قابل توجه کلیه کاربران گرامی‌:

متاسفانه در اسفند ماه ۱۳۹۰ به دلیل نقص فنی و مشکلات در سرور کلیه مطالب آرشیو شده در سایت که بیش از ۸۰ خاطره و ۲۵۰ تصویر دوران دفاع مقدس و سایر مطالب بود پاک شد و عملا کلیه فعالیت‌های ما در سایت فعلی از بین رفت . و قاعدتا جهت برگشت به حالت اولیه مدت زمانی مورد نیاز است که انشا الله در اسرع وقت این کار صورت خواهد گرفت . ناقص بودن بخش‌های اصلی سایت از جمله تصاویر ، صوت و فیلم و بخش دانلود به همین علت است .

جهت اطلاع از پیشینه سایت اینجا کلیک کنید

«پایان غبطه» براساس خاطرات و زندگی شهید کاظمی‌شکل گرفته و بعدی از ابعاد شخصیتی آن اسطوره‌ جهاد و شهادت را برای جوانان ایران به نمایش می‌گذارد.

کتاب «پایان غبطه (زندگی داستانی سردار شهید احمد کاظمی)» در قالب دانستنی‌های انقلاب اسلامی‌نوشته نادره عزیزی نیک در ۱۶۸ صفحه با قیمت ۱۹۰۰ تومان از سوی انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی‌روانه بازار نشر شد. «پایان غبطه» حاوی بیست داستان کوتاه از زندگی این شهید است که برای جوانان منتشر شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: « شهید احمد کاظمی‌از بازماندگان و فرماندهای جهاد هشت ساله ملت ایران بود که همواره آرزوی رسیدن به معبود و دوستان شهیدش را در سر می‌پروراند. شهید احمد کاظمی‌‌از بازماندگان و فرماندهان جهاد او فرمانده‌ مخلصی بود که کاردانی، توانایی، شجاعت، عشق به معبود و اکثر کمالات انسانی را در خود متبلور کرده و مصداق آیه‌ «فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ»، بود که بالاخره در ‌یک روز عرفه روزگار غبطه‌اش به پایان رسید و با قربانی‌شدن در راه خدا به وصال حق دست‌یافت. این اثر، داستانی است براساس خاطرات و زندگی آن شهید.»

هموطنان تهرانی برای تهیه این کتاب‌‌‌ کافیست با شماره ۸۸۴۵۳۱۸۸ سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و کتاب را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، احمد کاظمی، دوم مرداد سال ۱۳۳۷در شهرستان نجف‌آباد به دنیا آمد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در دی‌ماه ۱۳۵۸، برای کمک به مبارزان فلسطینی، به جنوب لبنان اعزام شد و نیز دوره آموزشی جنگ‌های نامنظم را گذراند.

کاظمی، اول خرداد ۱۳۵۹ به عضویت سپاه پاسداران درآمد و در مناطق بحرانی کشور و سپس جبهه‌های جنگ تحمیلی حاضر شد.

وی در عملیات‌های رمضان و محرم، فرمانده تیپ نجف اشرف و در عملیات‌های بدر، قادر، والفجر هشت، کربلای پنج و والفجر ده، فرمانده لشکر هشت نجف اشرف بود.

کاظمی پس از جنگ معاون عملیات نیروی زمینی سپاه، فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهداء، فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین(ع) و فرمانده نیروی هوایی و سپس نیروی زمینی سپاه شد.

سرلشکر احمد کاظمی، نوزدهم دی ماه ۱۳۸۴ در اطراف ارومیه بر اثر سقوط هواپیمای حامل فرماندهان نیروی زمینی سپاه، به شهادت رسید.

مهم‌ترین آثاری که تاکنون در باره این شهید منتشر شده‌، عبارتند از:
ـ نبردهای شرق کارون به روایت فرماندهان (آزا‌دسازی شرق کارون و شکستن محاصره آبادان) / سید‌علی بنی‌‌لوحی، هادی مراد‌پیری و محسن محمدی / مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ / ۱۳۷۹٫
ـ تمنای شهادت‏ (زوایایی از خصوصیات سردار سرلشکر شهید احمد کاظمی‌فرمانده نیروی زمینی سپاه از زبان همرزمان) / گردآوری و تدوین جانمراد احمدی، زیرنظر رجبعلی رحیمی، به کوشش موسسه حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس‏ / مجنون (قم) / ۱۳۸۴٫
ـ پرواز آخر (یادداشت‌هایی درباره شهید احمد کاظمی) / محمدعلی بهداروند / صبح میثاق (قم) / ۱۳۸۵٫
ـ شهید احمد کاظمی‌/ شکیب / ۱۳۸۵٫
ـ ما اهل اینجا نیستیم (مجموعه ای از خاطرات و سخنرانی‌های سردار سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی) / گردآورنده و تدوین جانمراد احمدی / نشر مجنون / ۱۳۸۵٫
ـ لوح فشرده میقات / نشر مجنون / ۱۳۸۵٫
ـ لوح فشرده علمدار نجف / نشر مجنون / ۱۳۸۵٫
ـ مسافران ملکوت (جلد ۲: شهید احمد کاظمی) / سعید عاکف / ۱۳۸۵٫
ـ لوح فشرده مهاجر (۲ لوح) / موسسه فرهنگی شهید آوینی / ۱۳۸۵٫
ـ آی بچه‌ها شهید کاظمی‌کیه؟ / نویسنده سعید والی‌فر ؛ تصویرگر محمدرضا بیات و محسن محبی / میعاد / ۱۳۸۶٫
ـ فاتح خرمشهر (آلبوم عکس سردار شهید احمد کاظمی) /  جنات فکه / ۱۳۸۶٫
ـ تویی که نمی‌شناختمت / تحقیق و تالیف جانمراد احمدی / سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، لشکر زرهی هشت نجف اشرف / ۱۳۸۶٫
ـ نرم افزار چندرسانه ای شهید سرلشکر احمد کاظمی /  نشر شاهد ‌/ ۱۳۸۶٫
ـ اولین مسافر خرمشهر (حماسه سردار شهید احمد کاظمی) / مرتضی مساح / بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس‏‫ / ‏‫۱۳۸۷٫
ـ ح‍ک‍ای‍ت‌ آن‌ م‍رد آسمانی (خاطراتی از زندگی سردار سر‌لشکر پاسدار شهید حاج احمد کاظمی‌)/ محمود جوانبخت / ب‍ن‍ی‍اد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس / در دست چاپ.

[contact-form-7 404 "Not Found"]

کلیه کاربران می‌توانند خاطرات خود را از طریق رایانامه (پست الکترونیک) info@shahidkazemi.ir ما ارسال تا با رعایت حقوق افراد در سایت درج گردد.

همچنین از طریق فرم زیر نیز امکان ارسال خاطرات می‌باشد .

[contact-form-7 404 "Not Found"]

ضمنا سامانه اختصاصی پیام کوتاه ۳۰۰۰۸۹۰۰۱۹۱۰۸۴ آماده دریافت انتقادات و پیشنهادات شما می‌باشد .

چند بار ساواک دستگیرش کرد. یک بار،بد جوری شکنجه اش داده بودند.

 روزی که آزادش کردند، وقتی می‌خواست برود حمام ، دیدم زیر پیراهنش پر از لکه‌های خشک شده ی خون است، اثر تازیانه‌ها. بعدا فهمیدم بینی اش را هم شکسته اند. خودش یک کلمه راجع به بلاهایی که سرش در آورده بودند،چیزی نگفت . هر چه مادر می‌گفت این از خدا بی خبرها چی به روز تو آوردن؟ می‌گفت: هیچی مادر! بینی اش را هم از خونهای لخته شده ای که هر روز صبح روی بالشش می‌دیدیم،فهمیدیم شکسته. خودش می‌گفت: این خونها مال اینه که توی زندان سرما خوردم! اثرات آن شکستگی بینی، تا آخر عمر همراهش بود. با اینکه یک بار هم عملش کردند، ولی باز هم از تبعاتی مثل تنگی نفس رنج می‌برد.

منبع : کتاب شهید احمد کاظمی‌– مسافران ملکوت – سعید عاکف – انتشارات ملک اعظم

مقدمه فلسطین رفتنش ، خبری بود که یکی از آشناها صبح زود به مان داد . گفت: مامورای شهربانی امروز دوباره می‌خوان بیان سراغ احمد که دستگیرش کنن.

خبرش موثق بود . همان صبحی با یک تانکر نفتکش که داشت می‌رفت آبادان ، فراری اش دادیم از شهر .

دو ، سه ماه ندیدیمش ، وقتی برگشت، فهمیدیم از آبادان رفته عراق و از آنجاهم رفته فلسطین . بعد هم از طریق ترکیه ، قاچاقی برگشته بود ایران . با این که چیزی به پیروزی انقلاب نمانده بود و ارکان رژیم به هم ریخته بود ، ولی باز هم خطر دستگیری اش وجود داشت . یادم هست برای پدر یک رادیو آورده بود، برای بقیه هم ، سوغاتی‌های دیگر . یک سری عکس کوچک و بزرگ هم آورده بود. همه شان مربوط به اردوگاه‌های فلسطینی نشین بودو حکایت از آوارگی‌ها و بدبختی‌هایشان داشت. در باره ی اوضاع و احوال مبارزان فلسطینی ازش سوال کردم. گفت: خیلی‌هاشون از دین و معنویت بویی نبردن! تا زمانی هم که این مشکل شون رو حل نکنن، به جایی نمی‌رسن!

منبع : کتاب شهید احمد کاظمی‌– مسافران ملکوت – سعید عاکف – انتشارات ملک اعظم

 دیپلم ماشین آلات کشاورزی را از دبیرستان شریعتی نجف آباد گرفت. بعد در مغازه نجاری پدرش مشغول به کار شد. شش ماه بعد،همراه گروه محمد منتظری برای کمک به چریک‌های فلسطینی به سوریه رفت . این گروه ۴۵ روز در پادگان «حموریه »نزدیک دمشق آموزش نظامی‌دیدند تا اینکه به لبنان رفتند. احمد عضو یکی از گردان‌های نظامی‌سازمان الفتح شد بعد از چند ماه «نا امید» از فلسطینی‌ها برگشت ایران.

شهید احمد کاظمی‌در ۲ مرداد ۱۳۳۷ در شهرستان نجف اباد به دنیا آمد.

 شهیدان از همان آغاز ساکنان بهشت عدن الهی بوده اند . آنان چند صباحی مهمان این عالم خاکی شدند تا به ابتلائاتی سخت ازموده شوند و بهای سکونت ابدی شان در بهشت جاودانه را بپردازند ، تا فردای قیامت ، این حجت الهی بر همگان تمام شود که : بهشت را به بها می‌دهند ، نه به بهانه مادر خواب سه تا ماهی را دیده بود ، سه تا ماهی که توی یک رودخانه ، می‌رفته اند به سمت دریا . می‌گفت : یکی از اون ماهی‌ها ، روی کمرش یه هلال ماه داشت ، اصلا انگار خود ماه بود ، چون که نور زیبا و خیره کننده ای ازش به طرف اسمون پاشیده می‌شد . مادر وقتی خوابش را تعریف می‌کرد ، حال و هوای خاصی پیدا کرده بود . خیره شده بود به یک نقطه نامعلوم . می‌گفت : هزاران هزار ماهی دیگه توی اون رودخونه بودند که با اون دو تا ماهی ، دنبال این ماهی نورانی می‌رفتند ، یعنی اون ماهی ، تمام ماهی‌ها رو داشت هدایت می‌کرد به سمت دریا . مادر گفت : محسن ! می‌دونم که اون سه تا ماهی ، تو و دو تا برادرات بودین ، ولی نمی‌دونم اون ماهی نورانیه کدوم یکی تون بود؟ آن وقت‌ها احمد چهار سالش بود . بعد‌ها توی جنگ ، وقتی احمد فرمانده لشکر نجف اشرف شد ، مادر گاهی یاد خوابش می‌افتاد . می‌گفت : اون ماهی نورانی همین احمدم بود !

 منبع : مسافران ملکوت – سعید عاکف – انتشارات ملک اعظم