خاطرات

ناگفته‌های زندگی شهید حججی | از ازدواج تا شهادت حججی

  ناگفته‌های زندگی شهید حججی | محسن حججی راه شهادت را برگزیده بود، سالها پیش از آن که گذرش به عراق و سوریه بیفتد، راهش روشن بود. یکی از دوستان نزدیک شهید حججی حمید خلیلی مدیر مؤسسه حاج احمد کاظمی‌است. او از ناگفته‌های زندگی محسن حججی از ازدواج تا شهادت می‌گوید… حمید خلیلی مدیر مؤسسه سردار شهید حاج احمد کاظمی‌ناگفته‌هایی از زندگی شهید مدافع حرم بی سر «محسن حججی» را بیان می‌کند. حمید خلیلی مدیر مؤسسه سردار شهید حاج احمد کاظمی‌که سال‌های متمادی یا شهید مدافع حرم «محسن حججی» ارتباط داشت و رابطه صمیمی‌میانشان وجود داشت در گفت‌و‌گو با تسنیم در خصوص این مؤسسه و ورود شهید حججی به مؤسسه شهید کاظمی‌ می‌گوید: مؤسسه شهید احمد کاظمی‌یک مؤسسه فرهنگی تربیتی …

ادامه نوشته »

شهید حسن شاطری و احمد کاظمی‌در یک قاب

به گزارش سایت شهید کاظمی‌« احمد کاظمی» و «حسن شاطری»، دو سردار بزرگ دوران دفاع مقدس و انقلاب اسلامی‌محسوب می‏شوند که همواره خدمات شایانی را به ملت ایران و جهان اسلام ارائه دادند و دست آخر، هر دو به خیل عظیم هم‏رزمان شهیدشان پیوستند.   هر دوی این یادگاران جنگ تحمیلی و سال‏های مبارزه و دفاع مقدس در طول جنگ تحمیلی در میدان نبرد با دشمن بعثی حضوری فعال داشتند و با تمام وجود در حوزه فرماندهی و مهندسی جنگ که بسیار مهم بود، فعالیت می‏کردند.     احمد کاظمی‌در سن ۱۸ سالگی، پس از تحصیلات دوره دبیرستان در به مبارزان جبهه‌های جنوب لبنان پیوست و شهید شاطری نیز در همین خطه متبرک به شهادت رسید.   وی با شروع جنگ …

ادامه نوشته »

چهار تصویر از شهید احمد کاظمی‌به روایت از آقا عزیز

چهار تصویر از شهید احمد کاظمی‌به روایت از آقا عزیز تصویر اول: مرحله دوم عملیات بیت المقدس است. دشمن با تمام قوا و نیرو سایه‌ی کینه انداخته است روی سر بچه‌ها. خط یک لحظه آرام نمی‌گیرد و از شدت آتش سنگین دشمن زمین به لرزش افتاده و تمامی‌فضا پر است از خاک و دود و بوی مشمئزکننده باروت و خون همه جا را گرفته است. نیروها چاره ای ندارند جز اینکه فشار دشمن را تحمل کنند و دم بر نیارند. قرارگاه، مقاوم ترین نیروها را برای حفظ خط انتخاب کرده است و البته احمد و تیپ ۸ نجف اشرف هم از صبورترین نیروها. احمد با سرباندپیچی شده در خط حضور دارد و از نیروها بازدید می‌کند. عمق خستگی در چشم‌هایش …

ادامه نوشته »

مال دنیا

حدود یک سال قبل از اینکه سردار به نیروی زمینی بروند یک روز من را برای یک مسئله حقوقی به دفتر احضار کردند .بنده مشاور حقوقی ایشان در نیروی هوایی سپاه بودم. به دفتر ایشان رفتم .خیلی مضطرب وپریشان حال بودند و دائما دور اتاق قدم میزدند ( گویا یکی از افراد مشکل مالی برای مجموعه ایجاد کرده بود و اشتباه خودش را قبول نداشت ). گفتم: سردار بنشینیم و صحبت کینم… با همان حال گفتند: نه! گفتم: در خدمتم اتفاقی افتاده؟ گفتند: ما ( فرماندهان و مسئولان ) زمانی که باید به دنبال دنیا و لذت بردن از آن میرفتیم رفتیم به دنبال کسب آخرتمان الان که محاسنمان سفید شده و سن وسالی ازما گذشته به دنبال دنیا افتاده …

ادامه نوشته »

محرم و شهید کاظمی‌۱

حاجی حواسش به همه چیزبود؛ ازمحتوای سخنرانی و مداحی‌ها و نماز جماعت‌های ظهرعاشورا و تاسوعا گرفته ، تا گذاشتن چند نفر مأمور جهت جفت کردن کفش‌های عزاداران و گرفتن اسفند دم در و دقت در توزیع صبحانه وغذا ی ظهرعاشورا و تاسوعا که به بهترین شکل انجام شوند . برگزاری هیأت ومراسم عزاداری در دهه اول محرم، برایش از اهم واجبات به شمارمی‌آمد وسنگ تمام می‌گذاشت، اما کیفیت اجرای آن برایش خیلی مهم‌ تر بود. طوریکه می‌توان ازهیأت عاشقان ثارالله (ع)، لشکر «۸ نجف اشرف» ، به‌عنوان یک الگوی نمونه عزاداری نام برد. از چند وقت پیش بزرگ ‌ترها و معتمدین خود را در لشکر خبر می‌کرد؛ چندتا بسیجی و یکی،دوتا پیرغلام امام حسین(ع) . بعدهم تقسیم کارمی‌کرد. «حاج حسین …

ادامه نوشته »

ماجرای مسافرت رفتن با احمد کاظمی

ادب احمد فوق‌العاده بود، این ادب احمد به نظر من شاه کلید همه چیز بود و به خیلی چیزها رشد داد. نمونه‌ای از تواضع احمد این بود که در مراسم‌های مختلف مثلا در هفته‌ جنگ که فرماندهان را دعوت می‌کنند یا یک روز ستاد کل دعوت می‌کند، به جلسه‌ای. ترتیب چیدن صندلی‌ها به نسبت درجه و رتبه و جایگاه است و هر کس جای مشخصی دارد. یکی از علت‌هایی که من امتناع داشتم از شرکت در مراسم‌ها به خاطر اخلاق و برخورد متواضعانه‌ی احمد بود، یک معرکه‌ای داشتیم در جایگاه، احمد همه را به هم می‌ریخت و جابه جا می‌کرد تا خودش آخر بایستند، امکان نداشت که این جوری نباشد. یک روز به آقا رحیم گفتم که شما فکر می‌کنید …

ادامه نوشته »

نام او همیشه زنده خواهد ماند…

نام او همیشه زنده خواهد ماند… از سردار سرشناسی که تمام دوران دفاع مقدس را در خطوط مقدم نبرد گذرانده و شهادت یاران بسیار نزدیک خود، شهید حسین خرازی و شهید محمدابراهیم همت را در میدان آتش و خون به چشم خویش دیده، رنج آورتر از این نمی شود که در یک حادثه، پرواز کند و به دوستان و همرزمان شهیدش بپیوندد. سردار احمد کاظمی، اما این رنج را دید درحالی که رنج فراق یاران غارش را افزون تر از هر نوع رهیدن از دنیا برای خود، تحمل می کرد. وقتی گزارش‌های حماسه دفاع مقدس را مطالعه می کنی یا داستان‌ها و خاطرات رزمندگان اسلام را می خوانی، یا فیلم‌های روایت فتح را می بینی، جابه جا با نام احمد …

ادامه نوشته »

حاج احمد هم رفت …

آنچه می‌خوانید، روایت محسن رضایی است از اعلام خبر شهادت مهدی باکری توسط شهید احمد کاظمی: مهدی [باکری] چون حساسیت منطقه را می‌دانست، رفت آنجا مقاومت کرد. من تلاشی را که او در بدر کرد، در هیچ یک از فرماندهان جنگ ندیده بودم. شرایط مهدی خیلی عجیب و پیچیده بود. پشت سرش یک پل پانزده کیلومتری بین جزیره شمالی تا آنجا بود، که با یک بمباران از کار افتاد. از محل پل تا آن کیسه‌ای هم حدود پنج شش کیلومتر راه بود. خود کیسه‌ای که اصلا وضع مناسبی نداشت. مهدی خودش با همان پنج شش نفری که آن جا بودند تا آخرین لحظه مقاومت کرد. من خسته شده بودم. کمی قبل از اینکه سختی‌ها بیشتر شود رفتم به آقا رحیم …

ادامه نوشته »

رعایت بیت المال

آن روز ظاهراً همسر حاجی جایی رفته بود و حاجی مجبور شده بود، محمد مهدی را همراه خود بیاورد از صبح که آمد رفت جلسه و محمد مهدی را پیش ما گذاشت. جلسه که تمام شد مقداری موز اضافه آمده بود یکی را به محمد مهدی دادم تا از او نیز پذیرایی کرده باشم نمی دانم چه کاری داشت که مرا احضار کرد. محمدمهدی هم پشت سر من وارد دفتر او شد.وقتی بچه را دید چهره اش برافروخته شد، سپس گفت: چه کسی به به او موز داده ، گفتم: حاجی این بچه صبح تا حالا هیچ چیزی نخورده یک موز که بیشتر به او نداده ایم تازه از سهم خودم بود . نگذاشت صحبتم تمام شود دست در جیبش …

ادامه نوشته »

انتظار پدر از فرزند

شهید ، شهادت ، فرزند شهید … فرزند شهید … فرزند شهید بودن کار آسانی نیست ، فرقی نمی‌کند فرزند یک بسیجی شهید باشی و یا یک سردار شهید ، البته تفاوت کوچکی می‌کند و آن اینکه شاید خیلی‌ها آن بسیجی شهید را نشناسند و تا ابد این فرزند شهید همچون پدرش گمنام بماند اما آن فرزند شهید باید یک فرد عادی در جامعه باشد اما نمی‌تواند عادی رفتار کند چون منسوب به یک واژه است : فرزند شهید همه پدر او را کم و بیش می‌شناسند ، انتظارهایی که از ایشان و امثال محمد مهدی می‌رود به مراتب بیش از دیگران است و واقعا سخت است ، اما وقتی می‌بینی این فرزند سال‌ها تحت تربیت پدری همچون حاج احمد کاظمی‌بزرگ …

ادامه نوشته »