پیشواز و آوای انتظار با مداحی‌های شهید سید مجتبی علمدار

سایت شهید کاظمی‌در جهت نشر فرهنگ ایثار و شهادت این بار به مناسبت ایام فاطمیه بنا به پیشنهاد سایت مداح شهید حاج سید مجتبی علمدار و با همکاری خانواده محترم شهید کدهای ۱۱ فایل صوتی از مداحی‌های این شهید بزرگوار را جهت استفاده کاربران و آن دسته از مخاطبانی که مایلند مداحی‌های یک شهید  مخاطب آن‌ها را در انتظار پاسخ تماس خود قرار دهند ، تولید و عرضه نموده است .

پیش از این برای اولین بار در کشور پیشواز و آوای انتظار شهدا با صدای سردار شهید حاج احمد کاظمی‌برای اپراتورهای تلفن همراه و شبکه‌های گویا توسط سایت شهید کاظمی‌آماده و ارائه گردیده بود که علاقه مندان می‌توانند از اینجا کدهای مورد نظر خود را دریافت نمایند .

\"alamdar02\"

عنوان

پخش آنلاین

همراه اول

ارسال به ۸۹۸۹

ایرانسل

ارسال به ۷۵۷۵

آقا امام حسین (ع)

 

۵۶۵۵۴

۴۴۱۸۲۳۹

ادب عاشورا

 

۵۶۵۵۵

۴۴۱۸۲۴۰

ای شهیدان

   ۵۶۵۵۶

۴۴۱۸۲۴۱

بابا بابا (حضرت رقیه)

 

۵۶۵۵۷

۴۴۱۸۲۴۲

دقتر دل

 

۵۶۵۵۸

۴۴۱۸۲۴۳

دلتنگ شهیدان

 

۵۶۵۵۹

۴۴۱۸۲۴۴

گواهی

 

۵۶۵۶۰

۴۴۱۸۲۴۵

یا فاطمه (س)

  

۵۶۵۶۱

۴۴۱۸۲۴۶

نجوا با امام زمان

 

۵۶۵۶۲

۴۴۱۸۲۴۷

شور و نوای نی

 

۵۶۵۶۳

۴۴۱۸۲۴۸

ساعت‌های استثنائی

 

۵۶۵۶۴

۴۴۱۸۲۴۹

شهید سید مجتبی علمدار در سحرگاه ۱۱دی ماه ۱۳۴۵ در خانواده ای مذهبی و عاشق اهل بیت در شهرستان ساری دیده به جهان گشود. در سال ۱۳۶۶ مسئوولیت فرماندهی گروهان سلمان از گردان مسلم ابن عقیل – از گردانهای خط شکن لشکر۲۵کربلا- را برعهده گرفت و در عملیات والفجر۱۰نقش آفرینی موثری داشت.

\"a

 در دی‌ماه ۱۳۶۴، در عملیات والفجر ۸، به شدت شیمیایی شد. بعد از اتمام جنگ در واحد طرح و عملیات لشکر ۲۵ کربلا در ساری مشغول خدمت شد .بیت الزهرا مسجد جامع، امام زاده یحیی، مصلی امام خمینی، هیأت عاشقان کربلا و منازل شهدا همیشه با نفس گرم حاج سید مجتبی معطر می‌شد او که بعد از جنگ، با یاد و خاطره همرزمان شهیدش زندگی می‌کرد از دوری آنان سخت آزرده خاطربود و در همه مداحی‌ها آرزوی وصال آن راه یافتگان شهید را داشت.

حاج سید مجتبی علمدار در اوایل دی ماه سال ۱۳۷۵ به دلیل جراحت شیمیایی روانه بیمارستان شد و بعد از یک هفته بی هوشی کامل هنگام اذان مغرب روز ۱۱ دی ماه نماز عشق را با اذان ملکوتیان قامت بست و به یاران شهیدش پیوست.

همچنین ببینید

پیشواز تلفن همراه شهید حججی قبل از شهادت

 شب شعر مقاومت  د رتاریخ یکم شهریور ماه ۹۶ در خانه انقلاب و ولایت اصفهان …

۷ دیدگاه

  1. سلام علیکم
    خاطرات خود را از سفرهایتان به مناطق عملیاتی و اردوهای راهیان نور را برای ما ارسال کنید + همراه با جوایز ویژه و ارزنده

    http://www.khadem-shohada.ir/content/689

    توجه: آثار برگزیده به سه زبان ترجمه شده و در نهایت در مجموعه ای با نام “دفتر خاطرات جبهه و راهیان نور” به چاپ خواهد رسید
    منتظر خاطرات شما هستیم

  2. سلام. خداقوت
    واقعا نمیدونم چه دعای خیری در حقتان بکنم…
    واقعا ممنونم
    فقط از خدا می‌خوام که به سوز صدای همین شهدا شما هم به شهدا ملحق بشید.
    بابت آهنگ پیشواز شهید کاظمی‌و شهید علمدار حقیقتا سپاسگذارم.
    یا حق

  3. سلام سال ۷۲-۷۳ بود که ۲۸ سفر بادسته عزاداری ازگلپایگان همراه پدرمرحومم به مشهدالرضا علیه السلام رفته بودیم .شبهادرصحن‌های مختلف میچرخیدم تا یک آدمهای اهل دل راپیدا وکنم وتوعزاداریشاشون شرکت کنم.دلم سخت برادوستان شهیدم تنگ بود وحال غریبی داشتم تااینکه یک شب باعنایت خدا ولطف امام رئوف درصحن گوهرشادتعدادی بچه بسیجی خاکی وبی ریا گوشه ای نشسته بودند وزمزمه میکردند توجه ام به آنها جلب شدو نزدیکشان شدم دوجوان خوش سیما وهیئتی را دیدم که یکی بعدازدیگری عاشورا رازمزمه کرده وبعدش هم مداحی وعزاداری ازمیان آن دونفردلم بازشد جوون خوش سیما که شال سبزی دورگردن انداخته بودرا درون خلوت خودجای داد.یکدل نه وصددل عاشقش شدم.روضه مادرش حضرت زهرا را طوری میخوند که گویا ۱۴۰۰ سال پیش خودش توکوچه‌های بنی‌هاشم بوده وماجرای کوچه ودرب ودیوار را ازنزدیک دیده است.بعدازمراسم همه صورت سیدا میبوسیدند ودست مریزادی بهش میگفتند ونازنفس گرمش سلام وصلوات میفرستادند. اعلام دوشب دیگه ازاین مراسم درساعت ۱ و۲ نیمه شب باقیمانده درهمین مکان را یکی ازهمراهان سیدبه اطلاع انبوه جمعیتی که باذکرآقاسیددرمسجدگوهرشادجمع شده بودند،رساند.دل تودلم نبود بهرحال باهرقیمتی که میشددوشب باقیمونده را به آنهاملحق شدم وازفضائل وکمالات سید وبروبچه‌های خوب همراهش لذت بردم.این سال گذشت وسال بعدهم آمدم مشهدومثل گمشده‌های شبها این وصحن وآن صحن رامیگشتم تاسید را دوباره ببینم.تااینکه به لطف خدااین امرمیسرشد و ۳ شب پای منبرپرفاطمه قطره اشکی ازگوشه چشم پرگناهم جاری شدو توسلی کوچک به مادرش پیدا کردم.امامصیبت جایی آغازشد که یک روزدرسیما چهره پاک ونورانی آقاسیدرا دربرنامه موردعلاقه ام روایت فتح دیدم.دلم لرزید اول باورنداشتم باخودفکرکردم سید داره ازهمرزمان شهیدش تعریف میکنه ولی اما نه مثل اینکه همرزمانش داشتندازاین سلاله پاک نبی صحبت میکردند واورامعرفی مینمودند.تازه فهمیدم که سید ازبچه‌های دلاورمرد لشگر ۲۵ است وازمداحان خوب گردان خط شکن وازجانبازان سرفاز واینک ازشهدای همیشه زنده .دلم شکست اشکم جاری شدو همیشه وهمه جا بانام علمدار وخاطرات شبهای خوب مسجد گوهرشادآرام میگیرم وهرزمان به مشهدالرضاسفرمیکنم باسید وبه بیادش زیارت ‌آقا میروم.روحش شادوسرسفره پرنعمت مادرش همیشه میهمان باشدامید دارم دست مارابگیردوماراهم شفاعت کندانشاءالله و…

  4. با سلام و عرض پوزش به جهت کوتاهی در امر لینک نمودن به جهت جبران کد لوگوی شما در وبلاگ نقطه رهایی قرار گرفت….

  5. دلم گرفته شهیدان مرا ببرید/مرازغربت این خاک تا خداببرید/مرا که خسته ترینم کس نمیخواهد/کرم نموده دلم مگر شما ببرید……..محشر بود…خداقوت…یازهرا

  6. خیلی قشنگ بود..اگه شهدا مارو یاد خدا بندازن.خدایا شکرت اینا همون فرشته‌هات بودن که رو زمین بودن

  7. باعرض سلام وادب واحترام .فقط می‌خواستم بگم خوشا بحال سید وشهدا که رفتند واین دنیا را نمی‌بینند خسته ام از این دنیا ،من روز وشب به دنبال شهدا میگردم تا شاید دستم را بگیرند واز دنیای توأم با گناه مرا نجات دهند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *