کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس

مال دنیا

حدود یک سال قبل از اینکه سردار به نیروی زمینی بروند یک روز من را برای یک مسئله حقوقی به دفتر احضار کردند .بنده مشاور حقوقی ایشان در نیروی هوایی سپاه بودم.

به دفتر ایشان رفتم .خیلی مضطرب وپریشان حال بودند و دائما دور اتاق قدم میزدند ( گویا یکی از افراد مشکل مالی برای مجموعه ایجاد کرده بود و اشتباه خودش را قبول نداشت ). گفتم: سردار بنشینیم و صحبت کینم… با همان حال گفتند: نه! گفتم: در خدمتم اتفاقی افتاده؟ گفتند: ما ( فرماندهان و مسئولان ) زمانی که باید به دنبال دنیا و لذت بردن از آن میرفتیم رفتیم به دنبال کسب آخرتمان الان که محاسنمان سفید شده و سن وسالی ازما گذشته به دنبال دنیا افتاده ایم…و این حرف همیشه در ذهن من مانده و میماند …

راوی سردار مهرآذین

مطلب پیشنهادی

مکالمه احمَد و احمِد پشت بیسیم

در دژ شمالی خرمشهر با لشگر۱۰ زرهی عراق درگیری سختی داشتند وکارشان به اسیر دادن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *