کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس

آقای شوشتری خوش به حال تو !

\"\"

مطلبی که خواهید خواند، خاطره ای است از سردار شهید نورعلی شوشتری که توسط سردار محمدجعفر اسدی در هفتادمین جلسه شورای راهبردی پژوهشگاه علوم دفاعی در سال ۱۳۸۹ نقل شده است.


«سال پیش من به عنوان فرمانده نیروی زمینی سپاه و سردار شوشتری جانشین نیرو به همراه فرمانده کل سپاه برادرمان سرلشکر عزیز جعفری طی پروازی راهی استان سیستان و بلوچستان شدیم تا برادرمان سردار خضرایی را به عنوان فرمانده آنجا معرفی کنیم. پس از آنکه در فرودگاه استان پیاده شدیم، بلافاصله سوار بالگردی شدیم که انتظار ما را می کشید.

سری به مناطق مرزی زدیم و مسائل مهم منطقه مانند موضوع عبدالمالک ریگی و اشرار را پیگیری کردیم. حدود یک ساعت بعد، وقتی در راه برگشت به مرکز استان بودیم، در بالگرد، من و سردار جعفری کنار هم نشسته بودیم. ناگهان ایشان بی هیچ مقدمه ای گفت: می خواهم به جای خضرایی، آقای شوشتری را فرمانده استان معرفی کنم، نظر شما چیه؟ از شنیدن خبر جا خوردم! با تعجب گفتم سردار جعفری! آخر الآن که جمعیت همه منتظر معرفی سردار خضرایی هستند و خود او هم الآن همراه ماست، این ممکنه قدری خوب نباشد. حال که اصرار داری اول به سردار شوشتری بگو. او را صدا زدم، جلو آمد و کف بالگرد نشست و در حالی که یک دستش روی زانوی من و یک دستش روی زانوی فرماندهی کل بود، گفت: در خدمتم چیزی شده آقا عزیز؟

سردار جعفری گفت: من تصمیم دارم پیاده شدیم شما را فرمانده معرفی کنم، نظرت چیه؟ سردار شوشتری برای لحظاتی دستش را بالا برد، انگار که بخواهد اجازه بگیرد، ولی بلافاصله دستش را پایین آورد و گفت هر چه شما امر کنید، قبول می کنم.


در میان ناباوری مسئولان و فرماندهان، سردار شوشتری به عنوان فرمانده ارشد معرفی شد. پس از مراسم معرفی و تودیع به همراه سردار جعفری به تهران برگشتم. چند روز بعد سردار شوشتری به دفتر من آمد و پس از احوالپرسی و مقدمات، گفت: سردار اسدی وقتی در بالگرد یک مرتبه آقا عزیز گفت می خواهم تو را جای خضرایی معرفی کنم جا خوردم. دستم را بلند کردم که بگویم من مشکل دارم اجازه بدهید خود سردار خضرایی باشد. من هنوز خانواده ام در مشهدالرضا(ع) هستند، ولی یک حسی در جانم گفت از امام رضا خجالت نمی کشی؟ او مشکلات تو را حل می کند، تو قبول کن. لذا دستم را سریع پایین آوردم و مخالفتی نکردم. من از این همه معنویت و اعتقاد ایشان لذت بردم. به او گفتم این حال و روز تو، قیمت دارد، ولی چه قیمتی، هیچ کس غیر امام رضا(ع) نمی داند. آقای شوشتری خوش به حال تو.»

منبع: صبح صادق شماره ۵۲۱  ص ۵

مطلب پیشنهادی

محسن رضایی: می‌خواهم راز دجله را بگویم

به گزارش مشرق، با حضور حجت‌الاسلام آل‌هاشم رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش، سردار حسین علایی …

۲ دیدگاه

  1. اینجاست که میگن شهادت رو به هرکسی نمیدن. یا امام رضا

  2. بنام خدا
    درود خدا بر شهیدان راه خدا درود خدا بر شهید شوشتری واقعا به شهدا غبطه میخورم ما که بازمانده جبهه و جنگ و شهدا هستیم و هر روز در این زندگی مادی غرق شدیم و داریم بیشتر فرو میریم خیلی وقتا میگم که اون توپچی تانک تی ۷۲ تو شلمچه خیلی نامردی کرد که حداقل ۱۰سانت سرلوله تانک رو بالاتر نگرفت و گرنه حالا ما هم جزء شهدا بودیم ولی حیف و هزاران هیف که اون نامردی کرد و اون گلوله درست خورد زیر خاکریز و حالا حسرت و حسرت و حسرت ………….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *