مسابقه کتابخوانی کتاب و زندگی حرکت جدیدی از فعالین حوزه کتاب انقلاب میباشد، اولین کتابی که به این منظور اختصاص یافته است کتاب \”من زنده ام\” می باشد
جوایز در نظر گرفته برای این مسابقه جمعاً به ارزش بیش از یک‌ میلیارد ریال است. یک بخش ویژه هم برای شرکت‌کننده‌های ۱۷ساله در نظر گرفته شده که از طرف مؤلف کتاب اهدا می‌شود؛ چون خانم آباد در ۱۷ سالگی به اسارت درآمدند و می‌خواهند جایزه ویژه‌ای به ۱۷ساله‌هایی بدهند که خاطراتشان را مطالعه می‌کنند.

من زنده ام خاطرات هزارو یک شب اسارت خانم معصومه آباد می باشد که در زمان اسارت فقط ۱۷ سال سن داشتند

از خرید تک نسخه اى کتاب براى خود، توصیه شفاهى به خواندن این اثر گران بهاء تا ترویج فنى و همگانى آن. تو صیه می شود

مسعود پیرمرادیان  هدف از برگزاری این مسابقه را ترویج کتاب و کتابخوانی عنوان کرد و گفت: در راستای تحقق این هدف، ستادی در تهران راه افتاد که مجموعه‌ها و نهادهای فرهنگی مختلفی در آن مشارکت کردند و قرار است این ستاد، مسابقه‌ای تحت عنوان کتاب و زندگی برگزار کند. استفاده از ظرفیت کتاب‌های پرخواننده که ناظر به یک نیاز در جامعه بوده و برای گروه‌های سنی و جنسی مختلف قابل ارائه باشند، از دیگر اهداف برگزاری این مسابقه است.

او ادامه داد: تصمیم بر آن است که سلسله ‌مسابقات کتاب و زندگی در طول سال برای مخاطبان و علاقه‌مندان به کتاب ادامه داشته باشد؛ با این هدف که هر کسی همراه خانواده‌اش در طرح مطالعه کتاب شرکت کند. برای ایجاد علاقه به مطالعه، انگیزه‌هایی هم در نظر گرفته شده است؛ ازجمله انتخاب یک کتاب خوب و مفید و قابل مطالعه که از نظر محتوایی برای همه اعضای خانواده مفید باشد. همچنین محتوای آن برای رده‌های نوجوان و جوان و بزرگسال جذاب و مفید و درس‌آموز باشد؛ به‌طوری که در حوزه زندگی بتواند برای آن‌ها نقش راهنما را ایفا کند و سبک زندگی مطلوب ایرانی‌اسلامی را تبلیغ کند.

نحوه شرکت در مسابقه

پیر مرادیان درباره چگونگی شرکت در مسابقه کتاب و زندگی و شرایط آن گفت: مرحله اول این سلسله‌مسابقات که درباره کتاب من زنده‌ام نوشته معصومه آباد برگزار می‌شود، از اول ماه محرم آغاز شده و تا اربعین حسینی ادامه پیدا می‌کند. در این دوره، مخاطبان می‌توانند کتاب را مطالعه کنند و سؤالات مسابقه را هم از طریق پیامک به دبیر خانه ارسال کنند یا از طریق مراجعه به سایت اینترنتی  manvaketab.ir برای شرکت در مسابقه ثبت‌نام کرده و همان لحظه به سؤالات به‌صورت آن‌لاین پاسخ دهند. بسته مسابقه نیز حاوی یک جلد کتاب من زنده‌ام اثر دکتر معصومه آباد و یک بروشور شامل راهنمای شرکت در مسابقه و سؤالات آزمون و لیبلِ شماره سریال و کُد۱۰ رقمی شرکت در آزمون است. با هر کُد آزمون ۱۰ رقمی، سه نفر می‌توانند در جشنواره شرکت کرده و به سؤالات پاسخ دهند.

چطور کتاب را تهیه کنیم؟

پیرمرادیان درباره توزیع و پخش کتاب مسابقه گفت: فرآیند توزیع، در سطح وسیعی در کشور و از طریق شبکه‌های مختلف پخش کتاب انجام می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند از طریق کتابفروشی‌هایی که در استان، شهر یا محله‌شان وجود دارد، کتاب من زنده‌ام را تهیه کنند. همچنین می‌توانند از طریق مراکز فرهنگی مانند مساجد، دفاتر فرهنگی و واحدهای فرهنگی موجود در دانشگاه‌ها، دفاتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها و ارگان‌ها و مجموعه‌های فرهنگی در سطح شهر، کتاب را تهیه کنند

مسئول دبیرخانه مسابقه کتاب و زندگی ادامه داد: افراد می‌توانند بعد از مطالعه کتاب، در هر محلی که هستند حتی در خانه، به دو روش ارسال پیامک یا مراجعه به سایت اینترنتی، به سؤالات مسابقه پاسخ دهند. همراه با سؤالات، یک راهنما هم عرضه شده که شرکت‌کنندگان با مطالعه آن متوجه می‌شوند که چطور باید از طریق پیامک یا سایت اینترنتی، به سؤالات مسابقه پاسخ بدهند. برای هر کتاب، ۲۰ سؤال تستی به‌صورت متنوع و در دسته‌های مختلف طراحی شده و ما تلاش کردیم اشتراک سؤالات به حداقل برسد؛ یعنی سؤالات دو شرکت‌کننده با هم متفاوت خواهد بود.

جوایز خیلی ویژه!

ایشان درباره جوایز این دوره از مسابقه نیز گفت: جوایز ارزنده‌ای برای این مسابقه در نظر گرفته شده که جمعاً به ارزش بیش از یک‌میلیارد ریال است. یک بخش ویژه هم برای شرکت‌کننده‌های ۱۷ساله در نظر گرفته شده که از طرف مؤلف کتاب اهدا می‌شود؛ چون خانم آباد در ۱۷ سالگی به اسارت درآمدند و می‌خواهند جایزه

علاقمندان این مسابقه که از اول محرم (۴ آبان‌ماه ۱۳۹۳) آغاز شده و تا اربعین حسینی (۲۲ آذرماه) ادامه دارد، می‌توانند این کتاب را به همراه پرسش‌نامه از کتابفروشی‌ها و فروشگاه‌های محصولات فرهنگی سراسر کشور، دفاتر نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، دفاتر انجمن اسلامی دانش‌آموزان، یا از طریق ارسال عدد ۱ به سامانه ۱۰۰۰۱۶۶۱ و یا تماس با تلفن ۶۳۴۸۷ تهیه کنند.

افرادی که این کتاب را پیش از این تهیه کرده‌اند، نیز می‌توانند با مراجعه به سایت www.mavaketab.irپرسش‌نامه را دریافت کنند.

به برندگان این مسابقه، ۵۰ سفر عتبات عالیات، ۵۰ سفر به مشهد مقدس، ۱۰۰ سکه بهار آزادی و بیش از دو میلیارد ریال جوایز نقدی و غیرنقدی اهدا خواهد شد.

کتاب «من زنده‌ام» روایت هزار و یک شب اسارت دختر ۱۷ ساله ایرانی، معصومه آباد است و به همین منظور، جوایز ویژه‌ای برای دختران ۱۷ ساله شرکت کننده در این مسابقه در نظر گرفته شده است.

 گفتنی است این مسابقه با همکاری مجمع ناشران انقلاب اسلامی، صداوسیما، سازمان اوقاف و امور خیریه، سازمان تبلیغات اسلامی، بسیج، معاونت فرهنگی سپاه،  نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون فرهنگی ارتش، نماینده ولی فقیه در سپاه قدس، اتحادیه انجمن‌های اسلامی، بنیاد خاتم‌الاوصیاء، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، کانون‌های فرهنگی‌هنری مساجد، معاونت فرهنگی‌اجتماعی شهرداری تهران و سازمان فرهنگی‌هنری شهرداری تهران برگزار می‌شود.

حاجی حواسش به همه چیزبود؛ ازمحتوای سخنرانی و مداحی‌ها و نماز جماعت‌ها یظهرعاشورا و تاسوعا گرفته ، تا گذاشتن چند نفر مأمور جهت جفت کردن کفش‌های عزاداران و گرفتن اسفند دم در و دقت در توزیع صبحانه وغذا ی ظهرعاشورا و تاسوعا که به بهترین شکل انجام شوند .

برگزاری هیأت ومراسم عزاداری در دهه اول محرم، برایش از اهم واجبات به شمارمی‌آمد وسنگ تمام می‌گذاشت، اما کیفیت اجرای آن برایش خیلی مهم‌ تر بود. طوریکه می‌توان ازهیأت عاشقان ثارالله (ع)، لشکر «۸ نجف اشرف» ، به‌عنوان یک الگوی نمونه عزاداری نام برد. از چند وقت پیش بزرگ ‌ترها و معتمدین خود را در لشکر خبر می‌کرد؛ چندتا بسیجی و یکی،دوتا پیرغلام امام حسین(ع) . بعدهم تقسیم کارمی‌کرد. «حاج حسین ، حاج عباس، سیدناصر، حاج فاضل، حاج رضا ،حاج غلام‌علی، حاج‌آقا جنتیان، برادر احمدپور» و بسیجی‌ها،هرکدام براساس تخصص و توانشان، مسئولیتی را برعهده می‌گرفتند. آن‌ها هم حاجی را خوب می‌شناختند؛ باوجود اخلاص و صبر، اما جدی ،منظم و ریزبین . اول کار تذکرات را می‌داد، سخنران و تک‌ تک موضوعات و مطالب قابل بحث برایش خیلی مهم بود و می‌گفت : انقلاب ما بر گرفته از قیام امام حسین (ع) وهمین مراسم‌ها بود و تداوم آن هم منوط به آن است؛ پس باید محتوای این مراسم‌ها قوی باشد .

احترام به عزاداران از بزرگ‌ ترها گرفته تا اطفال و حتی همسایگان مسیحی نیز از توصیه‌های ویژه ‌اش بود . حتی نگران سربازها هم بود. به تداخل نداشتن برنامه‌ها باساعات کاری و تعطیل نشدن امور اداری لشکرهم تأکید می‌کرد . مهم‌تر ازهمه، برگزاری نماز جماعت ظهر تاسوعا و عاشورای هیأت‌ها درتکیه و خیابان‌ها ی اطراف بود . معمولا خودش دم در می‌ایستاد و همه چیز را با دقت کنترل می‌کرد، البته مدیریتش هم اینگونه بود و همه می‌دانستند کارشان را باید به بهترین شکل انجام دهند . دیگر نیازی به تذکر مجدد نبود و کم‌تر به او مراجعه می‌شد . یاد گریه‌هایش بخیر . همیشه شانه‌هایش چنان می‌لرزید که آدم به یادش گریه‌های حضرت امام(ره) می‌افتاد . مثل یک مادر فرزند ازدست‌داده، یا زهرا(س) یا زهرا(س) می‌گفت. حاجی ارادت ویژه ‌ای به بی‌بی داشت. در نمازها هم اینگونه بود . دیگر سردار کاظمی نبود .

هواسش به توزیع صبحانه هرروز وغذای روزهای تاسوعا و عاشورا بود . شاید او هم مثل من خاطرات خوبی در کودکی از توزیع غذای امام حسین (ع) نداشت . یادم نمی‌ رود با این ‌که بسیار دوست داشتم، به ‌دلیل برخورد بد بعضی از بزرگ‌ترها، خجالت می‌کشیدم از غذای امام حسین (ع) بخورم. اما دراین مجلس اینگونه نبود، حاجی مثل پدر، مراقب همه بود؛ به‌ ویژه کوچک‌ترها . همه می‌نشستند و خادمان غذا را پخش می‌کردند. خودش هم این دو روز با پای برهنه و لباس‌های خاکی، این طرف و آن طرف می‌دوید و نظارت می‌کرد. او خادم واقعی آقا بود. این دو روز، هیأت‌های مذهبی از سراسر اصفهان در خیمه ‌ی عزاداری حضرت امام حسین (ع) در لشکر ۸ نجف اشرف شرکت می‌کردند و به نوبت و نظم خاص عزاداری می‌کردند.

حاجی می‌گفت : ما سپاهی‌ها و رزمنده‌ها باید با برگزاری این مراسم‌ها ، ضمن انتقال پیام این حماسه، زیبایی‌ها را نشان بدهیم و آفت‌ها یی که گاهی در این‌گونه مراسم‌ها هست را ازبین ببریم. باید تمام امکانات درهرچه بهتر و باشکوه برگزارشدن این مراسم به‌ کارگرفته شود.» و این بود که یکسال نشده ، هیأت در کل استان مطرح شد و سال‌ها ی بعد جمعیت بیش‌تری شرکت ‌کردند. حاجی همین رویه را نیز در نیروی هوایی ادامه داد و حسینیه‌ ی حضرت فاطمه زهرا (س) که درکنار ۵ شهید گمنام است، یادگاری است از آن مرد بزرگ .

[dropcap]D[/dropcap]on’t act so surprised, Your Highness. You weren’t on any mercy mission this time. Several transmissions were beamed to this ship by Rebel spies. I want to know what happened to the plans they sent you. In my experience, there is no such thing as luck. Partially, but it also obeys your commands. I want to come with you to Alderaan. There’s nothing for me here now. I want to learn the ways of the Force and be a Jedi, like my father before me. The more you tighten your grip, Tarkin, the more star systems will slip through your fingers.

Still, she’s got a lot of spirit. I don’t know, what do you think? What!? I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission to Alderaan– What good is a reward if you ain’t around to use it? Besides, attacking that battle station ain’t my idea of courage. It’s more like…suicide.

You don’t believe in the Force, do you? Obi-Wan is here. The Force is with him. I call it luck. Look, I can take you as far as Anchorhead. You can get a transport there to Mos Eisley or wherever you’re going. What?! The Force is strong with this one. I have you now.

We hire people who want to make the best things in the world. -Steve Jobs

She must have hidden the plans in the escape pod. Send a detachment down to retrieve them, and see to it personally, Commander. [highlight color=”yellow”]There’ll be no one to stop us this time![/highlight] You’re all clear, kid. Let’s blow this thing and go home! Partially, but it also obeys your commands.

  • Dantooine. They’re on Dantooine.
  • He is here.
  • Don’t underestimate the Force.

[tie_full_img]5825871567_4d477202ce_b[/tie_full_img]

I care. So, what do you think of her, Han? A tremor in the Force. The last time I felt it was in the presence of my old master. [highlight color=”blue”]But with the blast shield down,[/highlight] I can’t even see! How am I supposed to fight? Obi-Wan is here. The Force is with him. But with the blast shield down, I can’t even see! How am I supposed to fight? You are a part of the Rebel Alliance and a traitor! Take her away!

[padding right=”5%” left=”5%”]
Still, she’s got a lot of spirit. I don’t know, what do you think? What!? I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission to Alderaan– What good is a reward if you ain’t around to use it? Besides, attacking that battle station ain’t my idea of courage. It’s more like…suicide.
You don’t believe in the Force, do you? Obi-Wan is here. The Force is with him. I call it luck. Look, I can take you as far as Anchorhead. You can get a transport there to Mos Eisley or wherever you’re going. What?! The Force is strong with this one. I have you now.

  1. I care. So, what do you think of her, Han?
  2. You mean it controls your actions?
  3. Look, I can take you as far as Anchorhead. You can get a transport there to Mos Eisley or wherever you’re going.
  4. I’m trying not to, kid.

[/padding]

Revenge of the Sith

post-imageI can’t get involved! I’ve got work to do! It’s not that I like the Empire, I hate it, but there’s nothing I can do about it right now. It’s such a long way from here. Leave that to me. Send a distress signal, and inform the Senate that all on board were killed. I’m surprised you had the courage to take the responsibility yourself. No! Alderaan is peaceful. We have no weapons. You can’t possibly…

Your eyes can deceive you. Don’t trust them. He is here. What?! Hokey religions and ancient weapons are no match for a good blaster at your side, kid. I’m trying not to, kid.

I’m trying not to, kid. I have traced the Rebel spies to her. Now she is my only link to finding their secret base. He is here. You are a part of the Rebel Alliance and a traitor! Take her away! Dantooine. They’re on Dantooine.

 

Still, she’s got a lot of spirit. I don’t know, what do you think? What!? I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission to Alderaan– What good is a reward if you ain’t around to use it? Besides, attacking that battle station ain’t my idea of courage. It’s more like…suicide.

Hey, Luke! May the Force be with you. Kid, I’ve flown from one side of this galaxy to the other. I’ve seen a lot of strange stuff, but I’ve never seen anything to make me believe there’s one all-powerful Force controlling everything. There’s no mystical energy field that controls my destiny. It’s all a lot of simple tricks and nonsense. Remember, a Jedi can feel the Force flowing through him. He is here. Ye-ha! I have traced the Rebel spies to her. Now she is my only link to finding their secret base.

You don’t believe in the Force, do you? Obi-Wan is here. The Force is with him. I call it luck. Look, I can take you as far as Anchorhead. You can get a transport there to Mos Eisley or wherever you’re going. What?! The Force is strong with this one. I have you now.

 

[tie_full_img]9FybtVFNSEOxogGzIvHJ_IMG_2226[/tie_full_img]

 

[padding right=”5%” left=”5%”]

Hey, Luke! May the Force be with you. Kid, I’ve flown from one side of this galaxy to the other. I’ve seen a lot of strange stuff, but I’ve never seen anything to make me believe there’s one all-powerful Force controlling everything. There’s no mystical energy field that controls my destiny. It’s all a lot of simple tricks and nonsense. Remember, a Jedi can feel the Force flowing through him. He is here. Ye-ha! I have traced the Rebel spies to her. Now she is my only link to finding their secret base.

[divider style=”dotted” top=”20″ bottom=”20″]

Oh God, my uncle. How am I ever gonna explain this? Look, I ain’t in this for your revolution, and I’m not in it for you, Princess. I expect to be well paid. I’m in it for the money. A tremor in the Force. The last time I felt it was in the presence of my old master.

All right. Well, take care of yourself, Han. [highlight color=”orange”]I guess that’s what you’re best at,[/highlight] ain’t it? Alderaan? I’m not going to Alderaan. I’ve got to go home. It’s late, I’m in for it as it is. The plans you refer to will soon be back in our hands.
[/padding]

 

WOW, Nice photo !

WOW, Nice photo !

I need your help, Luke. She needs your help. I’m getting too old for this sort of thing. Oh God, my uncle. How am I ever gonna explain this? Hey, Luke! May the Force be with you. No! Alderaan is peaceful. We have no weapons. You can’t possibly… As you wish. Look, I can take you as far as Anchorhead. You can get a transport there to Mos Eisley or wherever you’re going.

I suggest you try it again, Luke. This time, let go your conscious self and act on instinct. Dantooine. They’re on Dantooine. You’re all clear, kid. Let’s blow this thing and go home! I’m surprised you had the courage to take the responsibility yourself. I’m trying not to, kid.

I care. So, what do you think of her, Han? Don’t underestimate the Force. I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission to Alderaan– I have traced the Rebel spies to her. Now she is my only link to finding their secret base.

You’re all clear, kid. [highlight color=”green”]Let’s blow this thing and go home![/highlight] But with the blast shield down, I can’t even see! How am I supposed to fight? Alderaan? I’m not going to Alderaan. I’ve got to go home. It’s late, I’m in for it as it is.

[dropcap]D[/dropcap]on’t act so surprised, Your Highness. You weren’t on any mercy mission this time. Several transmissions were beamed to this ship by Rebel spies. I want to know what happened to the plans they sent you. In my experience, there is no such thing as luck. Partially, but it also obeys your commands. I want to come with you to Alderaan. There’s nothing for me here now. I want to learn the ways of the Force and be a Jedi, like my father before me. The more you tighten your grip, Tarkin, the more star systems will slip through your fingers.

Still, she’s got a lot of spirit. I don’t know, what do you think? What!? I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission to Alderaan– What good is a reward if you ain’t around to use it? Besides, attacking that battle station ain’t my idea of courage. It’s more like…suicide.

You don’t believe in the Force, do you? Obi-Wan is here. The Force is with him. I call it luck. Look, I can take you as far as Anchorhead. You can get a transport there to Mos Eisley or wherever you’re going. What?! The Force is strong with this one. I have you now.

We hire people who want to make the best things in the world. -Steve Jobs

She must have hidden the plans in the escape pod. Send a detachment down to retrieve them, and see to it personally, Commander. [highlight color=”yellow”]There’ll be no one to stop us this time![/highlight] You’re all clear, kid. Let’s blow this thing and go home! Partially, but it also obeys your commands.

  • Dantooine. They’re on Dantooine.
  • He is here.
  • Don’t underestimate the Force.

[tie_full_img]5825871567_4d477202ce_b[/tie_full_img]

I care. So, what do you think of her, Han? A tremor in the Force. The last time I felt it was in the presence of my old master. [highlight color=”blue”]But with the blast shield down,[/highlight] I can’t even see! How am I supposed to fight? Obi-Wan is here. The Force is with him. But with the blast shield down, I can’t even see! How am I supposed to fight? You are a part of the Rebel Alliance and a traitor! Take her away!

[padding right=”5%” left=”5%”]
Still, she’s got a lot of spirit. I don’t know, what do you think? What!? I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission to Alderaan– What good is a reward if you ain’t around to use it? Besides, attacking that battle station ain’t my idea of courage. It’s more like…suicide.
You don’t believe in the Force, do you? Obi-Wan is here. The Force is with him. I call it luck. Look, I can take you as far as Anchorhead. You can get a transport there to Mos Eisley or wherever you’re going. What?! The Force is strong with this one. I have you now.

  1. I care. So, what do you think of her, Han?
  2. You mean it controls your actions?
  3. Look, I can take you as far as Anchorhead. You can get a transport there to Mos Eisley or wherever you’re going.
  4. I’m trying not to, kid.

[/padding]

Revenge of the Sith

post-imageI can’t get involved! I’ve got work to do! It’s not that I like the Empire, I hate it, but there’s nothing I can do about it right now. It’s such a long way from here. Leave that to me. Send a distress signal, and inform the Senate that all on board were killed. I’m surprised you had the courage to take the responsibility yourself. No! Alderaan is peaceful. We have no weapons. You can’t possibly…

Your eyes can deceive you. Don’t trust them. He is here. What?! Hokey religions and ancient weapons are no match for a good blaster at your side, kid. I’m trying not to, kid.

I’m trying not to, kid. I have traced the Rebel spies to her. Now she is my only link to finding their secret base. He is here. You are a part of the Rebel Alliance and a traitor! Take her away! Dantooine. They’re on Dantooine.

 

Still, she’s got a lot of spirit. I don’t know, what do you think? What!? I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission to Alderaan– What good is a reward if you ain’t around to use it? Besides, attacking that battle station ain’t my idea of courage. It’s more like…suicide.

Hey, Luke! May the Force be with you. Kid, I’ve flown from one side of this galaxy to the other. I’ve seen a lot of strange stuff, but I’ve never seen anything to make me believe there’s one all-powerful Force controlling everything. There’s no mystical energy field that controls my destiny. It’s all a lot of simple tricks and nonsense. Remember, a Jedi can feel the Force flowing through him. He is here. Ye-ha! I have traced the Rebel spies to her. Now she is my only link to finding their secret base.

You don’t believe in the Force, do you? Obi-Wan is here. The Force is with him. I call it luck. Look, I can take you as far as Anchorhead. You can get a transport there to Mos Eisley or wherever you’re going. What?! The Force is strong with this one. I have you now.

 

[tie_full_img]9FybtVFNSEOxogGzIvHJ_IMG_2226[/tie_full_img]

 

[padding right=”5%” left=”5%”]

Hey, Luke! May the Force be with you. Kid, I’ve flown from one side of this galaxy to the other. I’ve seen a lot of strange stuff, but I’ve never seen anything to make me believe there’s one all-powerful Force controlling everything. There’s no mystical energy field that controls my destiny. It’s all a lot of simple tricks and nonsense. Remember, a Jedi can feel the Force flowing through him. He is here. Ye-ha! I have traced the Rebel spies to her. Now she is my only link to finding their secret base.

[divider style=”dotted” top=”20″ bottom=”20″]

Oh God, my uncle. How am I ever gonna explain this? Look, I ain’t in this for your revolution, and I’m not in it for you, Princess. I expect to be well paid. I’m in it for the money. A tremor in the Force. The last time I felt it was in the presence of my old master.

All right. Well, take care of yourself, Han. [highlight color=”orange”]I guess that’s what you’re best at,[/highlight] ain’t it? Alderaan? I’m not going to Alderaan. I’ve got to go home. It’s late, I’m in for it as it is. The plans you refer to will soon be back in our hands.
[/padding]

 

WOW, Nice photo !

WOW, Nice photo !

I need your help, Luke. She needs your help. I’m getting too old for this sort of thing. Oh God, my uncle. How am I ever gonna explain this? Hey, Luke! May the Force be with you. No! Alderaan is peaceful. We have no weapons. You can’t possibly… As you wish. Look, I can take you as far as Anchorhead. You can get a transport there to Mos Eisley or wherever you’re going.

I suggest you try it again, Luke. This time, let go your conscious self and act on instinct. Dantooine. They’re on Dantooine. You’re all clear, kid. Let’s blow this thing and go home! I’m surprised you had the courage to take the responsibility yourself. I’m trying not to, kid.

I care. So, what do you think of her, Han? Don’t underestimate the Force. I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission to Alderaan– I have traced the Rebel spies to her. Now she is my only link to finding their secret base.

You’re all clear, kid. [highlight color=”green”]Let’s blow this thing and go home![/highlight] But with the blast shield down, I can’t even see! How am I supposed to fight? Alderaan? I’m not going to Alderaan. I’ve got to go home. It’s late, I’m in for it as it is.

خبرگزاری ایمنا:فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: از مهمترین دستاوردهای خون شهدا و ایثار ملت ایران،مقابله قطعی و جدی با توسعه طلبی و توطئه های منطقه ای رژیم صهیونیستی است که امکان اجرا و پیگیری برنامه های خود را پیدا نکرد و به جای تقویت هر روز ضعیف تر از گذشته به نقطه نابودی خود نزدیک می شود.

به گزارش خبرنگار ایمنا از نجف آباد سردار سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه در آخرین بخش سخنان خود در مراسم افتتاحیه اجلاسیه ملی شهدا اضافه کرد:« در حال حاضر برد موشک های حماس و حزب اله از شمال و جنوب تمامی نقاط سرزمین اشغالی را پوشش داده که این امر به معنی ضعف قطعی این رژیم منحوس در برابر ایران اسلامی و سقوط قریب الوقوع آن خواهد بود.»

جعفری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به انواع توطئه های نظام استکبار و صهیونیست ها بر ضد نظام اسلامی در طول نزدیک به ۳۵ سال گذشته خاطر نشان کرد:« مجموع این تلاش ها و اقدامات در طول سالهای اخیر با توجه به مقتضیات خاص آن زمان تغییر کرده ولی با وجود این اقدامات نظام اسلامی ضمن ایستادگی در مقابل این تلاش ها به یک ابرقدرت معنوی تاثیر گذار تبدیل شده که قدرت آن را تمامی دوستان و دشمنان تایید می کنند.»

راه انداختن شش جنگ تعیین کننده و سرنوشت ساز در منطقه حساس خاور میانه از زمان وقوع حوادث مشکوک یازده سپتامبر تا کنون دیگر مطلبی بود که فرمانده سپاه با تشریح آن ادامه داد:« دشمن با وجود تمامی هزینه و برنامه سنگینی که برای جنگ در عراق،افغانستان،نبرد ۳۳ روزه در لبنان و سه جنگ ۲۲،هشت و ۵۱ روزه در باریکه غزه، نه تنها به اهداف تعیین شده خود نرسید بلکه در تمامی موارد با قبول شکست به برتر بودن دست ایران در چنین صحنه هایی اعتراف کرد.»

جعفری مرز نبرد ایران با قدرتهای زیاده طلب را فراتر از محدوده مرزهای جغرافیایی آن خواند و اضافه کرد:« امروز دل بیشتر مردم و حتی مسئولان کشور های منطقه با مردم ایران است و این امر در مورد کشورهایی مانند عراق،افغانستان،لبنان و یمن نمود بیشتری دارد به طوریکه مردم مسلمان و انقلابی یمن با الگو گیری از حرکت های انقلابی ایران و حزب اله به خوبی توانسته حوادث این کشور حساس در منطقه را مدیریت کند.»

وی ادامه داد:« امروز جبهه مقاومت با محوریت ایران با شتاب در مسیر پیروزی در حال حرکت است ولی در داخل متاسفانه برخی سیاسیون و مدعیان دیروز انقلاب بر خلاف اهداف و آرمان های نظام اسلامی اظهار نظر می کنند و این امر را در سخن،گفتار و سیاست های مختلف خود نمایان می کنند.»

اظهار امیدواری برای پایداری در خط ارزشی شهدا با استمداد از شهدا و فرهنگ ایثارگری آخرین بخش سخنان فرمانده کل سپاه را در این برنامه تشکیل میداد.

متن کامل پیام دکتر حسن روحانی رئیس جمهور اسلامی ایران به اجلاسیه ملی شهدا در نجف آبادکه آن را زرگر پور استاندار اصفهان برای حاضرین قرائت کرد به شرح زیر می باشد:

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدواله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظرو ما بدلو تبدیلا

شهیدان غبار قرنها غفلت و فراموشی را از دلها زدودند و آیات روح بخش قرآن را بر گوش همگان نجوا کردند. آنان با خون پاکشان دلها را شستشو دادند تا قابل فیض دیدار حق شوند. تکبیرشان جان ها را هشیار کرد و مشعل جانشان صراط مستقیم حقیقت را به جهانیان آشکار ساخت.این عاشقان با صبر و ایثار و اخلاص بهترین انسان ها را در مکتب سعادت بخش اسلام عزیز پرورش داده و کوتاه ترین راه رسیدن به معشوق را فراروی بشریت قرار دادند.

نجف آباد یکی از پرافتخارترین خاستگاههای پاک باختگان در عصر ماست. مردم متدین و انقلابی این دیار با درس گرفتن از عالمان مجاهد و زاهدان عامل در دفاع از ارزش های مکتب الهی اسلام الگو و سرمشقی ماندگار برای جامعه به یادگار گذاشتند و همچنان صبورانه و آگاهانه مدافع نظام و ارزش های گران سنگ اسلام بوده و هستند.

این افتخار بزرگی است که به مناسبت کنگره ملی سرداران و ۲۵۰۰ شهید شهرستان نجف آباد،ارادت و عشق قلبی خود را به شما مردم صدیق،انقلابی و مومن و شجاع و رزمنده و ولایت مدار تقدیم نمایم. مردم شریف شهرستان نجف آباد در ایام دفاع مقدس با تقدیم این ستاره های درخشان دشمن را مایوس کردند. مردمی که با صبر و بردباری و قناعت،اما مقاوم و عاشق و پیرو اسلام و ولایت در لحظه لحظه ی دفاع مقدس پایداری کردند تا تکلیف مداری خود را به اثبات رسانند.

اینجانب ضمن تکریم مردم عزیز نجف آباد که در همه صحنه های انقلاب پیشتاز بوده اند و با تقدیم شهدا گرانقدری چون حجت الاسلام و المسلمین محمد منتظری،سردار بزرگ شهید حاج احمد کاظمی و ۲۵۰۰ شهید رسالت اسلامی و انقلابی خود را به زیباترین وجه ادا کرده اند، از همه دست اندرکاران برگزاری اجلاسیه سرداران و ۲۵۰۰ شهید این شهرستان قدردانی می نمایم و اطمینان دارم سنت حسنه پاسداشت یاد و خاطره شهیدان و ایثارگران خدمتی ارزشمند به مردم و انقلاب اسلامی و سبب ماندگاری و نهادینه شدن ارزشهای اسلامی خواهد بود.

صبح امروز (سه‌شنبه ۲۹ مهر ماه) متن بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ ملی سرداران و ۲۵۰۰ شهید شهرستان نجف‌آباد که در تاریخ ۱۳۹۲/۴/۱۰ برگزار شده بود، در این کنگره منتشر شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار، نجف‌آباد را یکی از پیش‌روترین شهرستان‌ها در استقبال از نهضت حضرت امام خمینی رحمه‌الله خواندند و با اشاره به حضور یکپارچه مردم مؤمن و معتقد این شهر در صحنه‌های مبارزه برای پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین دفاع مقدس هشت‌ساله، تأکید کردند: شهر نجف‌آباد هم به لحاظ مذهبی و هم به لحاظ انقلابی برجستگی دارد و بدون تردید این شهر یکی از قله‌های برجسته‌ی جهاد است.

رهبر انقلاب با تجلیل از احیاء و بزرگداشت خوب و هوشمندانه‌ی یاد شهدای گرانقدر نجف‌آباد، به یکی از بازدیدهای خود در دوران دفاع مقدس از لشکر هشت نجف در خوزستان نیز اشاره کردند و آمادگی، روحیه‌ی بسیار بالا و نظم و ترتیب رزمندگان این لشکر را کم‌نظیر خواندند.

متن کامل بیانات این دیدار را بخوانید:

بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره ملی شهدای نجف آباد

بسم ‌الله ‌الرحمن ‌الرحیم ‌

شهر نجف‌آباد، هم از لحاظ مذهبی، هم از لحاظ انقلابی، انصافا یک شهر برجسته است؛ همان‌طور که اشاره کردند،(۱) از زمان شیخ بهایی و بعد، همین ‌طور علمای بزرگی از نجف‌آباد برخاستند -مرحوم آمیرزا محمد نجف‌آبادی، مرحوم آسید علی نجف‌آبادی؛ بزرگانی بودند که هم در نجف‌آباد ساکن بودند، هم در اصفهان مرکز تجمع طلاب و علما و مانند اینها بودند- و بعد هم وقتی به نهضت اسلامی منتهی شد، انصافا نجف‌آباد یکی از پیشروترینِ شهرستانها بود؛ کمتر جایی را ما سراغ داریم که مثل نجف‌آباد از نهضت امام (رضوان‌الله‌علیه) استقبال کرده باشند؛ که البته عمده‌اش به برکت مرحوم آقای منتظری بود. ایشان خب شاگرد امام و علاقه‌مند به امام و ارادتمند به امام و معتقد به مبارزه و به انقلاب بودند؛ لذا در نجف‌آباد – همان زمان، پیش از انقلاب، من نجف‌آباد رفتم، اوضاع نجف‌آباد را دیدم – با اینکه تبلیغات ضد مذهبی هم هست و از جاهای مختلف، مذاهب باطل و غیره فعالند، لکن حقیقتا یک مجموعه ‌ی مردم یکپارچه‌ی مؤمن و معتقد به انقلاب و علاقه‌مند به انقلاب [بودند]؛ بعد هم که انقلاب پیروز شد همین‌‌جور.

این لشگر هشت نجف که آقایان اسم آوردند، یکی از لشگرهای قَدَر در میدانهای دفاع هشت‌‌ساله بود و خود مرحوم شهید کاظمی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) واقعا یکی از آن فرماندهان برجسته بود. بنده در همان دوران جنگ رفتم خوزستان به مرکز لشگر نجف، [از] آنجا بازدید کردم؛ چیزهایی در آنجا دیدم که در کمتر لشگری آدم میتوانست آنها را مشاهده کند: آمادگی‌‌ها از یک‌سو، روحیه‌‌ی خیلی بالا از یک‌سو و نظم و ترتیب؛ نظم و ترتیبی که من در آن لشگر دیدم، در کمتر جایی انسان آن را مشاهده میکرد. خب شهدای برجسته ‌ای هم دارد که جناب آقای حسناتی ذکر کردند؛ دانشجو و دانش ‌آموز و معلم و روحانی و شخصیتهای سیاسی و مانند اینها.(۲) انصافا برجستگی خاصی دارد؛ واقعا یکی از قله‌های برجسته‌ی جهاد، بدون تردید نجف‌آباد است.

امیدواریم ان‌شاءالله خدای متعال به آن مردم عزیز اجر بدهد؛ شهدایشان را ان‌‌شاءاللَه خدای متعال با پیغمبر محشور کند؛ خانواده‌‌هایشان را سرافراز و سربلند بدارد؛ و این گردهمایی بزرگی را هم که شما در این شهر دارید انجام میدهید، ان‌‌شاءالله منشأ آثار و برکات خیری قرار بدهد. سلام ما را هم، هم آقای حسناتی به مردم عزیز نجف‌آباد – در واقع به یک معنا همشهری‌‌های خود ما؛ جد ما مرحوم آقای آسید هاشم نجف‌آبادی هم خب نجف‌آبادی‌‌اند دیگر، ما از این طریق یک اتصالی هم به نجف‌آباد پیدا میکنیم – برسانند و همچنین سردار سلیمانی‌‌مان هم سلام ما را به بچه‌های سپاه و بسیج و اینها ان ‌شاءالله ابلاغ کنند. ان ‌شاءالله موفق باشید.

۱) عضو شورای اجرایی کنگره ‌

۲) اشاره‌ عضو شورای اجرایی کنگره به وجود ۷۰۰ دانش ‌آموز شهید، ۷۰ معلم شهید، ۲۰۰ پاسدار شهید، ۲۴۰ جهادگر شهید، ۱۱۰ طلبه شهید، شهید منتظری، شهید آیت، شهید کاظمی، شهید صالحی، شهید یزدانی و … در میان شهدای نجف‌آباد.

**این کنگره با هدف معرفی بیشتر نجف‌آباد و قدردانی از خانواده ‌های شهدا و آشناییِ دست ‌اندرکاران آینده ‌ی نظام اسلامی با فرهنگ ایثار و شهادت، برگزار می‌شود.

**در این دیدار دبیر کنگره فهرست فعالیتهای انجام شده، شامل: جمع ‌آوری آثار شهدا و اسناد دفاع مقدس و تهیه ‌ی تاریخ شفاهی لشگر هشت نجف اشرف به ‌عنوان مستندات دفاع مقدس برای تولیدات فرهنگی و هنری و آثار داستانی، برنامه ‌ریزی برای تولید و چاپ چهل عنوان کتاب تا پیش از گشایش کنگره، برنامه ‌ریزی برای تولید اولین بخش تاریخ شفاهی لشگر هشت نجف اشرف همزمان با گشایش کنگره و ادامه ‌ی آن، ساخت یادمان شهدا در ورودی گلستان شهدای نجف‌آباد، تهیه ‌ی تمثال همه ‌ی شهدا برای نصب در معابر شهر، سرکشی به خانواده ‌های شهدا و هدیه ‌ی یک اثر هنریِ مزین به تمثال شهید خانواده به آنها، برگزاری یادواره ‌های قشری و صنفی و رسته ‌ای، برگزاری گردهمایی بزرگ رزمندگان لشگر، برگزاری مسابقات و جشنواره ‌های ورزشی، شبیه ‌سازی عملیات کربلای پنج همزمان با گشایش کنگره، ساخت حسینیه ‌ی حضرت فاطمه‌ی زهرا (س) برای برگزاری کنگره، برنامه ‌ریزی برای تحقیق و پژوهش در زمینه ‌ی فرهنگ ایثار و شهادت در دانشگاه ‌های نجف‌آباد، را بیان کرد.

به گزارش سایت شهید کاظمی صبح امروز همزمان با کنگره ملی شهدای نجف آباد رمان خط تماس و ۴۲ عنوان کتاب دیگر در خصوص سرداران شهید نجف آباد رونمایی گردید .

رمان خط تماس توسط نشرفاتحان با همکاری کنگره سرداران و ۲۵۰۰ شهید نجف آباد در۲۵۲ صفحه و قطع رقعی و با مدیریت هنری و کتابسازی توسط موسسه شهید کاظمی در سالروز شهادت این شهید و ایام عرفه ۹۳  آماده و روانه چاپخانه گردید.

این کتاب که در نوع خود کم نظیر می باشد از نادر کتابهایی است که در سبک رمان نگارش یافته است ، ساختار این رمان از پیچیدگی های خاصی برخودار است که همین موضوع به جذابیتش افزوده است. محمد رضا بایرامی  نویسنده این کتاب اصرار دارد تا زیاد در خصوص داستان صحبت نکند حتی در رمان \”خط تماس\” شما کمتر نامی از شهید کاظمی را خواهید دید تا مخاطبان با دیدن و خواندن آن لذت مطالعه اش را ببرند.

\"خط خط تماس

در بخشی از این رمان آمده است :

زمستان شروع شده بود و دسته‌های پرندگان مختلف، به سوی هور و جزیره‌‌های ام‌الطویل و فیاض و دریاچه‌ی بوبیان و کانال ماهیگیری می‌رفتند. گروه‌های هفتی‌شان از بالای سر نیروهای آماده‌ی رزم می‌گذشت و می‌رفت تا در جای مناسبی بنشیند. دو جناح چپ و راست‌شان در نقطه‌ای به هم می‌رسید که شاید به آن هم می‌شد در نوع خود گفت خط تماس.

منبع: وبلاگ موسسه شهید کاظمی

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان پیش از ظهر امروز در کنگره و اجلاس ملی ۲۵۰۰ شهید و ۸۶ سردار شهرستان نجف آباد از ۴۳ تدوین شده که کتاب دلیل آفتاب از زندگی نامه شهید محمد منتظری، کتاب خط تماس از زندگینامه شهید کاظمی و کتاب آیت ولایت از زندگینامه شهید آیت سه کتاب شاخص ستاد کنگره شهدای نجف آباد بود که امروز در این کنگره رونمایی شد. گفتنی است، محتوای کتاب های رونمایی شده حاصل فعالیت اعضای کمیته ها و ستاد کنگره ۱۱۰ سند از آثار شهدای نجف آباد و نیز سرگذشت پژوهی ۲ هزار و ۲۱۴ شهدا و ۶ هزار و ۳۹۰ مصاحبه با …

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان پیش از ظهر امروز در کنگره و اجلاس ملی ۲۵۰۰ شهید و ۸۶ سردار شهرستان نجف آباد از ۴۳ تدوین شده که کتاب دلیل آفتاب از زندگی نامه شهید محمد منتظری، کتاب خط تماس از زندگینامه شهید کاظمی و کتاب آیت ولایت از زندگینامه شهید آیت سه کتاب شاخص ستاد کنگره شهدای نجف آباد بود که امروز در این کنگره رونمایی شد.
گفتنی است، محتوای کتاب های رونمایی شده حاصل فعالیت اعضای کمیته ها و ستاد کنگره ۱۱۰ سند از آثار شهدای نجف آباد و نیز سرگذشت پژوهی ۲ هزار و ۲۱۴ شهدا و ۶ هزار و ۳۹۰ مصاحبه با موضوع شهدا، جمع آوری ۵۵ هزار عکس از شهدا، جمع آوری ۲ هزار و ۷۱۵ نوار کاست شهدا، یک هزار و ۱۸۰ فیلم شهدا، بازنگری ۵۰۵ خاطر شهید انجام شده است.

خبرگزاری تسنیم: کنگره و اجلاس ملی ۲۵۰۰ شهید و ۸۶ سردار شهرستان نجف آباد در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در این شهرستان آغاز به کار کرد.

ستاد کنگره شهدای نجف آباد از ۹ سال پیش تاکنون در این شهرستان تشکیل و در این مدت فعالیت‌های فرهنگی با هدف ترویج فرهنگ ایثار و شهادت صورت گرفته است.

با فعالیت اعضای کمیته‌ها و ستاد کنگره ۱۱۰ سند از آثار شهدای نجف آباد جمع آوری شده و با تلاش اعضای این ستاد ۲۲۱۴ سرگذشت پژوهی شهدا، ۶۳۹۰ مصاحبه با موضوع شهدا، جمع آوری ۵۵ هزار عکس از شهدا، جمع آوری ۲۷۱۵ نوار کاست شهدا، ۱۱۸۰ فیلم شهدا، بازنگری۵۰۵ خاطر شهید انجام شده است.

کتاب دلیل آفتاب از زندگی نامه شهید محمد منتظری، کتلب خط تماس از زندگی نامه شهید کاظمی و کتاب آیت ولایت از زندگی نامه شهید آیت ۳ کتاب شاخص ستاد کنگره شهدای نجف آباد است که در این کنگره رونمایی می‌شود.

این کنگره از امروز افتتاح شده و برنامه‌های آن تا روز شب جمعه ادامه دارد که با توجه به جمعیت بالای شرکت کنندگان برای حضور مردم برای شرکت در مراسم‌های کنگره دعوت نامه صادر شده است.

سرودی با موضوع نجف آباد توسط کمیته فرهنگی هنری ستاد از سخنان رهبر انقلاب درباره نجف آباد تهیه شده که این سرود از این پس در صدا و سیمای کشور پخش می‌شود.

در آستانه برگزاری کنگره ملی شهدای نجف‌آباد یادواره‌های شهدای این شهر برگزار شده و تهیه المان‌های شهری با موضوع شهدا در برنامه‌های آینده ستاد کنگره قرار دارد.

در  روز نخست،  افتتاح نمایشگاه و مراسم افتتاحیه کنگره با حضور رئیس مجلس شورای اسلامی انجام می‌شود و در روز دوم همایش زنان و نقش زنان در دوران دفع مقدس برگزار می‌شود و شب جمعه این هفته نشست بسیجیان و ایثارگران نجف آباد با سردار نقدی آخرین برنامه کنگره است.

شهرستان نجف آباد ۲۵۰۰ شهید و ۸۶ سردار را تقدیم انقلاب اسلامی کرده است که تعداد ۲۷۳ خانواده ۲ شهید، ۱۲ خانواده ۳ شهید و ۱ خانواده ۴ شهید را برای این نظام مقدس تقدیم کرده‌اند.