کردم که پای سنگ قبرهای نمادین، با فرزندان دلبندشان درد دل می‌گفتند. پشت هر سنگ و هر عکس شهید یک داستان و یک سبک و شیوه و سبیل برای زندگانی آنطور که خدا می‌خواهد، هست. شیوه‌هایی از زندگی که دنیا و آخرت را با هم می‌سازد آنطور که اسلام ناب محمدی(ص) در هدف خلقت ما ترسیم نموده است. در پس هر قاب عکس شهید، یک ابراهیم هست، ابراهیم‌هایی که اسماعیل‌های وجودشان را در میدان نفس، سر بریدند. جبهه‌های انسان ساز، دردانه‌هایش را از کف کوچه خیابانهای همین شهرها جمع کرد شهر ما اکنون هم پر از ابراهیم مقصودی‌هاست.

سبک زندگی شهداء؛ الگوی زیست مسلمان انقلابی
استانسفیلد ترنر (رئیس سازمان CIA در زمان کارتر) در یکی از کتابهایش از قول رئیس سیا در دهه۴۰ میلادی جمله ای را نقل می‌کند که برای رفتارشناسی و کشف اهداف و آرمان بلندمدت آمریکایی‌ها می‌توان درباره اش چندین رساله و پایان نامه نوشت. او می‌گوید بمب اتم تضمینی است برای حفظ و ترویج \”سبک زندگی آمریکایی\” (American life style)در دنیا.
تولیدات رسانه ای و کارکرد اصلی‌هالیوود هم در همین راستاست. فرید زکریا مجری مشهور و صاحب نام آمریکایی در یکی از مقالاتش تصریح می‌کند؛ در تبلیغ لیبرال دموکراسی روی ترویج لیبرالیسم (سبک زندگی اباحه گری غربی) تاکید کنید تا تبلیغ  دموکراسی، چون هرجا دموکراسی برپا شده، جناح‌هایی برخلاف خواسته‌های ما روی کار آمده اند.
نگارنده از شرح و بسط دو نقل قول مضمونی بالا خودداری می‌کند چراکه از هدف این یادداشت به دور است اما به همین میزان بایستی متنبه شد که جبهه استکبار برای توسعه سلطه گری خود در جهان، از ابزاری به نام \”ترویج سبک زندگی آمریکایی در دهکده جهانی\” استفاده کرده و کارکرد اصلی بمب اتم را نهادینه سازی فکر و عمل آنطور که آمریکا می‌خواهد، در اسناد بالادستی و استراتژی‌های استثماری خود معرفی می‌نمایند.

\"\"

حالا چند سوال و سوزن به خودمان بزنیم؛ جایگاه سبک زندگی شهداء و سبک زندگی بسیجی در زندگی امروز ما کجاست؟ اصلا چقدر در مراکز علمی‌ما تلاش شده است تا مولفه‌ها و مختصات الگوی زندگی شهداء که به حق فضای متفاوتی از نحوه زیست را در دوران خود بوجود آوردند، استخراج و طبقه بندی و تبلیغ و بکارگیری شود؟ در جامعه شناسی جنگ چه شد که مردمانی با روحیات مختلف و از صنوف بالا و پایین جامعه در یک سنگر و در کنار هم به دور از تعارضات رایج قرار گرفتند؟ چه شد که جوانان و نوجوانان و سربازان روح الله یک شبه ره صدساله در عرفان و سیر و سلوک رفتند و خود را ساختند؟ چه شد که نوآوری‌های نظامی‌و فنی و مهندسی جوانان جنگ ندیده و دوره ندیده ما موجب تعجب استراتژیست‌های برجسته جهانی شد؟ ویژگی‌های آنان در رفتارهای بین انسانی در محیط خانه و در فضای کار چه بود؟ شیوه‌های مدیریتی فرماندهان و سرادان جبهه‌های جنگ چگونه بود که اینگونه نیروهایشان دور شمع وجوشان می‌چرخیدند آیا امکان جاری سازی این الگو در ادارات وجود ندارد؟ باید پلی بزنیم از اروند دیروز به اروند امروز؛ چه جریانی در کار بود که این رشد جمعی و همه جانبه در این تنگناهایی که هرکدامش یک کشور بزرگ را از پا در می‌آورد، شکل گرفت؟ و ده‌ها مورد دیگر که جای کار دارد و در سیستم آموزش عالی و آموزش و پرورش به فراموشی سپرده شده است. نظامات آموزشی و صدا و سیما باید ارزش‌های سبک زندگی شهداء را که همه نیازهای بی پاسخ امروز خانواده‌های در حال تهدید کشور را پوشش می‌دهد، در جامعه تزریق کنند. دانشکده‌های فنی و مهندسی ما باید روی نوآوری‌های مهندسی و ابتکارات علمی، دانشکده‌های مدیریت و روانشناسی روی خلاقیت، قدرت سازماندهی و روحیه‌های فردی و جمعی رزمندگان ما کار کنند و خروجی‌های این پژوهش‌ها در قالب \”سبک زندگی\” را تدریس و در دسترس جامعه قرار دهند. در غیر اینصورت اوضاع نابسامان و متزلزل نهاد خانواده و در یطحی وسیع تر کلیت جامعه غرب، به اجتماعات مردمی‌ما نیز سرایت خواهد کرد. در جوامع غربی وضعیت بقدری متعفن شده است که اندیشمندان و مصلحان فرانسوی در اعتراض به تصویب قانون همجنسگرایی در این کشور خودکشی می‌کنند چراکه از اصلاح امور نا امید شده اند و بلاد غربی بر لبه پرتگاه نیستی مشغول خانه سازی هستند و سعی بر تحمیل این الگوی از پیش باخته بر سایر ممالک هستند و اگر کشوری خود الگوی بومی‌و منطبق بر نیازهای واقعی خود را طراحی و اجرا ننماید خواه ناخواه جامعه بسمت الگوی تهاجمی‌و نامطلوب و مخرب متمایل خواهد شد. تهدید ارزش‌ها منتج به قیام‌هایی همچون ۹دی و حرکت‌های تاریخ سازی مثل جنگ پر گنج هشت ساله شد، شهداء بر هم زننده تحلیل‌های دو دوتا چهارتایی و دنیایی هستند. ایمن سازی و مصون سازی جامعه تا زمانی که ملت در همان خطی که بخاطرش سختی‌های انقلاب و جنگ را بر خود هموار کردند قرار گرفته باشند، ادامه خواهد داشت و تیرهای زهرآگین فرهنگی و سیاسی بر تن روئین شده ایران اسلامی‌اثر نخواهد کرد، بازدارندگی واقعی انقلاب اسلامی‌از توان نظامی‌و موشکی و اس۳۰۰ها نیست بلکه خون شهیدان انقلاب اسلامی‌و زنده نگهداشتن یاد و خاطره آنها در کنار \”سبک زندگی ایرانی-اسلامی\” آنها، بقاء و دوام ارزش‌های ملی ما را ضمانت می‌نماید.

پی نوشت
یکممطالعه کتاب \”جاده‌های آتش\” خاطرات موریس فونبور (استاد دانشگاه فرانسوی) و یکی از حاضران در جنگ جهانی دوم را به تازگی تمام کرده ام. با مقایسه ای تطبیقی میان رزمندگان جبهه ایران در سال‌های ابتدایی دهه۸۰ میلادی و نیروهای فرانسوی در اواخر دهه ۳۰ میلادی(یک بازه و فاصله زمانی تقریبا ۵۰ ساله) به عظمت رفتاری-اخلاقی و دیدگاهی-عملکردی گنجینه‌های موجود در جنگ تحمیلی هشت ساله، پی خواهیم برد. شاید در آینده نزدیک بخش‌های منتخب این کتاب را روی خروجی عبرت قرار دهم.

\"\"

شناسنامه کتاب:

\"\"

این هم پشت جلد کتاب که توضیحاتی درباره کتاب دارد:

\"\"

خط کلی:کتاب جاده‌های آتش نوشته موریس فونبور استاد دانشگاه، نویسنده و شاعر فرانسوی هست که در قالب نیروهای ذخیره در آستانه جنگ جهانی دوم به جبهه فراخوانده می‌شود و بغض‌ها و اندوه‌های اولیه و ماجراهای بعدی که خود فونبور آنها رو پوست کنده روایت می‌کند. خود نویسنده آدم طنازی است و بشدت اهل تمسخر همقطارهایش! البته صراحت لهجه زیادی هم دارد و بخاطر همین با اینکه استاد دانشگاست اما در حد گروهبان نگه داشتخه شده است!
موریس فونبور بیشتر به زیر پوست جنگ میپردازد تا اصل جنگ و نقادی‌هایی از جنس جملات زیر به وفور در این کتاب به چشم می خورد: 

از اتاق‌های مجلل فرماندهان می‌گوید و انبارهای کاهی که برای سربازان مهیا شده و سبک زندگی عمومی‌یک سرباز غربی و تعارضات زیاد بین سلسله مراتب.

دوم۲۱دی سالروز راه اندازی وبلاگ عبرت در سال ۱۳۸۶ و شش سالگی اش است. \"\" همین!

منبع : وبلاگ ارزشی – تحلیلی عبرت

به گزارش ایمنا، همزمان با میلاد نبی اکرم حضرت محمد مصطفی(ص)، مرکز توزیع کتاب و ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی شهید حاج احمد کاظمی‌در استان اصفهان افتتاح شد.
این مرکز دانشجویی و دانش آموزی که اولین پاتوق کتابخوانان حرفه ای ویژه بانوان در اصفهان است با رویکردی نوین در زمینه بهبود و توسعه فرهنگ کتابخوانی با بیش از ۵ سال سابقه فعالیت فرهنگی بالاخص در زمینه کتاب و کتابخوانی از ۲۹ دی ماه ۱۳۹۲ بطور رسمی‌آغاز بکار کرد.
محبوبه قضاوی مسئول و موسس این مجموعه با اشاره به منویات مقام معظم رهبری در مورد ضرورت توجه به کتاب و کتاب خوانی گفت: عموم مردم می‌پندارند که جامعه ایرانی اعم از دانش آموز، دانشجو، کارمند و زنان خانه دار و دیگران اهل مطالعه نیستند و علاقه ای به کتابخوانی ندارند ولی آنچه تجربه ی این چند سال به ما ثابت نموده عکس مورد فوق است، یعنی استقبال بی نظیر مردم در شهرهای مختلف از جمله اصفهان از طرح‌های این مرکز، گویای این قضیه است.
مسئول مرکز کتابخوانی شهید کاظمی‌افزود: بزرگترین عاملی که موجب این ذهنیت منفی و دیگر اثرات سوءدیگری در زمینه کتابخوانی شده است، توزیع و ترویج نامناسب و ناهمگن در کشور بوده است.
وی اذعان داشت: عدم وجود تبلیغ چهره به چهره و معرفی کتابهای برتر و متناسب با ذائقه ی فردی، عاملی مهم در کاهش سرانه مطالعه می‌باشد.

\"41544284568666883608\"

مسول مرکز شهید حاج احمد کاظمی‌در ادامه اظهار داشت: هدف از برپایی این مرکز صرفا فروش نیست چه بسا کتابفروشی‌های زیادی هم اکنون در استان اصفهان مشغول به فعالیت هستند. با توجه به منویات مقام معظم رهبری در زمینه بسترسازی فرهنگ کتابخوانی و ظرفیت بسیار بالای مردم اصفهان در این زمینه بر خود لازم دانستیم، در لذتی که خود از مطالعه کتابهای ناب می‌بریم، عموم مردم را نیز سهیم کنیم.
مدیر این مرکز خاطر نشان کرد: تمام این تجربیات و موفقیتمان در این حوزه را در درجه اول مدیون عنایت خدای متعال و نگاه مهربان شهدا به خصوص شهید حاج احمد کاظمی‌و همینطور زحمات مدیر انتشارات شهید کاظمی‌جناب آقای خلیلی هستیم که این مرکز با نظارت ایشان راه اندازی و اجرایی می‌شود.
قضاوی در پایان گفت: اگر در خرید کتاب وسواس دارید، اگر تنوع آثار موجب سردرگمی‌و هیجان و نهایتا منجر به یک انتخاب نامناسب برای شما میشود، اگر نویسندگان و ناشران برتر داخلی و خارجی را نمی‌شناسید، اگر نویسنده هستید و چاپ کتابتان به تعویق می‌افتد و اگر میخواهید در ساعات فراغت، با بهترین دوستانتان به یک مکان فراموش نشدنی بروید، کافی است سری به مرکز شهید کاظمی‌بزنید تا از مشاوره و مصاحبت با اعضای این مرکز سهمی‌از آسمان هم در دستان شما قرار بگیرد .

گفتنی است مرکز کتاب و کتابخوانی شهید حاج احمد کاظمی‌محیطی پویا و با طراحی منحصر به فرد در فضایی غالب بر ۷۰ مترمربع با بیش از ۱۰۰۰ عنوان کتاب در موضوعات مختلف (مذهبی، تاریخی، سیاسی، روانشناسی، رمان، شعر، کودک و نوجوان) که پاسخگوی غنی ای برای همه ی ذائقه‌هاست بدون محدودیت سنی در خیابان هشت بهشت غربی اصفهان پاسخگوی مخاطبین و فرهیختگان استان اصفهان خواهد بود.

\"67779931284672674715\"

از جمله فعالیت‌های جانبی این مرکز می‌توان به ارائه مشاوره کتاب و کتابخوانی، اجرای تئاتر کتاب، نشست با شاعران و نویسندگان محبوب، برگزاری کارگاه‌های نویسندگی، مناظره کتاب، اردوهای یک روزه کتاب، جلسات نقد و بررسی کتاب، نمایشگاه کتاب در مراکز مختلف اشاره کرد.
پاتوق کتابخوانان حرفه ای مکانی است برای همه کسانی که کتابخوان هستند، نیستند یا می‌خواهند بشوند. علاقه مندان می‌توانند جهت ارتباط با مرکز توزیع کتاب و پاتوق کتابخوانی شهید حاج احمد کاظمی‌به دفتر این مرکز واقع در خیابان هشت بهشت غربی، روبروی ستاد خبری مراجعه و یا با شماره ی تماس  ۲۶۶۰۸۸۱ و  شماره همراه ۰۹۳۶۹۲۲۶۹۴۵ تماس حاصل نمایند.