در جهت تبیین ابعاد شخصیتی سردار شهید حاج احمد کاظمی بر ان شدیم تا در سلسله یادداشت هایی به بررسی تدابیر نظامی شهید حاج احمد کاظمی به روایت حاج قاسم سلیمانی بپردازیم . متن ذیل برگرفته از مصاحبه با شهید زنده حاج قاسم سلیمانی است که در سال ۱۳۸۴ به مناسبت اربعین شهدای عرفه صورت گرفته بود تنظیم شده و در هشت قسمت تقدیم شما کاربران می شود .

بسم الله الرحمن الرحیم

اولا که آقا رشید استاد ماست و حرف زدن جلوی ایشان سخت است چون کاشف من و احمد و حسین و همه اینها آقا رشید هستند. هیچ وقت تصور نمی کردم که در مورد احمد بخواهم حرفی بزنم. با آن که چهل روز گذشته من باورم نمی شود که احمد شهید شده.خیلی به هم نزدیک بودیم، خصوصا بعد از جنگ ما بیشتر به هم نزدیک شدیم.

علتش هم غربتی بود که ما بعد از جنگ پیدا کردیم یعنی همین احساس یتیمی، یتیمی نه از این باب که همه می گویند بلکه از باب اینکه انسان از یک راهی باز می ماند، احساسی مثل اینکه جا مانده و باز مانده است به او دست می دهد. لذا همیشه چیزی هم می گفتیم و شوخی که می کردیم می گفتیم که جزیره ای باشد و ما را ببرند آنجا که همیشه تداعی آن دوران را بکند و این باعث شده بود که بیشتر به هم نزدیک بشویم. یکی از علت هایی که ما دور هم جمع شدیم این بود که ما مثل یک جمعی هستیم که در یک طوفان و یک رودخانه ایم و باید دستمان به هم باشد و حامی هم باشیم تا آب ما را نبرد.

اما اینکه این چنین اتفاقی می افتد ما اصلا تصور نمی کردیم. هر چند احمد به آرزویش رسید اما واقعا حیف شد و حیف شدن را هم نه در شهادت احمد بلکه در این می دانیم که احمد خیلی خوب می توانست آن چهره ای را نمایان کند که یک بخش کوچکش بر نزدیک ترین آدم ها به احمد نمایان شد، نه بر جامعه، که جامعه خیلی چیزها را نمی داند و مخفی ماند. او می توانست یک جنگ بزرگ را فرماندهی کند، مدیریت کند و شهید بشود. البته تقدیر الهی و به نظر من اصرار خودش باعث شد که زودتر از آن چیزی که ما تصور می کردیم، احمد را گرفت. شاید هم مصلحت احمد همین بود، شاید مصلحت الهی همین بود و همین درست بود. این را ما نمی دانیم ولی آنچه که می دانیم این است که احمد می توانست خیلی کارهای بزرگی بکند.

در این مطلبی که آقا رشید فرمودند من دو نکته در مقدمه بگویم بعد می پردازم به مشخصات احمد. همین طور که در دین اسلام یک خلاصه هایی وجود دارد، یعنی وقتی ما می خواهیم بگوییم که دین در امیرالمومنین (ع) خلاصه شده است یا امیرالمومنین (ع) دین مطلق است معنایش این نیست که دیگران از دین بهره ای نبردند. دیگران هم در رکاب پیغمبر بودند و دیگران نیز هر کدام یک بخشی از خلاصه های دین در آنها بود، یکی در تقوا بود، یکی در شجاعت بود ولی اینکه همه، همه موجودی دین را بگیرند، کمتر بود.

محمد باقری می گوید که در سریلانکا در سال ۱۳۷۰ یک هیاتی بودیم که احمد هم بود.(محمد رئیس هیات بوده)،می گوید که من به فرماندهان و مسولین سریلانکا ایشان را معرفی کردم و گفتم، احمد، فاتح خرمشهر بوده است. می گفت تمام شد، در این چهار پنج روز تمام کاروان دور احمد جمع بودند و احمد برایشان یک فرمانده مقتدری بود که فاتح خرمشهر است و هرچه می گفت تند تند می نوشتند.

فکر می کنید ما هر ۲۰۰ سال یک کسی مثل احمد را می توانیم داشته باشیم؟ امکان ندارد که شما فکر کنید دانشگاه های ما، دانشکده های ما بتوانند چنین افرادی را تحویل جامعه بدهند، نه! احمد عصاره یک شخص بود و آن شخص هم هر چند قرن یک بار می آید، او آمد و یک چنین دستاوردی داشت، تمام شد و رفت.

مثلا همین عنوان حاجی! که باب شده، من واقعا می گویم که یک تحریفی دارد انجام می شود نسبت به جنگ ما و ما هم خودمان خوشمان می آید می نشینیم نگاه می کنیم. گوش می دهیم حاجی نبود که، من و احمد و حسین بودیم و اصلا و ابدا حاجی نمی گفتند. برادر حسین، برادر قاسم، اصلا این چیزها نبود اصلا برادر هم کم کار برد داشت و فقط اسم گفته می شد. من وقتی این فیلم ها را نگاه می کنم، فکر می کنم که آنجا یک دکانی است. روزنامه ها را می خوانیم می بینیم پر از خاطرات دروغ، دروغ محض نسبت به شهید؛ من با شهید رفتم آنجا، من با شهید چه و چه، همه اش دروغ، چیزهایی را که آدم می داند که واقعیت ندارد. لذا آن فرمانده گردان را درست کردند که با عراقی ها در تماس بود. اصلا یک سناریوی عجیب و غریبی! این همه ما در جنگمان سناریو داریم، قهرمان داریم، آن وقت این طوری!

بیایند مثل فیلم امام علی (ع) سرمایه گذاری کنند، مثلا فرض کنید حسن باقری را ؛ من در کنگره همین کار را کردم. کتاب های حسن باقری را بخوانید، حسن این نیست، حسن واقعا مثل بهشتی بود برای جنگ و هیچ وقت هم خلا حسن پر نشد.

ahmadkazemi-17

دلنوشته ای از دفتر چهل برگ :

عصری خاطره ای در باره ی سردار شهید حاج احمد کاظمی خوندم و  ذیل مطلب نظری در مورد شهید کاظمی عزیز گذاشتم؛حیفم اومد که در این ایام مقدس اسمی از این شهیدِ عزیز به پاسِ جوانمردی و  مخلص بودن و خاکی بودنشان نبرم.

ملت ما با نامِ شهید حاج احمد کاظمی آشنایی دارند؛ بعضی ها از همرزمانِ ایشان بوده اند و بعضی ها  هم از طریق صدا و سیما و فضای مجازی و رسانه های مکتوب  با ایشان آشنا شده اند.بنده جزءِ دسته ی دوم هستم که بعد از شهادت با بخش هایی از شخصیتِ دل نشینِ ایشان آشنایی پیدا کرده ام.

در بسیاری از ویدئوها و کلیپ هایی که بنده از سخنرانی های این سردارِ غیور در جمع فرماندهانِ سپاه پاسداران  دیده ام، ایشان با چشمی گریان و ملتمسانه از خداوند متعال درخواست پیوستن به دوستان شهیدشان را دارند و اینجاست که انسان پی به عمق این حقیقت می برد که خداوند به دعاهای خالصانه خیلی زود جواب می دهد.

    یکی دیگر از شاخصه های حاج احمد کاظمی می توان به رابطه ای خوب و صمیمی با سایر درجه داران و کارکنان سپاه مخصوصا سربازان اشاره کرد طوریکه در بازدیدهای ایشان از پادگان ها نتنها از مراسم هایِ خشکِ نظامی به آن شدتی که مرسوم است خبری نیست بلکه فضا کاملا دوستانه است و شهید کاظمی عزیز همچون برادر بزگتر با سربازان خوش و بش می کنند و پای صحبت ها و درد و دل های سربازان می نشیند و به یکباره صدای خنده فرمانده و سرباز به گوش می رسد.

     این دو بخشِ کوتاه اما بسیار مهم و آموزنده که از نظرتان گذشت بخش هایی از منشِ زندگی این شهیدِ عزیز است؛ان شاالله همه ی ما با مطالعه ی زندگی شهدایمان و تفکر در منششان بتوانیم در این دنیای پر هیاهو بهترین راهِ سعادت و کمال را که همان راهِ ائمه معصومین(ع) و شهدایِ سرافراز می باشد پیدا کنیم که به نیکی حضرت امام خمینی(ره) فرمودند:شهدا شمع محفل بشریتند.

منبع : http://daftare40barg.persianblog.ir

به نقل از راهی بسوی اسمان وبلاگ برگزیده جشنواره فعالان سایبری ایثار و شهادت

در یک سپیده نزدیک به ظهر، پیش از طلوع آفتاب راه افتادیم. تا شلمچه، سرزمین عشق، راهی نبود. همچون عاشقان اباعبدالله، پیشانی بندهای سبز و سرخ بر پیشانی‌‌مان بستیم. آنجا هم گوشه‌‌ای از کربلاست. کربلای شلمچه، کربلای عاشقان حسین.

جاده‌ها را یکی پس از دیگری پیمودیم. وارد جاده پررمز و راز شلمچه شدیم. جاده‌ی مطهر به خون که اکنون می‌بایست با وضو وارد آن شویم، چرا که گوشه گوشه این خاک به خون شهدا مطهر است. به سرزمین شلمچه رسیدیم، پا را که بر خاک شلمچه می‌گذاری، آرام و قرار از کفت می‌رود، پاها لرزش عجیبی پیدا می‌کند، از درون می‌لرزی و سست و بی‌حال بر خاک خون گرفته می‌افتی.

اشتیاق زیارت آنجا دلهامان را بی‌تاب می‌کند. به یاد غربت حسین می‌افتیم و تنهائی زینب. وقتی از دور، زیارتگاه عاشقان شلمچه را می‌بینی، دیگر اشک مجالت نمی‌دهد. مگر نه این است که کربلا صحنه شکستن دال است؟ پس کدام دل است که با دیدن این صحنه‌ها نشکند؟ کدام چشم است که نبارد؟ کدام شانه است که نلرزد؟

آن روز بقیه‌الله با ما همنوائی می‌کرد. همه با هم مهدی را فریاد می‌کردیم:« بیا یابن الحسن دورت بگردم /   بیا تا دست خالی بر نگردم / بیا مهدی که ما یار تو هستیم / بسیجی‌ها و انصار تو هستیم.

لحظه‌ای از گروه جدا و به گوشه‌ای در دور دست خیره می شوم، به نخلهای سرسوخته شلمچه، ‌به روزهای جنگ باز می‌گردم… به روزهای خون و شهادت.

آنروز شلمچه سرزمین خون بود، آنروز با خون هم آغوش بود. صدای الله اکبر در صحرا طنین انداز شده،‌ گوشه گوشه آن را خون گرفته،‌ عاشقان اباعبدالله،  یا زهرا گویان به مصاف تیربار دشمن می‌روند و حماسه می‌آفرینند و عاشقانه و غریبانه بر خاک گرم و سوزان شلمچه می‌افتند و روح سبکبالشان عاری از هرگونه وابستگی و آلودگی به آسمانها پرواز می‌کند. آنجاست که می‌بینی عشق با عاشق دلداده  چه‌ها می‌کند!

امروز در این سرزمین مقدس با که هستیم؟ اینان که اشک می‌ریزند، ‌کیانند؟ اینان را باید دوباره شناخت، جگر گوشه‌های آفتاب و نوادگان عشق را اینان گمان می‌کنند از قافله عقب افتاده‌اند…

همه رفتند و تنها مانده‌ام من زکاروان عشق،‌ جامانده‌ام من، اما آیا این چنین است؟ اینان چون مجنون از لیلی بازمانده‌اند؟ اگر چنین باشد بالاخره روزی به وصال خود می‌رسند و آنروز، روز وصل به حقیقت است، روز رسیدن به معشوق ازلی…

هنوز فرات در خون خفته است و به یاد دارد دلدادگان بحر معرفت دوست را،‌ که دل به دریای دلدادگی می‌سپردند و آنگاه که گوهر معرفتش می‌جستند، در طریق عشق خود را به آب می‌زدند و به آسمان پر می‌گشودند. امروز فرات با شتاب می‌رود، تا پیام رسان خون باشد.

شلمچه! هنوز میدانهای مین تو، چشم به راه شبهای قرعه کشی هستند، ای سرزمین شقایقها! هنوز خاک سوخته‌ات از دلسوختگانی حکایت می‌کند که نیمه شبان از فراق یار،  بیقراری‌ها می‌کردند و ناله جانسوزشان دشت را سوزان‌تر می‌کرد و هنوز وصیت‌نامه‌های نیمه تمام با خون نوشته شده، به روی خاکریزهای تو،‌ یادآور روزها و شبهای خونین توست. اکنون از عملیات رمضان،‌ والفجر ۸، بیت المقدس، کربلای ۴ و کربلای ۵ بگو، بگو که چگونه ضامن آزادیت شدند؟

رازهای نخلهای خم شده‌ات، ‌میدان پاک نشده مین،‌خاک خون گرفته‌ات، حدیثی است ناگفته که خود باید لب بگشائی  و بگوئی.

بس کن ای قلم! بیا فقط بگوئیم و تو ای تاریخ دیدی این همه عظمت را و خاموش شدی،‌ شنیدی بانگ یا حسین بچه‌ها را و  دم بر نیاوردی. شلمچه تا ابد زیارتگاه عاشقان معبود خواهد بود و او قصه‌ی عاشقان را همیشه در سینه جای خواهد داد.

  * * *

جنگ به پا شد تا مردترین ِ مردان در حسرت قافله کربلایی عشق نمانند. در پس این ویرانی ها (تصاویر ویرانی های حاصل از دوران جنگ را نشان می دهد) ، معارجی به سال ۶۱ هجری قمری وجود داشت و بر فراز آن امــام عـشــق ، حـســیـن بـن عــلــی ع ، آغوش گشوده بود.

کلُ مَن عَلیها فان ٍ و یَبقی وجه ُ ربُکَ ذوالجلال و الإکرام

«سید شهدای اهل قلم»

مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فعالان سایبری ایثار و شهادت در تالار وحدت و با حضور علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی و غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کشور و سخنگوی قوه قضاییه و جمعی از خانواده شهدا و ایثارگران عصر روز چهارشنبه ۲۹ شهریور ماه برگزار گردید .

نفرات برتر که از میان بیش از ۱۱۲۰ اثر ارسال شده به دبیرخانه این جشنواره در چهار محور وبلاگ، وبسایت، نرم افزار و کلیپ تلفن همراه تقدیر انتخاب شده بوند پس از بیاینیه هیئات داوران جوایز و تندیس جشنواره را از مقامات مدعو حاضر در مراسم دریافت نمودند .

بر اساس رای هیئت داوران پایگاه اختصاصی شهید احمد کاظمی در بخش وب سایت ها مقام اول جشنواره را از آن خود نمود و سایت های رنگ خدا و گردان مقداد به ترتیب حائز رتبه های دوم و سوم شدند .

همچنین در این مراسم همسر و فرزند شهید رضایی نژاد،‌سردار باقرزاده ،حسین مظفر نماینده مجلس شورای اسلامی، خانواده شهدای پاکستان گنجی و رحیمی و جمعی از مسوولان کشوری و لشکری حضور داشتند.

\"تندیس

\"\"

\"\"

\"\"
\"\"

\"\"

 

داود براتی از برگزاری اختتامیه نخستین جشنواره فعالان سایبری ایثار و شهادت خبر داد.

به گزارش روابط عمومی نخستین جشنواره فعالان سایبری ایثار و شهادت , داود براتی دبیر این جشنواره ضمن اعلام پابان نخستین دوره جشنواره فعالان سایبری ایثار و شهادت  از برگزاری مراسم اختتامیه و اهدای جوایز در تالار وحدت خبر داد.

براتی در خصوص نحوه داوری آثار اظهار داشت ، داوری ها از زمان پایان فراخوان حتی در ایام تعطیل توسط داوران محترم این جشنواره انجام شد و به دلیل وجود رقابت بسیار بالا میان صاحبان آثار ارسال شده حساسیت و دقت بسیار زیادی صورت پذیرفت.

وی خاطر نشان کرد، تقریبا تمامی آثار ارسال شده  لایق دریافت جایزه می باشند ولی به دلیل محدودیت های که  برای هر جشنواره ای وجود دارد ۵ نفر برتر از گروه وبلاگ و وب سایت و ۳ نفر برتر از گروه نرم افزار و کلیپ تقدیر می شوند .

براتی ادامه داد ،مراسم اختتامیه با حضور مسئولین کشوری و لشگری ، فعالان سایبری ایثار و شهادت و خانواده معظم شهدا برگزار می گردد.

لازم به ذکر است مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فعالان سایبری ایثار و شهادت چهار شنبه ۲۹ شهریور ماه از ساعت ۱۶:۳۰ لغایت ۱۹ در تالار وحدت برگزار می گردد

sh-kazemi-10

احمد در جلسه ی معارفه ی خود در نیروی زمینی سپاه می دانست به میعادگاهی آمده است که بیش از یکصدو پنجاه هزار نفر از بهترین فرزندان این امّت تحت نظارت و فرماندهی آن به شهادت رسیده اند.معلوم است که حرف های یک عاشق،کلامی عاشقانه است:

خدای متعال را بی نهایت سپاسگزارم که توفیق به من داد تا لباس شهدا را به تن بکنم و انشاء الله با این لباس ما را شهید کند و ما نا امید نشویم. واقعا نمی دانم که چرا از جنگ تا اینجا رسیدم ولی خدا را شاهد می گیرم که هیچ روزی نیست که از واماندگی از این کاروان غبطه و حسرت نخورم و قطعا گیر در خودم است.

از خدا می خواهم به حق حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و به حق این مکان مقدس که متبرک به نام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است،من دوست داشتم که در نیروی هوایی شهید شوم،ولی در همین نیروی زمینی دوران شهادت ما فرا (می رسد) برسد .

من از خدا فقط همین را می خواهم که اگر کاری کردم.رزمنده ای بودم،اگر هم گناهکار هستم به خاطر دوستان شهیدم،خدا مرا ببخشد و ما شرمنده نشویم و سر افکنده نباشیم.نمی خواهیم غیر از شهادت به آن دنیا وارد بشویم.

منبع : کتاب احمد – بنی لوحی – سید علی

hajahmad-7

گپ آخرمان،خیلی گپ با حالی بود.وقتی شب رسید خانه یک سی دی با خودش آورده بود. گفت محمّد این سی دی را بگذار ببینیم چی است! به قول خودش مشق هایش را هم پهن کرده بود جلوی خودش.سی دی یک گزارش ویدیویی بود از عملیات ثامن الایمه. بابا می گفت من خودم تا حالا این فیلم را ندیده ام.هر کس را که در فیلم نشان می داد،گفت خصوصیت اش این بوده و چه طوری شهید شده،خلاصه بیشترشان شهید شده بودند.

در فیلم نشان می داد که بابا داشت نیرو هایش را توجیه عملیاتی می کرد و فقط یک زیر پیراهنی تنش بود.ریش هایش هم خیلی بلند و به هم ریخته شده بود.حتما وقت نکرده بود به آنها برسد.امّا آنها که می گفت شهید شده اند،اغلب خیلی تمیز و مرتب و شیک بودند.

سعید به بابا گفت:ببین این جور آدم ها شهید می شوند ها! تو می خواهی با این قیافه به هم ریخته و نامرتب ات هم شهید بشوی؟!

بابا خیلی خندید به این حرف سعید،خیلی خندید.البته احساس کردم یاد شهادت هم کرده و دلش گرفته و می خواهد با خندیدن هایش ما متوجّه نشویم.فیلم که تمام شد،بابا گفت ۲۵ سال از وقتی که این فیلم را کرفته اند می گذرد. ما برای چه مانده ایم…

منبع : کتاب احمد – بنی لوحی، سید علی

متهم اول در این جنایت، صهیونیسم و دولت آمریکا است/ عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن مجازات شوند
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر امام خامنه ای(مدظله العالی) در پی اهانت نفرت انگیز دشمنان اسلام به ساحت نورانی پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله و سلم حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، پشت صحنه ی این حرکت شرارتبار را سیاستهای خصمانه ی صهیونیسم، امریکا و دیگر سران استکبار جهانی خواندند و با تشریح دلایل کینه ورزی صهیونیستها نسبت به اسلام و قرآن، تاکید کردند: سیاستمداران آمریکا اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را که دل ملتهای مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند.متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحکیم: یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَاللهِ بِاَفواهِهِم واللهُ مُتِمُّ نورِه وَلوکَرِهَ الکافِرون
ملت عزیز ایران؛ امت بزرگ اسلام
دست پلید دشمنان اسلام بار دیگر با اهانت به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم کینه ی عمیق خود را آشکار ساخت و با اقدامی جنون آمیز و نفرت انگیز، خشم مجموعه های خبیث صهیونیستی را از تلألؤ روزافزون اسلام و قرآن در جهان کنونی نشان داد. در روسیاهی عاملان این جنایت و گناه بزرگ همین بس که مقدسترین و نورانی ترین چهره میان مقدسات عالم را آماج یاوه های مشمئز کننده ی خویش ساخته اند. پشت صحنه ی این حرکت شرارتبار، سیاستهای خصمانه ی صهیونیسم و امریکا و دیگر سران استکبار جهانی است که به خیال باطل خود میخواهند مقدسات اسلامی را در چشم نسلهای جوان در دنیای اسلام از جایگاه رفیع خود فروافکنده و احساسات دینی آنان را خاموش کنند. اگر از حلقه های قبلی این زنجیره ی پلید یعنی سلمان رشدی و کاریکاتوریست دانمارکی و کشیش های امریکایی آتش زننده قرآن حمایت نمیکردند و دهها فیلم ضد اسلام را در بنگاههای وابسته به سرمایه داران صهیونیست سفارش نمیدادند، امروز کار به این گناه عظیم و غیرقابل بخشش نمی رسید. متهم اول در این جنایت، صهیونیسم و دولت امریکا است. سیاستمداران امریکا اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را که دل ملتهای مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند.
برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان نیز بدانند که این حرکات مذبوحانه ی دشمنان در برابر بیداری اسلامی، نشانه ی عظمت و اهمیت این خیزش و مبشّر رشد روزافزون آن است، والله غالبٌ علی امره
سیدعلی خامنه ای
۲۳/شهریور/۱۳۹۱

پایگاه اختصاصی شهید احمد کاظمی به مناسبت ۱۳ شهریور و اولین سالگرد شهادت ۱۳ تن از شهدای یگان ویژه صابرین سپاه در مبارزه با گروهک تروریستی پژاک در شمالغرب کشور ویژه نامه ای تحت عنوان \” ویژه نامه شهدای صابرین \” در فضای مجازی منتشر کرد.

این ویژه نامه که شامل زندگی نامه ، خاطرات و بیش از ۱۰۰ تصویر از شهیدان محمد جعفر خانی ، مصطفی صفری تبار ، محمد محرابی پناه ، مسلم احمدی پناه ، صمد امید پور ، مجتبی بابایی زاده ، حسین رضایی ، یوسف فدایی نژاد ، محمد منتظر قائم ، سید محمود موسوی ، محمد غفاری ، علی بریهی و علی پرورش است که برای اولین بار بصورت متمرکز در یک ویژه نامه مجازی در اختیار کاربران قرار گرفته است .

لازم به ذکر است نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جهت برقراری و حفظ امنیت در منطقه شمالغرب کشور سال گذشته در سلسله عملیات هایی ضربات سنگینی به گروهک تروریستی پژاک وارد نمود که سرانجام منجر به فتح ارتفاعات مرزی جاسوسان (جعفرخان) و فرار بیش از ۳۰۰ نفر از اعضای این گروه از خاک کشورمان شد .

جهت مشاهده این ویژه نامه اینجا را کلیک کنید .

 

پایگاه اختصاصی شهید احمد کاظمی
شهریورماه ۱۳۹۱