سردار حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در حاشیه مراسم بزرگداشت سردار سرلشکر احمد کاظمی و یارانش که شب گذشته در حسینیه حضرت فاطمه زهرا (س) برگزار شد، در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه جوانی برنا در بیان فضایل شهید بزرگوار احمد کاظمی گفت: شهید کاظمی سه آرزو داشت. اولین آن، عشق به شهادت بود که به آن رسید. دوم، در دورانی که توفیق داشتیم در کنار ایشان باشیم و سال‌هایی که شاهد بیانات و صحبت‌های او بودیم، خیلی از شهید خرازی اسم می‌برد و نهایتا در جوار شهید خرازی در تخت فولاد اصفهان آرمید. همین مورد یک اقدام معجزه‌آسا بود و ما فکر نمی‌کردیم چنین اتفاقی بیفتد. موضوع سوم، عشق شهید کاظمی به ولایت بود. احمد کاظمی عاشق آقا بود و دیدیم که رضایت مقام معظم رهبری را با پیامی که در مورد او دادند، توانست جلب کند.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه با اشاره به علاقه سردار سرلشکر احمد کاظمی به حضرت فاطمه زهرا (س) خاطرنشان کرد: شهید کاظمی دائما در صحبت‌های خود از حضرت فاطمه (س) نام می‌برد و همین حسینیه که توسط شهید کاظمی بنیان گذاشته شد نیز به نام حضرت زهرا (س) است و یادآور دایمی شهید احمد کاظمی است. هر زمان که اینجا مراسمی برگزار می‌شود، یادآور این شهید خواهد بود بعد از شهادت او نیز این علاقه در ذهن کسانی که او را می‌شناختند، حک شد و باقی ماند.

سردار سرتیپ حاجی‌زاده در انتها به بیان خاطره‌ای از شهید کاظمی پرداخت‌ و گفت: ماموریت‌های زیادی برای سرکشی و انجام امور رفته‌ام. شهید کاظمی در سرکشی‌ها از قشر جوان، سربازها، درجه‌دارها، آسایشگاه و وضعیت سخنرانی آنها شروع می‌کرد. بعضا در طی روز ۱۴ یا ۱۵ ساعت طول می‌کشید متوجه می‌شدم که حاج احمد میوه نمی‌خورد؛ می‌گفت امکان دارد که این میوه سهم سربازها و پرسنل اینها باشد. در آن سختی و شرایط فشرده کاری هیچ‌گاه به آن غذا و میوه‌ها لب نمی‌زد.

به گزارش برنا، مراسم پنجمین سالگرد عروج ملکوتی سردار احمد کاظمی و یارانش شب گذشته در حسینیه حضرت فاطمه الزهرا (س) نیروی هوا فضای سپاه با حضور فرزندان شهدا و عموم مردم برگزار شد. سردار محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران، سردار قاسم سلیمانی، محمد باقر قالیباف و تعدادی از همرزمان شهید نیز در این مراسم حضور داشتند.

منبع : برنانیوز

وصف یاران سفر کرده / به روایت شهید احمد کاظمی
راستی از کدامشان بگویم، از شهید اربابی، که ۶ ماه قبل از شهادتش برای من نامه نوشته بود که من ۶ ماه دیگر شهید می‌شوم، یا از شهید زینلی، که ۳ روز قبل از شهادتش مجروح شده بود و ترکش خورده بود به یکی از قسمتهای گردنش، و وقتی به او گفتم آقای زینلی چه شده است گفت: احمد کمی اینطرف‌تر خورده انشاء الله همین روزها جای اصلی می‌خورد و همین هم شد، دیگر چه؟ مثلاً فریاد بزند، داد بزند که من دارم شهیدمی‌شوم، ببینید واقعاً که چه بوده و ما کی‌ها بودیم و چی هستیم و چه باید بکنیم، گفتم یادم باشد یک قسمت دیگر از این شهید برایتان بگویم، ایشان خیلی بچه قدرتمندی بود، همین حالا عکسش را هم که ببینید همین را نشان می‌دهد. یک جایی بود حالا یادم نیست کدام عملیات بود به خط می‌رفتیم، ایشان موتور را می‌راند و من هم عقب موتور نشسته بودم یکدفعه روبرو شدیم با یک مانع که موتور نمی‌توانست عبور کند، یک کمی هم من ناراحتی جسمی داشتم، من آمدم پائین اینقدر این بچه توانا بود که شاید باور نکنید، موتور ۱۲۵ را یک شکلی بلند کرد و آنطرف مانع گذاشت که من خیلی تعجب کردم، گمان نکنم یک نفر تنها بتواند چنین کاری بکند، آری یک چنین آدمی بود، خیلی هوشیار و باتوان بود.
من اعتقاد دارم و به این اعتقادم نیز پایبند و راسخ هستم که هیچکدام از این بچه‌ها در جبهه به شهادت نرسیدند الا این که خودشان خواستند، الا اینکه برنامه قبلی داشتند و اصلاً یک حرکت اتفاقی برای هیچ کدامشان نبود، برای من این مطلب ثابت شد، چون من اکثر این شهیدان را می‌شناسم و با آنها از نزدیک آشنا بودم یا یک روز قبل از شهادت و یا روز شهادت و یا دو روز قبل از شهادتشان، لحظه شهادت خود را به زبان می‌آوردند.
خدا می‌داند من بارها گفته بودم با شهید خرازی راه افتادیم برویم برای قرارگاه، من جیپ را می‌راندم و ایشان بغل دست من نشسته بود، آمد نزدیک‌تر شد، دستش را گذاشت روی شانه‌ام و گفت: «برادر احمد، من آماده‌ام و هیچ کاری ندارم همین دو سه روزه شهید می‌شوم». از این روشن‌تر و واضح‌تر؟ و همین هم شد. در اوج پیروزی عملیات و در موقعی که سختیها پشت سر گذاشته شده بود و عملیات رو به اتمام بود (جایی که اصلاً تصور نمی‌شد) یک گلوله زدند و همان یک گلوله فلسفه شهادت شهید خرازی شد و یا شهید باکری، در کنار دجله باهم نشسته بودیم، من رفتم قرارگاه که آخرین وضعیت را گزارش دهم و صحبت کنیم و برای ادامه عملیات به نتیجه برسیم، من از پیش ایشان به این طرف دجله آمدم و به قرارگاه رفتم و طولی نکشید که برگشتم، آمدم کنار دجله قایقی نبود من را ببرد، با مهدی تماس گرفتم و گفتم: «چه خبر است؟» ایشان جواب سؤال من را نداد و این جمله را فرمود که: «برادر احمد بیا اینجا، اینجا جای بسیار خوب و زیبایی است بیا تا برای همیشه پیش هم باشیم» این آخرین جمله او بود که این کلمه چند لحظه مانده به شهادت این شهید عزیز بود.
یک مرتبه به برادران گفتیم که بروید یک برنامه ریزی بنمائید هر روز، هر هفته یادی از شهدا بشود، وصیت نامه‌ای از شهدا خوانده شود، خیلی برای حفظ ما مؤثر است که به یاری خداوند این کار صورت گرفته، انشاء الله ادامه پیدا کند، کار ارزنده‌ای است، آقایان مسؤل در این رابطه زحمت می‌کشند اگر شده هفته‌ای یک روز، و هر چه در وسعتتان هست قسمتی از وصیت نامه یا زندگینامه شهدا را زمزمه کنید و همیشه به یاد آنها باشید.
نوشته مربوط به ۲۷ شهریور ماه سال ۱۳۸۴ و بمناسبت نیمه شعبان، ‌میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) است.
«سلام بر شهیدان راه خدا و سلام بر دلیرمردان و شیران روز و زاهدان شب، سلام بر شهدای خطه شجاعان، مردان ایثار، مجاهدان راه خدا و یادگاران دفاع مقدس.
سلام بر همرزمان و یاوران امام (ره)، شهیدان حمید و مهدی باکری. سلام بر شما رزمندگان که یکایک ایستاده‌اید، پشت در پشت هم، گوش به فرمان «سید علی»، پا جای پای حمید و مهدی رو به کربلا به قدس با آرزوی مولایمان.
در آستانه زادروز میلاد منجی عالم بشریت با شما عهد می‌بندم که از ایستادگی و دلدادگی شما بر خود ببالم و پاسدار ارزشهای والایتان باشم.»
فرمانده نیروی زمینی سپاه سرتیپ پاسدار احمد کاظمی

منبع : ساجد

آشنایی‌تان با شهید کاظمی، از کجا آغاز شد؟

رضایی: در عملیات «طریق‌القدس» پاییز سال ۱۳۶۰ بود که با برادر احمد کاظمی آشنا شدم. در آن زمان، چند ماهی می‌شد که فرمانده سپاه شده بودم. ایشان در این عملیات مسئولیت مستقیمی نداشت و به شکل کمکی با یکی از فرماندهان عملیات «طریق‌القدس» همکاری می‌کرد.

با توجه به شناخت روحیات احمد کاظمی، ایشان را به فرماندهی یک یگان گماشتم و در فتح‌المبین نیز او را فرمانده تیپ ۸ نجف قرار دادم که البته بعدها تیپ ۸ نجف اشرف، پس از چند عملیات، از نخستین تیپ‌هایی بود که به لشکر تبدیل شد.

چه خصوصیات و ویژگی‌هایی در احمد کاظمی، وی را نسبت به دیگران برجسته می‌کرد؟

رضایی: باید گفت که احمد کاظمی از نظر تخصصی و فنی و نظامی، یک کارشناس عملیاتی برجسته بود، به گونه‌ای که همیشه بیش از یک فرمانده لشکر در عملیات‌ها، اظهارنظر می‌کرد و به واقع نظریاتش کاملا منطقی بود. در بعد تاکتیکی نیز نوآوری و خلاقیت بسیاری از خود نشان می‌داد؛ چه از لحاظ خط‌‌ شکنی و چه از لحاظ پیشروی در عمق جبهه دشمن.

ویژگی دیگر شهید کاظمی، جنبه معنوی و روحانی ایشان بود که وی را به یک مجاهد تبدیل کرده بود. دیگر آن‌که وی یک تحلیلگر سیاسی بود که مسائل سیاسی داخلی و خارجی را به خوبی دریافت و تحلیل می‌کرد. او اخبار سیاسی را از رادیو عراق و «بی.بی.سی» هم تعقیب و آنها را تحلیل می‌کرد.

در کدام مقاطع حساس و نقاط عطف دفاع مقدس، شهید کاظمی نقش مؤثری داشت؟

رضایی: نخستین نقطه عطفی که احمد کاظمی در آن برجسته شد، عملکرد موفق ایشان در عملیات «ثامن‌الائمه(ع)» بود. او در محور جنوبی این عملیات، عوامل تحت امرش را به خوبی فرماندهی کرد و اهداف مورد نظر را به تصرف درآورد. دومین عملیات موفق ایشان در «فتح‌المبین» بود. وی از تنگه «زلیجان» دشمن را محاصره و مقر فرماندهی را منهدم کرد و سرانجام تنگه «رقابیه» را گشود. موفقیت ایشان در این عملیات، در کل محورهای دیگر «فتح‌المبین» اثر گذاشت، چرا که توانسته بود با لشکر خویش، به جاده «فکه» و ارتباطات رادار نزدیک شود و عقبه دیگر لشکرهای دشمن را که از این جاده تدارک می‌شدند، تهدید کند و خلاصه آن ‌که باعث تزلزل در کل محورهای دیگر درگیری دشمن شود.

عملیات بعدی، «بیت‌المقدس» و آزادی خرمشهر بود. لشکر ایشان هم در مرحله نخست عملیات و هم در مرحله آخر آن، توانست نقش فوق‌العاده‌ای ایفا کند به گونه‌ای که در روزهای پایانی درگیری «بیت‌المقدس» که نیروهای ایرانی، توان کافی برای آزادی خرمشهر نداشتند و تقاضای چند هفته بازسازی را از فرماندهی داشتند، ایشان توانستند با کمک شهید حسین خرازی ـ بنا بر دستوری که به ایشان داده بود ـ‌ آخرین مرحله عملیات آزادسازی خرمشهر را انجام دهند. ایشان توانستند نیروهای عراقی را در خرمشهر محاصره و شهر را آزاد کنند و اینگونه بود که در همه عملیات‌ها تا پایان جنگ، وی بدون استثنا نقش فعال و موفقی داشت؛ وی از افراد مؤثر در آزادسازی خرمشهر بود و این شهر تا ابد، مرهون رشادت کاظمی است.

شیوه عملکرد و فرماندهی کاظمی چه خصوصیاتی داشت؟

رضایی: کاظمی از شیوه «فرماندهی در صحنه» پیروی می‌کرد، به گونه‌ای که همیشه خود پیشتر از رزمندگان حرکت می‌کرد. وی نه تنها در خط مقدم و در جنگ نزدیک با نفرات دشمن می‌جنگید، بلکه در تلاش بی‌وقفه و شبانه‌روزی برای آماده کردن بخش‌های مختلف لشکر، از آتش توپخانه تا زرهی و پیاده، حضور فعال و مستقیم بود.

وی همچنین از تأمین آب و غذای رزمندگان تا تهیه مهمات و فشنگ بسیجی‌ها و طرح‌های تاکتیکی و آتش توپخانه، همه را از نزدیک و مستقیم با نظارت و مدیریت می‌کرد.

خصوصیات اخلاقی کاظمی در فرماندهی چه تفاوتی با دیگران داشت؟

رضایی: باید اذعان کرد، احمد کاظمی، فردی بسیار باغیرت بود. برای وی بسیار سخت بود در عملیاتی که با فتح همراه نبود و ناچار می‌شد به نیروهایش دستور عقبگرد دهد، عقب‌نشینی کند؛ بنابراین در این موقعیت، ما حتی فرماندهان دیگر را می‌فرستادیم که او را برگردانند تا برای عملیات بعدی آماده شود. یادم می‌آید در «کربلای ۴» پس از دو ساعت از آغاز درگیری، متوجه لو رفتن منطقه شدیم و به دنبال آن، دستورهای لازم برای عقب‌نشینی یگان‌ها را صادر کردیم و لشکرها موظف شدند تا پیش از روشن شدن هوا به مقرهای اصلی خود برگردند، اما کاظمی زیر بار نرفت، چون برایش بسیار سخت بود. او حتی با تعدادی از یارانش به رودخانه زد و از آنجا عبور کرد و قصد داشت انفرادی با دشمن بجنگد و البته تا وسط روخانه اروند هم رفت، اما برای جلوگیری از ایجاد احساس تمرد، بازگشت.

جدای از حضور در میدان جنگ، شهید کاظمی چه نگاهی به مسائل داخلی کشور داشت؟

رضایی: کاظمی در ابعاد امنیت داخلی نیز فردی بسیار مسلط بود، به گونه‌ای که در سال ۱۳۷۲ که به کردستان اعزام شد، در مدت سه سال هم منطقه را از نظر نظامی، امن کرد و هم در یک لشکرکشی به داخل خاک عراق و محاصره مرکز فرماندهی نیروهای ضدانقلاب که در عراق مستقر بود، از آنان تعهد سیاسی گرفت که دست از مبارزه مسلحانه بکشند.

دیدگاه کاظمی نسبت به ولایت، امام و رهبری چگونه بود؟

رضایی: وی نسبت به ولایت و رهبری نظام، اعتقاد فوق‌العاده محکمی داشت به گونه‌ای که در حوادث سیاسی اصفهان و نجف‌آباد، کوچک‌ترین تزلزلی به خود راه نداد و از رهبری حمایت کرد. با وجودی که تعدادی از دوستانش از این اعلام موضع صریح وی ناراحت شدند، اما ایشان پیروی خود از صراحت را کامل اعلام کرد. البته عده‌ای هم که خود را ولایتی معرفی می‌کردند، علیه وی جوسازی‌هایی کردند، اما ادعای آنان بی‌اساس بود و کاظمی از وفادارترین افراد به نظام، امام و ولایت بود.

آیا چنین جوسازیهایی برای کاظمی در سپاه هم وجود داشت؟

رضایی: قدر و منزلت وی در سپاه کاملا رعایت نشد. استعداد ایشان فراتر از نیروی هوایی بود و حتی از نیروی زمینی که در این اواخر عهده‌دار فرماندهی آن شد، فراتر بود. البته باید گفت در هر سازمانی، اختلاف‌نظرهایی وجود دارد و در مورد ایشان هم، این عامل باعث شد تا از توانایی ایشان به اندازه کافی استفاده نشود. ناگفته نماند که به دلیل شناختی که رهبری از توانایی ایشان داشتند و با نظر ایشان، چند ماه پیش به مسئولیت نیروی زمینی منصوب شد.

احمد کاظمی را چگونه توصیف می‌کنید؟

رضایی: زندگی کاملا زاهدانه‌ای داشت و به دنبال جمع‌آوری ثروت نبود. با خانواده‌اش بسیار دوستانه برخورد می‌کرد و به آنان کمک می‌رساند. با زیردستانش از پاسدار گرفته تا سرباز وظیفه، با احترام و محبت برخورد می‌کرد و حتی با آنان مشورت می‌کرد و احترام بسیاری برایشان قایل بود.

رابطه کاظمی با شما چگونه بود؟

رضایی: بسیار صمیمی و نزدیک بود، به گونه‌ای که هنگامی که در فعالیت‌های سیاسی دچار مشکل می‌شدم و نمی‌توانستم با کسی درد دل کنم، با وی در میان می‌گذاشتم. علاقه فوق‌العاده‌ای به او داشتم و او را نزدیک‌ترین فرد به خود می‌دانستم.

شهادت احمد چه اثری بر جای گذاشت؟

رضایی: شهادت وی، پیام تکان‌دهنده‌ای برای دوستان و یاران بود، به گونه‌ای که آنان را بار دیگر به ارزش‌های دفاع مقدس بازگرداند و آن ارزش‌ها را زنده کرد. شهادت احمد، مانند شوکی بود بر رزمندگان و ایثارگران و برای آنان گذشته را زنده کرد. در سطح جامعه هم نوعی بیداری نسبت به فرزندان گمنام و قهرمان ملت ایران بود و مردم دریافتند، در میان آنان هستند چهره‌های پرافتخار و گمنامی که زندگی خود را وقف امنیت و سربلندی ملت ایران کرده‌اند.

منبع: سایت بازتاب – تبیان

الله اکبر
اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهید ان علیاً ولی الله

خداوندا فقط می‌خواهم شهید شوم شهید در راه تو، خدایا مرا بپذیر و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزی شهادت می‌خواهم که از همه چیز خبری هست الا شهادت، ولی خداوندا تو صاحب همه چیز و همه کس هستی و قادر توانایی، ای خداوند کریم و رحیم و بخشنده، تو کرمی کن، لطفی بفرما، مرا شهید راه خودت قرار ده. با تمام وجود درک کردم عشق واقعی تویی و عشق شهادت بهترین راه برای دست یافتن به این عشق.

نمی‌دانم چه باید کرد، فقط می‌دانم زندگی در این دنیا بسیار سخت می‌باشد. واقعاً جایی برای خودم نمی‌یابم هر موقع آماده می‌شوم چند کلمه‌ای بنویسم، آنقدر حرف دارم که نمی‌دانم کدام را بنویسم، از درد دنیا، از دوری شهدا، از سختی زندگی دنیایی، از درد دست خالی بودن برای فردای آن دنیا، هزاران هزار حرف دیگر، که در یک کلام، اگر نبود امید به حضرت حق، واقعاً چه باید می‌کردیم. اگر سخت است، خدا را داریم اگر در سپاه هستیم، خدا را داریم اگر درد دوری از شهدای عزیز را داریم، خدا داریم.

ای خدای شهدا، ای خدای حسین، ای خدای فاطمه زهرا(س)، بندگی خود را عطا بفرما و در راه خودت شهیدم کن، ای خدا یا رب العالمین.

راستی چه بگویم، سینه‌ام از دوری دوستان سفر کرده از درد دیگر تحمل ندارد. خداوندا تو کمک کن. چه کنم فقط و فقط به امید و لطف حضرت تو امیدوار هستم. خداوندا خود می‌دانم بد بودم و چه کردم که از کاروان دوستان شهیدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را باید تحمل کنم. ای خدای کریم، ای خدای عزیز و ای رحیم و کریم، تو کمک کن به جمع دوستان شهیدم بپیوندم.

گرچه بدم ولی خدا تو رحم کن و کمک کن. بدی مرا می‌بینی، دوست دارم بنده باشم، بندگی‌ام را ببین. ای خدای بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا می‌کنم، از روی سرکشی نیست. بلکه از روی نادانی می‌باشد. خداوندا من بسیار در سختی هستم، چون هر چه فکر می‌کنم، می‌بینم چه چیز خوب و چه رحمت بزرگی از دست دادم. ولی خدای کریم، باز امید به لطف و بزرگی تو دارم. خداوندا تو توانایی. ای حضرت حق، خودت دستم را بگیر، نجاتم بده از دوری شهدا، کار خوب نکردن، بنده خوب نبود،… دیگر…
حضرت حق، امید تو اگر نبود پس چه؟ آیا من هم در آن صف بودم. ولی چه روزهای خوشی بود وقتی به عکس نگاه می‌کنم. از درد سختی که تمام وجودم را می‌گیرد دیگر تحمل دیدن را ندارم. دوران لطف بی‌منتهای حضرت حق، وای من بودم نفهمیدم، وای من هستم که باید سختی دوران را طی کنم. الله اکبر خداوندا خودت کمک کن خداوندا تو را به خون شهدای عزیز و همه بندگان خوبت قسم می‌دهم، شهادت را در همین دوران نصیب بفرمایید و توفیق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهیدم برسم،

انشاء الله تعالی.

منزل ظهر جمعه ۶/۴/۸۲

[contact-form-7 404 "Not Found"]
سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی در سال ۱۳۳۷ در نجف آباد اصفهان دیده به جهان گشود و همچون سایر جوانان، سرگرم تحصیل گردید. با پیدایش جرقه های انقلاب اسلامی دوشادوش ملت به مبارزه علیه رژیم ستم شاهی پرداخت و در بیست و سومین بهار زندگی خود، در اوایل سال ۵۹ به کردستان رفت تا با رزمی بی امان، دشمنان داخلی انقلاب را منکوب نماید. او دوران جوانی خود را با لذت حضور در جبهه های نبرد از کردستان گرفته تا جای جای جبهه های جنوب در صف مقدم مبارزه با متجاوزان بعثی در سِـمت هایی چون: دو سال فرماندهی جبهه فیاضیه آبادان، شش سال فرماندهی لشکر ۸ نجف، یکسال فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین(ع)، هفت سال فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) و قرارگاه رمضان و پنج سال فرماندهی نیروی هوایی سپاه را به عهده داشت

 . رزمندگان و ایثارگران بسیاری، خاطراتی شیرین و به یادماندنی از رشادت ها و شجاعت های این دلاور زمان بیاد دارند. حضور مستقیم در خط مقدم جبهه و ارتباط صمیمانه با پاسداران و رزمندگان بسیجی تا بدانجا بود که از ناحیه پا، دست، و کمر بارها مجروح گردید و یک بار نیز انگشتش قطع شد. در طی سالها با استفاده از مجال هایی از عشق به تحصیل بهره جست و کارشناسی خود را در رشته جغرافیا و کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت دفاعی گذراند و موفق شد دانشجوی دکتری در رشته دفاع ملی گردد. کفایت و شجاعت آن بزرگوار تا بدانجا بود که مقام معظم رهبری ۳ مدال فتح بر سینه پر عطش شهادت ایشان نصب نمودند. وی در اواسط سال ۸۴ از سوی فرمانده کل سپاه، به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد و توفیق خدمت را در سنگر دیگری یافت. این فرمانده قهرمان در آخرین دیدار خود با محبوب خویش فرمانده معظم کل قوا، تقاضای دعا برای شهادت خویش را نمود، زیرا مرغ جانش بیش از این تحمل ماندن بر این کره خاکی را نداشت و سرانجام در پروازی دنیوی به پرواز اخروی شتافت. اوج گرفت و به ملکوت اعلی پیوست. روحش شاد و راهش پر رهرو باد. سردار شهید سرلشکر پاسدار “احمد کاظمی” سردار شهید سرلشکر پاسدار “احمد کاظمی” در سن ‪ ۱۸‬سالگی ، پس از تحصیلات دوره دبیرستان در صف مبارزین و جبهه‌های جنوب لبنان حضور پیدا کرد و مبارزه با استکبار و اشغالگران را آغاز نمود. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی جزو اولین کسانی بود که به سپاه پاسداران پیوسته و از فرماندهان شجاع ، پر انرژی ، مدیر و خلاق بود و به همین دلیل حکم مسوولیت‌های زیادی را از دست مبارک مقام معظم رهبری دریافت کرد. شهید کاظمی ، با شروع جنگ تحمیلی ، با یک گروه ‪ ۵۰‬نفره در جبهه‌های آبادان حضور یافت و مبارزه را با دشمن متجاوز آغاز کرد. وی، از همان اول فرماندهی یکی از جبهه‌های آبادان را برعهده گرفت و در عملیات حصر آبادان و در یکی از محورهای عملیات مسوولیت مهمی برعهده داشت . وی در پایان جنگ تحمیلی همان گروه ‪ ۵۰‬نفره روز اول جنگ را تبدیل به یکی از لشکرهای قوی و مهم سپاه کرد و لشکر را با سلاح‌های به غنیمت گرفته شده از عراقی‌ها به یک لشکر زرهی با صدها تانک و نفربر و توپخانه و ماشین آلات ، تحویل نظام داد. وی در راه‌اندازی و شکل‌گیری نیروی زمینی سپاه به عنوان معاون عملیاتی نیروی زمینی سپاه خدمات شایانی داشت . سردار کاظمی همچنین در سال ‪ ۱۳۷۲‬با حضور در منطقه شمال غرب کشور به عنوان فرمانده منطقه شمال غرب حکم فرماندهی را از دست مقام معظم رهبری دریافت کرد . مقام معظم رهبری در همان دوران مسوولیت سردار کاظمی در استان اذربایجان غربی و کردستان حضور پیدا کردند و از برقراری امنیت منطقه توسط سردار کاظمی تقدیر به عمل اورد . در سال ‪ ۱۳۷۹‬حکم فرماندهی نیروی هوایی سپاه را از رهبر معظم انقلاب دریافت کرد و نیروی هوایی را از نظر سازمان ، ساختار و سازماندهی و سازمان موشکی ارتقا داده تا جایی که دشمنان جمهوری اسلامی ایران از توانمندی موشکی کشور حیرت زده بودند . وی پس از ‪ ۵‬سال خدمت ارزنده در نیروی هوایی سپاه ، در سال ‪ ۱۳۸۴‬حکم فرماندهی نیروی زمینی سپاه را از مقام معظم کل قوا دریافت کرد و طی سه ماه فعالیت شبانه‌روزی، بیش از ‪ ۱۰۰‬سفر به تمامی یگان‌های نیروی زمینی داشت و وضعیت یگان‌های نیروی زمینی را از نزدیک بررسی می‌کرد. سردار شهید کاظمی محور عمده فعالیت‌های نیروی زمینی را تقویت و ارتقای یگان‌های صفی نیروی زمینی سپاه اعلام کرد و در این زمینه ،خدمات ارزنده‌ای را ارایه داد. وی ، شب شهادت در جلسه‌ای ، ضمن آنکه که حسرت می‌خورد که چرا شهید نشده و یاران او رفته‌اند ، سفارش کرد ، ” شهدا خیلی به گردن ما حق دارند ، باید تلاش زیادی کنیم ” باید در اردوهای راهیان نور از همه شهدا ( ارتش ، سپاه ، بسیج ، ) بگویید ، از خودتان نگویید از دیگران بگویید.از نیروی هوایی ارتش از هوانیروز ارتش ، از شهدای ارتش و جهاد بگویید . وی صبح روز شهادت عازم منطقه شمال غرب شد. حضرت آیت ا… خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی شهادت سردار رشید اسلام، سرلشگر احمد کاظمی و تعدادی از سرداران و افسران سپاه را در حادثه سقوط هواپیما تسلیت گفتند. متن پیام مقام معظم رهبری به این شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم فقدان شهادت گون سردار سردار رشید اسلام، سرلشکر احمد کاظمی و تعدادی از سرداران و افسران سپاه در حادثه هواپیما، اینجانب را داغدار کرد. این فرمانده شجاع و متدین و غیور از یادگارهای ارزشمند دوران دفاع مقدس و در شمار برجستگان آن حماسه‌ی بی‌نظیر بود. تدبیر و قدرت فرماندهی او در طول جنگ هشت ساله کارهای بزرگی انجام داده و او بارها تا مرز شهادت پیش رفته بود. آرزوی جان باختن در راه خدا در دل او شعله می‌کشید و او با این شوق و تمنا در کارهای بزرگ پیشقدم می‌گشت. اکنون او به آرزوی خود رسیده و خدا را در حین انجام دادن خدمت ملاقات کرده است. اینجانب شهادت این سردار رشید و نامدار و دیگر جان باختگان این حادثه را به همه‌ی ملت ایران به ویژه مردم عزیز و شهید پرور نجف آباد، تبریک و تسلیت می‌گویم و از خداوند متعال برای بازماندگان این شهیدان، بردباری و قدرت تحمل و پاداش صابران و برای خود آنان علو درجات اخروی را مسالت می‌کنم. سید علی خامنه‌ای سردار صفوی درخصوص شهدای سانحه سقوط هواپیمای فالکن گفت: سردار”احمد کاظمی” فرمانده نیروی زمینی سپاه، از اولین پاسدارانی بود که در سال ‪ ۵۸‬به سپاه پیوست و

رشادت‌های زیادی در دوران دفاع مقدس از خود نشان داد . وی اظهار داشت : سردار کاظمی جانباز ‪ ۴۵‬درصد، فرماندهی مدبر و شجاع بود که با پذیرفتن مسوولیت‌های مختلف در رده‌های فرماندهی سپاه ، نقش موثری در پیروزی‌های عملیات جنگی نظیر، عملیات آزادسازی مناطق شمال غرب از دست ضد انقلاب ، عملیات شکست حصر آبادان ، فتح خرمشهر ، فتح‌المبین ایفا کرد . وی گفت: سردار کاظمی که حدود پنج ماه فرماندهی نیروی زمینی سپاه را برعهده گرفته بود از نیروهای تحصیل کرده بود که سه مدال فتح و شجاعت را بعد از جنگ گرفت و این اواخر نیز شدیدا به یاد شهدای دفاع مقدس خصوصا ،شهید خرازی و باکری بود.

\"\"با عرض سلام خدمت همه کاربران گرامی و تبریک به مناسبت فرا رسیدن سال ۱۳۹۱ که به فرموده امام خامنه ای مد ظله العالی سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام گرفت .

اولین پایگاه اختصاصی شهید احمد کاظمی به دلیل نقص فنی و مشکلات در سرور از دسترس خارج شده بود و متاسفانه کلیه مطالب موجود در وب سایت پاک شد ، بحمد الله و با لطف و عنایت شهید مجددا سایت راه اندازی شد تا این بار با عزمی راسخ به بارگذاری مجدد مطالب اقدام کنیم .

 

پایگاه اختصاصی شهید احمد کاظمی در دی ماه ۱۳۸۴  به فرموده امام خامنه ای (مدظله العالی) که\” زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست \” کار خود را در یک محیط وبلاگی آغاز نمود تا پس از جمع آوری خاطرات مختلف و نشر آن در محیط فضای مجازی اقدام به معرفی ابعاد شخصیتی این شهید بزرگوار صورت پذیرد .

در اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ با همت جمعی از دوستان وبلاگ فوق تبدیل به سایت شهید کاظمی و با نسخه آزمایشی شد . پس از فعالیت دو ساله در نسخه آزمایشی تصمیم بر آن شد تا با طرحی جدید از نسخه نهائی این وب سایت تحت عنوان اولین پایگاه اختصاصی شهید احمد کاظمی رو نمائی شود . در ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۰ نسخه پیش رو آماده به کار شد تا با قالبی نو به ادامه فعالیت خود بپردازد .

سامانه اختصاصی پیامکی شهید احمد کاظمی جهت ترویج تفکر و بیانات این شهید بزرگوار با شماره ۳۰۰۰۸۹۰۰۱۹۱۰۸۴  راه اندازی شده است .

با ارائه نظرات و پیشنهادات خود، ما را برای تولید و انتشار محتوایی ارزشی تر یاری نمایید.

اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک